درسهایی از جنگ رمضان؛
صداقت و شفافیت، عنصر محوری و راهبردی اطلاعرسانی
تحلیلی درباره نقش صداقت، شفافیت و اطلاعرسانی دقیق در جنگ رمضان و تأثیر آن بر اعتماد عمومی، افکار عمومی جهانی و مدیریت رسانهای جمهوری اسلامی ایران.
اطلاعرسانی و آگاهیبخشی به جامعه همواره یکی از موضوعهای مهم و انکارناپذیر در مدیریت اجتماعی به شمار آمده است. حتی در زمانهای بسیار دور، حاکمان از طریق جارچیها پیامها، اخبار و اطلاعات را به گوش شهروندان میرساندند. این سابقه طولانی نشان میدهد اطلاعرسانی تا چه حد برای حاکمان و در مرحله بعد برای حکومتشوندگان اهمیت داشته است.
در واقع، اطلاعرسانی بهموقع، صحیح و دقیق، میزان اعتماد شهروندان به حکومت را افزایش میدهد و موجب ایجاد ارتباط دوسویه میان رأس هرم اجتماع، یعنی دولت، و قاعده این هرم، یعنی شهروندان، میشود.
دستکم در سالهای اخیر، جمهوری اسلامی اهمیت اطلاعرسانی دقیق، صحیح و بهنگام را درک کرده و برای تحقق آن تلاش کرده است. هنگامی که حضرت امام (ره) رحلت کردند، با فاصله زمانی اندکی این رویداد به اطلاع عموم رسید و دیدگاهی که معتقد بود باید با خرید زمان، جامعه را برای پذیرش خبر آماده کرد، مورد توجه قرار نگرفت.
همین تجربه در جنگ ۱۲روزه نیز تکرار شد؛ بهگونهای که در آن صبح جمعه، وقتی تعدادی از ارشدترین فرماندهان و دانشمندان ایرانی هدف ترور قرار گرفتند، جمهوری اسلامی بدون پنهانکاری، شهادت چهرههای علمی–نظامی خود را اعلام و تأیید کرد.
در جنگ رمضان نیز با فاصلهای کمتر از ۲۴ ساعت تقریباً همه رویدادهای جنگ، از جمله حملات، ترورها و نتایج آنها، به اطلاع شهروندان رسید. حتی زمانی که رهبر به شهادت رسید و جمعی از فرماندهان ارشد نظامی نیز در همان زمان و مکان به شهادت رسیده بودند، این موضوع صادقانه و در کمتر از ۲۴ ساعت از وقوع، به اطلاع عموم رسانده و از رسانه ملی اعلام شد. این رفتار صادقانه، اعتماد شهروندان ایرانی نسبت به صحت اطلاعات ارائهشده از سوی حاکمیت را تقویت کرد.
البته نتایج برخی ترورهای هدفمند در همان ساعات نخست از سوی مقامات آمریکایی و اسرائیلی و رسانههای فارسیزبان و غیرفارسیزبان اعلام شده بود و تأیید بعدی همین اطلاعات، توجه برخی مخاطبان را جلب کرد؛ بهگونهای که پس از انتشار این اخبار، ایرانیان در انتظار تأیید رسمی آن از سوی رسانهها و مراجع داخلی بودند.
در مقابل، چنین صداقتی در طرف مقابل مشاهده نمیشد و نمیشود؛ چنانکه نیروهای آمریکایی و اسرائیلی در زمینه اعلام آسیبدیدگی یا کشته و زخمی شدن ژنرالها و نیروهای خود، خودسانسوری شدیدی اعمال میکنند و نشانی از صداقت ادعایی در رفتار رسانهای آنها دیده نمیشود. برخلاف جنگ ۱۲روزه که برخی شایعات و اخبار نادرست از رسانه ملی و خبرگزاریها منتشر و بعد تکذیب شد، در جنگ حاضر از انتشار چنین اخباری پرهیز شده است.
در جنگ پیشین، چند بار خبر هدف قرار گرفتن هواپیماهای اسرائیلی منتشر شد و بعد مشخص گردید صحت نداشته است. صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز اعلام کرد به دلیل دریافت خبر از سوی مراجع رسمی و نظامی اقدام به انتشار آن کرده و امکان راستیآزمایی نداشته است. به همین دلیل مسئولیت این موضوع متوجه تولیدکنندگان خبر، یعنی نهادهای نظامی دانسته شد.
در این جنگ، همراه با اعلام خبر هدف قرار گرفتن مراکز، پایگاهها، هواپیماهای سرنشیندار و پهپادها از سوی قرارگاه خاتمالانبیا(ص)، مستندات قابل اتکایی منتشر شد که صحت این اخبار را تأیید میکرد. به همین ترتیب، اکنون وقتی خبر هدف قرار دادن جنگنده فوقپیشرفته F-35 از سوی ایران همراه با مستندات منتشر میشود، امکان تکذیب آن کمتر است و سنتکام نیز بهعنوان اصلیترین مرجع ادارهکننده جنگ علیه ایران، آن را تأیید میکند.
علاوه بر این، در جنگ حاضر، میزان حضور و فعالیت چهرههای رسانهای و خبرنگاران خارجی بهویژه در مناطق غیرنظامی هدف قرار گرفته افزایش یافته و توانسته است نقش مؤثری در جلب افکار عمومی بینالمللی به نفع ایران ایفا کند. تجمعهای اعتراضی علیه جنگ تحمیلی به ایران در خارج از کشور و محکومیت ایالات متحده و اسرائیل نیز از جمله پیامدهای حضور همین خبرنگاران و بازتاب حمله به مدارس، بیمارستانها و مناطق مسکونی غیرنظامی در ایران است که اعتباری مثبت برای جمهوری اسلامی ایجاد کرده است.
با گذشت زمان و افزایش دستاوردهای کشور در این جنگ، از جمله هدف قرار دادن پرندههای آمریکایی و اسرائیلی، مقامات ایرانی بیش از گذشته به اهمیت اطلاعرسانی دقیق و مؤثر، بهویژه در سطح بینالمللی، پی برده و از آن بهرهبرداری میکنند. نکته مهمی که میتوان از این واقعیت برای آینده آموخت آن است که صداقت، دقت و شفافیت در انتشار اطلاعات، عنصری راهبردی و غیرقابل چشمپوشی است.