خبر فوری
شناسه خبر: 54698

درس‌های جنگ رمضان؛

تنگه هرمز: مکمل کلیدی قدرت ایران

تحلیل نقش تنگه هرمز و باب‌المندب در جنگ رمضان و بررسی چگونگی تبدیل این آبراه‌ها به ابزار قدرت جمهوری اسلامی ایران در برابر ایالات متحده و اسرائیل

تنگه هرمز: مکمل کلیدی قدرت ایران

یکی از تحلیلگران اسرائیلی که با یکی از شبکه‌های تلویزیونی این رژیم گفت‌وگو می‌کرد، عامل پیروزی ایران در جنگ رمضان را به دو عامل محدود کرد. او توضیح داد که نخستین عامل پیروزی تهران در این جنگ، حاکمیت و اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز است. سپس افزود که به‌دلیل نزدیکی و همراهی حوثی‌های یمن با مقامات و حکومت جمهوری اسلامی ایران، کنترل متحدان تهران بر تنگه باب‌المندب، دومین کارت برنده تهران در جنگ با ایالات متحده و اسرائیل است؛ کارتی که می‌تواند فروپاشی اقتصادهای جهانی را در پی داشته باشد و از راه اقتصاد، تمام جهان را برای پذیرش خواسته‌های خود تحت فشار قرار دهد و نهایتاً واشنگتن و تل‌آویو را به تمکین وادارد.

بسیاری از راهبردنویسان ایرانی و غیرایرانی، پیش از جنگ رمضان تصور نمی‌کردند که در صورت حمله به ایران، جمهوری اسلامی قادر باشد از آبراه مهم و راهبردی تنگه هرمز به‌عنوان یک سلاح بهره ببرد. در آن زمان تهدیدهایی که درباره بستن یا مسدودسازی این تنگه از سوی مقامات تهران مطرح می‌شد، جدی گرفته نمی‌شد. در بیشتر نشست‌های مرتبط با ایران در اندیشکده‌ها و مراکز تصمیم‌سازی راهبردی، سیاسی و نظامی، درباره توانایی جمهوری اسلامی برای محدودسازی تردد یا مسدودسازی تنگه هرمز اظهار نظری نمی‌شد و تحلیلگران ترجیح می‌دادند درباره موضوع‌های دیگری مانند نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی ایران و نقش آن‌ها در جنگ سخن بگویند.

اکنون اما روشن شده است که همه گمانه‌زنی‌هایی که درباره ناتوانی نظامیان و استراتژیست‌های ایرانی در بستن تنگه هرمز مطرح می‌شد، چندان واقع‌بینانه نبوده است. از آن مهم‌تر، ناتوانی ایالات متحده و هم‌پیمانانش در خلیج‌فارس برای باز کردن این تنگه بود. در ابتدای محدودسازی تردد در این آبراه، بسیاری از تحلیلگران ساده‌انگارانه می‌گفتند حضور نظامی ایالات متحده در این منطقه آن‌قدر گسترده و پرحجم است که سنتکام در مدت کوتاهی خواهد توانست تنگه را باز و جریان عادی تردد شناورها را برقرار کند. دونالد ترامپ حتی فراتر رفت و ادعا کرد که جزیره خارک، مهم‌ترین پایانه نفتی ایران، به‌سرعت توسط نیروهای آمریکایی اشغال خواهد شد و فروش نفت ایران به دست آمریکا خواهد افتاد.

ترامپ در این خیال‌پردازی‌ها وضعیتی را توصیف کرد که در آن نفت ایران توسط ایالات متحده تصاحب و فروخته می‌شود و درآمدهای حاصل از آن به دو کشور ایران و آمریکا می‌رسد؛ درآمدی که مدیریت و تقسیم آن بر عهده واشنگتن خواهد بود. اما هیچ‌یک از این ادعاها به مرحله عمل نرسید. ناوها و ناوشکن‌های آمریکایی که حتی از سوی متحدان ناتویی خود حمایت نشدند، عقب‌نشینی کردند و ترجیح دادند از «دهان گرسنه شیر ایران» دور بمانند. همین هراس، رفتار نوسانی واشنگتن را در پی داشت؛ ایالات متحده ابتدا اعلام کرد که تنگه را خود باز خواهد کرد، اما سپس موضعش را تغییر داد و از ایران خواست این کار را انجام دهد.

در موضع‌گیری بعدی، آمریکا به‌طور کامل از موضوع کنار کشید و گفت هر کشوری که در تنگه هرمز منافعی دارد، خود برای باز شدن آن اقدام کند؛ اما این فراخوان نیز با استقبال مواجه نشد و هیچ کشوری با آمریکا همراهی نکرد. ترامپ سپس با عصبانیت از تهران خواست تنگه هرمز را باز کند و تهدید کرد که در صورت عدم تحقق این امر، ایران را به «عصر حجر» بازخواهد گرداند. اما در آخرین ساعات ضرب‌الاجل، ترامپ پیش‌شرط‌های ۱۰گانه ایران را پذیرفت و آتش‌بس اعلام کرد. اکنون، با وجود برگزاری گفت‌وگوهای اسلام‌آباد، آزادی تردد در این تنگه محقق نشده و ترامپ نوعی محاصره دریایی علیه ایران اعلام و اعمال کرده است تا مشابه ونزوئلا، ایران را از نظر کالایی تحت فشار قرار دهد. اما برخلاف ونزوئلا که محاصره آن تنها حکومت کاراکاس را تحت فشار قرار می‌داد، این محاصره مستقیماً بر اقتصاد جهان اثر می‌گذارد. البته محاصره دریایی ونزوئلا نیز چندان موفق نبود و آمریکا در نهایت به ربایش رئیس‌جمهور آن کشور و همسرش متوسل شد.

جالب اینکه در اجرای همین محاصره دریایی، هیچ‌یک از متحدان واشنگتن نه‌تنها آمادگی همکاری اعلام نکردند، بلکه حتی مهم‌ترین متحد اروپایی‌اش ـ بریتانیا ـ نیز عدم تمایل خود را به مشارکت اعلام کرد. این ناتوانی و عدم همراهی، کلافگی و استیصال را در میان هیأت حاکمه آمریکا و نظامیان این کشور در قبال ایران تشدید کرده است. هیچ‌کس در واشنگتن و تل‌آویو انتظار نداشت ایران تا این حد در برابر ایالات متحده و اسرائیل تاب‌آوری نشان دهد و بتواند منافع آنان را تهدید و محدود کند. خبر بدتر برای آن‌ها این است که این حاکمیت بلامنازع ادامه خواهد یافت و هیچ‌یک از بازیگران منطقه‌ای یا فرامنطقه‌ای، اقدامی مؤثر و قابل اتکا در برابر آن نمی‌توانند انجام دهند.

البته کاخ سفید و رهبران کنونی آن، که آرزوی نابودی جمهوری اسلامی ایران را در سر می‌پرورانند، تلاش می‌کنند کارت تأثیرگذار و بی‌بدیل تنگه هرمز را از دست تهران خارج کنند. از جمله در گفت‌وگوهای اسلام‌آباد، طرف آمریکایی بارها بر ضرورت مشارکت ایالات متحده در مدیریت این تنگه تأکید کرد، اما با مخالفت صریح مقامات تهران و مذاکره‌کنندگان ایرانی روبه‌رو شد. اکنون باور ایرانیان درباره قابلیت‌ها و توانایی کشورشان برای نقش‌آفرینی و تأثیرگذاری در عرصه بین‌الملل بسیار متحول شده است. ایرانیان دریافته‌اند که در کنار موشک‌های قدرتمند و نظامیان باهوش و شجاع، دارای جغرافیای اثرگذار و تعیین‌کننده‌ای هستند که نقش ایران را در شکل‌دهی به ترتیبات امنیتی ـ راهبردی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای غیرقابل انکار می‌کند.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای