خبر فوری
شناسه خبر: 55731

موضعی هوشمندانه

پیام رهبر انقلاب درباره توافق ایران و آمریکا، نمونه‌ای از شفافیت در حکمرانی و احترام به تصمیم جمعی مسئولان کشور است. بررسی ابعاد سیاسی و پیامدهای این رویکرد در ساختار تصمیم‌گیری ایران.

موضعی هوشمندانه

پیام اخیر رهبر معظم انقلاب درباره اعتماد به مذاکره‌کنندگان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران، همراه با اشاره به تغییر نظر خود و انتظاراتی که از مسئولان ارشد کشور در روند گفت‌وگوها با ایالات متحده دارند، جلوه‌ای متفاوت از حکمرانی در ایران را به نمایش گذاشته است.

در گذشته، این میزان از شفافیت در میان مقامات عالی‌رتبه کشور کمتر دیده می‌شد. گاهی برخی مسئولان در خفا با انجام یا عدم انجام اقدامی موافقت یا مخالفت می‌کردند، اما پس از آشکار شدن نتایج، در صورت موفقیت تصمیم، خود را همراه آن نشان می‌دادند و در صورت بروز مشکلات، مدعی می‌شدند از ابتدا مخالف بوده‌اند و مخالفت خود را نیز اعلام کرده بودند.

نمونه‌ای از این وضعیت را می‌توان در ماجرای افزایش قیمت بنزین در دولت حسن روحانی مشاهده کرد. پس از واکنش‌های اعتراضی مردم، یکی از مسئولان گفت صبح هنگام از خواب بیدار شده و متوجه گرانی بنزین شده است؛ دیگری اعلام کرد که در این موضوع دخالتی نداشته و تصمیم را به کارشناسان واگذار کرده بود.

در مقابل، برخی دیگر تأکید داشتند که این تصمیم با موافقت مقامات ارشد کشور و در جلسات سران قوا و شورای عالی امنیت ملی اتخاذ شده است.

اما در پیام اخیر رهبر انقلاب، از همان ابتدا تصریح شد که ایشان نسبت به برخی مفاد توافق ملاحظات و ایراداتی داشته‌اند، با این حال به کارگزاران نظام و در رأس آن رئیس‌جمهور اعتماد کرده و با امضای تفاهم‌نامه موافقت کرده‌اند. چنین سطحی از شفافیت در فرآیند تصمیم‌گیری و اجرای امور کشور، اگر بی‌سابقه نباشد، دست‌کم کم‌نظیر است و می‌تواند مورد استقبال قرار گیرد.

البته برخلاف برداشت برخی مخالفان توافق ایران و آمریکا، موضوع به معنای تحمیل متن توافق به رهبر انقلاب نبوده است. در روزهای اخیر، چه در میان برخی جریان‌های تندرو داخلی و چه در میان مخالفان جمهوری اسلامی، این پیام به‌گونه‌ای تفسیر شد که گویا مفاد تفاهم‌نامه به رهبر ایران تحمیل شده است؛ در حالی که ایشان صراحتاً اعلام کرده‌اند با اعتماد به رئیس‌جمهور و اعضای تصمیم‌گیر شورای عالی امنیت ملی، با امضای تفاهم‌نامه موافقت کرده‌اند.

اتفاقاً این رویکرد می‌تواند جلوه‌ای قابل دفاع از مردم‌سالاری در نظام سیاسی کشور باشد. بسیاری از اعضای شورای عالی امنیت ملی، از جمله رئیس‌جمهور، رئیس مجلس و وزرای مرتبط، با رأی مستقیم یا رأی اعتماد مردم به مسئولیت رسیده‌اند. از این منظر، می‌توان گفت رهبر انقلاب به جمع‌بندی مسئولانی که نمایندگی بخشی از اراده عمومی را بر عهده دارند احترام گذاشته و نظر آنان را پذیرفته‌اند. این پذیرش نه از سر اجبار، بلکه در چارچوب احترام به عقل جمعی و سازوکارهای تصمیم‌گیری کشور قابل تحلیل است.

رهبر انقلاب در این پیام، انتظارات خود از تیم مذاکره‌کننده و کارگزاران نظام را نیز به‌روشنی بیان کرده‌اند؛ انتظاراتی که در بسیاری موارد با مطالبات و دغدغه‌های مطرح‌شده از سوی مردم هم‌پوشانی دارد.

این رویکرد پیش‌تر نیز در تاریخ جمهوری اسلامی سابقه داشته است. در زمان پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ ایران و عراق نیز دو جریان موافق و مخالف در کشور وجود داشت. در آن مقطع، برخی افرادی که پیش‌تر در نامه‌های محرمانه به امام خمینی(ره) از محدودیت‌های اقتصادی و نظامی کشور برای ادامه جنگ سخن گفته بودند، پس از پذیرش قطعنامه در صف مخالفان قرار گرفتند و خواستار ادامه جنگ شدند. حتی برخی از آنان بعدها مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را متهم کردند که امام را به پذیرش قطعنامه وادار کرده است.

امروز نیز برخی از همان الگوهای رفتاری تکرار می‌شود. افرادی که در محافل غیررسمی اذعان دارند پیروزی بر آمریکا صرفاً در سطح راهبردی و سیاسی قابل تحقق است، در عرصه عمومی به مسئولانی همچون مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی حمله می‌کنند و خواستار ادامه تقابل هستند.

این در حالی است که بسیاری از همین افراد به برتری نظامی آمریکا در عرصه متعارف اذعان دارند و حتی احتمال استفاده از گزینه‌های بسیار خطرناک در شرایط بحرانی را منتفی نمی‌دانند. همچنین می‌دانند که تحقق برخی شعارهای حداکثری، دست‌کم در افق قابل پیش‌بینی، امکان‌پذیر نیست و نمی‌توان سیاست‌گذاری کشور را بر مبنای آن بنا کرد.

برخی از این جریان‌ها حتی معتقدند که باید هر هزینه‌ای برای نابودی آمریکا و اسرائیل پرداخت شود؛ اما پرسش اینجاست که آیا همه ایرانیان چنین دیدگاهی دارند؟ واقعیت آن است که بخش قابل توجهی از جامعه ایران خواهان زندگی در کشوری امن، توسعه‌یافته، مدرن و در عین حال پایبند به ارزش‌ها و منافع ملی خود هستند و چنین رویکردهای آخرالزمانی را نمی‌پذیرند.

دستیابی به این توافق را می‌توان نمونه‌ای از همکاری و هم‌افزایی میان ارکان مختلف نظام دانست. نیروهای مسلح در میدان، در برابر تهدیدها واکنش نشان دادند؛ مردم از تمامیت ارضی و منافع ملی دفاع کردند؛ و تیم مذاکره‌کننده نیز در عرصه دیپلماسی از حقوق کشور صیانت کرد. حاصل این مجموعه اقدامات، تفاهم‌نامه‌ای است که امروز به امضا رسیده است.

پس از امضای این تفاهم‌نامه توسط دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان، برخی اتهام‌ها درباره تمامیت‌خواهی یا سهم‌خواهی سیاسی نیز رنگ باخت. هر یک از مسئولان کشور در چارچوب اختیارات و مسئولیت‌های خود در فرآیند پایان دادن به تنش‌ها نقش ایفا کردند و شواهد موجود نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری در این مسیر، حاصل همکاری جمعی و نه رقابت برای کسب قدرت بوده است.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای