خبر فوری
شناسه خبر: 54842

روسیه و نظم جهانی پسا لیبرال در حوزه غذا (بخش اول)

بررسی تحول کشاورزی روسیه از فروپاشی شوروی تا تبدیل شدن به ابرقدرت صادرات گندم؛ تحلیل نقش جایگاه روسیه در شکل‌دهی نظم جهانی پسا‌لیبرال غذا.

روسیه و نظم جهانی پسا لیبرال در حوزه غذا (بخش اول)

در گذشته های نه چندان دور ، اتحاد جماهیر شوروی یک شرکت کننده نامنظم در سیستم تجارت جهانی غذا بود و تنها زمانی وارد بازار جهانی می شد که نیاز به واردات غلات داشت. در دوره پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسیه به نقش خود به عنوان واردکننده، عمدتاً محصولات گوشتی، ادامه داد.

اما از دو دهه گذشته، نقش روسیه در سیستم تجارت بین‌المللی مواد غذایی از یک واردکننده مواد غذایی به یک صادرکننده تغییر کرده است. روسیه به عنوان تامین کننده عمده گندم در بازارهای جهانی ظاهر شده و به طور منظم در سیستم تجارت شرکت می کند.

در حالی که قطبی شدن فزاینده سیاسی در جوامع غربی نظم جهانی کنونی را از درون تضعیف می کند، قدرت های غیر غربی مانند روسیه و چین به طور فزاینده ای هژمونی غربی را در همه حوزه ها از جمله غذا به چالش می کشند و تلاش می کنند نظم جهانی پسا لیبرال غذا را شکل دهند. روسیه بزرگترین کشور جهان از نظر قلمرو، با 123 میلیون هکتار در رتبه سوم جهان از نظر زمین های قابل کشت قرار دارد.

استراتژی خودکفایی غذایی روسیه ابتدا در برنامه دولتی توسعه کشاورزی 2008-2012 این کشور به تصویب رسید و سپس توسط برنامه متعاقب 2013-2020 توسعه یافت. نقطه عطف در سال 2010 با معرفی دکترین امنیت غذایی به وجود آمد. کلمه روسی استفاده شده " bezopasnost " بود که ملاحظات امنیت ملی را نشان می دهد. با حرکت به سمت خودکفایی در تولید مواد غذایی، مقامات امیدوار بودند که در ایمنی مواد غذایی نیز دستاوردهایی حاصل شود و اطمینان حاصل شود که مصرف کنندگان روسی به غذاهای سالم دسترسی دارند.

در سال 2016، برای اولین بار از زمان پایان امپراتوری روسیه، روسیه دوباره به عنوان بزرگترین صادرکننده گندم در جهان ظاهر شد. الکساندر تکاچف، وزیر کشاورزی وقت، با الهام از آن لحظه، اعلام کرد که «غلات نفت دوم ماست» و پیش‌بینی کرد که درآمد صادرات کشاورزی ممکن است روزی از درآمد حاصل از انرژی بیشتر شود.

شکستن وابستگی شدید روسیه به صادرات هیدروکربن‌ها به نفع اقتصاد این کشور شد، اما معاوضه آن با وابستگی به صادرات غلات می‌تواند اوضاع را بدتر کند. هر دو کالا هستند و در نتیجه گروگان تحولات در بازارهای بین المللی که خارج از کنترل کشور صادرکننده است.

بر خلاف هیدروکربن ها، غلات گروگان تغییرات آب و هوایی نیز است، بنابراین درآمدهای صادراتی مشروط به دو منبع نوسانات (گاهی شدید) خواهد بود.  یک تفاوت مهم تر این است که در حالی که هیدروکربن ها رانت های سالمی را برای دولت فراهم می کند، کشاورزی به یارانه های قابل توجهی نیاز دارد. کشاورزی اکنون پس از نفت، گاز و مواد معدنی، چهارمین منبع صادراتی روسیه است.

حتی پوتین تاکید کرده است که صادرات محصولات کشاورزی تقریباً دو برابر درآمد حاصل از صادرات تسلیحات است. دیمیتری پاتروشف، وزیر کشاورزی، در اظهار نظر در مورد برداشت غلات در سال 2019، ادعا کرد که روسیه اکنون در حال بازپس گیری جایگاه خود به عنوان یک "ابر قدرت کشاورزی" است.  در این میانه" VTB دومین وام دهنده بزرگ کشور"، وظیفه اصلاح صنعت وکشاورزی تا تبدیل شدن به بزرگترین بازیگر در بازار غلات را بر عهده گرفته است. این بانک در چند سال گذشته بیش از سه میلیارد دلار در تجارت غلات از طریق یک سری خریدهای برجسته سرمایه گذاری کرده است.

 

نگاهی تاریخی به تحولات کشاورزی روسیه

در دهه 1990، اصلاحات اساسی با هدف گذار از اقتصاد برنامه ریزی شده سوسیالیستی به شکل گیری روابط بازار، از جمله در بخش کشاورزی، انجام شد. در آستانه اصلاحات بازار، 38.7 میلیون نفر در مناطق روستایی روسیه زندگی می کردند یا کمی بیش از 27٪ از کل جمعیت کشور (145.2 میلیون در سال 2002). سیستم تولید کشاورزی روسیه شامل 12500 مزرعه جمعی (بدون ماهیگیری) با 4 میلیون کارگر و 12900 مزرعه دولتی بود که در آن 5.6 میلیون نفر دیگر به طور دائم کار می کردند.

به عبارت دیگر، بیش از 25000 شرکت بزرگ جمعی در بخش کشاورزی فعالیت می کردند که تقریباً 75 درصد از کل تولیدات کشاورزی را تولید می کردند و 25% دیگر بخش انفرادی مزارع معیشتی جمعیت را تامین می کردند با این وجود، جمعیت کشور کمبود شدید مواد غذایی را تجربه کردند که نشان دهنده کارایی پایین اقتصادی کل مزارع جمعی و تولید مزرعه دولتی بود، اگرچه بودجه کاملاً کافی از بودجه برای توسعه آن تخصیص داده شده بود.

به عنوان مثال، از سال 1965 تا 1990 حجم کل سرمایه گذاری های دولتی در بخش کشاورزی 6 برابر شد. دارایی ها و ظرفیت های اصلی تولید ناوگان تراکتورسازی 5 برابر؛ و میانگین نسبت سرمایه به نیروی کار کارگران صنعت نیز افزایش یافت. در همان زمان، افزایش واقعی محصولات کشاورزی از نظر فیزیکی فقط 35-45٪ بود به عبارت دیگر، بازده اقتصادی حاصل از فعالیت‌های بنگاه‌های کشاورزی در قالب تولید مواد غذایی اضافی، با منابع مالی و مادی دریافتی از دولت مطابقت نداشت.

قبلاً در پایان قدرت شوروی، در ژوئیه 1990، در کنگره XXVIII CPSU، تشخیص داده شد که دلیل اصلی مشکل غذا در اتحاد جماهیر شوروی اشتباهات و محاسبات اشتباه در سیاست ارضی دولتی است که منجر به به طور کلی راندمان پایین کشاورزی با این حال، رهبری کشور، از جمله CPSU، تمام مسئولیت شکست ها و کاستی ها در کار خود را بر عهده مقامات محلی و حتی مستقیماً بر روی مزارع جمعی و مزارع دولتی گذاشتند .سنت تثبیت شده مقامات در نادیده گرفتن اشتباهات خود در طول زمان منجر به شکل گیری نگرش عمیقا ناعادلانه نسبت به دهقانان و روستاها به عنوان یک کل در جامعه شوروی و درک بخش کشاورزی به عنوان یک صنعت درجه دو در حاشیه منافع ملی شد.

در اوایل دهه 1990، بردار اصلی سیاست دولت به طور چشمگیری به سمت اصلاحات بازار، از جمله در ساختار داخلی کشور، تغییر کرد. دبیر کل کمیته مرکزی CPSU MS گورباچف وظیفه دشوار ارائه حمایت علمی از اصلاحات ارضی و ارضی را به منظور ایجاد یک بخش کشاورزی کارآمد از نظر اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی در مقابل متخصصان کشاورزی از آکادمی علوم کشاورزی روسیه قرار داد علیرغم این واقعیت که اصلاحات ارضی پلت فرم ایدئولوژیک خاصی نداشت، با این وجود، دانشمندان روسی کاملاً به درستی مفهوم علمی کلی آن را تدوین کردند که نشان دهنده نیاز به تغییر مسیر ارضی و همچنین اهداف اصلی تحول بنیادین آینده است.

در برنامه توسعه روستایی روسیه توجه اولیه بر یافتن منطقی‌ترین راه‌های گذار از اقتصاد برنامه‌ریزی شده به اقتصاد بازار متمرکز بود تا آن را تا حد امکان بدون دردسر برای اقتصاد و جمعیت ایجاد کند. به طور خاص، نمایندگان برجسته علوم کشاورزی، به ریاست آکادمی آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی، AA نیکونوف، روی این موضوع کار کار کردند. در آن زمان، به اعتراف خودشان، آنها هنوز اطلاعات کمی در مورد توسعه واقعی روابط مالکیت در کشاورزی داشتند،

مفهوم توسعه یافته اصلاحات ارضی برای دوره گذار به اقتصاد بازار شامل حوزه های زیر بود:

(1) سازماندهی مجدد تدریجی مزارع جمعی و مزارع دولتی به عنوان نهادهای سیستم اداری-فرماندهی در کشور.

(2) غیر ملی کردن مالکیت زمین. خصوصی سازی زمین های کشاورزی جمعی و دولتی و سایر ابزارهای تولید به عنوان شرایط ضروری برای انتقال به کاربری خصوصی.

(3) انجام اصلاحات نهادی، از جمله ایجاد یک شیوه جدید زندگی روستایی در مزارع.

(4) در حوزه اجتماعی، تقویت فعالیت اجتماعی و اقتصادی کارگران کشاورزی به عنوان پیش نیاز اصلی احیای احساس سابق مالک زمین و غیره در آنها ، اصلاحات ارضی در ابتدا به عنوان مجموعه ای از دگرگونی های بازار در حوزه های زمین، اقتصادی و اجتماعی روستا تصور می شد.

مهمترین مقررات اصلاحات ارضی آینده در قوانین RSFSR و اتحاد جماهیر شوروی که در پاییز 1990 تصویب شد ("درباره اصلاحات ارضی" ، "در مورد مالکیت" ، "در مورد شرکت دهقانی (مزرعه)") بازتاب قانونی مناسبی دریافت کرد. بوریس یلتسین و تیم اصلاح طلبان جوانش خصوصی سازی مزارع جمعی دوران شوروی (کلخوزها و سوخوزها) را در اوایل دهه 1990 آغاز کردند. اصلاحات به کارگران مزارع جمعی حق مالکیت خصوصی از زمین های جمعی را داد. اگرچه اصلاحات یلتسین به ابتکارات دوران گورباچف برای تمرکززدایی کنترل اداری ادامه داد، و از نظر حقوقی خصوصی‌سازی زمین‌های کشاورزی جمعی یک تحول نهادی بنیادی بود.

اما برای اولین بار از سال 1917 زمین می توانست تحت مالکیت خصوصی  باشد و ساکنان روستایی می توانستند مزارع خود را اداره کنند - بر روی کاغذ، هم حقوق استفاده و هم مالکیت زمین به افراد منتقل شد. فن آوری های جدید Agroholdings تغییرات تکنولوژیکی گسترده ای را در مزارع و تاسیسات فرآوری مواد غذایی روسیه به ارمغان آورد.

نخبگان تجاری می دانستند که مرزهای فناوری جدید در کشاورزی و فرآوری مواد غذایی در واقع به شدت با مشکلات مزارع جمعی در دهه های 1980 و 1990 تضاد دارد. تغییر در مقیاس بزرگ در مالکیت افزایش مالکیت‌های کشاورزی پیامدهای عظیمی برای همه جنبه‌های سیستم غذایی روسیه داشت. اولین تغییر مهمی که به دنبال هجوم سرمایه به بخش روستایی انجام شد، انتقال تاریخی بزرگ دارایی های زمین بود که از اوایل دهه 2000 شروع شد. حاصلخیزترین زمین روسیه توسط اعضای مزرعه جمعی و مقامات منطقه ای به نخبگان تجاری -کشاورزی فروخته شد.

اصلاحات روستایی یلتسین پیش‌بینی کرده بود که خصوصی‌سازی منجر به فروپاشی مزارع جمعی و غیرمتمرکز شدن مالکیت زمین می‌شود. با این حال، مانند تولید روستایی در سایر نقاط جهان، مزارع روسیه بزرگتر شدند، نه کوچکتر. به‌جای تجزیه دارایی‌های زمین دوران شوروی، مالکیت‌های کشاورزی بانک‌های زمین بزرگی را در حاصلخیزترین مناطق روسیه جمع‌آوری کردند، چیزی که به عنوان «تغییر بنیادی کنترل دارایی در کشاورزی» معروف است.

بر اساس آمارها تقریباً همه هلدینگ‌های کشاورزی هر سال بانک‌های زمین خود را گسترش داده‌اند و بزرگترین آنها در فهرست پنج رتبه برتر تجارت جایی باز کرده‌اند.

به عنوان مثال،شرکت Rusagro در سال 2014 اعلام کرد که بانک زمین آن شامل 460000 هکتار در زمین چرنوزوم مرکزی روسیه است. تا سال 2018، این هولدینگ بزرگترین مالک بانک زمین در روسیه بود. اما مرحله اول اصلاحات ارضی دهه 1990 با زیان های اقتصادی محسوس در کشاورزی همراه بود. شکی نیست که دلیل اصلی، مسیری بود که دولت برای برچیدن سریع نظام ناکارآمد سازماندهی کشاورزی شوروی در پیش گرفت.

در نتیجه، کاهش حتی بیشتر در تولید در مزارع بزرگ، نه تنها در مزارع جمعی و مزارع دولتی، بلکه در شرکت‌های کشاورزی تجدید سازمان‌یافته، و به دنبال آن رکود اقتصادی رخ داد. این فرآیند با «خصوصی‌سازی ناعادلانه» مزارع جمعی عمومی و دارایی مزارع دولتی، که اغلب به‌عنوان یک «تجربه»  بدوی برای ناکارایی تجهیزات قدرتمند و مدرن صورت می‌گرفت، تشدید شد. پس از آن، تولیدات کشاورزی به سرعت به یک صنعت عقب مانده از نظر فنی و مکانیزه ضعیف، با کمبود کلی منابع مالی برای مزارع کوچک تبدیل شد. در نیمه دوم دهه 1990، وضعیت بخش کشاورزی به حدی بحرانی شد که در سراسر کشور تقاضاهایی مبنی بر لزوم تغییر مسیر استراتژیک اصلاحات مطرح شد. بدون شک چارچوب قانونی آن کاملاً کامل نبود و از بسیاری جهات واقعیت های روسیه را در نظر نمی گرفت. با این حال، منفی ترین نتایج اصلاحات ارضی پس از اجرای توصیه های غربی را به دنبال داشت.

در همان زمان، تجربه تاریخی انباشته شده از تحولات رادیکال بازار در اروپای شرقی نتایج متفاوتی را نشان داد. در آنجا، شکل‌گیری یک بخش کشاورزی از نوع بازار با بخش خصوصی توسعه‌یافته با کالاهای بالا و انجمن‌های داوطلبانه مالکان فردی به صورت تعاونی، در حالی که تعداد معینی از شرکت‌های دولتی را حفظ می‌کرد، به همان اندازه که واقعاً برای آن لازم بود زمان برد. اصلاحات مشخص است که کل روند اصلاحات در این کشورها اساساً بدون عجله، مرحله‌ای و به‌عنوان مجموعه‌ای از اصلاحات انجام شد.

پس از مدتی تجدید نظر در سیاستهای کشاورزی ضرورت یافت و رویکرد تغییر یافته به اصلاحات ارضی در روسیه اهمیت ویژه ای به تحولات نهادی داد یعنی ایجاد ساختارهای تولیدی جدید، که قرار بود جایگزین مزارع جمعی و مزارع دولتی شوند و گذار از یک سیستم سوسیالیستی برنامه ریزی شده به یک سیستم بازار در بخش کشاورزی نیازمند نهادهای تجاری جدید و بسیار کارآمدتر مبتنی بر مالکیت خصوصی زمین بود. مهمترین بخش پروژه اصلاحات ارضی اواخردهه 1990، ایجاد لایه جدیدی از کارآفرینان روستایی بود.

 

کشاورزی خصوصی

 ناظران به موانع متعددی بر سر راه خصوصی‌سازی بالفعل مزارع اشاره کردند، از جمله قیمت‌های سرسام‌آور نهاده‌ها، کمبود سرمایه و رقابت واردات ارزان. شاید مهمترین مانع بر سر راه خصوصی سازی مزارع، دسترسی بسیار محدود به پول نقد یا وام برای خرید نهاده ها و تجهیزات بود در واقع  «زمین کشاورزی نیاز به سرمایه داشت و روستاییان راه های کمی برای به دست آوردن آن داشتند»  . این وضعیت به تدریج در اواخر هزاره تغییر کرد و با سرعت بیشتری در اواسط دهه 2000 طی دو دهه گذشته، تولیدات کشاورزی و مواد غذایی روسیه تا حد زیادی به دلیل سرمایه ‌ای که به این بخش‌ها سرازیر شده بود، بهبود یافت، که به نوبه خود امکان ارتقای تکنولوژیکی ماشین‌آلات مورد استفاده در مزارع و کارخانه‌های فرآوری مواد غذایی را فراهم کرد. سرمایه گذاری خارجی و داخلی در کشاورزی روسیه در این مدت به میزان قابل توجهی افزایش یافت پردازشگرهای مواد غذایی در اواخر دهه 1990 و اوایل دهه 2000 شروع به گسترش کردند.

به عنوان مثال، بزرگترین تولید کننده لبنیات و نوشابه روسیه، با واردات فناوری ها و اتخاذ استراتژی های بازاریابی غول های جهانی پردازش مواد غذایی، تولید خود را در روسیه گسترش داد تا سال 2010، هلدینگ‌های کشاورزی به‌عنوان بازیگران مهم اقتصادی و سیاسی در روسیه ظاهر شدند.

ظهور سریع شرکت‌های بزرگ و یکپارچه کشاورزی در روسیه ابعاد مهم بسیاری داشت. دو مورد به‌ویژه مهم هستند و محور بحث زیر خواهند بود: اول، نقش مزرعه‌های کشاورزی به عنوان مالکان بزرگ ارضی و دوم، نقش آنها در نوسازی فن‌آوری کشاورزی و فرآوری مواد غذایی؛ در دهه اول دهه 2000، هلدینگ های کشاورزی در ابتدا به عنوان اپراتورهای کشاورزی جدید (NAOs  ) شناخته می شدند و بسیاری از آنها به شرکت های مادر روسی در بخش های مالی، انرژی و فلزات غنی از پول نقد وابسته بودند. برخی دیگر توسط شرکت هایی تأسیس شدند که محصولات زراعی یا نهاده های کشاورزی را وارد می کردند.

برخی از موفق ترین هلدینگ های کشاورزی متعلق به کارآفرینان و الیگارش های روسی بود. دیگران سهام مالکیت خارجی داشتند. اما بیشتر «بارون‌های زمین» جدید روسیه، الیگارشی‌های سنتی بودند، شرکت Rusagro در سال 2001، مالک 60 هکتار زمین بود.

تا سال 2018 این هولدینگ بزرگترین مالک زمین در روسیه شد و نزدیک به 800000 هکتار داشت. شرکت  Rusagro، بسیار شبیه به هولدینگ Prodimex، از واردات شکر به شکر تصفیه شده در اواخر دهه 1990 حرکت کرد. در سال 2004 این شرکت به سمت روغن های گیاهی گسترش یافت. در سال 2008 Rusagro اولین کارخانه گوشت خوک خود را ساخت و از آن زمان تولید گوشت را گسترش داد و امکانات بیشتری را در مناطق بیشتری در سراسر روسیه اضافه کرد.

روس آگرو بزرگترین تولید کننده مارگارین روسیه، دومین تولید کننده روغن مای-آنیز و روغن های گیاهی و سومین تولیدکننده بزرگ شکر است. اکنون مالک زمین‌های کشاورزی است و در اورال و در خاور دور روسیه تولید می‌کند، جایی که ذرت و سویا را برای صادرات به چین کشت می‌کند. اکثریت سهام آن متعلق به وادیم موسکوویچ، الیگارشی روسی است که نماینده منطقه کشاورزی بلگورود در فدرال رزرو است.

 اکثریت هولدینگ  Prodimex متعلق به ایگور خودورموف، یک الیگارش روسی و شهروند مالت از سال 2018 است. هر دو شرکت در فهرست بزرگترین مالکان اراضی کشاورزی روسیه در چند سال گذشته بوده و مشهور به مالکیت شرکت های گوشتی یکپارچه عمودی نوع دوم هستند.

در کشاورزی در روسیه هولدینگ های  Miratorg و Cherkizovo دو تولیدکننده بزرگ گوشت روسیه هستند. در سال 2020 میراتورگ بزرگترین تولیدکننده گوشت خوک و دومین تولیدکننده بزرگ طیور کشور بود. Cherkizovo دومین تولیدکننده بزرگ گوشت خوک و سومین تولیدکننده بزرگ مرغ روسیه بود. Cherkizovo از دهه 1970 در اقتصاد برنامه‌ریزی شده شوروی یک غذاساز بود و از دهه 1990 با ساخت سوسیس از بحران مالی جان سالم به در برد.

میراتورگ در سال 1995 به عنوان شرکتی که شیر خشک را از هلند وارد می کرد، تأسیس شد در اوایل سال 2002، هر دو شرکت با ساخت چندین کارخانه بزرگ گوشت خوک و طیور، و همچنین تأسیسات فرآوری و بسته بندی، به سرعت گسترش یافتند. Miratorg طی پنج سال گذشته گوشت گاو و گوسفند را اضافه کرد و Cherkizovo یک کارخانه بوقلمون را در سال 2017 راه اندازی کرد.

حجم کشتار سالانه Miratorg   بیش از 521,000 تن (وزن کشتار) یا به طور متوسط 520 راس گوشت خوک در ساعت در سال 2017 بود.

هر دو شرکت کاملاً یکپارچه و عمودی هستند. شعار میراتورگ، «از میدان تا مقابله» است. میراتورگ و چرکیزوو هر دو صاحب زمین های وسیع هستند و از آنها بهره برداری می کنند و برای عملیات دام خود خوراک تولید می کنند. Cherkizovo علاوه بر گوشت گندم، ذرت، نخود و سویا تولید می کند و صاحب 9 کارخانه خوراک دام و دوازده دستگاه سیلوی مکانیزه غلات، و کنترل هزاران هکتار زمین کشاورزی در چندین استان در بخش اروپایی روسیه (از جمله بریانسک، بلگورود، کورسک، اسمولنسک، کالوگا، کالینینگراد، تولا، و اورل). هر دو شرکت همچنین دارای نام های تجاری شناخته شده در بازار روسیه هستند و هر دو به کشورهای CIS و به طور فزاینده ای در آسیا می فروشند.

میراتورگ دارای فروشگاه‌های خرده‌فروشی در سراسر روسیه است و ارائه‌های آن شامل صدها محصول نهایی و ده‌ها غذای آماده و آماده، و همچنین طیف گسترده‌ای از محصولات جانبی کشتار مانند استخوان و پودر استخوان، چربی‌های ته‌شده، پلاسمای خون، احشاء، و غیره ؛ میراتورگ مدت‌هاست که گوشت را برای بزرگترین فست فودهای زنجیره‌ای فعال در کشور  مانند مک‌دونالدز، برگر کینگ،( TGI Fridays، Pizza Hut، Carl's Jr. )  همچنین چندین هتل و رستوران زنجیره‌ای گران‌قیمت (هیلتون، رادیسون، و ماریوت). میراتورگ اکثریت متعلق به برادران ویکتور و الکساندر لینیک است. Cherkizovo اکثریت متعلق به ایگور بابایف و همسرش لیدیا میخایلووا است. برخی از این هلدینگ‌های کشاورزی، شرکت‌های پرسود هستند و تعداد انگشت شماری از مالکان در میان ثروتمندترین الیگارش‌های روسیه قرار دارند .  مالکان الیگارشی هر چهار شرکت ذکر شده در بالا، مسکوویچ، خودورموف، لین نیکس و بابایف-میخائیلووا از طبقه فوق ثروتمند روسیه هستند.

با این حال، به طور کلی، سودآوری این شرکت ها احتمالا متفاوت است مورد EkoNiva برای اقتصاد سیاسی هلدینگ های کشاورزی روسیه جالب است.. EkoNiva در سال 1994 توسط Stefan Dürr، یک کارآفرین آلمانی تاسیس شد. دور در دهه 1980 به عنوان دانشجوی کارآموزی در مزرعه شوروی به اتحاد جماهیر شوروی آمده بود. در بیشتر سال های دهه 1990، اکو نیوا یک تولیدکننده کوچک کشاورزی بود که گندم سیاه ارگانیک پرورش می داد و ماشین آلات کشاورزی آلمانی و آمریکایی و بذر را برای مزارع روسیه وارد می کرد. امروزه EkoNiva بزرگترین تولید کننده شیر روسیه است که به عنوان "امپراتوری شیر" شناخته می شود و یکی از بزرگترین شرکت های کشاورزی در این کشور است.

این شرکت یک تولیدکننده لبنیات یکپارچه عمودی است، با مزارع لبنیات و محصولات زراعی در بسیاری از مناطق در سراسر روسیه اروپایی و در سیبری (ورونژ، کورسک، لنینگراد، مسکو، کالوگا، اورنبورگ، تاتارستان، باش کورتوستان، تیومن، نووسیبیرسک، و آلتای). گسترش EkoNiva در اوایل دهه 2000 آغاز شد، زمانی که این شرکت تأسیسات لبنی را در استان های Voronezh، Kursk و Orenburg (2002) و چند سال بعد در Novosibirsk (2006) ساخت. در طول 15 سال گذشته، این شرکت عملیات لبنیات، محصولات غذایی و بذر خود را با سرعت سریع چندین تاسیسات در هر سال گسترش داد. تا سال 2019، این شرکت بیش از 67000 گاو شیری را دوشید، بیش از 1600 تن شیر خام در روز در سراسر روسیه تولید کرد و قصد داشت با دو برابر کردن گله خود در نزدیکی تولید را توسعه دهد. مزارع شیری در استان ورونژ با بیش از 30000 گاو شیری بزرگترین تأسیسات این شرکت باقی مانده است. EkoNiva همچنین تأسیسات پردازش شیر را اداره می کند.

این شرکت با عرضه‌ی طولانی مدت Danone و دیگر کارخانه‌های بزرگ لبنیات، فروش شیر مایع و محصولات لبنی را با نام تجاری خود، آکادمی علوم لبنی، در سال 2013 آغاز کرد. این شرکت همچنین در تولید بذر و تولید بذر برای محصولات علوفه‌ای خود مشارکت داشته است. و همچنین بذرهای کشاورزی تجاری که به مزارع دیگر در روسیه و خارج از کشور عرضه می شود. تولید شیر در مزارع لبنی EkoNiva بالا است و تجارت بذر آن سودآور است. گروه EkoNiva نزدیک به 9000 کارمند دارد و طیفی از برنامه های مسئولیت اجتماعی شرکتی را در تمام مناطقی که در آن فعال است حمایت می کند و از کلیساها، مهدکودک ها و رویدادهای ورزشی حمایت می کند. همانطور که در بالا معرفی شد، کنترل دارایی های زمین و گسترش تولید مبتنی بر فناوری، دو ویژگی مالکیت های کشاورزی است. بخش های فوق در هر دو زمینه به سابقه EkoNiva باز می گردند.

نویسنده: دکتر حسین شیرزاد تحلیلگر و دکترای توسعه کشاورزی

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای