قطعی اینترنت در ایران؛ مردم آفلاین و نگرانی از دائمی شدن خاموشی
در سومین ماه قطعی اینترنت ایرانیها در محرومیت روزگار میگذرانند نگرانیها از دائمی شدن خاموشی دیجیتال وبیتوجهی مسئولان این بحران را عمیقتر کرده است
در حالی به سومین ماه قطعی اینترنت در ایران رسیدهایم که میلیونها شهروند در سکوتی اجباری، با آسیبهای گسترده اقتصادی و روحی مواجهاند و نگرانیها درباره دائمی شدن این خاموشی بیسابقه هر روز جدیتر میشود.
تجربه زیسته مردم آفلاین ایران؛ صدایی که شنیده نمیشود
ورود ایران به سومین ماه قطعی اینترنت
اکنون وارد سومین ماه از قطعی سراسری اینترنت در ایران شدهایم؛ هفته دهم خاموشی دیجیتال. با وجود برقراری دسترسی گزینشی برای عدهای خاص، بیش از ۱۵۴۲ ساعت است که عموم مردم از ارتباط با جهان خارج محروم ماندهاند.
در این بهار پرتنش، هیچ روزی به اتصال کامل به شبکه جهانی سپری نشده و وعدههای مسئولان درباره بازگشت به «وضعیت عادی» یا طرحهای اینترنت طبقاتی، تنها با تهدید ادامه خاموشی تا زمانی نامشخص همراه بوده است.
مؤسس وبسایت «روایت خاموشی»، جایی که بیش از پنج هزار روایت از رنج مردم ثبت شده، معتقد است نادیده گرفتن حق دسترسی شهروندان به اینترنت و تناقضگوییهای مسئولان، احتمال دائمی شدن این خاموشی دیجیتال را افزایش میدهد.
روایتهای شخصی از زیر بار قطعی اینترنت
پلتفرم «روایت خاموشی» صدای هزاران شهروند ایرانی است که تجربههای تلخ خود از طولانیترین قطعی اینترنت را بازگو کردهاند. دانشجویان، دانشآموزان، صاحبان کسبوکارهای آنلاین، گیمرها، تریدرها و بسیاری دیگر، هر کدام به سهم خود از این وضعیت متأثر شدهاند. «حسین رمضانزاده»، همبنیانگذار این پویش، تأکید میکند که این روایتها تنها نوک کوه یخ است و درد عمیقی که در آنها نهفته، بار روانی مضاعفی بر زندگی شخصی آنها و فعالان این حوزه تحمیل کرده است.
نمونههایی از این روایتها عبارتند از:
- «من توی یک روستا زندگی میکنم و تنها راه برای نجاتدادنم آموزشدیدن حرفه مورد علاقم بود که بتونم باهاش کار کنم؛ اما اینترنت قطع شده و امیدی ندارم…» (فرفری، دانشجو)
- «من دیگه دارم ورشکسته میشم. تمام درآمدم به اینترنت وابسته بود. چند تا جلسه بینالمللی مهم رو از دست دادم و دیگه هیچ مشتری ندارم.» (ناشناس، مهندس ورشکسته)
- «تو راه مهاجرت به ژاپن بودم که بهخاطر عدم ارتباط مؤثر، قطع همکاری از سمت شرکت ژاپنی صورت گرفت. شغلم توی ایران رو که با هزار زحمت به دست آورده بودم، رو هم یه شبه از دست دادم.» (امیریا، مهندس نرمافزار)
- «دوربینای امنیتی برای خونه و محل کار خریده بودیم، حالا همهشون از کار افتادهن. پرسوجو کردهم و میگن برای خرید دوربین که با نت ملی کار کنه باید دوربینات رو کلاً عوض کنی.» (مجید، بازرگان نوپا)
- «کوچیکترین حقم به عنوان یک نوجوان و یک انسان داشتن اینترنت بود و اینجوری قطعکردنش ناعادلانهترین بود.» (پردیس، دانشآموز)
این «قطعی اینترنت» برای میلیونها نفر، تنها یک اختلال فنی نیست، بلکه ضربهای مستقیم بر معیشت، تحصیل، ارتباطات و حتی سلامت روان آنها وارد کرده است.
آسیب اقتصادی و اجتماعی؛ واقعیتی که نباید نادیده گرفت
در میان روایتهای منتشرشده، ابعاد خسارت اقتصادی ناشی از قطع اینترنت برجستگی ویژهای دارد. بسیاری از کاربران از سرمایهگذاریهای هنگفت خود در بسترهای آنلاین و از دست دادن درآمدشان خبر دادهاند. نوجوانان و جوانان از محرومیت از آموزش آنلاین، بازیهای سرگرمکننده و تعاملات اجتماعی مجازی گلهمندند. کارشناسان بر این باورند که فشار روانی و اجتماعی ناشی از این قطعی، بخش بزرگی از جامعه را تحت تأثیر قرار داده و این دردها، در سکوت و بیپاسخ ماندن مسئولان، عمیقتر میشود.
اینترنت طبقاتی؛ شکاف جدید و تبعیض عمیق
سناریوی «اینترنت طبقاتی» با نامهایی چون اینترنت پرو، اساتید، خط سفید و …، به جای حل مشکل، بر دامنه تبعیض افزوده است. این سیاست که با هدف ظاهری تأمین امنیت اجرا میشود، صدای بسیاری از فعالان مستقل و انجمنهای صنفی را بلند کرده است. انجمن فینتک ایران این طرح را مصداق تبعیض در دسترسی، نقض عدالت دیجیتال و ضربه به اکوسیستم نوآوری کشور دانسته و نسبت به عواقب آن هشدار داده است. این در حالی است که استادان دانشگاه به دانشجویان خود اینترنت ندارند و شرکتها، با وجود داشتن اینترنت، قادر به فروش محصولاتشان نیستند؛ چرا که اکوسیستم اینترنت یکپارچه و متصل است.
اختلافنظر مسئولان؛ چشمانداز مبهم اتصال مجدد
در حالی که دولت به گفته معاون وزیر ارتباطات، «قطع کامل اینترنت را پرهزینهترین سناریو برای اقتصاد ملی» میداند و بر «دسترسی پایدار، باکیفیت و غیرتبعیضآمیز» تأکید دارد، اما شورای عالی امنیت ملی همچنان بر ادامه خاموشی به دلیل «شرایط جنگی» اصرار میورزد. «امیرحسین ثابتی»، نماینده مجلس، نیز ضمن تأیید این شرایط، بازگشت اینترنت بینالملل را منوط به پایان یافتن این وضعیت دانسته است. این تناقض در مواضع، چشمانداز بازگشت اینترنت را مبهم ساخته و این ترس را دامن زده که «قطعی اینترنت» دائمی شود.
صدای مردم؛ مطالبهای که شنیده نمیشود
«حسین رمضانزاده»، همبنیانگذار کارزار، از بیتوجهی مسئولان به مطالبات مردم گلایه میکند: «نامه رسمی میزنیم و در دفتر نهادهای مربوطه از وزارت ارتباطات و مجلس گرفته تا مرکز ملی فضای مجازی ثبت میکنیم تا یک نفر پاسخ دهد و با مردم صحبت کند – فارغ از اینکه جوابی دارند یا نه – ولی هیچ پاسخی نیست.»
این سکوت و عدم پاسخگویی، فشار روانی مضاعفی بر جامعه وارد کرده و این پرسش را مطرح میکند که آیا «قطعی اینترنت» صرفاً یک مسئله امنیتی است یا بحرانی عمیقتر که ابعاد اقتصادی، اجتماعی و حقوق بشری دارد؟
جمعبندی
با گذشت بیش از دو ماه از قطعی سراسری اینترنت، شهروندان ایرانی همچنان در دنیای آفلاین روزگار میگذرانند. روایتهای شخصی، آسیبهای اقتصادی و اجتماعی، سیاستهای تبعیضآمیز اینترنت طبقاتی و اختلافنظر میان نهادهای مسئول، همگی بر پیچیدگی این بحران افزوده و نگرانیها درباره دائمی شدن قطعی را تشدید کرده است. صدای مردم، اگرچه شنیده نمیشود، اما واقعیتی انکارناپذیر است که مسئولان باید به آن پاسخی روشن دهند.