پایان عصر باندهای قدرت؛ آیا دولتهای سایه از حکمرانی ایران حذف میشوند؟
آیا با پایان التهابات، باندهای سیاسی و دولتهای سایه از حکمرانی ایران حذف میشوند؟ تحلیل چراییِ لزوم خروج افراطیون از قدرت و مطالبه مردم برای بازگشت به قانون.
در ایرانِ پس از التهابات اخیر، یک پرسش کلیدی ذهن ناظران سیاسی و جامعه مدنی را به خود مشغول کرده است: آیا «دولتهای سایه» و باندهای افراطی که سالها مسیر تصمیمگیریهای کلان را به نفع منافع جناحی خود منحرف کردهاند، بالاخره از گردونه حکمرانی حذف خواهند شد؟
ایران سالهاست که از فقدان احزاب شناسنامهدار و کارآمد رنج میبرد؛ خلئی که نه تنها به تضعیف فضای سیاسی منجر شده، بلکه بستری امن برای رشد «باندهای سودجو» و گروههای فراتر از قانون فراهم کرده است. این جریانها با بهرهگیری از ضعف ساختارها و بیعملیهای مقطعی، چنان در تار و پود اجرایی کشور تنیده شدهاند که در بسیاری از موارد، نقشآفرینی آنها از دولتهای مستقر نیز پررنگتر شده است.
میدانداری باندهای قدرت؛ مانع بزرگ توسعه سیاسی
گزارشهای تحلیلی روزنامه جمهوری اسلامی نشان میدهد که نفوذ این باندهای سیاسی تا حدی پیش رفته که عملاً فضای تنفس برای فعالیتهای حزبی سالم و قانونی از بین رفته است. این گروهها نه تنها مسیر تصمیمگیریهای اقتصادی و سیاسی را سد کردهاند، بلکه با ایجاد «دولت در سایه»، مانعی بزرگ بر سر راه اجرای برنامههای توسعهمحور ایجاد کردهاند.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی اینجاست: آیا در ایران جدید که پس از تجربیات سختِ سالهای اخیر شکل گرفته، ارادهای برای پاکسازی ساختار اجرایی از حضور این گروههای فشار وجود دارد؟
بازگشت به قانون؛ مطالبه اصلی جامعه و حاکمیت
ناظران بینالمللی که تحولات ایران را رصد میکنند، گاهی با نگاهی بدبینانه از «رادیکال شدن» فضا سخن میگویند. اما واقعیت در لایههای درونی جامعه ایران متفاوت است. مردم که با ایستادگی خود در بزنگاههای تاریخی، حماسههای ملی آفریدهاند، اکنون بیش از هر زمان دیگری نسبت به عملکرد این باندهای قدرت آگاه هستند.
این آگاهی، مطالبهای عمومی برای «بازگشت به قانون اساسی» و کنار گذاشتن رفتارهای افراطی ایجاد کرده است. جامعه امروز ایران، دیگر هاضمهای برای پذیرش مفاسد اقتصادی و سیاسیِ ناشی از فعالیت این باندها ندارد.
چرا باید باندهای سیاسی از چرخه حکمرانی خارج شوند؟
تحلیلگران معتقدند خروج کامل باندهای سیاسی از چرخه حکمرانی، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای ثبات و توسعه است. دو محور اساسی که میتواند ایران را از این وضعیت عبور دهد عبارتند از:
۱. بیاعتنایی مسئولان به باجخواهیهای جریانی: مسئولان اجرایی باید با تکیه بر اصالتِ «خواست عمومی»، در برابر فشارهای غیرقانونی بایستند.
۲. حمایت از جریانهای فکری سالم: هموار کردن مسیر برای فعالیتهای سیاسیِ شفاف و قانونی، تنها راه جایگزین کردن «احزاب واقعی» به جای «باندهای قدرت» است.
آینده پیشرو؛ آزمون اراده سیاسی
واقعیت غیرقابلانکار این است که ایرانِ جدید، پذیرای رویکردهای رادیکال و افراطی نیست. باندهای سیاسی که همچنان بر طبل قدرتطلبی میکوبند، باید درک کنند که مشی اعتدالیِ مردم، راهی برای مانورهای غیرشفاف آنها باقی نگذاشته است. اگر این پالایش درونی توسط مسئولان صورت نگیرد، بدنه جامعه با ارادهای مصممتر به دنبال احقاق حق و برچیدن بساط قانونگریزان خواهد بود.