بازگشت دیپلماسی به تنگه هرمز؛ آیا بنبست نظامی شکسته میشود؟
تحلیل تازه یک اندیشکده آمریکایی میگوید راهحل بحران تنگه هرمز نه در جنگ، بلکه در دیپلماسی است؛ آیا مسیر مذاکره دوباره باز میشود؟
پس از هفتهها تنش، تهدید و اقدامات نظامی در خلیج فارس، حالا یک اندیشکده آمریکایی از واقعیتی تازه سخن میگوید: تنگه هرمز همچنان در مرکز معادله قدرت قرار دارد و تنها دیپلماسی میتواند این بنبست پرهزینه را بشکند.
این ارزیابی در شرایطی مطرح شده که تلاشهای نظامی آمریکا نهتنها به نتیجه قطعی نرسیده، بلکه خطر گسترش بحران را نیز افزایش داده است.
بازگشت دیپلماسی به تنگه هرمز؛ روایت یک بنبست پیچیده
اندیشکده آمریکایی شورای روابط خارجی در تحلیلی تازه، با اشاره به ناکامی سیاستهای دونالد ترامپ در قبال ایران، نوشته است که مجموعه اقداماتی مانند بمباران، محاصره و حتی عملیات اسکورت کشتیها، نتوانسته معادله را در تنگه هرمز تغییر دهد.
به باور این اندیشکده، با وجود این فشارها، ایران همچنان توان اثرگذاری خود بر این گذرگاه راهبردی را حفظ کرده و در چنین شرایطی، بازگشت دیپلماسی به تنگه هرمز تنها مسیر رسیدن به یک راهحل واقعی به شمار میرود.
آغاز عملیات اسکورت آمریکا در خلیج فارس
دونالد ترامپ روز یکشنبه ۱۲ اردیبهشت اعلام کرد که ایالات متحده عملیاتی را برای کمک به نفتکشها و کشتیهای باری در خلیج فارس آغاز کرده است تا امکان عبور آنها از این آبراه فراهم شود.
در ادامه این تحولات، دو ناوشکن نیروی دریایی آمریکا روز دوشنبه ۱۳ اردیبهشت وارد خلیج فارس شدند و همزمان دو کشتی تجاری با پرچم آمریکا این منطقه را ترک کردند.
در مقابل، تنشها به سرعت افزایش یافت و منطقه بار دیگر در آستانه یک رویارویی گستردهتر قرار گرفت.
تنگه هرمز؛ گره راهبردی اقتصاد جهانی
اهمیت تنگه هرمز تنها به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمیشود. این آبراه یکی از حیاتیترین مسیرهای انرژی جهان است و حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند. به همین دلیل، هرگونه اختلال در این منطقه میتواند بلافاصله بر بازارهای جهانی انرژی، حملونقل دریایی و اقتصاد بینالملل اثر بگذارد.
تحلیل شورای روابط خارجی تأکید دارد که تلاش برای باز کردن تنگه هرمز با تکیه بر زور نظامی، میتواند به جای حل بحران، آتش درگیری را شعلهورتر کند؛ بهویژه آنکه این آبراه باریک، شرایطی بسیار حساس برای هرگونه درگیری دریایی ایجاد میکند.
چرا گزینه نظامی در تنگه هرمز ناکام مانده است؟
این اندیشکده آمریکایی معتقد است ترامپ در آغاز جنگ، با این تصور وارد میدان شد که ایران ظرف چند هفته عقبنشینی خواهد کرد. او حتی از «تسلیم بیقید و شرط» سخن گفت و بر این باور بود که جنگ در مدت کوتاهی پایان مییابد.
اما با گذشت بیش از دو ماه، ارزیابیها نشان میدهد نهتنها این هدف محقق نشده، بلکه ایران با استفاده از ابزارهایی مانند پهپاد، قایقهای تندرو و مین، توانسته در تنگه هرمز اختلالی جدی ایجاد کند.
همین مسئله باعث شده بسیاری از تحلیلگران از شکست رویکرد نظامی و ضرورت بازگشت دیپلماسی به تنگه هرمز سخن بگویند.
تهدید، محاصره و فشار؛ اما بدون نتیجه قطعی
ترامپ ابتدا کوشید با تهدید به بمباران زیرساختهای انرژی و پلهای ایران، تهران را به عقبنشینی وادار کند. او در ۷ آوریل هشدار داده بود که «یک تمدن کامل امشب نابود خواهد شد و دیگر هرگز بازنخواهد گشت.»
با این حال، این تهدیدها در عمل به اقدام تعیینکنندهای منجر نشد. یکی از دلایل اصلی این عقبنشینی، هشدار ایران درباره احتمال هدف قرار گرفتن زیرساختهای انرژی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در صورت تشدید حملات بود.
در ادامه، آمریکا به سمت اعمال محدودیتهایی بر صادرات نفت ایران از مسیر تنگه هرمز رفت و کوشید از فشار اقتصادی بهعنوان اهرم اصلی استفاده کند؛ اما این راهبرد نیز با تردیدهای جدی روبهرو شده است.
تردید کارشناسان درباره اثرگذاری محاصره نفتی
بخشی از محاسبات آمریکا بر این فرض استوار بود که ایران بهزودی ظرفیت ذخیرهسازی نفت خود را از دست میدهد و توقف صادرات، زیرساختهای نفتی این کشور را دچار آسیب سنگین میکند.
اما بسیاری از کارشناسان انرژی این تحلیل را بیش از حد خوشبینانه میدانند.
رابین میلز، کارشناس صنعت نفت، در گزارشی برای مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا نوشته است که محاصره صادرات نفت ایران، نهتنها فاجعهبار نخواهد بود، بلکه حتی ممکن است خسارت بسیار جدی و بلندمدتی هم به صنعت بالادستی نفت ایران وارد نکند.
به گفته او، در صورت پایان محاصره، ایران میتواند در مدت نسبتاً کوتاهی بخش قابل توجهی از ظرفیت تولید خود را بازیابی کند.
تغییر مسیرهای تجاری ایران؛ پاسخی به فشارها
یکی از نکاتی که در تحلیلهای اخیر مورد توجه قرار گرفته، تغییر مسیرهای تجاری ایران است. تهران در واکنش به فشارها، بخشی از تجارت خود را از خلیج فارس به سمت دریای خزر و همچنین مسیرهای زمینی به کشورهای همسایه مانند آذربایجان، پاکستان، ترکیه، ترکمنستان و حتی چین هدایت کرده است.
این موضوع نشان میدهد که برخلاف برخی برآوردها، ایران بهسادگی با محاصره دریایی منزوی نمیشود. همین مسئله، کارآمدی فشار حداکثری و اقدام نظامی در تنگه هرمز را زیر سؤال برده و ایده بازگشت دیپلماسی به تنگه هرمز را پررنگتر کرده است.
خطر گسترش بحران در خلیج فارس
تحلیل منتشرشده هشدار میدهد که هرگونه تشدید عملیات نظامی، از جمله ازسرگیری حملات هوایی علیه ایران یا گسترش اسکورت نظامی کشتیها، ممکن است فقط بحران را عمیقتر کند.
چنین سناریویی نهتنها عبور و مرور کشتیهای تجاری را ایمنتر نمیکند، بلکه میتواند زیرساختهای انرژی در سراسر خلیج فارس را در معرض خطر قرار دهد.
در همین چارچوب، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، نیز نسبت به پیامدهای این بحران هشدار داده و گفته است که تداوم تنش در این منطقه میتواند «اقتصاد جهانی را خفه کند.»
آیا مسیر مذاکره برای تنگه هرمز باز میشود؟
بر اساس گزارشی که آکسیوس منتشر کرده، تهران پیشنهاد داده است یک مهلت یکماهه برای مذاکره درباره بازگشایی تنگه هرمز و پایان دائمی جنگها در ایران و لبنان در نظر گرفته شود و سپس مذاکراتی جداگانه برای حلوفصل مسئله هستهای دنبال شود.
اگرچه برخی تحلیلگران این جدول زمانی را بیش از حد خوشبینانه میدانند، اما اصل ماجرا نشان میدهد که دیپلماسی در تنگه هرمز دوباره بهعنوان یک گزینه جدی مطرح شده است.
واقعیت این است که حتی اگر توافقی جامع در کوتاهمدت حاصل نشود، کاهش تنش و بازگشایی مسیرهای کشتیرانی میتواند نخستین گام عملی برای عبور از بحران باشد.
تنها راهحل واقعی، دیپلماسی است
آنچه از مجموع تحولات برمیآید، این است که تلاش برای حل بحران تنگه هرمز از مسیر فشار نظامی، تاکنون به نتیجهای پایدار نرسیده است. نه تهدید به حمله، نه محاصره و نه عملیات اسکورت، هیچکدام نتوانستهاند معادله را به شکلی قطعی تغییر دهند.
در مقابل، اکنون بیش از هر زمان دیگری این گزاره تقویت شده است که بازگشت دیپلماسی به تنگه هرمز تنها راه عملی برای کاهش تنش، بازگشت امنیت به کشتیرانی و جلوگیری از آسیب بیشتر به اقتصاد جهانی است.
شاید در شرایط فعلی، واقعبینانهترین امید این باشد که منطقه دستکم به وضعیت پیش از جنگ بازگردد؛ زمانی که تنگه هرمز برای همه کشورها باز و قابل استفاده بود.