بازچرخانی پساب در ایران و موانع اقتصادی توسعه آن
بازچرخانی پساب در ایران با موانع اقتصادی، هزینههای تصفیه و انتقال، ضعف مشوقهای مالی و چالشهای قانونی روبهروست.
بازچرخانی پساب در ایران میتواند بخشی از نیاز صنایع و کشاورزی به منابع آب شیرین را کاهش دهد، اما هزینه تصفیه، انتقال، ضعف مشوقهای اقتصادی و ناهماهنگی نهادی، توسعه این راهکار را با چالش روبهرو کرده است.
تجربههای موجود نشان میدهد که موفقیت اقتصاد چرخشی آب، بیش از ساخت تصفیهخانه، به ایجاد زنجیرهای پایدار میان تولیدکننده، مصرفکننده و نهادهای نظارتی وابسته است.
بازچرخانی پساب؛ فراتر از ساخت تصفیهخانه
در شرایطی که کمآبی، هزینه تولید در بسیاری از بخشهای اقتصادی ایران را افزایش داده است، بازچرخانی پساب میتواند به تأمین بخشی از آب موردنیاز صنایع، آبیاری فضای سبز و برخی فعالیتهای کشاورزی کمک کند.
بااینحال، وجود تصفیهخانه بهتنهایی به معنای استفاده مؤثر از آب بازیافتی نیست. این آب باید متناسب با مصرف نهایی تصفیه شود، کیفیت آن بهطور مستمر کنترل شده و زیرساخت انتقال آن تا محل مصرف وجود داشته باشد.
بررسی منتشرشده در نشریه Frontiers in Water در سال ۲۰۲۴ درباره اقتصاد چرخشی آب در ایران نیز بر موانعی مانند کمبود زیرساخت، پراکندگی مسئولیتها، ضعف پایش کیفیت و نبود سیاستهای منسجم برای توسعه استفاده مجدد از منابع آبی نامتعارف تأکید دارد.
بنابراین، مسأله اصلی تنها افزایش ظرفیت تصفیه نیست؛ بلکه ایجاد امکان استفاده مستمر و اقتصادی از آب تولیدشده است.
چرا هزینه بازچرخانی پساب بالاست؟
هزینه واقعی بازچرخانی پساب به نوع فاضلاب، سطح تصفیه موردنیاز، فاصله میان محل تصفیه و مصرف و کیفیت آب جایگزین بستگی دارد. برای مثال، پساب مورد استفاده در خنککاری برخی واحدهای صنعتی ممکن است به سطح تصفیه متفاوتی از آب موردنیاز برای آبیاری محصولات کشاورزی احتیاج داشته باشد.
در واحدهای صنعتی، علاوه بر هزینه ساخت و نگهداری تجهیزات، انرژی مصرفی، مواد شیمیایی، مدیریت لجن و پایش مستمر کیفیت نیز اهمیت دارند.
در مزارع، هزینه انتقال آب، احداث شبکه توزیع و سازگارکردن روش آبیاری با ویژگیهای پساب میتواند توجیه اقتصادی طرح را تغییر دهد.
از سوی دیگر، اگر آب زیرزمینی یا آب شبکه با تعرفهای پایینتر از هزینه واقعی، تأمین و پیامدهای زیستمحیطی آن در دسترس باشد، سرمایهگذار ممکن است استفاده از پساب را گزینهای پرهزینهتر بداند. این وضعیت نشان میدهد که مقایسه قیمت آبها بدون درنظرگرفتن هزینههای زیستمحیطی و امنیت تأمین، تصویر کاملی از صرفه اقتصادی ارائه نمیکند.
موانع قانونی و یارانهای در مسیر توسعه
یکی از چالشهای اقتصاد چرخشی آب، پراکندگی مسئولیت میان نهادهای مرتبط با تخصیص آب، حفاظت محیطزیست، سلامت عمومی و تولید کشاورزی است.
نبود هماهنگی کافی در تعیین کیفیت متناسب با مصرف، پایش مستمر و مسئولیت جبران خسارت احتمالی، میتواند ریسک سرمایهگذاری را افزایش دهد.
بااینحال، مقررات ایران در این زمینه کاملاً خالی نیست. آییننامه اجرایی جزء (۱) بند «ب» ماده ۳۹ قانون برنامه هفتم پیشرفت، مصوب اسفند ۱۴۰۳، برای صنایع آببَر مشمول، موضوع استفاده از آبهای نامتعارف و تخصیص موقت آب متعارف را تنظیم کرده است.
این آییننامه در سال نخست اجرا، واحدهای صنعتی و معدنی و برخی صنایع انرژیمحور با مصرف بیش از ۳۰۰ هزار مترمکعب آب در سال را دربر میگیرد و برای آببهای صنایع مشمول نیز سازوکار تعیین تعرفه متناسب با ارزش اقتصادی آب و محصول را پیشبینی میکند.
در نتیجه، چالش مهم فقط نبود قانون نیست؛ بلکه اجرای مؤثر مقررات، تأمین مالی زیرساخت و ایجاد انگیزه اقتصادی برای مصرفکننده و سرمایهگذار نیز اهمیت دارد.
اگر آب بازیافتی به محل مصرف نرسد یا قیمت و کیفیت آن برای مصرفکننده قابل پیشبینی نباشد، الزام قانونی بهتنهایی تضمینکننده موفقیت طرح نخواهد بود.
چه عواملی پروژههای بازچرخانی را موفق یا ناموفق میکند؟
برای ارزیابی یک پروژه، باید هزینه سرمایهگذاری، بهرهبرداری، انتقال، کنترل کیفیت و ریسک توقف تأمین آب در برابر هزینه آب جایگزین سنجیده شود.
همچنین، درآمد احتمالی حاصل از کاهش برداشت آب شیرین یا جلوگیری از تخلیه آلایندهها باید در محاسبات اقتصادی لحاظ شود.
یکی از راهکارهای عملی، اولویتدادن به پروژههایی است که مصرفکننده بزرگ و مشخصی در نزدیکی تصفیهخانه دارند.
شهرکهای صنعتی با مصرف نسبتاً پایدار آب یا مجموعههایی که برای فرایند تولید به کیفیت معینی از آب نیاز دارند، میتوانند گزینههای مناسبتری برای آغاز طرح باشند.
در کشاورزی نیز انتخاب محصول، نوع خاک، روش آبیاری و کیفیت شیمیایی و میکروبی آب باید پیش از اجرا بررسی شود.
افزون بر این، قراردادهای بلندمدت تأمین پساب، تعرفهگذاری شفاف، تسهیلات هدفمند برای تجهیزات و انتشار اطلاعات قابلاعتماد درباره کیفیت آب میتواند ریسک پروژه را کاهش دهد.
حمایت مالی بهتر است به عملکرد واقعی، رعایت استانداردها و میزان جایگزینی آب شیرین وابسته باشد، نه صرفاً احداث تأسیسات.
اقتصاد چرخشی آب به سیاست اقتصادی منسجم نیاز دارد
بازچرخانی پساب، زمانی به راهکاری پایدار تبدیل میشود که آب بازیافتی نه یک محصول جانبی کمارزش، بلکه منبعی قابل اتکا برای تولید باشد.
ایران برای رسیدن به این هدف به ترکیبی از سرمایهگذاری هدفمند، نظارت مؤثر، تعرفههای منطقی و همکاری میان بخش خصوصی و نهادهای عمومی نیاز دارد.
توسعه این رویکرد باید مرحلهای و مبتنی بر ارزیابی هر پروژه باشد؛ زیرا همه پسابها و همه مناطق از نظر فنی و اقتصادی شرایط یکسانی ندارند.
در نهایت، معیار موفقیت نه تعداد تصفیهخانههای ساختهشده، بلکه میزان استفاده ایمن و مستمر از پساب و کاهش قابلاندازهگیری فشار بر منابع آب شیرین است.