گردشگری در گرداب بحرانها: آیا راه نجاتی وجود دارد؟
صنعت گردشگری همواره در صف اول آسیبهای ناشی از بحرانها قرار داشته این مقاله به بررسی چالشها و ارائه راهکارهایی برای حمایت از این صنعت میپردازد

صنعت گردشگری ایران، این روزها بیش از هر زمان دیگری در معرض تلاطم و بحران قرار دارد. از شیوع ویروس کرونا گرفته تا تحولات سیاسی و اقتصادی، همگی سایهای سنگین بر این حوزه افکندهاند. اما سوال اینجاست: آیا گردشگری ایران در این گرداب بحرانها، راه نجاتی دارد؟
سالی که با بحران متولد شد: نگاهی به گذشته
اخبار سبز کشاورزی؛ اسفند ۱۳۹۸، درست زمانی که ویروس کرونا در کشورمان شیوع پیدا کرد، در یادداشتی نوشتم که صنعت گردشگری ایران در آن سال، تمامی عناصر محیط کلان بازاریابی را در بدترین شکل ممکن تجربه کرد.
سیلی که از همان ابتدا ویرانی به بار آورد، اعتراضات آبانماه با قطعی اینترنت، ترور سردار سلیمانی، افزایش افسارگسیخته قیمت ارز و بنزین، فاجعه سقوط هواپیمای اوکراینی و در نهایت، شیوع ویروس کرونا، همگی دست به دست هم دادند تا سالی سیاه را برای گردشگری رقم بزنند.
به بیان سادهتر، هیچ عامل منفیای وجود نداشت که کسبوکارهای گردشگری و هتلداری در آن سال تجربه نکرده باشند. این رویدادها، همگی عواملی بیرونی بودند که تأثیر مستقیم و غیرقابل انکاری بر کسبوکارها داشتند، اما متاسفانه صاحبان این کسبوکارها هیچ کنترلی بر آنها نداشتند.
گردشگری ایران؛ قربانی بحرانها، بیبهره از حمایتها
آنچه از آن زمان تاکنون ثابت مانده، این واقعیت تلخ است که کسبوکارهای گردشگری همواره در صف اول آسیب قرار دارند، اما در صف آخر حمایت. در جنگ دوازدهروزه اخیر نیز همین الگو تکرار شد.
باز هم صنعت گردشگری و هتلداری در صدر فهرست متضرران قرار گرفت. اما این ضرر و زیانها فقط به همان دوازده روز محدود نمیشود. به قول یکی از مدیران آژانسهای مسافرتی، این زیانها از شش ماه قبل از آغاز بحران آغاز شده و تا شش ماه بعد هم ادامه خواهد داشت.
وقتی برنامهها نقش بر آب میشوند: داستان آژانسهای مسافرتی
آژانسهای مسافرتی، ماهها پیش برای بستههای سفر به مقاصد اروپایی و آفریقایی برنامهریزی کرده بودند، هزینههای هنگفتی را صرف تبلیغات کرده، حقوق نیروهای انسانی خود را پرداخت کرده و بخشی از هزینههای سفر را نیز از مسافران دریافت کرده بودند. اما ناگهان با بروز بحران، همهچیز لغو شد.
پروازها کنسل شد، سفرها منتفی شد و آژانسها ماندند و هزینههایی که انجام داده بودند، بدون آنکه بتوانند بازدهی از آن داشته باشند.
در عین حال، آنها مجبورند وجه دریافتی از مسافران را نیز عودت دهند، در حالی که بخشی از آن را به ایرلاینهایی پرداخت کردهاند که حاضر نیستند به راحتی بازپرداخت کنند. تورهایی که برای یک یا چند ماه آینده برنامهریزی شده بودند نیز فعلاً بیاثر شدهاند. و این یعنی عدم درآمد و در عین حال، ضرورت پرداخت حقوق، حفظ نیروها، پرداخت بیمه و سایر تعهدات مالی. این حجم فشار اقتصادی، هر کسبوکاری را از پا درمیآورد.
راهکار چیست؟ از ایده تا عمل
واقعیت این است که از سال ۹۸ تاکنون، ما در معرض بحرانهای پیاپی بودهایم، اما هنوز سازوکاری مشخص، ساختارمند و نجاتبخش برای حمایت از گردشگری ایجاد نکردهایم. زمان آن رسیده است که نهادهای صنفی، مدیران اجرایی و سیاستگذاران، با صدای بلند و واضح یک خواسته جدی را مطرح کنند: «ایجاد صندوق حمایت از تأسیسات گردشگری در سطح ملی».
این صندوق باید بتواند در مواقع بحران، پرداخت بیمهها را تسهیل کند، مانع جریمه و قطع خدمات شود و حداقل چند ماه امکان حفظ نیروی انسانی را برای کسبوکارها فراهم کند. در کنار آن، باید مشوقها و سیاستهای حمایتی ویژهای تعریف شود که فقط در شرایط خاص و اضطراری فعال میشوند.
افق پیشرو: چشماندازی روشنتر برای گردشگری
باید بپذیریم که خدمات گردشگری خدماتی آنی نیستند؛ بلکه نیاز به زمان، برنامهریزی و اطمینان دارند. یک بحران کوتاهمدت ممکن است یک سال یا بیشتر کسبوکارها را به عقب براند و این ویژگی، گردشگری را از سایر حوزههای اقتصادی متمایز میکند.
تا زمانی که تشکلهای حرفهای گردشگری و هتلداری نقش واقعی خود را ایفا نکنند و اقدامات حمایتی که به آنها اشاره شد به سرانجام نرسد، قطعاً با هر بحران جدید -چه سیاسی، چه اقتصادی، چه زیستمحیطی و چه امنیتی- گردشگری دوباره در صف نخست آسیبها خواهد ایستاد. اما اینبار شاید دیگر رمقی برای برخاستن نمانده باشد.