رمزگشایی از شکست مذاکرات؛ آیا جنگ ایران و آمریکا از ابتدا حتمی بود؟
چرا مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا به شکست انجامید؟ علت عدم توافق بر سر غنیسازی و خطوط قرمز موازی که وقوع جنگ ایران و آمریکا را اجتنابناپذیر ساخت
پس از سه دور مذاکرات غیرمستقیم که سرنوشت منطقه را رقم زد، دیپلماسی باز هم مغلوب شد و جای خود را به رویارویی نظامی مستقیم داد. اما سؤال اصلی این است: چرا خطوط قرمز موازی تهران و واشنگتن هرگز به هم نرسیدند و جنگ ایران و آمریکا عملاً اجتنابناپذیر شد؟
بنبست مذاکرات عمان و ژنو؛ اعلام ناامیدی آمریکا در دور دوم
مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا که در عمان و ژنو برگزار شد، در نهایت به نتیجه نرسید، درست مانند دورههای پیش از «جنگ ۱۲ روزه». استیو ویتکاف، نماینده ویژه رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرده که پس از دور دوم مذاکرات، از عدم امکان توافق با جمهوری اسلامی ایران اطمینان یافته بود.
او به صراحت گفته: «ما با آنها در مورد ۱۰ سال عدم غنیسازی و پرداخت هزینه سوخت صحبت کردیم، اما این پیشنهاد قاطعانه رد شد.» این موضوع، فرضیه پیشرفت مذاکرات که توسط مقامات ایرانی مطرح میشد را زیر سؤال میبرد و نشان میدهد که از همان مقطع، مسیر به سمت جنگ ایران و آمریکا هموار شده بود.
دو خط قرمز موازی؛ تفاوت ماهوی در اهداف واشنگتن و تهران
شکست مذاکرات به دلیل تفاوتهای اساسی در اهداف نهایی طرفین رقم خورد. مواضع دو طرف، همچون دو خط موازی، قابلیت همپوشانی نداشتند:
-
مواضع آمریکا: دونالد ترامپ خواهان توقف کامل غنیسازی اورانیوم، خروج ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی، محدودیت برنامه موشکی و تغییر سیاستهای منطقهای ایران بود. اگرچه در مذاکرات، موشکی و منطقهای کنار گذاشته شد، اما هدف اصلی آمریکا یعنی توقف غنیسازی در خاک ایران، غیرقابل مذاکره بود.
-
مواضع جمهوری اسلامی ایران: خط قرمز تهران، حفظ حق غنیسازی اورانیوم بود. هیئت مذاکرهکننده ایران در تلاش برای رسیدن به توافقی شبیه برجام بود که در آن حداقلهای غنیسازی حفظ شود. اما شرایط ژئوپلیتیکی جدید و عدم تمایل آمریکا به تکرار مدل برجام، این پیشنهادها را بیاثر کرد و بنبست در دور دوم مذاکرات، شکست دیپلماسی را قطعی ساخت.
چرا جنگ اجتنابناپذیر شد؟ فراتر از برنامه هستهای
حتی اگر گام اول در موضوع هستهای با موفقیت برداشته میشد، ادامه مسیر به دلیل اهداف نهایی واشنگتن با مشکل مواجه بود.
هدف نهایی فشار حداکثری آمریکا، تغییر رفتار کلی جمهوری اسلامی ایران بود که شامل برنامه موشکی و سیاستهای منطقهای نیز میشد. مواضع ترامپ مبنی بر «تسلیم بیقید و شرط»، نشان میداد که واشنگتن به دنبال سازش نیست.
علاوه بر این، تغییر موازنه قدرت در منطقه و تضعیف نیروهای محور مقاومت پس از وقایع اخیر، عاملی شد که مواضع راهبردی دو طرف را تغییر نداد.
بنابراین، پس از ۴۷ سال تقابل غیرمستقیم، جنگ ایران و آمریکا به نقطه اوج خود رسید و بخت دیپلماسی برای موفقیت، بسیار کمتر از آن بود که مقامات اعلام میکردند. اکنون، با آغاز تقابل نظامی، سرنوشت منطقه در هالهای از ابهام قرار گرفته است.