خبر فوری
شناسه خبر: 54724

تاب آوری پایین کشورهای حاشیه خلیج فارس در برابر بحران های ژئوپلیتیک

تحلیل جامع از آسیب‌پذیری و تاب‌آوری پایین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در برابر بحران‌های ژئوپلیتیک، با تمرکز بر وابستگی غذایی، چالش‌های آب، واردات گسترده، تغییرات اقلیمی و پیامدهای اجتماعی–اقتصادی

تاب آوری پایین کشورهای حاشیه خلیج فارس در برابر بحران های ژئوپلیتیک

کشورهای عربی خلیج فارس که به عنوان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (PGCC) شناخته می‌شوند از شش کشور تشکیل شده‌اند که در شبه جزیره عربستان واقع شده یا به آن متصل هستند. شورای همکاری خلیج فارس در سال ۱۹۸۱ تشکیل شد و شامل کشورهای بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی است ؛ روی هم رفته، همه این کشورها جمعیتی بیش از 60 میلیون نفر دارند. ایران طولانی ترین ساحل را در این خلیج دارد و عراق کوتاه ترین ساحل را. بحرین تنها کشور جزیره ای در این دریا است. حداکثر عرض خلیج فارس 200 مایل یا 336 کیلومتر است.

درآمد سرانه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در طول چند دهه گذشته به دلیل قیمت‌های بالای نفت و نوسازی سریع اقتصادها، به طور قابل توجهی افزایش یافته است. طبق گزارش بانک جهانی ( 2025 )، درآمد سرانه واقعی در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در سال 2023 از 18099 دلار آمریکا در عمان تا 65111 دلار آمریکا در قطر متغیر بوده است.

همه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس توسط بانک جهانی به عنوان کشورهای با درآمد بالا طبقه‌بندی می‌شوند. درآمدهای بالاتر، واردات غذای بیشتر از خارج از کشور را هدایت کرده و الگوهای غذایی مصرف‌کنندگان را به سمت مصرف گوشت تغییر داده است. افزایش درآمدهای ملی همچنین منجر به پویایی سریع در بخش خرده‌فروشی مواد غذایی شده است، به طوری که افزایش حضور سوپرمارکت‌های بزرگ، خرید مصرف‌کنندگان را برای مواد غذایی و سایر کالاهای مصرفی جذاب‌تر کرده است.

یافته‌ها نشان‌دهنده‌ی عدم تعادل مداوم تجارت مواد غذایی با پیشی گرفتن واردات مواد غذایی از صادرات در سراسر کشورهای حوزه خلیج فارس است. کشف نفت در این کشورها در قرن گذشته باعث شده است که آنها از بالاترین درآمد سرانه در بین کشورهای جهان برخوردار باشند و تغییرات اجتماعی-اقتصادی زیادی در آنها رخ دهد.

با وجود ثروت، بسیاری از پروژه‌های زیرساختی تامین غذا و توسعه‌ لجستیک برنامه ‌ریزی شده و در حال انجام است. این امر تقاضا برای نیروی انسانی مورد نیاز را افزایش داده است، بنابراین بسیاری از کارگران مهاجر از بسیاری از کشورها در این کشورها یافت می‌شوند. نسبت شهروندان به غیرشهروندان متغیر است.

آمارهای موجود نشان می‌دهد که درصد غیرشهروندان از 36 درصد در عربستان سعودی تا 89 درصد در امارات متحده عربی متغیر است. حضور گروه‌های قومی مختلف در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس باعث می‌شود که آنها از تنوع فرهنگی در زنجیره تامین غذا برخوردار باشند.

تولید مواد غذایی در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به میزان فعالیت‌های کشاورزی در هر کشور بستگی دارد. برای شروع، تولید مواد غذایی دریایی تا حدی کافی است - زیرا این کشورها فعالیت‌های ماهیگیری قابل توجهی دارند. به دلیل کشاورزی و فعالیت‌های مرتبط، عمان و عربستان سعودی تقریباً 30٪ از ذخایر غذایی خود را تولید می‌کنند.

با این حال، همه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به میزان‌های مختلف به واردات مواد غذایی متکی هستند. آمارهای اخیر نشان می‌دهد که واردات مواد غذایی برای هر یک از عمان و عربستان سعودی حدود 70٪، برای کویت 80٪، برای امارات متحده عربی 85٪ و برای هر یک از بحرین و قطر کمی بالاتر از 90٪ است. وابستگی همه این کشورها به غلات وارداتی بسیار زیاد است که بین 88٪ برای عربستان سعودی و تقریباً 100٪ برای بحرین و قطر متغیر است.

لازم به ذکر است که دسترسی به مواد غذایی در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس عمدتاً به دلیل قدرت مالی برای واردات اقلام غذایی از بسیاری از کشورهای تولیدکننده در جهان فراوان است، با این حال، باید توجه داشت که چنین واردات مواد غذایی می‌تواند به دلیل برخی ملاحظات جغرافیایی مهم آسیب ‌پذیر باشد.

حمل و نقل دریایی وسیله اصلی حمل و نقل مواد غذایی و کالاها به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس است. این خطوط کشتیرانی از تنگه بسفر و تنگه جبل الطارق برای ورود به دریای مدیترانه، کانال سوئز برای ورود به دریای سرخ، تنگه باب المندب برای رسیدن به خلیج عدن و تنگه هرمز برای ورود به خلیج فارس استفاده می‌کنند.

وجود هرگونه اختلال یا شرایط نامطلوب در این گلوگاه‌های جغرافیایی استراتژیک، عواقب جدی بر تأمین و امنیت غذایی در چنین کشورهایی خواهد داشت. در مورد دسترسی به آب، اکثر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به فرآیند پرهزینه شیرین ‌سازی آب دریا و تا حدودی به آب‌های زیرزمینی متکی هستند. بنابراین؛ برای رفاه ساکنان چنین کشورهایی، امنیت غذایی و آب توآمان اهمیت دارد.

همچنین، تمام تلاش‌های ممکن باید در جهت افزایش تولید کشاورزی، چه از نظر گیاهی و چه از نظر حیوانی، معطوف شود. رفاه مالی در چهار دهه گذشته منجر به سطح بالایی از زندگی شده است. این امر در تمام جنبه‌های زندگی مدرن، غذا، راحتی و آسایش آشکار می‌شود. اتکا به اتومبیل برای حمل و نقل، داشتن خانه‌های دارای تهویه مطبوع، تلویزیون و وسایل ارتباطی الکترونیکی و بازی‌ها، مردم را عملاً به کم‌ تحرکی سوق داده است.

این تأثیرات و با فراوانی غذا و گسترش گسترده فست فودها، جوامع کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس سهم خود را از مشکلات شایع تغذیه ‌ای بسیاری از کشورهای غربی داشته‌اند. مشکل چاقی در بسیاری از بخش‌های این جوامع بسیار شایع است و کودکان را نیز شامل می‌شود. سه کشور شورای همکاری خلیج فارس: کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی از جمله کشورهای جهان با بالاترین میزان بروز دیابت هستند. سایر بیماری‌های مزمن، مانند بیماری‌های سیستم قلبی عروقی، نیز شایع هستند.

کمبودهای شایع ریزمغذی‌ها شامل کم‌خونی فقر آهن در زنان و کمبود ویتامین D در کودکان و زنان است. مطالعه‌ای که در سه کشور شورای همکاری خلیج فارس، بحرین، کویت و امارات متحده عربی انجام شد، نشان داد که ۵۰٪ از پرمصرف ‌ترین اقلام غذایی درب منزل، عمدتاً شامل برگر و سیب‌زمینی سرخ‌ کرده بود و هیچ غذای سالم یا گیاهی در میان اقلام پرمصرف نبود. سهولت و دسترسی نامحدود به فست فود و وعده‌های غذایی پرکالری از طریق سیستم‌های تحویل درب منزل، ساکنان شهر را تشویق می‌کند تا انرژی بیشتری مصرف کنند در حالی که کالری نسبتاً کمی می‌سوزانند. زمان و انرژی که در گذشته صرف خرید مواد غذایی و تهیه غذا در آشپزخانه می‌شد، به طور چشمگیری به دسترسی تقریباً فوری به غذا، بدون هیچ گونه فعالیت بدنی مرتبط، کاهش یافته است.

 از این رو، در دسترس بودن، دسترسی و استفاده از غذا، چه سوء تغذیه باشد و چه چاقی نیروی محرکه سوء تغذیه است؛ پس از جنگ ناعادلانه آمریکا صهیونی با ایران؛ کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، تغییرات اجتماعی-اقتصادی عمده و دگرگون ‌کننده‌ای مانند کاهش رشد شهرنشینی، رفاه کمتر، فرار جمعیت و تغییر در سبک زندگی را تجربه می‌کنند. دسترسی کمتر و تنوع  کمتر محصولات غذایی منجر به تغییراتی در الگوهای مصرف مواد غذایی شده است.

از سویی فشار تقاضا از طریق رشد جمعیت کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نیز اهمیت دارد. نرخ بالای رشد جمعیت (2.5 درصد در سال) باعث افزایش تقاضا برای کالری حیوانی در آینده خواهد شد. با افزایش سالانه واردات غذا و گوشت، اثر جانبی تقاضا در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس آشکارتر می‌شود. با جمعیتی بالغ بر 56.7 میلیون نفر، این نشان دهنده فشار قابل توجه تقاضا بر غذا است، جایی که پیش‌بینی می‌شود مصرف گوشت افزایش یابد و این به واردات مداوم حیوانات زنده برای مصرف گوشت منجر خواهد شد. در پس زمینه ای که وابستگی به واردات مواد غذایی بالاست، زیرا کشورهای شورای همکاری 76 درصد کالری مصرفی خود را وارد می‌کنند. انتظار می‌رود وابستگی منطقه‌ ای به واردات مواد غذایی افزایش یابد. از کل گندم مصرفی در منطقه، 83 درصد وارداتی است و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بیش از ۹۰ درصد از نیازهای خود را وارد می‌کنند.

این منطقه سالانه حدو150 میلیارد دلار برای واردات مواد غذایی هزینه می‌کند که حدود ۴ درصد از تولید ناخالص داخلی است. بنابراین درگیری‌های طولانی منجر به افزایش سطح سوء تغذیه می‌شوند و بر معیشت کارگران مهاجر، افراد فقیر، پناهندگان و مهاجران داخلی که برای بقا به کمک ‌های بشردوستانه متکی هستند، تأثیر می‌گذارد. کاهش گردشگری و جامعه بی رونق مهاجران، تقاضا برای غذاخوری‌های غیررسمی به سبک غربی و آشپزخانه‌های ابری را کاهش داده است.

اگرچه اقتصاد منطقه به شدت به صنعت نفت و گاز وابسته است، اما غذا و نوشیدنی، هتل‌ها و رستوران‌ها و فرآوری مواد غذایی هنوز هم از جمله بخش‌های برتر در منطقه هستند. از نظر تاریخی، تولید مواد غذایی در این منطقه از جهان محدود بوده و بیشتر بر پایه ماهیگیری، دامپروری بادیه نشینان، کشاورزی واحه ها و باغبانی خرما و تولید سبزیجات در مقیاس کوچک است و در واقع، تنها 19.5٪ از کل مساحت منطقه GCC، زمین کشاورزی و مرتعی  است که فقط 1٪ آن قابل کشت (سطح زیرکشت زراعی) میباشد. علاوه بر این، با فرآیندهای پیشرونده شوری و بیابان‌زایی در کل منطقه شورای همکاری خلیج فارس، پیش‌بینی می‌شود که میزان زمین‌های قابل کشت حتی بیشتر کاهش یابد. علاوه بر این، اکثر خاک‌های کشورهای شورای همکاری خلیج فارس شکننده، شنی  و فاقد مواد آلی با ظرفیت کم و پایین نگهداری آب است و بیش از 95 درصد از زمین های شبه جزیره عربستان در معرض انواع متنوع بیابان زایی است. با این حال، هنوز هم مسئله اصلی در مورد کشاورزی در شورای همکاری خلیج فارس، آب است. غذا و آب ارتباط ناگسستنی دارند.

" امنیت آب" اغلب به عنوان یک جزء یا زیرمجموعه امنیت غذایی در نظر گرفته می شود به دلیل آب و هوای گرم، همراه با بارندگی کم و نرخ تبخیر بالا (بیش از 3000 میلی متر در سال)، آب یک منبع بسیار کمیاب در شورای همکاری خلیج فارس است . علاوه بر این، آب های سطحی تقریباً وجود ندارند. منطقه GCC فقیرترین منطقه در جهان از نظر منابع آبی، به صورت مطلق و سرانه است که عمدتاً ناشی از آب و هوای خشک منطقه و رشد بالای جمعیت است.

با توجه به میزان بارندگی است، بطوری که در سال 2019، تمامی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در فهرست 15 کشوری قرار گرفتند که کمترین میزان بارندگی را در سطح جهان دریافت کردند. در واقع، GCC یکی از کمترین سرانه دسترسی به آب شیرین در جهان را دارد که در سال 2017  حدود، 82.55 متر مکعب در مقایسه با میانگین جهانی حدود 6500 متر مکعب برآورد شده بنابراین همه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در شرایط کمبود مطلق آب در نظر گرفته می شوند که به عنوان کمتر از 500 متر مکعب سرانه در سال منابع آب تجدیدپذیر تعریف شده است.

در نتیجه این کمبود آب شیرین مانعی آشکار برای توسعه کشاورزی متعارف در این منطقه است. کشورهای   GCC مزیت نسبی در تولید محصولات زراعی ندارند.  درجه حرارت بالا ،عملکرد را برای بسیاری از محصولات محدود می کند، در حالی که میزان بارندگی بسیار کمتر از میزان مورد نیاز برای تولید غلات دیم است.به عنوان مثال گندم در آب و هوای گرم به حدود 600-650 میلی متر در سال نیاز دارد.

در آینده، در شورای همکاری خلیج فارس، تغییرات آب و هوایی از طریق افزایش دما، کاهش بارندگی و افزایش تبخیر و تعرق بیشتر بر کشاورزی و تولید مواد غذایی در یک منطقه بسیار خشک تأثیر خواهد گذاشت.

محققین اقلیم شناس درپیش بینی تغییرات آب و هوایی انتظار دارد که کل منطقه در آینده با کاهش بارندگی، هوای گرمتر بالای 60 درجه سانتی گراد و خشک تر شود. تحلیل  متخصصین هشدار می دهد که بزودی  محرک های دوگانه "تغییر آب و هوا و رشد جمعیت" با هم ترکیب می شوند و بر منابع کمیاب آب فشار بیشتری وارد می کنند و امنیت غذایی منطقه را  در صورت ادامه جنگ و کشاندن جنگ به تابستان پیش روی تحت تاثیر قرار می دهند.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای