فرسایش قدرت نرم آمریکا و تغییر چشمانداز امنیت غذایی امارات متحده عربی
تحلیلی از دکتر حسین شیرزاد درباره فرسایش قدرت نرم آمریکا و پیامدهای آن بر امنیت غذایی امارات و کشورهای خلیج فارس؛ از رقابت چین تا پروژههای جهانی تأمین غذا.
مطابق آخرین آمارها کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) تا 93 درصد از مواد غذایی خود را وارد میکنند. حال اگر ایالات متحده حضور امنیتی و هژمونیک خود را در منطقه خلیج فارس کاهش دهد، کشورهای شکننده عربی به طور فزایندهای در برابر ناامنیهای فزاینده ناشی از کمبود مواد غذایی، شوکهای اقتصادی و آوارگیهای مرتبط با آب و هوا آسیب پذیر میشوند. این امر خلائی را ایجاد میکند که به راحتی توسط سایر بازیگران ژئوپلیتیکی پر میشود.
بیشتر بخوانید: مسئله غذا، انرژی و پیچیدگی های ژئوپلیتیکی تنگه هرمز
از زمان آغاز جنگ یمن در سال ۲۰۱۵، امنیت دریایی در دریای سرخ و تنگه باب المندب رو به وخامت گذاشته است، مجاهدین محور مقاومت به رهبری ایران به تدریج قابلیتهای جنگ نامتقارن هوایی و دریایی را با شهپاد، پهپادها، موشکها و بمبهای دستساز آبی توسعه دادهاند.
این امر در مورد قایق های تندرو و زیردریایی های بدون سرنشین کنترل از راه دور حزبالله و حماس و همچنین بمبهای دست ساز آبی حوثیها صدق میکند که همگی میتوانند عملیات کنترل پهبادی دریایی و مین ریزی های دریایی را انجام دهند. امروزه دریای مدیترانه و جنوب دریای سرخ به راحتی میتوانند به نقاط اشتعال تبدیل شوند. امنیت غذایی خاورمیانه بار دیگر در وضعیت بیثباتی چشمگیری قرار دارد.
در جهانی که بیش از پیش به تجارت وابسته است، یک آبراه باریک، چنان سلطه ای بر ثبات اقتصادی جهان دارد که بسته شدن آن، حتی به طور موقت، نه تنها قیمتها را افزایش میدهد، بلکه میتواند مسیر رشد جهانی را برای سالهای آینده تغییر دهد. فعالان بازار مالی، از جمله شرکتهای معاملات کالا و صندوقهای سرمایهگذاری، در طول تهدیدهای اختلال در عرضه انرژی-غذا، اندازه موقعیت و مدیریت ریسک را تنظیم میکنند. این تنظیمات میتواند از طریق موقعیتیابی سوداگرانه و فعالیتهای پوشش ریسک، نوسانات قیمت را تشدید کند.
حضور پرقدرت چین در زیرساختهای بندری و لجستیک غذایی
از مدت ها قبل، در حوزه زیرساختهای بندری و حمل و نقل تجاری، چین به سرعت نفوذ خود را از طریق ابتکار کمربند و جاده، به ویژه در خاورمیانه، جنوب شرقی آسیا و فراتر از آن، گسترش داده است. راهاندازی طرح کمربند و جاده چین در سال ۲۰۱۳، اهمیت خاورمیانه را برای پکن افزایش داد و این منطقه را به یک کریدور کلیدی زمینی و دریایی برای رشد چین تبدیل کرد. متعاقباً سرمایهگذاریهای این کشور در زیرساختها و فناوری منطقهای به شدت افزایش یافت.
تا سال ۲۰۲۱، تجارت چین با این منطقه به ۲۸۴.۳ میلیارد دلار رسیده است، در حالی که این رقم در سال ۲۰۰۰ تنها ۱۵.۲ میلیارد دلار بود. چین اکنون شریک تجاری برتر عربستان سعودی است و عربستان سعودی تأمینکننده اصلی نفت چین است. در واقع، خاورمیانه تقریباً نیمی از نفت خام چین را تأمین میکند .چین همچنین برترین سرمایهگذار خارجی در منطقه است.
فرسایش قدرت نرم ایالات متحده
با این حال، چنین سرمایهگذاریهایی بطور مکفی به نیازهای گسترده تر کمکهای غذایی کشورهای عربی منطقه که از دیرباز توسط کمکهای ایالات متحده پشتیبانی شدهاند، نمیپردازد. فرسایش قدرت نرم ایالات متحده پیامدهای مستقیمی برای امنیت ملی این کشور نیز دارد، زیرا کمکهای خارجی مدتهاست که از ثبات، ایجاد اتحاد، پیشگیری از درگیری و اشتراکگذاری اطلاعات حمایت کردهاند.
بدون حضور ایالات متحده در فضای منطقه ای اعتماد به رهبری ایالات متحده کاهش مییابد و هماهنگی تناقضات و بحرانهای بین اعراب منطقه تضعیف میشود. این امر فضا را برای بازیگرانی مانند چین ایران و روسیه، حتی ترکیه و پاکستان، برای استفاده از ناآرامیهای اجتماعی باز میکند.
عدم پایبندی به تعهدات بینالمللی و ارائه کمکهای ثبات بخش در نهایت با اجازه دادن به رشد فضاهای متخاصم و رقیب با آمریکا و شبکههای خصمانه، منافع ایالات متحده را در خارج از این کشور تهدید میکند.
در حالی که این تحلیل، تأثیر بیثباتکننده اختلال در گلوگاه هرمز و باب المندب را بر کشورهای آسیبپذیر در برابر ناامنی غذایی برجسته میکند، اما باید تأثیرات آن بر مصرفکنندگان و پرسنل نظامی ایالات متحده نیز در نظر گرفته شود. با توجه به وابستگی ایالات متحده به شبکههای تجارت جهانی غذا و انرژی، جریانهای تجاری بدون وقفه برای زنجیرههای تأمین غیرنظامی و نظامی ضروری است.
اختلال میتواند تحویل غذا و سوخت به پایگاههای نظامی ایالات متحده در خارج از کشور را به تأخیر بیندازد و آمادگی عملیاتی را تهدید کند. افزایش حق بیمه حمل و نقل، طولانی شدن زمان حمل و نقل و عدم قطعیت در زنجیره تأمین میتواند فشاری بر شرکتهای آمریکایی باشد و هزینههای پایگاه ها و سربازان آمریکایی را افزایش دهد.
اختلال در گلوگاههای تجاری دریایی برجسته، یا حتی تصور بیثباتی آنها، نه تنها میتواند دسترسی محدود به غذا، بلکه نوسانات بازار، خرید وحشتزده یا اعمال محدودیتهای صادراتی توسط دولتها، بیثبات کردن بازارهای جهانی غذا و افزایش قیمتها را نیز به دنبال داشته باشد.
ناامنی غذایی جمعیت زیادی را در معرض بیثباتی قرار میدهد، ظرفیت نظامی ایالات متحده را تحت فشار قرار میدهد و امنیت آمریکا را تهدید میکند. طرفه اینکه تأثیرات امنیتی یک سیستم غذایی جهانی مختل شده غیر قابل پیش بینی و گسترده است.
شکنندگی امنیت غذایی عربی
کشورهای شکننده عربی و ناامن از نظر غذایی بیشتر در معرض درگیری و رادیکالیسم هستند و خطراتی مانند موج مهاجرت، فروپاشی نظم اجتماعی و تهدیدات فراملی مداوما ریسکهای آنها را افزایش میدهد. گروههای سنتی، به ویژه گروههای جهادی سلفی، از ناآرامیهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از ناامنی غذایی رونق میگیرند و زمینه را برای جذب حامیان و گسترش ایدئولوژیهای ضد غربی فراهم میکنند. بیثباتی سیستم غذایی همچنین باعث مهاجرت میشود و مهاجرت از روستا به شهر و از جنوب به شمال جهان را افزایش میدهد.
از آنجایی که کشورهای شکننده عربی با فشارهای فزاینده تغییرات اقلیمی و درگیری و ناامنی غذایی روبرو هستند، ریسک افزایش افرادی که در پاسخ به ناامنی غذایی و در جستجوی فرصتهای اقتصادی مهاجرت میکنند، همواره وجود خواهد داشت.
شهرنشینی کم سابقه در کشورهای عربی خلیج فارس وابستگی به تجارت مواد غذایی، به ویژه غذاهای فرآوری شده و زنجیرههای تأمین گسترده را افزایش داده و مآلا آسیبپذیری سیستم غذایی را افزایش میدهد. رشد طبقه متوسط در این کشورها تقاضا برای کالاهای غذایی را افزایش داده، فشار بر زنجیره تأمین و زیرساختها را تشدید نموده و سیستمهای کشاورزی و نیروی کار آنها را بیثبات میسازد.
در این میان تورم مداوم قیمت مواد غذایی قدرت خرید مصرفکننده را کاهش میدهد، این زنجیره ناشی از اختلالات زنجیره تأمین، هزینههای بالای انرژی و شوکهای جهانی مرتبط با درگیری، به ویژه آسیب رساندن به کشورهای حاشیه خلیج فارس وابسته به واردات میباشد.از سویی افزایش قیمت مواد غذایی فعالیت اقتصادی را سرکوب میکند، هزینههای اختیاری را کاهش میدهد و کاهش رشد تولید ناخالص داخلی و افزایش فقر و ناامنی غذایی را در کشورهای حاشیه خلیج به همراه دارد. در نهایت اختلالات تجارت جهانی غذا، مانند تجارت کود، که تولید را تضعیف میکند، خودکفایی را کاهش میدهد، دسترسی را مختل میکند و ارزش غذایی را پایین میآورد.
امارات متحده عربی آسیبپذیرترین کشور خلیج فارس
نمونه امارات متحده عربی یکی از آسیبپذیرترین این کشورها است. این کشور میزبان بزرگترین جمعیت ایرانیان خارج از کشور در منطقه است و صدها هزار تبعه ایرانی و دارندگان گذرنامه دوگانه در این کشور اقامت دارند و به تجارت میپردازند علاوه بر این، تجارت دوجانبه بین ایران و امارات متحده عربی همچنان قابل توجه است و سالانه بیش از ۲۰ میلیارد دلار ارزش دارد.
تشدید جنگ تمامعیار، امارات متحده عربی را در موقعیتی بسیار متزلزل قرار میدهد چون بنادر، زیرساختهای غذا و انرژی و مراکز جمعیتی آن میتوانند مستقیماً تحت تأثیر قرار گیرند، امنیت غذایی امارات متحده عربی از زمان بحران جهانی غذا در سال ۲۰۰۷، زمانی که امارات متوجه شد بازارها - و بنابراین ثروت غیرقابل تصور نفت آن - غیرقابل اعتماد هستند، برای این کشور در اولویت قرار گرفته است.
این کشور تلاشهای خود را برای تغییر این وضعیت افزایش داد و با سرمایهگذاری خارجی، از جمله مجموعهای از خریدهای بحثبرانگیز زمین و آب، شروع کرد بیست سال بعد، در سال ۲۰۱۸، امارات متحده عربی یک استراتژی امنیت غذایی را آغاز کرد که ترکیبی از سرمایهگذاری خارجی و داخلی را پیشبینی میکند هدف این بود که امارات متحده عربی تا سال ۲۰۲۱ در بین ده کشور برتر در شاخص امنیت غذایی جهانی قرار گیرد. در واقع، آنها در آن زمان رتبه ۳۵ را داشتند و تا سال ۲۰۵۱ به رتبه اول برسد.
این طرح نه تنها افزایش تعداد مزارع در خارج از کشور، بلکه تقویت تولید مواد غذایی داخلی را نیز در نظر میگیرد تا وابستگی امارات متحده عربی به واردات مواد غذایی را به ۵۰ درصد کاهش دهد، که در حال حاضر ۹۰ درصد است و سالانه ۱۴ میلیارد دلار آمریکا هزینه دارد بازیگران اصلی این پروژه ترکیبی از شرکتهای دولتی و خصوصی هستند که اغلب با خانواده سلطنتی و سیاست خارجی دولت مرتبط هستند.
قدرتمندترین آنها بدون شک شرکت هلدینگ توسعه ابوظبی یا ADQ، یکی از صندوقهای ثروت ملی این کشور است . چندین شرکت دیگر نیز بخشی از نخبگان صنعتی امارات متحده عربی هستند. در سال 2022، دولتهای امارات متحده عربی و هند توافق کردند که یک "کریدور غذایی" بین دو کشور ایجاد کنند. این شامل ایجاد تعداد زیادی "پارک غذایی" در هند است که از گجرات شروع میشود، جایی که تولید مواد غذایی متمرکز شده و سپس برای ارسال به امارات متحده عربی پردازش میشود.
پارکهای غذایی مناطق آزاد تجاری هستند که قوانینی مانند قانون کالاهای اساسی هند، که تجارت مواد غذایی را در جهت منافع عمومی تنظیم میکند، در آنها اعمال نمیشود. دولت امارات متحده عربی 2 میلیارد دلار برای سرمایهگذاری در این پروژه متعهد شده است، در حالی که کنسرسیومی از شرکتهای اماراتی 7 میلیارد دلار دیگر در توسعه لجستیک، از جمله فرآیندهای بالا به پایین برای رعایت استانداردهای ایمنی مواد غذایی امارات متحده عربی، سرمایهگذاری میکند. اولین محصولاتی که تولید میشوند انبه، فلفل چیلی، پیاز، برنج و بامیه هستند.
دامنه بالقوه این پروژه قابل توجه است. اگرچه این پروژه از طرحهای قبلی که صرفاً بین هند و امارات متحده عربی تدوین شده بود، سرچشمه میگیرد، اما تحت نظارت اتحاد چهارجانبه بین هند، اسرائیل، امارات متحده عربی و ایالات متحده، که توسط پیمان ابراهیم تأسیس شده بود، راهاندازی شد. در اصل، هند زمین و نیروی کار کشاورزی را فراهم میکند، رژیم اشغالگر قدس و ایالات متحده فناوری را ارائه میدهند و امارات متحده عربی بازار را تأمین میکند و جبل علی به عنوان بندر اصلی آن است.
در صورت اجرا، این پروژه میتواند هدف بلندمدت امارات متحده عربی برای تبدیل شدن به قطب تجارت جهانی مواد غذایی بین آسیا، اروپا و آفریقا را محقق کند. از سال 2024، امارات متحده عربی قصد دارد نیروی کار کشاورزی را از هند بیاورد تا به امارات کمک کند تا بخش بیشتری از مواد غذایی خود را در داخل کشور (به ویژه در مزارع عمودی) تولید کند و واردات را کاهش دهد. هدف این است که در ابتدا 20000 کارگر و سپس در نهایت 200000 نفر را وارد کند .در پاکستان، نیز امارات متحده عربی بار دیگر به دنبال ایجاد فعالیتهای کشاورزی است. تلاشهای قبلی که در طول بحران غذایی و مالی سال ۲۰۰۸ انجام شده بود، شکست خورد.
این بار، با ادامه جنگ در اوکراین، اوضاع میتواند متفاوت باشد. اوضاع در ژوئن ۲۰۲۳ پس از آنکه دادگاه عالی لاهور طرح ارتش برای واگذاری ۴۰۰۰۰۰ هکتار زمین در پنجاب به چین برای کشاورزی صنعتی را رد کرد، شروع به تغییر کرد. در عوض، یک امتیاز ۵۰ ساله در بندر کراچی، همراه با سه توافقنامه لجستیکی، با گروه بنادر AD امضا شد. دو ماه بعد، پارلمان پاکستان لایحهای را تصویب کرد که یک شورای ویژه تسهیل سرمایهگذاری را برای جذب سرمایهگذاری از کشورهای خلیج فارس، به ویژه در بخشهای غذا و کشاورزی، تأسیس میکند.
هم عربستان سعودی و هم امارات متحده عربی در حال مذاکره هستند و الدهرا، نماینده امارات متحده عربی، علاقه زیادی به این امر نشان داده است. این پیشنهاد شامل ایجاد مزارع صنعتی در ۴۰۰۰۰ هکتار تا سال ۲۰۳۰ است که با ۲۰۰۰ هکتار در پنجاب شروع میشود. در دسامبر ۲۰۲۳، امارات متحده عربی پیش از این توافقنامههایی به ارزش ۲۵ میلیارد دلار با پاکستان، بهویژه در بخش کشاورزی، امضا کرده بود که انتظار میرود با تولید گوشت حلال و نخل خرما برای صادرات به امارات متحده عربی آغاز شود.
لازم به ذکر است که در بسیاری از این توافقنامهها، تمهیدات سیاسی برای اعطای معافیتهای ویژه به شرکتهای اماراتی در نظر گرفته شده است. به عنوان مثال، در مارس 2024، هند به دلیل افزایش قیمتها در این کشور و اهمیت قابل توجه این محصول برای مردم هند، صادرات پیاز را ممنوع کرد. با وجود این، امارات متحده عربی معافیتی از این ممنوعیت دریافت کرد تا بتواند پیاز را از هند صادر کند. همین امر در مورد پاکستان نیز صادق است.
قانون جدید سرمایهگذاری، «ضمانت حاکمیتی» را فراهم میکند که بر اساس آن، سرمایهگذاران اماراتی میتوانند پروژههای امنیت غذایی خود را با وجود تغییر احتمالی دولت در پاکستان ادامه دهند. به طور مشابه، هنگامی که دولت امارات متحده عربی در سال 2020، 45 درصد از سهام شرکت لویی دریفوس را به دست آورد، یک توافقنامه جانبی برای تضمین تحویل مواد غذایی به امارات متحده عربی در صورت بحران عرضه امضا شد این سرمایه گذاریها جدید، وابسته به یکدیگر و به سرعت در حال رشد هستند.عنصر لجستیکی این استراتژی سیستم غذایی عمدتاً حول بنادر و فرآوری محصولات میچرخد. دو شرکت اماراتی، دبی پورتز ورلد و گروه بنادر ابوظبی، از بزرگترین اپراتورهای بندری جهان هستند.
آنها در حال حاضر در حال ساخت شبکه گستردهای از پایانهها در سراسر جهان هستند که به بنادر اصلی امارات متحده عربی متصل هستند بندر جبل علی، که توسط دی پی ورلد اداره میشود، بزرگترین و جدیدترین این بندرها است. دولت قصد دارد جبل علی را در سالهای آینده به یک قطب حیاتی حمل و نقل برای تجارت جهانی مواد غذایی تبدیل کند.
استراتژی امنیت غذایی امارات متحده عربی بر تمرکز فزاینده زنجیره های کشاورزی در دست چند بازیگر کلیدی متکی است. خوراک دام اکنون یکی از مهمترین محصولات در زنجیرههای کالای کشاورزی خلیج فارس است و یک محصول رایج در مناطق کشاورزی محصور است.
بازار علوفه دام در عربستان سعودی 4 میلیون تن در سال تخمین زده میشود و در امارات متحده عربی 500000 تن در سال است. یونجه بیشترین تقاضا را دارد زیرا پروتئین بالایی را برای گاوهای شیری فراهم میکند که شیر با کیفیت خوبی تولید میکند. در ایالات متحده، امارات متحده عربی به همراه عربستان سعودی، چندین سال است که در تولید محصولات کشاورزی در آریزونا، منطقهای که با کمبود آب مواجه است، سرمایهگذاری میکنند.
الدهره بیش از 12000 هکتار یونجه در آنجا کشت میکند که سپس به عنوان علوفه به امارات متحده عربی ارسال میشود. جوامع آریزونا به این واقعیت اعتراض دارند که به این سرمایهگذاران حقوق نامحدودی برای ذخایر آب محلی اعطا شده است، در حالی که جمعیت از خشکسالیهای تاریخی و فزایندهای رنج میبرد در کمال تعجب، مردم متوجه شدهاند که صندوق بازنشستگی ایالتی آریزونا مستقیماً به عنوان سرمایهگذار در این پروژهها مشارکت دارد این روابط، اهمیت این زنجیرههای کالایی اساسی را در متابولیسم سرمایهداری خلیج فارس آشکار میکند. این کالاها دارای ارزش بیوفیزیکی هستند که در اقتصاد سیاسی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس اهمیت عمیقی دارد.
نویسنده: دکتر حسین شیرزاد، تحلیلگر و دکترای توسعه کشاورزی