مردم چطور اعتماد کنند؟

0
مزرعه سبز: یک صد و شانزده سال قبل اولین مجلس شورای ملی در تالار برلیان کاخ گلستان در حضور مظفرالدین شاه تشکیل شده و از آن تاریخ تا امروز، آن ساختار سیاسی با فراز و فرودهایی به کار خود ادامه داده است؛ چنانچه در مقام مقایسه چگونگی نماینده شدن از آن تاریخ تا روزگار کنونی برآییم متوجه خواهیم شد که چندان تفاوتی در اصل داده نشده که نشانگر در جا زدن و نداشتن پیشرفت منطبق با زمان در جامعه است.
در اولین دوره و دوره‌های بعد فقط شاهزادگان، درباریان، روحانیون و طلبه‌ها، اشراف و اعیان و تاجران دارای مکان مشخص کسب و کار، ملاکین و زمین‌داران و استادکاران دارای مغازه، حق کاندیداتوری مجلس داشتند، روندی که اکنون نیز به اشکال دیگری ادامه دارد و در واقع هر فردی ولو واجد صلاحیت‌های نماینده مجلس شدن نمی‌تواند به آن مکان وارد شود، مگر آن که… .
مقدمه کوتاه فوق به منزله پیش‌درآمدی به احوالات جاری کشور آورده شده که یک طرف آن مجلس و نماینده نشسته بر صندلی سبز آن و اظهارات مبتنی‌بر خالی نبودن «عریضه» آنان است که گاه تکرار مکرراتی است از آنچه بسیار بیان گردیده و آن هم منحصراً به منظور آنکه اظهار وجودی شده باشد.
دولتمردان، مسئولان در رده‌های مختلف حاکمیتی، نمایندگان مجلس و حتی در پاره‌ای موارد کارگزاران قوه قضائیه برآنچه در جامعه به صورت آشکار و پنهان می‌گذرد، به گونه‌ای می‌نگرند و سخن می‌گویند که آشکارا نشان از بیگانه بودن آنها در موضوعات جاری در کوچه و خیابان‌ها و خانه‌های مردم دارد.
دولتمردان که اساسا ساز خود را می‌زنند و فقدان انطباق دیدگاه‌ها و تفکرات آنها حتی نسبت به وظایف تعریف شده آنها جای هیچ بحث و جدال ندارد؛ اما در موضوع مجلس و 290 نماینده و قانون‌گذار که وظایف ذاتی آنها تلاش به منظور حفظ منابع همه جانبه رأی‌دهندگان به آنهاست ماجرا به گونه دیگری است.
هر از گاهی یکی از نمایندگان مجلس نکته‌ای را که حداقل 90درصد مردم جامعه از آن آگاهی کامل دارند، از پشت تریبون اعلام می‌کنند؛ نکته‌ای که به نظر عامه مردم کهنه و در اصطلاح نانوایان «بیات شده» به رأی‌دهندگان بگوید که «هنوز من هستم» خود جای تأمل دارد.
محمدرضا صباغیان، نماینده مهریز در مجلس، از روند از دست رفتن اعتماد مردم به دولت و البته به مجلس می‌گوید و به دور تسلسل تجربه مردم از بی‌اعتمادی به دولت و مجلس سخن می‌راند؛ اما نکته قابل ذکر عکس‌العمل‌های مردم به سخنان به اصطلاح اعتراف تلخ ایشان است.
تقریبا تمامی افرادی که پی‌نوشتی بر گفته ایشان داشته‌اند از سلب اعتماد عمومی مردم به هر آنچه دولتمرد، مسئول و کارگزار حاکمیتی است، نشان دارد. زمان زیادی از سست شدن پایه‌های اعتماد مردم به دولت‌ها و مسئولان سپری شده؛ چراکه گفتار و کردار آنها در تناقض کامل با یکدیگر است بسیار و در اوقات فراوان، مردم به کذب بودن گفته‌ها پی برده و دیگر گوش‌شان به این حرف بدهکار نیست و چنانچه عکس‌العملی هم نشان دهند بیشتر جنبه طنز و حتی توهین دارد.
مجموعه حاکمیت باید بداند که دیگر از این ستون به آن ستون فرجی درپی ندارد و تمام راه‌های فرار از واقعیت‌های حاکم بر جامعه و روابط بین‌المللی طی شده است و این ترفندها بی‌پایان نیستند. دولت سیزدهم می‌رود تا نقطه پایانی بر تمام اصول مملکت‌داری بگذارد و آنچه در و بر مجلس می‌گذرد نیز نشان می‌دهد که این کشور اساس نیاز به ساختاری به نام مجلس ندارد.

مهدی رجول دزفولی

مقاله قبلیافزایش 30درصدی قیمت چای خارجی با رشد هزینه‌ها
مقاله بعدیتدوین دستورالعمل نظارت بر تولید محصولات گیاهی

پاسخ شما

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید