خبر فوری
شناسه خبر: 54690

درس‌های جنگ رمضان

جغرافیا دست برتر را به ایران داد

تحلیلی درباره نقش جغرافیای ایران در جنگ رمضان و تأثیر موقعیت ژئوپلیتیک کشور، به‌ویژه تسلط بر خلیج فارس و تنگه هرمز، در افزایش تاب‌آوری زیرساختی و برتری راهبردی ایران.

جغرافیا دست برتر را به ایران داد

نمی‌توان انکار کرد که وسعت، موقعیت و شکل جغرافیایی ایران در جنگ رمضان مزیتی واقعی و راهبردی را نصیب کشورمان کرد. پراکندگی امکانات و تأسیسات نظامی و اقتصادی، عوارض موجود سرزمینی، استحکام خاک برای تأسیس پایگاه‌های زیرزمینی، تنوع اقلیم و امکانات بسیار زیاد طبیعی تنها بخشی از مزیت‌ها و ظرفیت‌های درون‌سرزمینی ایران است.

افزون بر این، موقعیت برون‌سرزمینی و ژئوپلیتیک کشورمان که مشرف به دریای عمان و اقیانوس هند و مسلط بر تنگه هرمز و خلیج فارس است و دسترسی‌هایی گسترده تا دریای سرخ، تنگه باب‌المندب و دریای مدیترانه دارد، ایران پهناور را دارای موقعیت و امتیازهای بی‌بدیل طبیعی و ژئوپلیتیک کرده است. این امتیازها به‌نحوی مؤثر در جنگ حاضر به کمک نیروهای نظامی و سیاسی ایرانی آمد.  

در وهله نخست، گستردگی جغرافیایی ایران باعث شده است کشورمان توزیع مناسبی در حوزه تأسیسات زیرساختی داشته باشد و از مدار خارج شدن یا آسیب دیدن یک یا چند زیرساخت در حوزه‌های مختلف، باعث فروپاشی یا ازهم‌پاشیدگی کشور نشود. بارزترین شاهد برای صحت این ادعا هنگامی رخ داد که دونالد ترامپ تهدید کرد زیرساخت‌های ایران در حوزه نیرو و نفت را نابود خواهد کرد. بلافاصله پس از این تهدید، ایران نیز اعلام کرد فهرستی برای مقابله‌به‌مثل در صورت حملات احتمالی در اختیار دارد.

ارائه این فهرست نشان داد که با هدف قرار گرفتن نیروگاه‌های برق در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و اسرائیل، تمام این کشورها در کمتر از ۲۴ ساعت به خاموشی کامل فرو خواهند رفت. برخی نیروگاه‌های معرفی‌شده در فهرست موردنظر ایران تا حدود ۲۰ یا ۲۵ درصد از برق مصرفی کشورهای یادشده را تأمین می‌کنند. جالب آنکه تولید برق در این کشورها عمدتاً به نیروگاه‌های حرارتی وابسته است و در نتیجه به سرعت می‌تواند نابود شود.  

در ایران اما وضعیت متفاوت است و تولید برق شامل نیروگاه‌های حرارتی، برق‌آبی، نیروگاه‌های خورشیدی و نیروگاه اتمی می‌شود که هر یک تنها حدود ۳ تا ۵ درصد از برق مصرفی کشور را تأمین می‌کنند.

به این معنا که در حالی که ایران برای خاموش کردن کشورهای متخاصم باید حداکثر به پنج یا شش مرکز حمله کند، نیروهای دشمن برای ایجاد اختلال مشابه باید به حدود ۲۰ تا ۳۰ مرکز حمله کنند. این امر پایداری شبکه برق و تاب‌آوری ایران را به‌شدت افزایش می‌دهد. در مورد سایر تأسیسات زیرساختی ایران، از جمله شبکه توزیع گاز، نیز وضعیت تقریباً به همین صورت است.  

در کنار همه این موارد، و شاید مهم‌ترین آن‌ها، موضوع تسلط ایران بر خلیج فارس و تنگه هرمز مطرح بوده است. بخش شمالی خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز عملاً و بدون رقیب در اختیار و تحت حاکمیت ایران قرار دارد. تا پیش از این جنگ، ایران بارها تهدید کرده بود که این حاکمیت را اعمال خواهد کرد و در صورت لزوم تنگه راهبردی هرمز را خواهد بست.

با این حال، هنگامی که برخی مقامات ایرانی و در رأس آن‌ها رهبری پیشین کشور موضوع بستن یا اعمال حاکمیت ایران بر این آبراه را مطرح کردند، بسیاری از ناظران با تمسخر به این تهدید واکنش نشان دادند و تأکید کردند که بستن تنگه هرمز به معنای شلیک ایران به پای خود است؛ زیرا در صورت مسدود شدن این آبراه، ایران عملاً حیات اقتصادی خود را به خطر انداخته و نوعی خودکشی اقتصادی انجام داده است.  

ایران اما به‌خوبی از حاکمیت خود و امکان اعمال آن بر این آبراه استفاده کرد و به‌جای آنکه از عبارت «مسدود کردن» یا «بستن» تنگه هرمز ــ که دارای بار حقوقی و روانی سنگینی است ــ استفاده کند، اعلام کرد این آبراه مسدود نشده، اما تردد کشتی‌ها از آن به‌صورت مدیریت‌شده و تحت حاکمیت ایران انجام خواهد شد. در این میان برخی کشتی‌ها تلاش کردند به‌طور خودسرانه و بدون توجه به هشدارها و مخالفت نظامیان ایرانی از این تنگه عبور کنند که همان شناورها با هدف قرار گرفتن و انفجار مجازات شدند.

جالب آنکه هیچ‌یک از شناورهای نظامی آمریکا حاضر به نزدیک شدن به این تنگه یا اسکورت شناورهای تجاری نشدند و با وجود تمام لفاظی‌ها و تهدیدهای ترامپ و وعده‌هایی که او و نیروهایش در سنتکام درباره باز کردن و عادی‌سازی عبور و مرور در تنگه هرمز مطرح کردند، حتی اکنون که جنگ متوقف شده است نیز تردد کشتی‌های تجاری از این معبر حیاتی به وضعیت عادی و گذشته بازنگشته است.  

قریب به اتفاق ناظران، تحلیلگران و کارشناسان سیاسی ـ نظامی اذعان می‌کنند که پیش از جنگ اخیر، کمتر کسی تصور می‌کرد ایران بتواند بر عبور شناورها از این آبراه محدودیت اعمال کند. از آن مهم‌تر، هیچ‌کس گمان نمی‌برد که جهان و در رأس آن ایالات متحده نتواند این محدودیت‌ها را برطرف کند.

اکنون اما بسیاری دریافته‌اند که ایالات متحده، با وجود تمام ادعاها و توان نظامی گسترده‌ای که سال‌ها موجب هراس بسیاری از کشورها شده بود، در برابر ایران و حاکمیتی که بر تنگه هرمز اعمال کرده است با محدودیت جدی روبه‌رو شده و حتی به‌طور تلویحی به این ناتوانی اعتراف کرده است.  

روشن است در گفت‌وگوهایی که پس از آتش‌بس میان ایران و ایالات متحده انجام شد، موضوع خلیج فارس و تنگه هرمز به‌عنوان اصلی‌ترین مسئله مطرح بوده است. همچنین روشن است که نه ایالات متحده و نه شرکای آن در حاشیه جنوبی خلیج فارس مایل نیستند شمشیر آویخته ایران بر فراز این آبراه، به‌طور دائمی منافع آن‌ها را تهدید یا محدود کند.

از این رو می‌توان پیش‌بینی کرد که یکی از مهم‌ترین دستورکارهای آینده ایالات متحده و اسرائیل در رویارویی با ایران، یافتن راهی برای مهار یا محدود کردن توانایی ایران در اعمال حاکمیت بر آبراه راهبردی و غیرقابل جایگزین تنگه هرمز خواهد بود.  

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای