خبر فوری
شناسه خبر: 54840

شوک ۲۵ همتی به بدنه گردشگری ایران؛ تحلیل ابعاد خسارات پساجنگ

صنعت گردشگری ایران در پی تحولات نظامی اخیر و وقوع جنگ ۴۰ روزه، با بحرانی بی‌سابقه و خسارتی بالغ بر ۲۵ هزار میلیارد تومان روبه‌رو شده است.

شوک ۲۵ همتی به بدنه گردشگری ایران؛ تحلیل ابعاد خسارات پساجنگ

صنعت گردشگری ایران که همواره به عنوان یکی از پیشران‌های اقتصاد غیرنفتی شناخته می‌شود، در پی تحولات نظامی اخیر و وقوع جنگ ۴۰ روزه، با بحرانی بی‌سابقه و خسارتی بالغ بر ۲۵ هزار میلیارد تومان روبه‌رو شده است. این گزارش به واکاوی ابعاد این زیان کلان، چالش‌های دفاتر خدمات مسافرتی و تضادهای مدیریتی در مسیر احیای این صنعت می‌پردازد.

 

سقوط آزاد تقاضا در پیک سفر؛ زیان ۲۵ همتی چگونه رقم خورد؟

بررسی‌های آماری نشان می‌دهد که تلاطم‌های ناشی از جنگ، دقیقاً در بازه زمانی «پیک سفر» یعنی تابستان، تیر خلاص را به پیکره نیمه‌جان گردشگری وارد کرده است. حرمت‌الله رفیعی، رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی ایران، با تأیید خسارت ۲۵ همتی (هزار میلیارد تومانی) به این بخش، معتقد است که نبود انگیزه سفر به دلیل شرایط ناپایدار امنیتی، منجر به افت شدید تقاضا شده است.

از این میزان خسارت، سهم آژانس‌های هواپیمایی به تنهایی ۵ همت برآورد شده است. این در حالی است که هتل‌داران، اقامتگاه‌های بومگردی و راهنمایان گردشگری نیز با تسری این بحران، رقمی بیش از ۲۰ همت خسارت را در کارنامه چهل روزه خود ثبت کرده‌اند.

 

بحران اشتغال در ۶ هزار آژانس مسافرتی

یکی از جدی‌ترین تهدیدهای پساجنگ، خطر تعدیل نیرو در شبکه گسترده دفاتر خدمات مسافرتی است. در حال حاضر حدود ۶ هزار آژانس دارای مجوز در کشور فعال هستند که به طور میانگین بین ۱۰۰ تا ۷۰۰ پرسنل دارند. حتی با فرض کاهش تعداد کارکنان به حداقل (۱۰ نفر برای هر واحد)، معیشت بیش از ۶۰ هزار خانوار به طور مستقیم به بقای این صنف گره خورده است. صاحبان این کسب‌وکارها در حالی با درآمد صفر دست و پنجه نرم می‌کنند که مخارج ثابت شامل حقوق، حق بیمه، مالیات و هزینه‌های حامل‌های انرژی همچنان به قوت خود باقی است.

 

تناقض‌های مدیریتی؛ مانعی بزرگ بر سر راه احیای صنعت

تحلیل وضعیت فعلی، نشان‌دهنده یک شکاف عمیق بین نهادهای نظارتی و بدنه اجرایی بخش خصوصی است. صدور بخشنامه‌های متناقض از سوی سازمان هواپیمایی کشوری، یکی از چالش‌های اصلی فعالان این حوزه است. از یک سو، تسویه بدهی به مردم شرط تمدید مجوز اعلام می‌شود و از سوی دیگر، مکاتباتی با دستگاه قضا برای تعطیلی آژانس‌ها صورت می‌گیرد.

باید توجه داشت که آژانس‌ها صرفاً واسطه‌گر فروش هستند و وجوه دریافتی از مردم را به حساب ایرلاین‌ها یا پلتفرم‌های فروش واریز کرده‌اند. بنابراین، فشار بر آژانس‌ها برای استرداد وجوهی که در اختیار شرکت‌های هواپیمایی است، نه تنها غیرمنطقی، بلکه باعث فروپاشی زنجیره تأمین گردشگری خواهد شد.

 

انحصارطلبی در سایه بحران؛ تهدید پلتفرم‌های خاص

یکی دیگر از نقاط مبهم در مدیریت پساجنگ، تخصیص انحصاری دسترسی فروش بلیت به تعداد محدودی از پلتفرم‌های اینترنتی است. این اقدام که شائبه حمایت‌های خاص را تقویت می‌کند، در حالی رخ می‌دهد که ۳ هزار آژانس مجوزدار از دسترسی به بازار محروم شده‌اند. تجربه تلخ فرار مسئولان برخی پلتفرم‌های متخلف با سرمایه مردم در سال گذشته، هشداری جدی است که نادیده گرفتن آن در شرایط بحرانی فعلی، می‌تواند اعتماد عمومی به صنعت گردشگری را به کلی نابود کند.

 

افق‌های پیش رو؛ از بازگشایی پروازها تا دیپلماسی گردشگری

با وجود خسارات سنگین، نشانه‌هایی از بهبود با آغاز پروازهای داخلی از فرودگاه‌های اصلی کشور همچون تهران، مشهد و گرگان دیده می‌شود. با این حال، رونق واقعی مستلزم ازسرگیری پروازهای ورودی است.

در فضای پساجنگ، برای بازسازی اقتصادی، ضروری است با نگاهی «ایران‌محور» و به دور از بخشی‌نگری، ظرفیت‌های گردشگری کشور در سطح جهانی بازتعریف شود. اگر تصمیم‌گیری‌ها بر مدار عدالت بچرخد و از توان تخصصی دلسوزان این صنعت استفاده شود، گردشگری می‌تواند سریع‌ترین مسیر برای ترمیم زخم‌های اقتصادی ناشی از جنگ باشد.

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای