توافق ایران و آمریکا؛ کدام گروهها از آرامش بازار وحشت دارند؟
با نزدیک شدن به توافق احتمالی ایران و آمریکا ۵ گروه سیاسی و اقتصادی که منافعشان در تداوم تنش است، سرخورده شدهاند. تحلیل این جریانها را اینجا بخوانید
شایعات پیرامون توافق احتمالی یا تفاهم قریبالوقوع میان ایران و آمریکا، این روزها فضای سیاسی و اقتصادی کشور را تحتالشعاع قرار داده است.
در حالی که افکار عمومی و بازارها در انتظار گشایشهای احتمالی هستند، گروهی از جریانها بهجای استقبال از آرامش، در موقعیتی سرخورده قرار گرفتهاند؛ گویی منافع آنها در گرو تداوم تنش و بحران است. اما این ۵ گروه چه کسانی هستند و چرا از صلح و ثبات میهراسند؟
۱. اپوزیسیون رادیکال و رویای بازگشت به هر قیمت
گروه نخست، جریانهای رادیکالی هستند که آرزوی سقوط را در سر میپرورانند. رفتارهای اخیر برخی گروههای خارجنشین، بهویژه در استفاده از نمادهای منفور تاریخی، نشان میدهد که آنها برای بازگشت، به هر ریسمانی چنگ میزنند. برای این جریان، توافق یعنی خروج از کانون توجه و پایانِ انتظاری که سالها برای آن هزینه کردهاند.
۲. تندروهای داخلی؛ نگرانِ از دست دادن تریبون
در جبهه مقابل، تندروهای داخلی قرار دارند که شیفته استمرار شرایط بحرانی هستند. این طیف، هرگونه تلاش برای عقلانیت و مذاکره را با عینک بدبینی مینگرند. برای آنها، توافق یعنی کاهش نفوذ و از دست دادن جایگاهی که در سایه تنشها ساخته بودند. این گروه که همواره خواستار دائمی کردن شرایط موقت هستند، حالا با واقعگرایی حاکم بر تصمیمگیران، جایگاه خود را بیش از پیش لرزان میبینند.
۳. دلالان ارز و نوکیسههای رانتخوار
اگر توافق محقق شود و گشایشهای ارزی حاصل شود، اولین قربانیان، جماعتِ ذخیرهکننده دلار و طلا خواهند بود. بسیاری از اقشار غیرمولد در سالهای اخیر از نوسانات شدید قیمتها به ثروتهای بادآورده رسیدند. برای این دسته، «توافق ایران و آمریکا» یعنی پایان دوران سودجویی و بازگشت بازار به مدار منطق؛ اتفاقی که برای فربه شدنِ رانتخواران یک کابوس محسوب میشود.
۴. تحلیلگرانی که در گذشته جا ماندهاند
گروه چهارم، تحلیلگرانی هستند که به جای درک تغییر هندسه قدرت در جهان، هنوز در ادبیاتِ پیشینِ تحلیل روابط بینالملل ماندهاند. آنها نمیتوانند باور کنند که موازنه قدرت به نفع عقلانیت تغییر کرده و دوران سلطه یکجانبه به پایان رسیده است. این گروه به جای دیدن واقعیتِ «چین» و نقش متغیرهای جدید، همچنان بر طبل تئوریهای شکستخورده میکوبند.
۵. رسانههای جنگطلب؛ خفاشهایی در برابر آفتاب
در نهایت، باید از رسانههای فارسیزبانی یاد کرد که با شعار «یاری به ملت»، در واقع مروج جنگ بودند. این رسانهها در دوران تنش، با ترساندن مردم و القای بحران، مخاطب جذب میکردند. همانطور که مولانا میگوید: «از همه محرومتر، خفاش بود / که عدوّ آفتابِ فاش بود»؛ این رسانهها نیز عدوی آرامش و «آفتابِ واقعیت» هستند. چرا که در فضای صلح و ثبات، دیگر نیازی به هراسافکنی برای جلب مخاطب ندارند.