تاکسیبازی برای دوربین، پاسخگویی برای مردم؛ آقای قزلجه، هزینه چند میلیاردتومانی هتل تبریز را از کجا پرداخت کردید؟ نمایش کافی است!
تاکسیبازی وزیر جهاد کشاورزی در حالی خبرساز شده که پرسشهایی درباره هزینه هتل تبریز، واردات نهادهها، انتصابات و عملکرد وزارتخانه مطرح است.
ظاهراً وقتی فشار افکار عمومی بالا میرود و پرسشها درباره عملکرد خسارتبار نوری قزلجه و اطرافیان پرتعدادش بیشتر میشود، نسخه جدید روابط عمومی قزلجه رونمایی میشود: عکس، فیلم، نمایش و باز هم نمایش!
حالا تاکسیسواری و تاکسیبازی قزلجه در مسیر اجلاس اتاق کشاورزی ایران هم تبدیل به سوژه و پروژه جدید رسانهای شده است؛ تصویری که به خیال خام خودشان قرار است پیام «وزیر مردمی و سادهزیست» را منتقل کند. زهی خیال باطل! مردم هزینه چند میلیاردتومانی هتل تبریز را که برای پس گرفتن امضاهای نمایندگان استیضاحکننده پرداخت شده، کجای دلشان بگذارند؟
اما یک سؤال جدی وجود دارد:
آقای قزلجه بستانآبادی! مردم قرار است با عکس و تصویر تاکسیبازی شما حواسشان از چه چیزی پرت شود؟
از گزارشهای پرتعداد و ابهامهای پرتکرار مربوط به تخلفات در واردات نهادههای دامی و تخصیص ارز؟
از ماجرای مرغهای تاریخمصرفگذشته و ادعاهای مطرحشده درباره نحوه تعیین تکلیف آنها؟
از مجوزهای صادرشده در کمیته استثنا و فرآیند صدور آنها؟
از انتصابهایی که درباره آنها شائبههای قومیتی، خانوادگی یا رفاقتی مطرح شده؟
از پرسشها و ابهامات جدی مربوط به شیوه مدیریت شرکتهای تخصصی وزارتخانه؟
یا از گزارشها و ادعاهای منتشرشده درباره ریختوپاشهای سنگین و هزینههای نجومی برای تغییر دکوراسیون و مبلمان و فرش و چوبکاری و کاغذدیواری و تجهیز دفتر و اتاق کار و اتاق استراحت شما و خرید کتوشلوارهای نانو چندصد میلیونی و کاور کتوشلوارهای چنددهمیلیونی ضدچروک؟
یا از سفرهای خارجی پرتعداد، پرهمراه و پرهزینه اما بینتیجه شما که آنقدر آش آن شور شد که رهبر شهید در جلسه با هیئت دولت درباره اینگونه سفرهای پرهزینه، پرهمراه و بینتیجه بهصورت جدی تذکر دادند و طبق شنیدهها، مخاطب آن عتاب و خطاب رهبر شهید، سفرهای خارجی پرتعداد، پرهمراه و پرهزینه اما بینتیجه وزیر جهاد کشاورزی بود؟
اگر این گزارشها دروغ است، تکذیب رسانهای کافی نیست؛ فاکتور، قرارداد و سند هزینه منتشر کنید.
اگر درباره واردات و توزیع نهادهها و پروندههای مرتبط، تخلف و ابهامی وجود ندارد، گزارشهای رسمی و نتایج بررسیها را شفاف روی میز بگذارید.
اگر تاریخ مصرف مرغهای تاریخگذشته تغییر نکرده و وارد بازار نشده، مستندات فنی و نظارتی را منتشر کنید.
و اگر انتصابهای شما کاملاً بر اساس شایستگی بوده و نه بر مبنای مسائل قومیتی، رفاقتی و خانوادگی، رزومه و فرآیند انتخاب مدیران را شفاف کنید.
اما اگر پاسخ به همه این پرسشها قرار است فقط یک چیز باشد؛ «آهای ایها الناس! نگاه کنید؛ نوری قزلجه با تاکسی رفتوآمد کرد!»، این دیگر پاسخگویی نیست؛ عملیاتی چندشآور و کثیف رسانهای برای فریب افکار عمومی و توهین به شعور مخاطب است!
جامعه امروز آنقدر تجربه، آگاهی و حافظه جمعی دارد که میان سادهزیستی واقعی و تظاهر به سادهزیستی، آن هم به شکل تهوعآور و نمایشی و جلوی دوربین برای فریب افکار عمومی، تفاوت بگذارد.
وزیر جهاد کشاورزی مسئول اداره یک وزارتخانه بزرگ و حیاتی و متولی سفره و معیشت مردم و موظف به حل مشکلات کشاورزان، دامداران، مرغداران و... است؛ نه تولید محتواهای گمراهکننده اینستاگرامی برای فریب افکار عمومی!
کشاورز و دامدار و مرغدار، تصویر تاکسیبازی وزیر جهاد کشاورزی را نمیخواهند؛ پول محصول تحویلدادهشده، نهاده و حل مشکلاتشان را میخواهند.
تولیدکنندگان بخش کشاورزی، نمایش و همایش نمیخواهند؛ سیاستگذاری درست و اصولی میخواهند.
مردم، ژستهای فریبنده نمیخواهند؛ پاسخ میخواهند.
آقای قزلجه بستانآبادی؛ اگر عملکردتان قابل دفاع است، اجازه دهید اعداد، اسناد و گزارشهای رسمی از شما دفاع کنند.
با تاکسی میشود به یک اجلاس رفت و میشود نمایش بازی کرد؛ اما نمیشود با نمایش فریبکارانه تاکسیسواری، از کنار سؤالهای سنگین و پرتعداد مدیریتی و ابهامهای مالی و اجرایی و گزارشهای پرتعداد تخلف، از واردات نهاده گرفته تا مجوزهای استثنایی، مرغهای منجمد تاریخگذشته، انتصابهای قومیتی و... عبور کرد.
نمایشهای فریبکارانه و تهوعآور را متوقف کنید؛ پاسخگو باشید.