خبر فوری
شناسه خبر: 56600

تفاهمنامه ایران و آمریکا؛ دفاع خاتمی و آزمون بدعهدی واشنگتن

دفاع سیدمحمد خاتمی از تفاهمنامه ایران و آمریکا در حالی خبرساز شده که منتقدان با اشاره به بدعهدی واشنگتن، درباره تضمین اجرای توافق هشدار می‌دهند.

تفاهمنامه ایران و آمریکا؛ دفاع خاتمی و آزمون بدعهدی واشنگتن

تفاهمنامه ایران و آمریکا بار دیگر به یکی از محورهای بحث‌برانگیز فضای سیاسی کشور تبدیل شده است؛ این‌بار با دفاع صریح سیدمحمد خاتمی از توافقی که او آن را «بی‌نظیر» توصیف کرده و اجرای آن را گامی برای عبور ایران از یکی از پیچ‌های خطرناک منطقه دانسته است.

در مقابل، منتقدان می‌گویند نگاه خاتمی بیش از اندازه بر ظرفیت دیپلماسی متمرکز شده و نقش بدعهدی‌های آمریکا در سرنوشت توافق‌های پیشین را کم‌رنگ می‌کند.

اظهارات اخیر رئیس دولت اصلاحات، همزمان دو بحث مهم را دوباره به صدر فضای سیاسی آورده است: آیا تفاهمنامه ایران و آمریکا واقعاً می‌تواند مبنای یک توافق پایدار باشد و در صورت شکست آن، مسئولیت متوجه کدام طرف خواهد بود؟

 

خاتمی چه گفت؛ از ضرورت آرامش تا دفاع از تفاهمنامه

سیدمحمد خاتمی در سخنان اخیر خود ضمن تأکید بر ضرورت پرهیز از تصمیم‌گیری احساسی در شرایط بحرانی، بر اهمیت منافع ملی و مدیریت کشور تأکید کرده است.

او همچنین از مسعود پزشکیان به دلیل امضای تفاهمنامه اسلام‌آباد تقدیر کرده و آن را اقدامی شجاعانه و فداکارانه دانسته است. خاتمی درباره این تفاهمنامه گفته است که پس از جنگ جهانی دوم، کمتر سندی که به امضای رئیس‌جمهور آمریکا رسیده، به اندازه این تفاهمنامه امتیازاتی برای طرف مقابل در نظر گرفته است.

این موضع، در واقع دفاع تمام‌قد خاتمی از تفاهمنامه ایران و آمریکا محسوب می‌شود؛ موضعی که با واکنش‌های موافق و مخالف در فضای سیاسی و رسانه‌ای همراه شده است.

 

چرا خاتمی تفاهمنامه را «بی‌نظیر» می‌داند؟

منطق خاتمی این است که هر توافقی باید بر اساس نسبت میان خواسته‌ها و امتیازهای دو طرف ارزیابی شود. از نگاه او، مهم نیست صرفاً چه امتیازی داده شده، بلکه باید بررسی کرد طرفین چه می‌خواسته‌اند و در نهایت چه چیزی به دست آورده‌اند.

او همچنین بر این نکته تأکید دارد که تفاهمنامه نباید نقض شود و اختلافات احتمالی باید از مسیر دیپلماسی، مذاکره و گفت‌وگو دنبال شود.

خاتمی در موضع‌گیری دیگری درباره تفاهمنامه گفته است که اگر این سند به شکل جدی مبنا قرار گیرد و طرفین به تعهدات خود پایبند باشند، ایران می‌تواند از یکی از پیچ‌های خطرناک عبور کند و به سمت شرایط بهتری حرکت کند.

این نگاه، نقطه مرکزی استدلال اوست: تفاهمنامه زمانی ارزش واقعی پیدا می‌کند که در میدان عمل اجرا شود.

 

نقطه اختلاف؛ مشکل فقط اجرای تفاهمنامه است؟

منتقدان خاتمی اما مسئله را از زاویه دیگری می‌بینند. به اعتقاد آنان، نمی‌توان درباره اجرای یک تفاهمنامه سخن گفت اما رفتار طرف مقابل و سابقه عملکرد آمریکا در توافق‌های گذشته را نادیده گرفت.

در این نگاه، پرسش اصلی این نیست که آیا ایران باید به تعهدات خود پایبند باشد یا نه؛ بلکه مسئله این است که اگر طرف آمریکایی به تعهدات خود عمل نکند، چه تضمینی برای جلوگیری از تکرار گذشته وجود دارد؟

منتقدان می‌گویند تجربه برجام نشان داد امضای یک سند الزاماً به معنای تضمین اجرای پایدار آن نیست. توافق هسته‌ای پس از مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ به اجرا درآمد، اما دولت دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شد.

از این منظر، هر بحثی درباره تفاهمنامه جدید باید علاوه بر مفاد سند، بر سازوکارهای تضمین اجرا، هزینه نقض تعهدات و نحوه واکنش به بدعهدی طرف مقابل نیز متمرکز باشد.

 

سایه برجام بر تفاهمنامه جدید

یکی از مهم‌ترین دلایل حساسیت نسبت به سخنان خاتمی، تجربه توافق هسته‌ای و خروج آمریکا از برجام است.

دولت حسن روحانی که مورد حمایت جدی جریان اصلاحات قرار داشت، مذاکرات گسترده‌ای را با قدرت‌های جهانی دنبال کرد و در نهایت برجام به دست آمد. این توافق برای مدتی اجرا شد، اما خروج آمریکا از آن، مسیر توافق را به شدت تحت تأثیر قرار داد.

اکنون منتقدان می‌پرسند اگر تجربه برجام در ارزیابی تفاهمنامه جدید لحاظ نشود، چگونه می‌توان ریسک تکرار همان سناریو را کاهش داد؟

به همین دلیل، بدعهدی آمریکا صرفاً یک موضوع تاریخی نیست؛ بلکه در نگاه منتقدان، بخشی از محاسبات ضروری برای هر مذاکره جدید میان تهران و واشنگتن است.

 

آیا اختلافات داخلی می‌تواند مانع اجرای توافق شود؟

یکی دیگر از محورهای انتقاد به مواضع خاتمی، نحوه تحلیل او از مخالفان داخلی مذاکرات است.

خاتمی بر ضرورت اجرای تفاهمنامه تأکید دارد و در عین حال نسبت به جریان‌هایی که ادامه تنش و جنگ را ترجیح می‌دهند انتقاد می‌کند. این دیدگاه می‌تواند چنین برداشتی ایجاد کند که بخش مهمی از موانع احتمالی اجرای توافق در داخل کشور قرار دارد.

اما منتقدان این برداشت را محل مناقشه می‌دانند.

به اعتقاد آنان، مخالفت سیاسی با مذاکره یا نقد مفاد یک توافق لزوماً به معنای جلوگیری از اجرای آن نیست. از سوی دیگر، اگر یک توافق به دلیل اقدام طرف خارجی شکست بخورد، نمی‌توان مسئولیت آن را صرفاً متوجه مخالفان داخلی مذاکرات دانست.

بنابراین، مسئله اصلی باید تفکیک میان نقد داخلی، تصمیم‌گیری حاکمیتی و نقض تعهدات بین‌المللی باشد.

 

دفاع خاتمی از تفاهمنامه؛ عقلانیت سیاسی یا خوش‌بینی؟

موضع خاتمی را می‌توان از دو زاویه متفاوت تحلیل کرد.

از یک سو، تأکید بر مذاکره، کاهش تنش و جلوگیری از جنگ با منافع ملی همخوانی دارد. هیچ سیاستمداری نمی‌تواند هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و انسانی جنگ را نادیده بگیرد. از این منظر، تلاش برای یافتن مسیر دیپلماتیک و کاهش تنش قابل فهم است.

از سوی دیگر، منتقدان معتقدند دیپلماسی بدون محاسبه رفتار طرف مقابل، می‌تواند به خوش‌بینی سیاسی منجر شود.

در واقع، مسئله بر سر اصل مذاکره نیست؛ اختلاف بر سر میزان اعتماد به طرف مقابل و نحوه طراحی تضمین‌های اجرایی است.

تجربه گذشته نشان داده است که مذاکره زمانی می‌تواند به نتیجه پایدار برسد که علاوه بر متن توافق، سازوکار مشخصی برای مقابله با نقض تعهدات نیز وجود داشته باشد.

 

تفاهمنامه ایران و آمریکا در آزمون میدان عمل

مهم‌ترین آزمون تفاهمنامه ایران و آمریکا نه در سخنرانی‌ها و نه در فضای رسانه‌ای، بلکه در میدان عمل رقم خواهد خورد.

اگر طرفین به تعهدات خود پایبند بمانند، استدلال خاتمی درباره ظرفیت این تفاهمنامه برای کاهش تنش تقویت خواهد شد. اما اگر یکی از طرفین از اجرای تعهدات فاصله بگیرد، پرسش درباره ضمانت‌های توافق و مسئولیت نقض آن دوباره به صدر بحث‌های سیاسی بازمی‌گردد.

به همین دلیل، دفاع از مذاکره و دفاع از تفاهمنامه نباید به معنای نادیده گرفتن ریسک‌های آن تلقی شود.

 

افزایش انتظار عمومی؛ فرصت یا تهدید؟

سیدمحمد خاتمی همچنان یکی از چهره‌های اثرگذار جریان اصلاحات به شمار می‌رود و سخنان او می‌تواند بر افکار عمومی و فضای سیاسی کشور اثر بگذارد.

به همین دلیل، وقتی او از یک تفاهمنامه با تعابیری بسیار مثبت سخن می‌گوید، طبیعی است که سطح انتظار جامعه از نتیجه مذاکرات نیز افزایش یابد.

اینجاست که یک خطر مهم شکل می‌گیرد: اگر جامعه تصور کند توافق جدید حتماً به کاهش سریع تنش، رفع محدودیت‌ها و گشایش اقتصادی منجر خواهد شد، هرگونه شکست یا تأخیر می‌تواند به سرخوردگی عمومی منجر شود.

از این رو، در کنار حمایت از مسیر دیپلماسی، شفاف‌سازی درباره ظرفیت واقعی تفاهمنامه، محدودیت‌های آن و ضمانت‌های اجرایی اهمیت زیادی دارد.

 

مسئله اصلی؛ اعتماد یا تضمین؟

اختلاف اصلی میان موافقان و منتقدان تفاهمنامه را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد: آیا مسئله اصلی «اعتماد» است یا «تضمین»؟

موافقان بر این باورند که بدون مذاکره و تعامل، راهی برای کاهش تنش وجود ندارد. منتقدان اما می‌گویند مذاکره زمانی نتیجه‌بخش خواهد بود که تجربه گذشته در طراحی توافق جدید لحاظ شود و طرف مقابل نتواند بدون پرداخت هزینه، تعهدات خود را کنار بگذارد.

در این میان، موضع سیدمحمد خاتمی بیش از هر چیز بر ضرورت اجرای تفاهمنامه و استفاده از فرصت دیپلماسی تأکید دارد؛ در حالی که منتقدان، بدعهدی‌های آمریکا و تجربه خروج واشنگتن از برجام را مهم‌ترین هشدار برای هر توافق تازه می‌دانند.

 

تفاهمنامه در انتظار یک آزمون واقعی

دفاع تمام‌قد سیدمحمد خاتمی از تفاهمنامه ایران و آمریکا نشان می‌دهد جریان اصلاحات همچنان دیپلماسی و مذاکره را یکی از مهم‌ترین مسیرهای کاهش تنش می‌داند. در مقابل، منتقدان هشدار می‌دهند که خوش‌بینی به متن یک تفاهمنامه بدون توجه به سابقه رفتار آمریکا می‌تواند محاسبات سیاسی را با ریسک مواجه کند.

در نهایت، ارزش واقعی هر تفاهمنامه نه با توصیف‌هایی مانند «بی‌نظیر» و نه با مخالفت‌های سیاسی سنجیده می‌شود؛ بلکه میزان پایبندی طرفین به تعهدات و نتیجه آن در میدان عمل تعیین‌کننده خواهد بود.

اگر آمریکا به تعهدات خود پایبند بماند، دفاع خاتمی از تفاهمنامه می‌تواند پشتوانه بیشتری پیدا کند؛ اما اگر بار دیگر شاهد نقض تعهدات باشیم، پرسش اصلی این خواهد بود که آیا از ابتدا تضمین‌های کافی برای چنین وضعیتی پیش‌بینی شده بود یا خیر./هفت صبح

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای