حفر چاههای جذبی برای انشعاب فاضلاب تهران؛ یک خودکشی مهندسی
خودکشی مهندسی در تهران؛ بررسی تبعات مخرب حذف چاههای جذبی در پروژههای انشعاب فاضلاب، تهدید امنیت ساختمانها و بحران فرونشست زمین.
پروژههای نصب انشعاب فاضلاب خانگی توسط شهرداری تهران و شرکت آبفا، با تبدیل شدن به یک فاجعه زیستمحیطی در کوچههای تهران مواجه است.
پرکردن چاههای جذبی، مسدودسازی مسیر آب باران و وصل کردن آب پشتبام به فاضلاب، نه تنها باعث آلودگی خاک و آبهای زیرزمینی میشود، بلکه امنیت سازههای مسکونی را در برابر خطر نشست زمین به شدت تهدید میکند.
تحلیل میدانی پروژههای فعال در محلههایی مانند خیابان نامجو (خیابانهای حاتمی، امینی و کوچههای منتهی به آن) نشان میدهد که چرخه مدیریت آب در سطح شهری به یک چرخه معیوب و مخرب تبدیل شده است.

در این فرآیند، اصول اولیه مهندسی عمران و مدیریت منابع آب زیرزمینی که قرنها ستون فقرات شهرسازی پایدار بوده است، در اولویتِ بیکفایتی و سهلانگاری قرار گرفتهاند.

تخریب سیستم دفع آبهای سطحی؛ پایان یک چرخه حیات
چاههای جذبی و نفوذپذیر، ریههای تنفسی خاک در بافتهای شهری هستند. این سیستمها وظیفه دارند آب باران را که مهمترین منبع تغذیه سفرههای آب زیرزمینی محسوب میشود، به سرعت جذب و به اعماق زمین هدایت کنند.
اما گزارشهای میدانی و تصاویر منتشر شده از محل پروژهها نشان میدهد که تیمهای اجرایی، به جای آن که این چاهها را نوسازی کنند، آنها را به محل دفن زباله و نخالههای حاصل از حفاری تبدیل میکنند.
وقتی حجم انبوهی از نخاله، بتن و آجر درون چاههای جذبی ریخته میشود، فرآیند جذب آب به طور کامل متوقف میگردد.
نتیجه این عملیات، افزایش فشار هیدرواستاتیک بر پیسازی ساختمانها و تغییر رفتار مکانیکی خاک در حوالی فونداسیون است.
در بافت متراکم تهران، این تغییر رفتار میتواند سریعاً به صورت آسیبهای سازهای و ترکخوردگی دیوارهای نما، سقف و حتی نشست نامتقارن ساختمانها خود را نشان دهد.
عدم آموزش نیروهای اجرایی و نادیده گرفتن ضوابط فنی
یکی از ارکان اصلی موفقیت هر پروژه عمرانی، آموزشِ صحیحِ نیروی انسانی و نظارتِ مستمر بر فرآیند اجراست. اما شواهد میدانی نشان میدهد که کارگرانِ پیمانکار، فاقدِ مهارت و دانش فنی لازم برای جداسازیِ شبکه آبهای باران از فاضلاب خانگی هستند.
این در حالی است که در برگههای اطلاعرسانی «شرکت مهندسین مشاور مهاب قدس» که مسئولیت نظارت بر این پروژه را بر عهده دارد، صراحتاً بر لزومِ تفکیکِ این دو شبکه تأکید شده است.
با این حال، در عمل میبینیم که آب بارانِ پشتبام و حیاطِ واحدهای مسکونی، برخلافِ اصول فنی، به لولههای فاضلاب متصل شده است.

این خطای اجرایی، در زمان بارشهای شدید، باعث ورودِ حجمِ غیرقابلکنترلی از رواناب به شبکه میشود.
از آنجا که شبکه فاضلاب برای دبیِ مشخصی از فاضلاب خانگی طراحی شده، این «اضافهبارِ هیدرولیکی»، نهتنها به تأسیسات و پمپها فشارِ استهلاکی وارد میکند، بلکه خطرِ پسزدگیِ فاضلاب به درون منازل یا سرریز شدن آن به سطح معابر عمومی را به شکلی جدی افزایش میدهد.
بیتفاوتی ناظران و سکوت سامانه ۱۲۲
سامانه ۱۲۲ شرکت آب و فاضلاب تهران باید مأموریت اصلیاش را برای بازرسی از داخل منازل و نظارت بر انشعابگیریها به یاد بیاورد.
اما گزارشهای شهروندان از کوچههای خاتمی و امینی نشان میدهد که تماس با این سامانه، تنها یک پاسخِ بدونِ بازخورد است. هیچیک از مأمورین یا ناظران، در محل حاضر نمیشوند تا از درستی اجرای پروژه اطمینان حاصل کنند.

در این میان، برخی مالکان نیز با نادیده گرفتن دستورالعملها، آب بارانِ حیاط و پشتبام را به شبکه فاضلاب وصل میکنند. اما این تقصیرِ فقطِ مالکان نیست؛ چرا که «نظارت» وظیفه ذاتی و قانونیِ شرکت آب و فاضلاب و شرکتهای ناظر است.
وقتی کنترل از طریق ۱۲۲ به نتیجه نمیرسد و هیچ مجریِ متولی مسئولیتی را نمیپذیرد، این یک فاجعه برنامهریزیشده در مدیریت شهری است.
جمعبندی؛ هزینه سنگینِ پروژههای نیمهتمام
پروژههای مدیریت فاضلاب شهری نباید به بهانه نوسازی، به یک ابزار تخریب برای ساختمانها تبدیل شوند.
اگر هدف از نصب انشعاب فاضلاب، بهداشت عمومی است، باید دید آیا امنیت ساکنان در برابر خطرات نشست زمین را هم میتوان نادیده گرفت؟
پرکردن چاههای جذبی بدون جایگزینی سیستم نوین، یک جراحیِ بدونِ بیهوشی برای پیکره شهر تهران است.
شهرداری تهران و شرکت آبفا موظفند پیش از ادامه این روند، توضیح دهند که آیا نوسازی شبکه فاضلاب، به قیمت نابودی زیرساختهای دفع آب باران تمام میشود یا خیر؟!