خبر فوری
شناسه خبر: 56876

جنگ ایران و نظم جدید در بازارهای انرژی و غذا

تحلیل دکتر حسین شیرزاد از پیامدهای جنگ بر زنجیره تأمین جهانی. چرا بسته شدن تنگه هرمز قیمت کود، انرژی و مواد غذایی را دچار نوسانات ساختاری کرده است؟

جنگ ایران و نظم جدید در بازارهای انرژی و غذا

با آغاز فصل پاییز در خاورمیانه، جنگ تحمیل شده بر ایران، زنجیره‌های تأمین حیاتی را مختل کرده است. این وضعیت با افزایش هزینه‌های انرژی و کود به‌عنوان دو نهاده ضروری کشاورزی، هراس از یک بحران غذایی جهانی دیگر را دامن زده است. مبادلات مالی در تجارت کالاهای اساسی کشاورزی در جهان، به‌شدت «دلاریزه» و وابسته به نوسانات دلار است. با جهش هزینه‌های نهاده‌ها، تعلیق صادرات کود از کشورهای خلیج فارس و مواجهه تأسیسات تولیدی با چالش‌های بی‌سابقه، توانایی جهان برای حفظ منابع غذایی پایدار، بیش از هر زمان دیگری در معرض خطر قرار گرفته است.

درگیری‌های ژئوپلیتیکی در خلیج فارس پیامدهای عمیقی برای امنیت غذایی جهانی داشته که بسیار فراتر از صحنه درگیری‌های مستقیم است. کمتر کسی انتظار داشت که ظرف سه روز، ترانزیت دریایی از طریق تنگه هرمز بیش از ۸۰ درصد سقوط کند. این تنگه، که گلوگاهی برای عبور حدود ۲۰ درصد از نفت جهانی و یک‌پنجم تجارت روزانه گاز طبیعی مایع است، نقشی حیاتی دارد. اختلال در آن، همزمان باعث افزایش هزینه‌های کود، بالا رفتن مخارج عملیاتی فرآوری مواد غذایی و زنجیره سرد، افزایش حق بیمه دریایی، رشد قیمت کالاهای سوداگرانه و کاهش قدرت خرید خانوارها شده و امنیت غذایی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) را تهدید می‌کند. ناگفته نماند که بسته شدن این تنگه، هم به‌صورت فیزیکی (خطر مین و حملات) و هم به‌صورت مالی (لغو پوشش بیمه خطرات جنگ توسط شرکت‌های بین‌المللی) اعمال شده است.

تاکنون تأثیر این وضعیت در سه بخش انرژی، غذا و کود منعکس شده است. برخلاف خشکسالی یا آفات، شوک فعلی ریشه‌های ژئوپلیتیکی دارد، به بازارهای انرژی سرایت کرده و تمامی حلقه‌های زنجیره تأمین — از حمل‌ونقل و بسته‌بندی گرفته تا فرآوری، سردخانه‌داری و خرده‌فروشی — را همزمان تحت فشار هزینه‌ای قرار داده است. این گستردگی به این معناست که راهکار معمول مصرف‌کنندگان برای جایگزینی محصولات گران‌قیمت با اقلام ارزان‌تر، عملاً بسته شده است. درس بزرگ این است که در سیستم غذایی مدرن، هیچ دسته غذایی «کم‌انرژی‌بر» وجود ندارد.

 

منشأ شوک: بازارهای انرژی

از آنجا که این شوک از بازارهای انرژی سرچشمه می‌گیرد، هیچ دسته غذایی از فشار هزینه‌های انرژی در امان نیست:

  • حمل‌ونقل: گازوئیل و بنزین سوختِ تمام مراحل انتقال (مزرعه به فرآوری، و انبار به فروشگاه) هستند. تأخیر در حمل‌ونقل دریایی و تجمع کشتی‌ها، جابه‌جایی کالاها را کند کرده و بر همه چیز، از غلات فله‌ای تا محصولات خاص مانند آجیل، اثر گذاشته است.
  • بسته‌بندی: مواد پتروشیمی پایه و اساس بسته‌بندی‌های پلاستیکی و ظروف صنایع غذایی هستند. با افزایش قیمت نفت خام، هزینه‌های بسته‌بندی برای تمامی محصولات بالا می‌رود.
  • تقاضای رقابتی: قیمت بالاتر نفت، کانال تقاضا را نیز فعال می‌کند؛ با گران شدن انرژی، سوخت‌های زیستی مبتنی بر کشاورزی سودآورتر شده و ذرت و روغن‌های گیاهی به جای مصرف غذایی، به سمت تولید اتانول و بیودیزل سوق داده می‌شوند.
  • تبرید و فرآوری: سردخانه‌ها و فرآیندهای پخت‌وپز، خشک‌کردن و انجماد، به‌شدت به گاز طبیعی و برق وابسته‌اند. این هزینه‌ها برای کنسروها، غذاهای منجمد و لبنیات مستقیماً افزایش می‌یابد.
  • خدمات غذایی: رستوران‌ها با افزایش هزینه‌های پخت‌وپز و تهویه مواجه‌اند که به گرانی قیمت غذای آماده منجر می‌شود.

اصولاً تورم در شاخص قیمت انرژی، تأثیر آماری معناداری بر تورم قیمت مواد غذایی دارد؛ به‌ویژه در کشورهایی که وابستگی انرژی بالاتری دارند.

 

روایت بحران کود در سایه تنش‌های منطقه

آفریقا بیش از ۸۰ درصد کود مورد نیاز خود را وارد می‌کند. با توجه به اینکه حدود ۲۰ درصد نفت جهان و سهم عمده‌ای از تجارت جهانی اوره، آمونیاک، فسفر و گوگرد از خلیج فارس می‌گذرد، اختلال در این مسیر، هزینه‌های کشاورزان را به‌شدت افزایش داده است. پیش‌بینی می‌شود با افزایش قیمت گاز طبیعی (ماده اولیه کودهای نیتروژنی)، شاهد تعطیلی کارخانه‌ها و رشد ۴۰ تا ۶۰ درصدی قیمت کود در جهان باشیم.

کشاورزان برزیلی که وابستگی زیادی به واردات دارند، شاهد افزایش ۳۵ درصدی قیمت کود محلی در دو هفته اول درگیری بوده‌اند. هند و کشورهای جنوب صحرای آفریقا نیز در وضعیت مشابهی قرار دارند. این «بحران استطاعت مالی» برای کشاورزان، خطر کاهش مصرف کود و در نتیجه افت عملکرد محصولات در فصل‌های آینده را به همراه دارد. حتی اگر درگیری امروز پایان یابد، بازارهای کود تا پایان سال ۲۰۲۶ و در سناریوی بدبینانه تا سال ۲۰۲۸ به حالت عادی باز نخواهند گشت. دولت‌ها در حال افزایش یارانه‌ها و حمایت از کشاورزی کم‌نهاده هستند، اما برای کشورهای کم‌درآمد، تأمین مالی این حمایت‌ها دشوار است.

 

تلاطم موجی قیمت مواد غذایی

افزایش تورم جهانی و کاهش ذخایر، تأثیر موجی بر قیمت مواد غذایی خواهد داشت. با وجود اینکه اکنون کمبود غلات نداریم، اما هزینه‌های تولید افزایش یافته است. برخلاف بحران ۲۰۲۰ (کووید) یا ۲۰۲۲ (جنگ اوکراین) که با کمبود غلات همراه بود، بحران فعلی عمدتاً ناشی از هزینه‌های انرژی و تقاضا برای سوخت‌های زیستی است. از زمان بسته شدن تنگه، بیش از ۳.۹ میلیون تن صادرات کود (حدود ۳۶ درصد تجارت سالانه خلیج فارس) به حالت تعلیق درآمده است.

 

شاخص مصرف‌کننده تحت تأثیر «ضربه مضاعف دلار»

در کشورهای پردرآمد، هزینه‌های مزرعه سهم کمتری در قیمت نهایی دارد و انتقال تورم کندتر است؛ اما در کشورهای کم‌درآمد، خانوارها تا ۵۰ درصد درآمد خود را صرف غذا می‌کنند. این کشورها با «ضربه مضاعف دلار» مواجه‌اند: نه تنها قیمت جهانی کالاها به دلار افزایش می‌یابد، بلکه با تقویت دلار در زمان بی‌ثباتی ژئوپلیتیک، هزینه واردات برای ارزهای محلی کمرشکن می‌شود. این امر خطر محدودیت‌های صادراتی توسط کشورهای تولیدکننده را برای حفظ ذخایر داخلی افزایش می‌دهد.

 

چسبندگی قیمت غذا

قیمت‌های خرده‌فروشی مواد غذایی «چسبنده» هستند و بلافاصله با تغییرات بازار تنظیم نمی‌شوند. زنجیره طولانی تأمین و قراردادهای بلندمدت باعث می‌شود شوک قیمت‌های امروز، بین ۳ تا ۱۲ ماه طول بکشد تا به‌طور کامل در قفسه فروشگاه‌ها منعکس شود.

 

سخن پایانی

جنگ ایران نشان داد که سیستم‌های غذا و انرژی تا چه حد در هم تنیده‌اند. امید است جنگ به‌زودی پایان یابد، اما ساختار تولید و مصرف غذا در حال تغییر است. راه‌حل‌های کوتاه‌مدت مانند افزایش یارانه‌های سوخت یا تولید زغال‌سنگ، جایگزین امنیت انرژی بلندمدت نیستند. جهان به سمت فناوری‌های نوآورانه در زنجیره ارزش غذا حرکت می‌کند؛ از تراکتورهای خودران و جایگزین‌های گوشت آزمایشگاهی گرفته تا کشاورزی دیجیتال و هوش مصنوعی. این تحولات، اگرچه در کوتاه‌مدت دردناک است، اما شاید فرصت‌های ساختاری جدیدی برای سرمایه‌گذاران و اصلاح نظام‌های ناکارآمد کشاورزی ایجاد کند.

 

نویسنده: دکتر حسین شیرزاد، تحلیل‌گر و دکترای توسعه کشاورزی

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای