ماراتون تک نرخی شدن ارز

0
مزرعه سبز: در تمام جوامع اقتصادی سالم، کشورهای پیشرفته و حتی در حال توسعه و همچنین سیستم‌های اقتصاد باز، یک تعریف ثابت و مشخص از پشتوانه پولی رایج کشور، نرخ آزاد و غیرپراکنده ارز، اقتصاد و اشتغال و تولید بر مبنای عرضه و تقاضا وجود دارد.

واعدالتا

کشورهای یاد شده، نیک می‌دانند ارز چند نرخی، یارانه، کوپن و… یعنی فساد، زیرا از هر سو، کسی فریاد واکمبودا، واعدالتا و مستضعفینا سر می‌دهد.
در مجلس و هیات دولت هم کم نیستند وامداران ارباب قدرت‌های بزرگ اقتصادی، واردکنندگان بزرگ، کارخانه‌دارانی که به واسطه حمایت های حزبی، جناحی، باندی، شراکتی‌ بزرگ شده‌اند و… و این جماعت سرمایه‌گذاری های عظیمی را به هم رسانده‌اند.

نمونه بازماندن

متقاضی سرمایه‌گذاری برای وارد کردن تجهیزات، تکنولوژی و ماشین‌آلات از بانک، وام ارزی گرفته (مثلاً دلار 1000تومانی) و باید تعهد دهد که عین این میزان ارز را برمی‌گرداند.(نه معادل ریالی یا ارز به نرخ دولتی یا نیمایی) پس از واردکردن دستگاه‌ها، اما در اندک زمانی دلار 2 تا 3 برابر گران‌تر می‌شود و کارخانه‌دار اگر علاوه‌بر زمین، ساختمان، سوله، انبار، حتی نقدینگی، ارزش افزوده و همه دستگاه‌های خود و کانه مسکونی را بفروشد، باز هم نمی‌تواند وام ارزی را تسویه کند.
نتیجه این فرآیند ورشکستگی، مصادره کارخانه و به زندان افتادن کارآفرین می‌شود.

که دخلش بُوَد نوزده، خرج بیست

اکنون کارگر با حقوق اداره کار و بر مبنای ارز مثلاً 10هزار تومانی استخدام می‌شود؛ اما در سال بعد به دلیل تورم، چاپ اسکناس بدون پشتوانه، تضعیف ریال و… به افزایش قیمت ارز می‌انجامد و حاصل آن می‌شود «که دخلش بُوَد نوزده، خرج بیست»
با این حساب است که در ماراتون ارز دولتی، برگ سبز، ارز ترجیحی، ارز نیمایی، ارز آزاد، ارز یارانه‌ای و… هرگز نمی‌تواند عرضه و تقاضا تراز و تعادل برقرار نمایند و راه حل به کوپونیزم می‌انجامد که در هر صورت باز فساد، رانت و اختلاف طبقاتی را پیش می‌آورد.

نمونه دیگر

زمانی که یارانه 45 هزار تومانی به مردم تعلق گرفت، نرخ آزاد دلار آمریکا معادل 1000تومان بود؛ یعنی هر ایرانی 45دلار یارانه دریافت می‌کرد، اما امروز همان ایرانی اکنون فقط یک و هشت دهم دلار یارانه می‌گیرد و در باقی موارد به‌ویژه برای کارگران، کارمندان، فرهنگیان و دیگر اقشاری که حقوق ریالی ثابت دریافت می‎کنند عرضه و تقاضا بی‌معنی می‎شود؛ در حالی که اقتصاد صحیح یعنی «عرضه و تقاضا».
موافقان چند نرخی ارز هر روز در گوشه‌ای، علم شنگه‌ای راه می‌اندازند که ارز آزاد، فقر را فقیرتر می‌کند که البته اگر سیستم رانتی و عدالت برمبنای رفاقت رواج داشته باشد، حتماً چنین می‌شود.

تا سرمان را چرخاندیم

به قول غلامحسین رضوانی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، «تا سرمان را چرخاندیم، در یک دقیقه ارز 4200تومانی حذف شد».
بله ارز 4200تومانی که در حقیقت همان ارز 70ریالی زمان شاه است، حذف شد. با این تفاوت که در زمان شاه قیمت دلار 70ریال بود؛ اما در برخی از صرافی‌ها 68 و 69 ریال فروخته می‌شد.
همین ارز 70ریالی به مرور 70 تومان، 170 تومان، 1000 تومان و اینک 25 هزار تومان رسیده و همه مناسبات و تعادل بین کار تولید و اشتغال و سرمایه گذاری بر هم زده است.

ماراتون نفس گیر

مسلماً در سال 1401 اگرچه در مسیر صحیح ارز یک یا نهایتاً دو نرخی قرار می‌گیریم؛ اما ماراتون نفس‌گیر باز هم جامعه را به سمت بخور و نخور، اختلاف طبقاتی بیشتر، حذف طبقه متوسط و نارضایتی بیشتر پیش خواهد برد.
شاید مناسب‌ترین راهکار این باشد که دولت و مجلس، اشتغال و قیمت تمام شده و عرضه شده و توان خرید را از دریچه بایدهای، تعزیرات، جریمه، ترس و… نگاه نکنند و مبنای عرضه و تقاضا را در پهنه وسیع زندگی بدون نورچشمی‌ها، بدون فساد، بدون طبقات خاص و تقویت هر دو طیف مصرف‌کننده و تولیدکننده در نظر بگیرند.
مقاله قبلیافت ۲۱ درصدی سطح یخچال‌های کشور طی یک دهه گذشته
مقاله بعدیتفریح به بهای نابودی حیات وحش

پاسخ شما

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید