گفتوگوی تفصیلی با دکتر وحید قبادیان؛ سقوط آزاد اقلیم در نظام مهندسی کشور
بحران معماری در ایران؛ چرا برجهای تهران و کیش یکشکل شدند؟
چرا کشوری با پیشینه بادگیرها از همسایگانش در ساختمان سبز عقب ماند؟ دکتر وحید قبادیان از پشتپرده فراموشی اقلیم و انرژی در ساختوساز ایران میگوید.
روزی بادگیرهای یزد، دیوارهای ضخیم کاهگلی کویر و ارسیهای رو به آفتاب خانههای تاریخی، جهان را به تحسین نبوغ ایرانی در همزیستی با جغرافیا وادار میکرد. امروز اما کافی است به خط آسمان کلانشهرهایمان نگاهی بیندازید؛ از سرمای استخوانسوز تبریز تا هوای شرجی و نفسگیر بندرعباس و پایتخت دودگرفته، سازهها با نقشههایی همشکل و متریالهایی یکسان بالا میروند؛ جعبههای بتنی و شیشهای که بدون بلعیدن بیوقفه برق و گاز، حتی یک ساعت هم برای زیستن تابآور نیستند.
در میانه بحران فزاینده ناترازی انرژی و فرونشست زمین، این سؤال پیش میآید که چگونه میراث چندهزارساله ما در هماهنگی با خاک و هوا دود شد؟ دکتر وحید قبادیان، استاد دانشگاه، نویسنده مرجع حوزه اقلیم و رئیس «مرکز تخصصی معماری و شهرسازی پایدار»، در گفتوگویی صریح با بررسی ریشههای غفلت تاریخی از معماری پایدار در ایران، از جا ماندن تلخ کشور در برابر همسایگان خلیج فارس، رانت انرژی ارزان و آغاز یک طرح نمادین در دل سیستان و بلوچستان سخن میگوید.
جعبههای شیشهای شبیه به هم؛ چرا اقلیم از مهندسی ایران خط خورد؟
ساختمانی که دیروز در تهران طراحی شده، فردا با همان ریخت و نما در رشت یا کیش اجرا میشود. این یکدستسازی افراطی چگونه شکل گرفت؟ قبادیان ریشه ماجرا را در ورود کنترلنشده تجهیزات تأسیساتی مدرن میداند: «در گذشته، معماری بدون شناسایی آفتاب، باد و خاک امکان حیات نداشت. ورود فنّاوریهای سرمایشی و گرمایشی تصور باطلی ایجاد کرد؛ اینکه میتوان با کولر گازی و شوفاژ، هر خطایی در طراحی اقلیمی را رفعورجوع کرد. اما بهای این خطای محاسباتی دو چیز بود: غارت وحشتناک منابع ملی و تولید حجم سرسامآوری از آلودگی هوا.»
او به اصول مغفول در ساختوساز کنونی اشاره میکند؛ مانند زاویه استقرار رو به جنوب، استفاده از سایبانهای متحرک برای شکستن تیغ آفتاب تابستان و بهرهگیری از جرم حرارتی مصالح برای ذخیره سرمای شب و گرمای روز: «قرار نیست به گذشته بازگردیم و خشت خام بگذاریم؛ صحبت از ترجمه علم بومی به زبان مصالح و استانداردهای روز است که متأسفانه در دفاتر طراحی امروز بکلی نادیده گرفته میشود.»
مبحث ۱۹ روی کاغذ ماند؛ ماجرای انرژی ارزان و رانت ساختوساز
سالهاست آییننامهها و بازنگریهای متعدد در قالب مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان تدوین شده، اما اتلاف انرژی در جدارهها و پنجرهها بیداد میکند. چرا قوانین کاغذی نجاتبخش نبودهاند؟
به تحلیل رئیس مرکز تخصصی معماری پایدار، گره کار در اقتصاد یارنهای انرژی و نبود اراده نظارتی است:
- توجیه نداشتن اقتصادی عایقکاری: برای کارفرمایی که سوخت، آب و برق را با بهایی ناچیز تأمین میکند، سرمایهگذاری برای جدارههای دوجداره باکیفیت و عایقهای پشم سنگ هزینه اضافی جلوه میکند.
- اهمال مراجع ناظر: شهرداریها و سازمانهای نظام مهندسی نظارت سختگیرانهای بر برچسب انرژی و شناسنامه فنی ساختمانها اعمال نمیکنند.
- خلأ مطالبهگری شهروندی: تا زمانی که جامعه نداند دود ناشی از مصرف بیرویه مازوت و گاز در نیروگاهها مستقیماً ریه فرزندانش را نشانه گرفته، تقاضایی برای خانه کممصرف از سازنده شکل نخواهد گرفت.
قبادیان تأکید میکند که هرگونه منطقیسازی تعرفههای حاملهای انرژی باید حتماً همراه با بستههای حمایتی معیشتی و افزایش آگاهی عمومی باشد تا شوک منفی به جامعه وارد نشود.
جدول مقایسهای: معماری متکی بر فناوری در برابر معماری پایدار اقلیمی
| مؤلفه ارزیابی | ساختمانسازی متداول امروز ایران | معماری پایدار و همساز با اقلیم |
|---|---|---|
| وابستگی به شبکه انرژی | مصرف بسیار بالا برای سرمایش و گرمایش مداوم | کاهش ۴۰ تا ۷۰ درصدی مصرف با طراحی غیرفعال (Passive) |
| رویکرد به جغرافیا | فرم و نمای یکسان در کویر، کوهستان و نوار ساحلی | جهتگیری اختصاصی مطابق با زاویه تابش خورشید و جهت باد منطقه |
| رفتار مصالح در تبادل گرما | دیوارهای سبک بدون ظرفیت ذخیره حرارت | بهرهگیری هوشمندانه از جرم حرارتی و عایقکاری یکپارچه |
| اثرات زیستمحیطی | افزایش ردپای کربن، تولید گازهای گلخانهای و جزیره گرمایی شهری | کمترین تخریب بومشناختی و استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر |
عقبماندگی آشکار از همسایگان؛ فاصله ادعا تا واقعیت «شهر سبز»
در شرایطی که در دانشگاههای کشور بیش از سه دهه است پیرامون معماری سبز مقاله و پایاننامه نوشته میشود، ساختمانهای شاخص و استاندارد در پهنه کشور به تعداد انگشتان دست هم نمیرسد.
قبادیان با مقایسهای هشداردهنده از شرایط منطقه میگوید: «امارات، قطر، ترکیه و حتی پاکستان سالهاست سامانههای رسمی رتبهبندی و چکلیستهای اجباری پایداری دارند. پروژهای مانند شهر مصدر در ابوظبی بیش از بیست سال قبل پیریزی شد و امروز اگر در دبی ساختمانی حداقل نمرات سبز را کسب نکند، پایانکار نمیگیرد. اما در ایران، معدود نمونههای شناختهشده مانند ساختمانی در حوالی خیابان مطهری یا برخی طرحهای پراکنده دولتی داریم که هرگز به یک رویه عمومی بدل نشدهاند. دردناکتر اینکه نخبگان دانشگاهی ما رسالههای درخشان در این باره مینویسند تا بلافاصله ویزای مهاجرت کاری به کشورهای منطقه یا غرب را دریافت کنند.»
طرح «ایران سبز و پایدار»؛ ساخت الگوی بومی از دل خاک سیستان
آیا توسعه پایدار صرفاً متعلق به طبقات مرفه یا برجهای شمال پایتخت است؟ پاسخ قبادیان قاطعانه منفی است. او پایداری را با حق زیست، بحران فرونشست زمین و نجات حوضههای آبی نظیر ارومیه و بختگان گره میزند.
به گفته او، مرکز معماری پایدار قصد دارد عملگرایی را از محرومترین نقاط کشور آغاز کند:
- برگزاری مسابقه طراحی مدرسه پایدار در سیستان و بلوچستان: فراخوانی ملی در سطح دانشجویی برای انتخاب زمینی در نزدیکی شهر زابل، با هدف جلب خلاقیت نسل جوان.
- تأمین بودجه با مسئولیت اجتماعی: جمعآوری سرمایه از طریق همراهی متخصصان ایرانی خارج از کشور (بهویژه فعالان مقیم امارات) و بخش خصوصی داخلی.
- تکمیل زنجیره خدمات عامالمنفعه: اضافه کردن خانه بهداشت، خوابگاه و مرکز هنرآموزی در قالب فازهای اجرایی متوالی برای ساخت یک پردیس زیستمحیطی کامل.
مسئولیت تاریخی حاکمیت؛ مشوقهای مالیاتی جایگزین تعارفات اداری
حرکت به سمت شهرهای زیستپذیر به گفته قبادیان از دو مسیر اصلی میگذرد:
- پیشگامی دولت در پروژههای عمومی: کلیه ساختمانهای وزارتخانهها، ادارات دولتی و بیمارستانها که با بودجه بیتالمال احداث میشوند، باید ملزم به رعایت شاخصهای سختگیرانه مصرف آب و انرژی شوند.
- بستههای ترغیبکننده برای انبوهسازان: بخش خصوصی با موعظه اخلاقی مسیر خود را تغییر نمیدهد؛ تعریف معافیتهای مالیاتی ملموس، تخفیف چشمگیر در عوارض تراکم و صدور پروانه شهرداری و همچنین اعطای خطوط اعتباری کمبهره، رغبت سازندگان را برای اجرای استانداردهای سبز برمیانگیزد.
«سازندهای که در مناطق مرفه متری صدها میلیون تومان مسکن عرضه میکند، باید مسئولیت اجتماعی بار سنگینی که بر دوش زیرساخت آب و برق شهر میگذارد بپذیرد. آینده سرزمین ما در گرو عبور از نمایشهای تشریفاتی و رسیدن به ساخت سالانه دستکم دهها ساختمان پایدار با قابلیت پایش واقعی است.»