بخش پنجاه و هفتم: قایع اتفاقیه روستایی و کشاورزی در ایران معاصر
نقش عبدالعظیم ولیان در تاسیس وزارت اصلاحات ارضی و تاسیس وزارت تعاون و امور روستاها
نقش عبدالعظیم ولیان در شکلگیری وزارت اصلاحات ارضی و وزارت تعاون و امور روستاها، تحولات کشاورزی ایران معاصر و پیامدهای اصلاحات ارضی در دوره پهلوی.
عبدالعظیم ولیان (زاده ۱۳۰۴ – درگذشته ۱۳۷۳) تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در تهران به اتمام رساند. سپس وارد دانشکده افسری شد و با درجه ستوان دومی در رشته ی توپخانه از دانشکده افسری فارغ التحصیل گردید. در سال ۱۳۳۵ برای تکمیل آموزش های نظامی راهی آمریکا شد و در سال ۱۳۴۱ در رشته ی توپخانه و موشک های هدایت شونده تخصص گرفت.
پس از دانشکده افسری وارد دانشکده حقوق و علوم سیاسی شد پس از آن که لیسانس گرفت مدتی در دادگاه های نظامی وکالت جمعی از توده ای ها را به عهده گرفت. ولیان در سال ۱۳۳۷ با یک هیات نظامی ایران عازم پاکستان شد که ریاست هیئت را سپهبد "اسماعیل ریاحی" بر عهده داشت، این آشنایی در سرنوشت عبدالعظیم ولیان موثر بود. چون هم به او اجازه داد در دروس دانشکده های حقوق لاهور و پنجاب شرکت کند و هم در سال های ۳۸ و ۳۹ به عنوان سرپرست هیات های فرهنگی و هنری ایران برای شرکت در مراسم تولد پادشاه افغانستان"محمدظاهر شاه" به آن کشور برود که کتاب "کلیاتی از اوضاع سیاسی و اقتصادی و تاریخی افغانستان" پس از این سفرها به نگارش درآمد که در مرداد ۱۳۴۰ منتشر شد.

حمایت های سپهبد اسماعیل ریاحى وزیر وقت کشاورزى
وقتی که سپهبد "ریاحی" به جای دکتر "ارسنجانی" به وزارت کشاورزی رسید، ولیان را دعوت به همکاری کرد. حتی به وی کمک نمود تا دوره ریاست اداره تا وزارت را خیلی سریع بپیماید. سرلشگر اسماعیل ریاحی فرمانده سابق لشگر خرمآباد و وزیر کشاورزی در دولت اسدالله علم که سابقه آشنایی با سرگرد عبدالعظیم ولیان را در لشگر خرمآباد و در سفر هیئت نظامی ایرانی به پاکستان داشت، در 14 فروردین 1342 طی حکمی او را به سمت «بازرس ویژه و مأمور برقراری ارتباط بین وزارت کشاورزی و دستگاههای انتظامی و تأمینی» منصوب کرد با این حکم ولیان از مناصب نظامی خارج شده و بعد از آن در امور اداری مشغول گشت.
در همان سال ولیان در احکامی دیگر ابتدا به سمت سرپرستی «حوزه مدیر کلی بازرسی و نظارت» وزارت کشاورزی و بعد به ریاست این اداره منصوب میشود این مقام تحت مدیریت سازمان بازرسی شاهنشاهی قرار داشت و به این خاطر ریاحی از طریق اسدالله علم نخست وزیر از محمدرضا شاه درخواست میکند تا حکم ولیان را تأیید نماید که با این حکم موافقت میشود. به نظر مىآید سپهبد اسماعیل ریاحى وزیر وقت کشاورزى مأموریت داشته است که هر چه سریعتر عبدالعظیم ولیان را قبل از برکنارى خود از پست وزارت به یک نیروى مطرح در سطح ملى تبدیل کند؛ چرا که پستهای داده شده در دوره وزارت او از مأمور و بازرس ویژه سیر صعودى داشته و با شتاب و پى در پى انجام گرفته است و برخى از زیرنویسهاى اسناد ریاحى که از واژههایى همچون «فوراً» استفاده شده است، این گمان را تقویت مىنماید
ورود ولیان به وزارت کشاورزی
عبدالعظیم ولیان در سال ۱۳۴۱ با درجهٔ سرهنگی به وزارت کشاورزی منتقل شد وی که به عنوان افسر اطلاعاتی وارد ارتش شده و تا درجه سرهنگ دومی در ارتش خدمت کرده بود در این سالها ارتباطاتی گسترده هم با محافل امنیتی داشت و به همین دلیل ریاست حوزه بازرسی به عهده او قرار گرفت. دامنه این ارتباطات موجب شد تا به عنوان «بازرس ویژه و مأمور برقراری ارتباط بین وزارت کشاورزی و دستگاههای انتظامی و تأمینی» هم منصوب شود. دو سال بعد به ریاست سازمان اصلاحات ارضی از سازمانهای زیر مجموعه وزارت کشاورزی را عهدهدار شد و پس از مدتی کوتاه با حفظ سمت به معاونت وزارت کشاورزی برگزیده شد و از خدمات نظامی به خدمات کشوری منتقل شد. در مورد مدارک تحصیلی ولیان، اولین سند رسمی که عنوان دکتر را برای او به کار برده مربوط به نامهای از وزارت کشاورزی مورخ 19 بهمن 1343 است که طبق آن دکتر عبدالعظیم ولیان بعنوان رئیس سازمان اصلاحات ارضی کل کشور با حفظ سمت به عنوان رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل بنگاه خالصجات منصوب شده است.
ترورمنصور نخست وزیری هویدا و برکشیدن ولیان در سپهر کشاورزی ایران
در 17 اسفند 1342 اسدالله علم برکنار و حسنعلی منصور مسئول تشکیل کابینه شد. منصور نیز در 1 بهمن 1343 ترور شده و امیرعباس هویدا در 6 بهمن به نخست وزیری منصوب گردید. در تاریخ 17 بهمن 1343 هیئت وزیران با درخواست اسماعیل ریاحی وزیر کشاورزی مبنی بر انتصاب سرهنگ دوم عبدالعظیم ولیان به سمت ریاست هیئت مدیره و مدیرعاملی بنگاه خالصجات موافقت کردند. عباس سالور رئیس سازمان اصلاحات ارضی که پیش از ولیان به این مقام منصوب بود، در مورد کنارهگیری خود و جایگزینی ولیان در سال 1343 میگوید: «[در سال 1342] آقای سپهبد اسماعیل ریاحی وزیر [کشاورزی] شده بود. او با خود دو نفر نظامی آورد. یکی عبدالعظیم ولیان که آن موقع سرگرد بود به عنوان رئیس بازرسی، دیگری هم یک سرگرد نظامی بود و به عنوان رئیس دفتر خودش آورد. در چنین شرایطی من باید کناره میگرفتم. اتفاقاً کسی که به جای من آمده رئیس یکی از ادارات ساواک بود».

نقش عبدالعظیم ولیان در تاسیس وزارت اصلاحات ارضی
عبدالعظیم ولیان خود نیز در مصاحبهای بیان میکند در اواخر دهه 1330 و در حالی که افسر ارتش بوده «سِمَتی» داشته است که میبایست «از دید منافع و احتیاجاتِ اطلاعاتیِ ایران مسائل پاکستان و افغانستان و هندوستان» را بررسی کند. ولیان در اینجا به بخشی از ساواک که در آن مشغول بوده اشاره دارد که مسائل مربوط به کشورهای شرقی ایران را بررسی میکرده است. ولیان در ادامه اظهار میدارد در این دوره علاوه بر ارتباط با اختر حسین سفیر پاکستان در ایران با حسن پاکروان رئیس وقت ساواک نیز در ارتباط بوده است. او در زمان ریاست سازمان اصلاحات ارضی مرحله دوم و سوم قانون را با همکاری و نظارت کامل ساواک اجرا کرد. ولیان با ساواک در ارتباط بود و در اولین مأموریتش در وزارت کشاورزی نیز نقش رابط بین این وزارتخانه و «دستگاههای انتظامی و تأمینی» یعنی ساواک را بر عهده داشت. ولیان از افراد مورد وثوق و اطمینان ساواک و رژیم پهلوی بود. ارتقای سریع او در وزارت کشاورزی نیز بدون تأیید استعلامهایی که از ساواک میشد و بدون حمایت افرادی در ساواک که از نزدیک ولیان را میشناختند ممکن نبود.
اسناد موجود نشان می دهد که اسماعیل ریاحی 18 بهمن 1343 (فردای حکم هیئت وزیران برای ریاست ولیان بر بنگاه خالصجات) در نامهای به دربار نوشت: «نظر به اینکه با کسب اجازه قبلی از پیشگاه مبارک شاهانه سرکار سرهنگ 2 عبدالعظیم ولیان به سمت رئیس سازمان اصلاحات ارضی کل کشور منصوب گردیده است، لذا صدور فرمان شاهانه را استدعا مینماید.» محمدرضا شاه نیز در همان روز با انتصاب ولیان به ریاست سازمان اصلاحات ارضی کل کشور موافقت کرد.
اسماعیل ریاحی عبدالعظیم ولیان را با حفظ سمت (ریاست سازمان اصلاحات ارضی کل کشور) در 19 بهمن 1343 به ریاست هیئت مدیره و مدیرعاملی بنگاه خالصجات در 31 مرداد 1344 به عضویت شورای سازمان تعاون روستایی ایران و در 30 شهریور 1344 به معاونت وزارت کشاورزی منصوب کرد. عبدالعظیم ولیان از تاریخ 30 / 6 / 1344 تا 27 / 7 / 1346 در پست معاونت کشاورزى اشتغال داشت و در این سمت اقدامات بسیاری انجام داد که از جمله آنها میتوان به پایان رساندن مرحله اول و دوم قانون اصلاحات ارضی اشاره کرد این انتصابات پیدرپی نشان از یک برنامه از پیش طراحی شده دارد که هدف آن ارتقای سریع عبدالعظیم ولیان در ساختار حکومت پهلوی است.
در اسناد تاریخ شفاهی چنین بر می آید که طی سالهای 1345 -1346 نقش او در اصلاحات ارضی چشمگیر میشود. بعد ۶ ماه او با تصویب هیئت وزیران، به عنوان رییس هیئت مدیره و مدیر عامل بنگاه خالصجات منصوب میشود. ۸ ماه بعد ولیان از طرف "ریاحی" معاون وزارت کشاورزی میشود، بعد از گذشت یک سال از سمت معاونت ولیان به دلیل ایجاد پیوندهای نزدیک با دربار و اجرای دستورات شاه در امور اصلاحات ارضی کل کشور به دریافت نشان "درجه سوم" همایون مفتخر میشود. او بیشتر از دو سال معاون وزارت کشاورزی را به عهده داشت و در زمانی که رئیس سازمان اصلاحات ارضی بود درجه دکتری خود را در علوم سیاسی دریافت کرد.
وضعیت کشاورزی ایران در پایان برنامه عمرانی سوم
مقارن با ورود ولیان به وزارت کشاورزی، اجرای اهداف برنامه عمرانی سوم بین سال های 1341 تا 1346، تأثیرات بسیاری در ساختار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران بر جای گذاشته بود رشد سالانۀ بخش کشاورزی ایران در دورة 1341تا 1346 به طور متوسط معادل 2/8 درصد بود که با توجه به کاهش جمعیت شاغل در بخش کشاورزی به معنای افزایش حتی بیشتر بازده سرانه در این حوزه شد. حتی شواهد نشان می دهد که این جریان موج بزرگی از مهاجرت دهقانان را شکل داد. طی اوایل برنامه سوم، افزایش در تولید بخش کشاورزی عمدتاً بهخاطر گسترش زمینهایی بود که به کشت گندم و جو درآمدند اما هنوز پیشرفت و بهبود مهمی در بازده محصولات تولیدی وجود نداشت.
در برنامه سوم عمرانی با وجود آنکه سطح تولیدات کشاورزی در مجموع به اهداف تعیین شده در برنامه نرسید، اما مجموع تولید 15قلم محصول کشاورزی و دامی کشوردر مدت 5 سال حدود 26 درصد افزایش یافت که متوسط رشد تولید سالانه 4/5 درصد را به نمایش میگذاشت. افزایش تولید برخی اقلام استراتژیک مانند پنبه 79 درصد، چغندرقند 101 درصد، برنج 33درصد، گندم 20 درصد، گوشت قرمز 20 درصد و حبوبات 36 درصد بود. در جلسۀ نهم اردیبهشت سال 1347شورای اقتصاد، یکی از مسائل مطرح شده در جلسه، مازاد عظیم گندم تولیدی کشاورزان بود که در نهایت تصمیم گرفته شد 500 هزار تن از تولیدات مازاد گندم آن سال صادر شود و برای احداث انبار گندم به ظرفیت 200هزار تن مبلغ 174میلیون تومان اعتبار در اختیار سازمان غله قرار گیرد. این شاخص ها دستاوردهای مهم و چشم انداز مطلوبی را نشان می دهد اما در خصوص بهبود معیشت روستاییان شاخص ها ناامید کننده بود چنانکه در گزارش عملکرد برنامه عمرانی سوم در این خصوص چنین آمده است:" ...اگرچه به طور کلی عملیات انجام شده بسیار مفید و در آبادانی روستاها مؤثر بوده است، لیکن انجام این عملیات کافی نبوده است و از لحاظ نوسازی روستاها نتایح مطلوب به دست نیامده است. در صورت مقایسه جمعیت کثیر روستائیان ( 62 درصد از کل جمعیت کشور را تشکیل میدهند) با مردم شهرنشین و مقایسه عملیات انجام شده در شهرها و دهات باید اذعان کنیم که پیشرفت برنامۀ عمران دهات در دوران برنامه سوم بسیار ناچیز و غیرمکفی بوده است".
نگاه ولیان به روند اصلاحات ارضی
به نظر ولیان هدف از برنامه اصلاحات ارضی رسیدن به الغای کامل رژیم ارباب و رعیتی است و در اظهاراتش این گونه میگوید: "... روستاییان باید از سلطه مناسبات تولیدی ارباب و رعیتی در روستاها خلاص شده و تنها یک ارباب؛ یعنی شاه را بشناسند". او با به اجرا در آوردن قانون اصلاحات ارضی در مجلس حاضر شد و اعلام کرد مصلحت مملکت ایجاب نمیکرد که هفتصد هزار خانوار زارع را صاحب ملک کنیم؛ در حالی که در کنار اینها یک میلیون و سیصد هزار نفر خانوار و بیشتر زارع مستاجر ۳۰ ساله داشته باشیم که ۵ سال به ۵ سال مالالاجاره را تجدید بکنند.
آنچه که قابل توجه است، پایان کار اصلاحات ارضی به صورت متناقص در هر دورهای با وعده ای همراه بود، ولیان وزیر اصلاحات ارضی ادعا میکرد، دیگر زارعی یافت نخواهد شد که مالک قانونی زمین مزروعی خود نشده باشد؛ اما در دوره 6 سال و اندی وزارت وی بسیاری از کارها ناکام ماند . هجوم ماموران مختلف و بیاطلاع از امور کشاورزی موجب شد تا در هدایت روستائیان و طرح و برنامههای مربوط به امور روستایی سردرگمی و مشکلات لاینحلی به وجود آید، از طرفی دیگر تمرکز امور اداری کشاورزی در تهران و شهرهای بزرگ که به جای کار در روستاها و مزارع سرگرم انجام امور اداری در شهرها بودند و با بی علاقگی و عدم مسئولیت امور را انجام میدادند و دیگر اینکه ریخت و پاشها و اختلاس که از سطح وزیر، عبدالعظیم ولیان تا به رده های پایینتر در جریان بود، حالتی از بیاعتمادی را در روستاییان به وجود آورد.

زمزمه های تغییر از «سازمان اصلاحات ارضی» به «وزارت اصلاحات ارضی»
با تغییراتی که در ساختار دولت شکل گرفت ادامه مرحله دوم و انجام مرحله سوم اصلاحات ارضی در سال 1346 با تشکیل سازمان عملی نبود بنابراین مقدمات وزارت اصلاحات ارضی پی ریزی شد و عبدالعظیم ولیان که تا پیش از آن به عنوان رئیس سازمان اصلاحات ارضی مسئولیت این طرح را برعهده داشت بعد از تشکیل وزارت اصلاحات ارضی در رأس این وزارتخانه قرار گرفت.
با آن که ولیان چشم به ارتقای بیش تر داشت. بنابراین در ۱۳۴۶ وزارت کشاورزی به دو وزارتخانه تقسیم شد و وزارتخانه جدیدی به نام وزارت اصلاحات ارضی به وجود آمد که ولیان در رأس آن قرار گرفت. وضعیت زارعین خرده پا در این سال به دشواری و بغرنجی نزدیک می شد و اصولا در سال 1346 بخشی از کشاورزان به علت ناتوانی در پرداخت اقساط، زمینهای خود را از دست دادند. در مرحله سوم که در سال 1347 تصویب شد، مالک میبایست بخشی از زمینهای خود را به کشاورزانی که روی آن کار میکنند بفروشد و یا میان خود آنان تقسیم کند. طرفه اینکه در مرحله سوم به بعد تعاونی های کشاورزی بیشتری تشکیل شد و سعی شد تا کشاورزان از امکانات بیشتری برای تولید استفاده کنند. به عبارتی در مرحله سوم مالکانی که ملک خود را اجاره داده بودند بر اساس قانون تقسیم و فروش املاک مورد اجاره به زارعین مستأجر مصوب ۱۳۴۷ ملزم شدند یا زمین خود را به زارعان بفروشند؛ یا با رضایت مالک و زارع به نسبت بهره مالکانه یا عرف محل آن را با یکدیگر تقسیم کنند.
با به ثمر نشستن برخی از سرمایه گذاری در بخش کشاورزی و نیز تکمیل فرآیند اجرای اصلاحات ارضی سرعت رشد ارزش افزودة این بخش رو به افزایش گذاشت. ظرف سالهای 1338 تا 1341 یعنی در مدت سه سال پیش از شروع برنامۀ عمرانی سوم و اصلاحات ارضی به قیمت ثابت رشد ارزش افزوده بخش کشاورزی جمعا و برای هر سه سال 2/5درصد بود. در چهار سال بعد این نرخ به 7/3 درصد رسید، یعنی 2/2 درصد برابر شد؛ اما در دو سال 1346 - 1347این رشد به تنهایی همۀ رشد سال های 1338تا 1345را پشت سرگذاشت و به ترتیب به 7/9و 5درصد افزایش یافت حتی برخی منابع رسمی متوسط رشد سالیانۀ ارزش افزودة بخش کشاورزی را در برنامۀ سوم 4/6 درصد هم ارزیابی کرده اند. شاه هم مدعی بود برنامه اصلاحات ارضی، اکنون به طور قابل توجهی تکمیل شده است و انتظار میرود توسعه کشاورزی را تحریک کند این اقدام موجب شد همه کشاورزان ایران صاحب زمین شوند و ایران از یک کشور فئودالی به سوی «کشاورزی آزاد» و «صنعتی شدن» گام بردارد. با اصراری که شاه به ادامه اصلاحات ارضی داشت تغییراتی در ساختار تشکیلات وزارت کشاورزی داده شد و در نتیجه این وزارتخانه به سه وازتخانه مستقل از هم یعنی وزارت کشاورزی، وزارت تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی و وزارت اصلاحات ارضی و تعاونی روستایی تبدیل شد
تاسیس وزارت اصلاحات ارضی
همانگونه که بیان شد، سپهبد اسماعیل ریاحى بعد از فراهم کردن زمینه رشد براى ولیان آن هم به دستور مقامات دربار و ساواک، از کار برکنار شد و بعد از برکناری از وزارت کشاورزی، و عدم حضور وی در کابینه امیر عباس هویدا با تغییرات جدید در ساختار دولت و تشکیلات مربوط به امور کشاورزی در بهمن ماه 1346 امیرعباس هویدا کابینه جدیدی را به مجلس معرفی کرد. در این تغییرات وزارت کشاورزی به سه وزارتخانه وزارت کشاورزی، وزارت تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی و وزارت اصلاحات ارضی و تعاون روستایی تقسیم شد.
حسن زاهدی به عنوان وزیر کشاورزی، عبدالمجید مجیدی به عنوان وزیر تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی و عبدالعظیم ولیان به عنوان وزیر اصلاحات ارضی و تعاون روستایی و مهندس ناصر گلسرخی بعنوان وزیر منابع طبیعی انتخاب شدند.
کابینه ای که هویدا در ابتدای این دوران معرفی کرد، نشان از تغییراتی در سیستم اجرایی داشت که امور مربوط به جنگلها و مراتع به عنوان (وزارت منابع طبیعی) به ناصر گل سرخی رسید که میبایست با اجرای اصل ملی کردن جنگلها و مراتع، این دو منبع طبیعی را به صورت منبع درآمدی برای دولت درآورد. بنابراین در سال ۱۳۴۶ وزارتخانه جدیدی به نام وزارت منابع طبیعی تشکیل شد که هسته مرکزی آن سازمان جنگلها و شیلات شمال بود و گلسرخی وزیر آن وزارتخانه شد. تشکیل «وزارت تولیدات کشاورزی» در حقیقت به منظور تضعیف وزارت دارایی و کم کردن دایره عملیات وزارت دارایی بود، سازمانهایی چون غله و نان، قند و شکر و چای و دخانیات از وزارت دارایی منتزع و تشکیل وزارتخانه جدیدی را دادند. در این میان این جمع، ولیان قوی ترین فرد بود علاوه بر اینها ولیان عضو دفتر سیاسی حزب ایران نوین و رئیس سازمان کشاورزان ایران وابسته به این حزب هم بود و به دلیل خدمات خاص در دستگاه به مقام "آجودان کشوری" شاه هم رسیده بود. دوستى و رابطه او با ساواک موجب شده بود تا پس از انتصاب به مقام وزارت، برخى از مقامات بلند پایه ساواک و در رأس آن نعمتالله نصیرى به او تبریک گوید.
اداره بخش کشاورزی با چهار وزارتخانه مستقل
با تشکیل وزارتخانه های تولیدات کشاورزی و منابع طبیعی عملاً امور کشاورزی کشور بین چهار وزارتخانه تقسیم شد و این وزارتخانهها موجب توسعه بوروکراتیک و دگرگونی اداری در کشاورزی ایران گردیدند و در نتیجه پس از مدتی وزارت تولیدات کشاورزی منحل و ضمیمه وزارت تعاون و امور روستاها گردید و وزارت منابع طبیعی هم منضم به وزارت کشاورزی شد.
روزنامه سپید و سیاه در این خصوص نوشت: "...در میان وزرای جدید کارِ دکتر زاهدی، وزیر کشاورزی، از همه سبک تر است؛ زیرا با تشکیل وزارت اصلاحات ارضی و تعاون روستایی و صنایع غذایی، کاری برای وزارتخانه مزبور نمانده است. فعلا کار وزارت کشاورزی نظارت در دفع آفات و ازدیاد محصولات کشاورزی است.
به قرار مسموع در نظر است قسمتی از وظایف بانک کشاورزی به این وزارتخانه منضم شود.....درمیان وزرای فعلی کابینه تنها مهندس گلسرخی، روزنامهنویس است و از هفت سال قبل مرتبا مجله «شکار و طبیعت» را با کمک عدهای از دوستان شکارچی منتشر میسازد. مهندس گلسرخی از شکارچیان معروف ایران است. امیر عباس هویدا و مهندس انصاری گاهی رفیق شکار مهندس گلسرخی هستند".در خاطرات عالیخانی در این رابطه آمده:
«میگفتم که شما الان آمدید، این اراضی را بین کشاورزان در روستاها تقسیم کردید و حالا یک وزارت درست کردید که شده ارباب اینها ولی به مراتب بدتر از ارباب گذشته است. به خاطر اینکه، ارباب گذشته به هر حال فردی بود که مسئولیتی در برابر روستاییان داشت. الان درآوردیمش به صورت یک مشت بروکراتی که هیچ اهمیتی به کشاورز و تولید کشاورزی نمیدهند و هر کدام سوار یک ماشین میشوند، میروند آنجا حرفی میزنند و برمیگردند پشت میزشان. این مداخله مأموران دولتی، در سطح روستا ما را با مشکل عجیبی روبهرو کرده بود، در حالی که اگر ما اجازه میدادیم شورای ده که مردم خودشان انتخاب میکردند، به تمام این کارها بپردازند، وضع ما تغییر میکرد و خود روستاییان میتوانستند تصمیم بگیرند که برای دفع آفات چهکار بکنند، برای بازار چهکار بکنند. این کارها را نکردیم».
حضور پرقدرت ولیان در وزارت اصلاحات ارضی
در اسناد محرمانه سفارت آمریکا آمده: اساسنامه وزارت اصلاحات ارضی به هنگام تأسیس در سال 1963، به اجرای بندهای قانون اصلاحات ارضی محدود شده بود. از زمانی که ولیان زمام امور وزارتخانه را به دست گرفت، قدرت آن وزارتخانه بطرز چشمگیری فزونی یافت و اصلاحات ارضی گرچه همچنان مسئولیت اصلی وزارتخانه محسوب می شد، ولی فقط یکی از زمینه های کاری وزارتخانه بود. موارد زیر نمونه هایی هستند که نشان می دهد ولیان تا چه اندازه اختیارات وزارتخانه را فراتر از حدود تعیین شده ابتدایی آن پیش برده است. اصولا، در بوروکراسی ایران، شخصیت پروری سیاسی نقش اصلی را به هنگام تصمیم گیری ایفا می کند.نهادهای رسمی، که بر اساس شخصیت و نفوذ رؤسای آن مرتبا تغییر کرده و تجدید ساختار می شوند، یک نقش نسبتا انفعالی در سیاست های ایران ایفا می نمایند.
در جوامع غربی افراد، حتی در بالاترین سطوح، غالبا توسط نهادی که اداره می کنند، شکل می گیرند. در ایران عموما عکس این مطلب صادق است. برای مثال رؤسای نهادهای رسمی، نهادهای خود را به صورتی شکل می دهند که منعکس کننده شخصیت یا قدرت خود آنها باشد. در نتیجه رهبران سیاسی ایران نسبت به آنچه که در غرب وجود دارد نفوذ و توانایی بیشتری برای تغییر در نهادها دارند. وزیر اصلاحات ارضی (در سال 1971 به وزارت تعاون و امور روستاها تغییر نام داد) نمونه بارزی از شخصیت پروری در سیاست های ایران را ارائه می نماید، نمونه کاملی از این که یک وزیر قدرتمند چگونه می تواند قدرت وزارتخانه اش را به خرج سایر نهادهای دولتی افزایش دهد. از سال 1967 که این وزارتخانه زیر نظر ولیان قرار گرفت، بر قدرت و مسئولیت هایش تا حد قابلذتوجهی افزوده شد و در واقع با نفوذترین وزارتخانه در زمینه مسائل روستایی گردید. این افزایش قدرت وزارتخانه مستقیما به رهبری ولیان مربوط می شود - به نظر می رسد که سه ویژگی خاص ضروری است تا هر رهبری در بوروکراسی ایران بتواند امپراطوری خاص خود را بنا نهد:
الف) اعتماد شاه: ظاهرا ولیان به عنوان یک افسر سابق ارتش و یک مدیر لایق از اعتماد کامل شاه برخوردار می باشد. وی در زمینه اجرای یکی از مهمترین برنامه های شاه یعنی اصلاحات ارضی که قلب انقلاب سفید می باشد، فرد کلیدی بوده است. او بدون اینکه قدرت یا شهرت خود را به هزینه شاه افزایش دهد، توانست این کار را با موفقیت تمام و سیاستمدارانه به انجام برساند. (برخلاف ارسنجانی که پس از سازماندهی کنگره روستائیان در 1963 و جلب تحسین بیشتری نسبت به شاه، بلافاصله به سمت سفیر ایران در رم منصوب شد.) او اجازه دائمی ورود به دربار را دارد و دستورات شاه را با علاقه و سریع انجام می دهد. اگر هر بوروکرات عالیرتبه ای آرزو داشته باشد که قدرت خود را افزایش دهد و در بین رقبایش بالاتر بایستد، بایستی از این اشتهار که مورد اطمینان شاه است، برخوردار باشد و در واقع اینکه آیا شایستگی چنین شهرتی را دارد یا نه، مهم نیست.
ب) ولیان در نقش یک مصالحه گر تمام معنی: موفقیت در دنیای سیاسی ایران بخصوص در بوروکراسی بی حد و مرز تهران، به توانایی غریزی و آموزش دیده خوب برای میانجی گری بین دستجات مخالف و گروه هایی با منافع مختلف بستگی دارد. ولیان در این میدان (اصلاحات ارضی)، که جنگ تفوق طلبی به صورت مرتب در سطح بالایی جریان دارد، اثبات نمود که استاد چنین کاری است.
او دارای این موهبت ارزشمند است که می تواند با دقت در مورد قدرت و نفوذ آنهایی که با وی کار می کنند یا به ملاقات وی می روند، ارزیابی کرده و سیاست های خود را در رابطه با هر کدام تعدیل نماید. وی کار تقریبا خارق العاده ای مبنی بر فرونشاندن خشم بزرگ مالکان، متولیان مذهبی زمین دار صاحب نفوذ و رهبران مذهبی محاظکار که همگی از اجرای اصلاحات ارضی شدیدا لطمه خورده اند را به عهده گرفته و این کار را با موفقیت چشمگیری انجام داده است. (این مسئله هنگامی که فرد در نظر آورد که به هنگام اعلام اصلاحات ارضی در سال 1963، مناطق عمده شهری در ایران مملو از شورش هایی شد که توسط رهبران مذهبی و زمین داران عمده که شدیدا مخالف اصلاحات بودند، تحریک شده بود، به صورت خاصی قابل توجه می باشد).
ج) مدیر موفق: این نکته اگرچه تقریبا به اهمیت دو مورد فوق الذکر نیست، اما اگر فرد به عنوان یک وزیر، مدیر موفقی نیز باشد در موضع وی در ساختار غیر رسمی قدرت در کابینه تأثیر به سزایی خواهد داشت. ولیان وزارتخانه ای تازه تأسیس و پویا ولی بدون انضباط را که از سال 1963 تا سال 1967 به یک سازمان بی حاصل، محافظه کار و همچنان فاقد مدیریت تبدیل شده بود، تحویل گرفت و آن را به وزارتخانه ای که بهترین مدیریت را در دولت داشته و دارای احساس مسئولیت و خلاقیت جدید است، تبدیل نمود.
وی برای اینکه وزارتخانه بتواند با مسئولیت های مربوط به خود بهتر تطبیق نماید و تضمین اینکه مسئولیت های مربوط به کارمندان رده دوم با قابلیت های لازم به آنها محول شده است از تجدید ساختار وزارتخانه هیچ ابایی نداشت. او نسبت به همکارانش در تمام رده های وزارتخانه احترام عمیقی قائل بود و مشهور است که رئیسی صادق و منصف بوده است. در نتیجه، حمایتی که از این وزیر می شود شاید در تاریخ بوروکراسی ایران بی نظیر باشد. وی اولین وزیری بود که از عدم تمرکز اداری در تهران استقبال کرده و آن را به مورد اجرا گذاشت، به طوری که تنها کارمندان ضروری وزارتخانه در تهران مستقر گردیدند و قسمت اعظم کارمندانش به مناطق استانی مأمور شدند.

انتصاب ولیان به قائم مقامی حزب ایران نوین
در کنار وزارت اصلاحات ارضی، عبدالعظیم ولیان از نظر سیاسی و حزبی نیز فعالیت گستردهای داشت. او از حامیان و طرفداران حزب ایران نوین بود و توانست در این حزب نیز جایگاه خوبی را از آن خود کند. ولیان در سال 1347 به قائم مقامی حزب ایران نوین رسید.
پیش از او، فردی به نام کلالی عهدهدار سمت قائممقامی بود، اما ازآنجاکه کلالی به هویدا نزدیک بود و خسروانی، دبیر کل حزب ایران نوین، با هویدا اختلاف داشت، مجبور شد از این سمت استعفا دهد و آن را به ولیان واگذار کند. به نظر آمریکایی ها اوج فعالیت ولیان باید در نفوذ مؤثر حزبی وی در وزارت اصطلاحات ارضی و نهایتا در تغییرنام وزارتخانه دانست .چنانکه در اسناد آمده: ".....یک مورد جالب توجه و نشانه واقعی در زمینه افزایش قدرت و مسئولیت های وزارتخانه این است که نام آن در اوایل سال از وزارت اصلاحات ارضی به وزارت تعاون و امور روستاها تغییر یافت. این تغییر منعکس کننده شرایط بالفعل در بوروکراسی ایران است، به این ترتیب که وزارتخانه ولیان با بزرگ نمایی مستمر قدرت توسط ولیان، توانست در زمینه امور روستائیان (که از نام وزارتخانه مشهود است) در ایران تفوق کامل به دست آورد.
رقابت بین ولیان و روحانی، وزیر آب و برق
در این دوره، تلاش ولیان در زمینه توسعه تعاونی ها و شرکت ها قابل ملاحظه است: " .. در طی مراحل اولیه اصلاحات ارضی قرار شد تعاونی های روستایی تشکیل شود تا با عرضه وام های کم بهره یا ماشین آلات کشاورزی ارزان قیمت، چاه های عمیق و مساعدت های کشاورزی مشابه، روستائیان را تأمین نماید. این تعاونی ها همواره زیر نظر وزارت اصلاحات ارضی بوده اند و تلاش سایر وزارتخانه ها (مثلاً وزارتخانه های مسکن و عمران، آب و برق، کشاورزی) برای به عهده گرفتن بعضی از مسئولیت های این تعاونی ها بنحو موفقیت آمیزی، توسط وزارت اصلاحات ارضی شکت خورده است.
پس از اینکه ولیان وزیر شد، دولت ایران تصمیم گرفت واحدهای تجاری کشاورزی مدرنی را در مقیاس بزرگ ایجاد نماید تا تولیدات کشاورزی و درآمد کشاورزان را افزایش دهد. در مورد اینکه کدام وزارتخانه باید کنترل واقعی این تعاونی ها را در دست داشته باشد، بین ولیان و روحانی، وزیر آب و برق (که خود نیز یکی از افراد دارای نفوذ چشمگیری در دولت است)، برخوردهای دامنه داری به وجود آمد.اگرچه روحانی هنوز تلاش می کند در این زمینه مهم از کشاورزی ایران مداخله کند، اما ولیان توانست در آن مبارزه پیروز شود. این مورد نه فقط به دلیل تأثیرات آن بر کشاورزی، بلکه به دلیل علاقه شخصی و شدید شاه به این برنامه دارای اهمیت می باشد... در زمینه توسعه خدمات نیز توسعه خدمات کشاورزی اساسا از مسئولیت های وزارت کشاورزی بوده است لذا کارگران بسیاری به دفاتر کشاورزی محلی اعزام شدند و این دفاتر مسئولیت داشتند که تعدادی از روستائیان، یعنی در هر محل بین 10 تا 40 نفر، را در زمینه فنون و روش های جدید کشاورزی آموزش دهند. ولیان استدلال می کرد که چون کارگران اضافی معمولاً با تعاونی های روستایی کار می کنند، معقول تر و مؤثرتر این است که آنها مستقیما تحت مسئولیت های وزارت اصلاحات ارضی قرار گیرند. نظرات وی به مرحله اجرا درآمد و در حال حاضر توسعه خدمات اساسی کشاورزی توسط وزارتخانه متبوع انجام می گیرد".
در اسفند 1350 ولیان اعلام نمود که وزارتخانه اش مسئولیت بازاریابی محصولات زراعی در مناطق اصلی شهری را از طریق تعاونی های زراعی به عهده خواهد گرفت. این کار از طریق دائر کردن فروشگاه های تعاونی و فروش مستقیم محصولات به مصرف کنندگان در شهرهای بزرگ صورت خواهد گرفت. ولیان متذکر گردید که چنین سیستمی، افراد واسطه را از بین برده و تضمین می کند که روستائیان در ازای محصولات خود درآمد بیشتری کسب کرده و در عین حال محصولات با قیمت های پایین تری به دست مصرف کنندگان خواهند رسید.
وی همچنین اظهار داشت که بازاریابی محصولات زراعی یکی از ثمرات طبیعی رشد وظایف تعاونی ها می باشد. آنچه که ولیان به آن اشاره نکرد، اما با این حال تمامی بوروکرات های تهران متوجه آن شدند این نکته بود که مسئولیت بازاریابی محصولات زراعی، زیر نظر اداره تولیدات و مواد مصرفی در وزارت کشاورزی قرار داشت و وی با کارآیی تمام یکی از مسئولیت های اصلی وزارتخانه دیگری را از چنگش به در آورده بود. دزمینه انحصار تریاک به اعتقاد کارشناسان سیا: "انحصار تریاک که محصولات ناشی از کشت خشخاش را عمل آورده و به فروش می رساند، به طور اسمی تحت کنترل وزارت کشاورزی قرارداد. ولیان در حال حاضر با این استدلال که تمامی تریاک حاصل، در تعاونی های زراعی که تحت کنترل مستقیم وزارتخانه اش قرار دارد، کشت می شود، تلاش راسخی به عمل می آورد تا انحصار تریاک را تحت کنترل خود درآورد. اگرچه این موضوع هنوز حل نشده است، اما می توان با اطمینان حدس زد که انحصار تریاک به زودی به وزارتخانه ولیان واگذار خواهد شد".
در زمینه تاسیس خانه های فرهنگ در اسناد آمریکایی ها آمده: "... در داخل وزارتخانه ولیان اداره ای وجود دارد که مسئولیت آن برپایی خانه های فرهنگ در تمام مناطق روستایی می باشد. این خانه ها خدمات اجتماعی اصلی را برای روستائیان ایران عرضه می کنند که عبارتند از: کتابخانه های کوچک، سینما، مراکز درمانی روزانه، برنامه های بهداشت عمومی و کنترل جمعیت و سالن های رادیو و تلویزیون.
افراد این خانه ها از طریق پرسنل وزارتخانه تأمین می شوند و معمولاً در محل تعاونی های روستایی تشکیل می گردند. ولیان سرعت بیشتری به این برنامه داده است و تخمین زده می شود که تا پایان سال1352 حدود 600 خانه فرهنگ افتتاح خواهند شد. در باب صنایع دستی روستایی نیز: وزارتخانه ولیان همچنین در دایر کردن صنایع دستی روستائیان فعال بوده است. چنین کاری از مسئولیت های اصلی و وزارتخانه او جدا شده است. امروزه وزارتخانه دارای اداره خاصی در رابطه با توسعه صنایع دستی روستایی می باشد و از خانه های فرهنگ و مشاوران تعاونی به منظور تشویق رشد صنایع دستی روستایی که در مناطق شهری ایران بازار آماده ای دارند، استفاده می شود. این مسئولیت که در ابتدا بین وزارتخانه های کشاورزی، مسکن و عمران، آموزش و اقتصاد تقسیم شده بود، هم اکنون فقط در محدوده وزارت تعاون قرار گرفته است".
" مک آرتور "؛ از وابستگان وزارت امور خارجه آمریکا طی گزارشی تحت عنوان موضوع: "شخصیت پروری در سیاست های ایران - عبدالعظیم ولیان و وزارت اصلاحات ارضی" می نویسد: "ولیان برای افزایش قدرت وزارتخانه خود از خلاءهای موجود استفاده نکرد، بلکه قدرت سایر وزارتخانه ها را در اختیار گرفت. مشخص ترین قربانی این کار وزارت کشاورزی بوده است. وزارت اصلاحات ارضی اگرچه در اصل زائیده وزارت کشاورزی است، ولی امروز وزارت کشاورزی فقط گوشه هایی از نفوذ قبلی خود را حفظ کرده است. مسئولیت های آن بتدریج کاهش یافته اند به طوری که هم اکنون اساسا به یک مرکز تحقیقاتی تبدیل شده است که (از طریق تعاونی های تحت کنترل وزارتخانه ولیان) به تدارک کود شیمیایی و بذر برای روستائیان نیز می پردازد. این طبیعی بود که وزارت کشاورزی بزرگ ترین لطمات را از جانب ولیان ببیند، زیرا منطقی ترین محل شکار (ربودن اختیارات) برای وزارت تعاون و امور روستایی می باشد. سایر وزارتخانه هایی که دارای مسئولیت هایی در زمینه کشاورزی و امور روستایی بودند، نیز خود را از دست ولیان تضعیف شده می یابند.
بخصوص وزارتخانه های تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی و مسکن و عمران برخی از مسئولیت های خود را به وزارتخانه ولیان واگذار کرده اند، توزیع محصولات زراعی از وزارت محصولات کشاورزی گرفته و به وزارت تعاون و امور روستایی واگذار شد. وزارت مسکن و عمران که توسط وزارتخانه ولیان از مناطق روستایی بیرون رانده شد، کار اساسی خود را در مناطق شهری یافت.ولیان ترتیبی داده است تا وزارتخانه ای که با امور روستائیان سروکار دارد، قوی ترین وزارتخانه دولت شود. تقریبا تمام پروژه های عمرانی روستایی (با این استثنا قابل ذکر در مورد پروژه های آب و برق رسانی که هنوز تحت کنترل روحانی است و امور مربوط به سپاه بهداشت، دانش و ترویج آبادانی)، تحت کنترل ولیان قرار دارد. با این حال سیاست های ایران همواره در حال تغییر و تحول بوده است و وزارتخانه هایی براساس موضع وزرای آنها سر برآورده و یا منحل می شوند. تا هنگامی که ولیان با همان اشتیاق و توانایی گذشته وزارت تعاون را به عهده داشته باشد، وزارتخانه اش در قلمرو مربوط به خود می تواند قدرت مسلط خود را حفظ کند و همچنان به افزایش اهمیت و قدرت خود بیفزاید.در هر حال در ایران، پایداری نظام بوروکراتیک به موازنه پایدار نیروهای مخالف که توسط افراد قدرتمند اعمال می شود، بستگی دارد. اگر فردی به قدری بانفوذ گردد که یک تهدید واقعی برای بسیاری از همکارانش محسوب شود، آنها ممکن است برای کاهش قدرت وی باهم متحد شوند، ولیان توانسته است با سرگرم کردن ماهرانه نظام بوروکراتیک، ترتیبی دهد تا از چنین سقوطی در امان بماند. اما شخصیت پروری سیاسی، نظامی است کهذبراساس بحران ها و تنش ها بوجود می آید و تغییرات آن بسیار شدید است. وضعیت فعلی عبدالعظیم ولیان گواهی است در مورد تأثیر چشمگیر رهبران منفرد بر نهادهای ایران و همچنین نشان می دهد. که وضع تا چه حدی جریان داشته و با چه میزان تأثیرپذیری می توان آن را تغییر داد".
اعتراضات پیرامون فساد اخلاقی و مالی ولیان
ولیان داراى اخلاقى تند و رفتارى دور از نزاکت و فردى فحاش بود. برخى از اسناد بدرفتارى او نسبت به کارمندان وزارت اصلاحات ارضى و درگیرى با بکتاش مدیر کل خدمات عمومى و خزیمه علم و استعفاى جمعى از مدیران وزارتخانه او را به خوبى نشان مىدهد. ولیان در دوره وزارت به عنوان عنصرى فریبکار و دروغگو نیز شناخته مىشد که بخشى از آن خصال ناپسند از طریق ارائه آمار غلط در مطبوعات و گزارش خلاف درباره شرکت سهامى زراعى آریامهر و دیگر شرکتهاى تحت پوشش وزارتخانه به دولت و مردم و ادعاى دروغین او در جمع تعدادى از وزرا درباره رفتن به سرکار در روزهاى جمعه به خوبى در اسناد پیداستولیان به فسادهای اخلاقی و مالی گسترده متهم بود. فساد او نیز در قالب روابط با احزاب و گروههای سیاسی مختلف بود. به عبارتی او نیز گرفتار شبکه فاسد حکومت پهلوی بود که در آن انواع فسادها وجود داشت. در مواردی نیز برخی از افراد از فساد اخلاقی استفاده میکردند تا خود را به مقامات بالا نزدیکتر کنند.
این وضعیت در مورد عبدالعظیم ولیان نیز صادق است. براساس یکی از منابع موجود، برابر اطلاع زعفرانلو، نماینده مجلس شورای ملی از بهبهان و سرپرست دبیرخانه سازمان کشاورزان که از طرف دکتر ولیان اختیاردار مطلق در امور سازمان کشاورزان حزب ایران نوین بود، برای مشارالیه مجالس بزم شبانه ترتیب داده و میان خانم های جوان نمایندگان وابسته به سازمان کشاورزان حزب با دکتر ولیان روابط برقرار کرده و برای اینکه خود را بیشتر به ولیان نزدیک کرده و از این موقعیت استفاده کند، مرتبا در حزب درصدد است که کدام یک از نمایندگان یا طالبین مقام دارای زن خوشگل و جوان هستند تا وسایل نزدیکی آنان را با ولیان فراهم سازد.
یکی از کارمندان این وزارتخانه به نام پرویز سفیانی که شاهد تخلفات گسترده ولیان و اطرافیانش بوده است در گزارش به ساواک وضعیت وزارت اصلاحات ارضی را این چنین توصیف میکند: «وزیر اصلاحات ارضی که از دزدهای بنام است، کار دزدی را در اصلاحات ارضی به جایی رسانیده که هر کسی کاری با او دارد تا از او رشوه نگیرد به کارش رسیدگی نمینماید حتی رئیس دفتر او که خود را عضو سازمان امنیت معرفی نموده او نیز هر کس تحفهای به او ندهد وقت ملاقات برای او تعیین نمیکند».
از طریق وزارت خارجه نیز گزارشی از تخلفات شکل گرفته در وزارت اصلاحات ارضی به سازمان بازرسی شاهنشاهی رسیده بود. در بخشی از آن نامه که به روابط عبدالعظیم ولیان با سپهبد اسماعیل ریاحی وزیر سابق کشاورزی و کسی که موجب ارتقای ولیان شد، اشاره نموده و بیان شده بود: «ولیان آنچه که از استاد خودش ریاحی آموخته است برای پر کردن جیب خودش در اصلاحات ارضی به کار میبرد. [...] ولیان برای جلوگیری از افشای دزدیهای خودش در زمان ریاحی در وزارت کشاورزی نمیگذارد پرونده دزدی ریاحی زیر دست اشخاص با شرف در آن سازمان [بازرسی شاهنشاهی] برود و [آنها را] با کمک دزدهایی مثل فرجادی و شکیبی از بین [می]برد.»
در تیر 1349 کارمندان وزارت اصلاحات ارضی به ساواک نامهای نوشته و در آن به مشی عبدالعظیم ولیان در جایگاه وزارت اشاره میکنند و نسبت به اقدامات ولیان هشدار میدهند. نویسندگان این نامه در بخشی از آن در مورد اقدامات خلاف قانون ولیان مینویسند: «در بین مالکین و زارعین و مردم عادی شایع است از مقام خود سوءاستفاده نموده. در چند مورد یکی در کرج و دیگری در بم کرمان حفظ منافع مالکین نموده که به شدت افکار عامه را ناراحت ساخته است».
تصویب قانون تشکیل وزارت تعاون و امور روستاها به جای وزارت اصلاحات ارضی و تعاون روستایی
اصلاحات ارضی بیشتر به نفع دهقانانی بود که زمینهایی به مساحت ۱۰ تا ۵۰ هکتار به دست آورده بودند، در حالی که اکثر دهقانان ذینفع که قطعات زمینی کمتر از ۵ هکتار دریافت کرده بودند، روی هم رفته، فرصت کمی برای بهبود کشاورزی معیشتی خود داشتند. در واقع، پایینترین طبقه، که زمینهایشان کمتر از ۲ هکتار بود، سختیهای اقتصادی زیادی را تجربه کردند. خرده مالکان از مشکلاتی در دریافت اعتبار برای تأمین نیازهای مالی خود رنج میبردند. این امر عمدتاً به این دلیل بود که شرکتهای تعاونی روستایی، که در دسترسترین منبع وامهای کمبهره در دسترس آنها بودند، در تأمین اعتبار در حجم مورد نیاز خرده مالکان کوتاهی میکردند. اکثر وامهای تعاونی مبلغ کمی و عموماً برای مدت کوتاهی، مانند شش تا دوازده ماه، ارائه میدادند. برای رسیدگی به اوضاع بغرنج بوجود آمده، قانون تشکیل وزارت تعاون و امور روستاها به جای وزارت اصلاحات ارضی و تعاون روستایی مشتمل بر دو ماده در تاریخ ۱۳۴۹.۱۲.۲۳ تصویب شد.
در ماده ۱ آمده که از تاریخ تصویب این قانون به جای وزارت اصلاحات ارضی و تعاون روستایی، وزارت تعاون و امور روستاها تشکیل میشود. وظایف و اختیارات وزارت و وزیر اصلاحات ارضی و تعاون روستایی مصرح در قانون تشکیل وزارت اصلاحات ارضی و تعاون روستایی، قوانین ومقررات اصلاحات ارضی و تشکیل شرکتهای سهامی زراعی، اساسنامه انجمن ملی خانههای فرهنگ روستایی، اساسنامه سازمان مرکزی تعاونروستایی، قانون بیمههای اجتماعی روستائیان، قانون تشکیل بانک تعاون کشاورزی ایران و اساسنامه آن، قانون اجازه معاملات تریاک و کمک به درمانمعتادان و آییننامههای مربوط و سایر قوانین و اساسنامهها و آییننامههای مصوب، به عهده وزارت تعاون و امور روستاها و وزیر این وزارتخانه محول گردید. در ماده ۲ هم آمده که برای توسعه امور تعاونی کشور و بسط مفاهیم آن و آشنایی مردم با اصول و فوائد و تعلیمات تعاونی و فراهم نمودن تدریجی موجباتهمکاری افراد و تجمع و تمرکز سرمایههای کوچک و توسعه منابع اعتباری و بسط سازمانهای تعاونی کشور، وزارت تعاون و امور روستاها سازمانهایاداری لازم را ایجاد میکند و از تاریخ تصویب این قانون کلیه کارکنان و وسائل و دارایی و بودجه و اعتبارات سازمان مرکزی تعاون کشور وابسته بهنخستوزیری به وزارت تعاون و امور روستاها منتقل شد.
تاسیس وزارت تعاون و امور روستاها
سومین کابینه یا هیات وزیران هویدا روز ۲۲ شهریور ۱۳۵۰ در حالی تشکیل شد که افراد تازهای به دولت پیوسته بودند. دکتر هوشنگ انصاری در کابینه سوم هویدا به وزارت اقتصادی و دارایی رسید. عبدالعظیم ولیان در کابینه سوم وزیر تعاون امور روستاها شد. به بیانی دقیق تر بعد از آنکه دو وزارتخانه تولیدات کشاورزی و منابع طبیعی منحل شدند قسمت اعظم آن دو وزارتخانه ضمیمه وزارت اصلاحات ارضی شد و با انحلال وزارت اصلاحات ارضی و تعاون روستایی ولیان در 49 سالگی با حکم هویدا در تاریخ 22 شهریور 1350 به عنوان وزیر تعاون و امور روستاها و سرپرست تولیدات کشاورزی منصوب شد. از سال 1338 تا سال 1351، یعنی حدفاصل برنامه عمرانی سوم تا پایان برنامه عمرانی چهارم، نرخ رسمی رشد بخش کشاورزی معادل 4/3 درصد همواره اندکی از نرخ رشد جمعیت معادل 3 درصد بیشتر بود. این امتیازی برای دولت هویدا و متولیان کشاورزی کشور از جمله ولیان محسوب میشد او در اولین سخنرانی خود برای کارکنان جدیدی که به خاطر ادغام وزارتخانههای سابق تحت مدیریت وی در آمده بودند، چنان تند و تهدیدآمیز صحبت کرد که طبق نظر منبع ساواک «اولین سخنرانی آقای دکتر ولیان بین کلیه کادر سوء اثر فراوان به جای گذارده و همگی از آن با نفرت تعبیر و تفسیر مینمایند.»

ولیان در وزارت تعاون و امور روستاها نیز سوء رفتار خود را ادامه داد. در یکی از گزارشهای ساواک در مورد رفتار ولیان با مدیران و کارکنان زیر دست خود آمده است: «رفتار ولیان با همه رؤسا به همین منوال است و علاوه بر این بدرفتاری و بد حرفی به هیچ مقامی اجازه کوچکترین اقدام و دادن دستوری نداده به علاوه دستوراتی را که صادر میکند اغلب شفاهی است و امکان دارد بعداً انکار بکند و لذا همه ناراضی و ناراحت هستند».
ولیان در دی ماه 1350 مصاحبهای با رادیو و تلویزیون داشته و در ضمن آن بیان میکند: «وزارت تعاون و امور روستاها برای جلوگیری از گرانفروشی کالاهای مورد احتیاج مردم هیچگونه وظیفه و تکلیف قانونی ندارد و اگر مصرف کنندگان دیدند گران است از خرید خودداری کنند.» این صحبتها واکنشهای منفی را در بین مردم برانگیخت و ساواک نیز بعضی از آنها را چنین گزارش کرده است: «اصولاً چه کسی در دولت مسئول تثبیت قیمتهاست؟ مسلماً کسی جز وزیر تعاون و امور روستاها و مواد مصرفی نمیتواند باشد و چنانچه وزیر تعاون مسئول نیست پس چرا به تلویزیون میآید و چنین سخنرانی را به عهده میگیرد؟ از طرفی لحن صحبت ایشان با مردم طوری است که به نظر میرسد با دشمن خود روبرو است و این جز نوعی دهن کجی و لجبازی با مردم چیز دیگری نیست.»
امیرعباس هویدا که از ابتدا نظر مساعدی نسبت به ولیان نداشت بعد از مدتی تصمیم گرفت وی را برکنار کند، او روش جالبی برای این کار اتخاذ کرد. در یکی از اسناد ساواک آمده است: «شایع است که نخستوزیر از دست ولیان به ستوه آمده و برای این که ماهیت دروغ و بیاطلاعی و بیسوادی او را برملا سازد، اول نطق رادیویی را برای او تجویز کرد و بعداً رهنما را برانگیخت که جلو لجام گسیختگی ولیان را بگیرد.» این شگرد با موفقیت همراه بود و با افزایش مصاحبههای وی، در افکار عمومی نیز نظرات منفی نسبت به ولیان افزایش یافت. در یکی از گزارشهای ساواک از وزیر تعاون و امور روستاها بیان شده است: «این اواخر واقعاً ولیان کارمندان وزارتخانه و مردم را از دروغهای خود و نطق معروف رادیو و تلویزیونی خسته [کرده] و یک حس بدبینی و بدگویی در تمام تودههای مردم به چشم میخورد. اخیراً جوک ولیان معروفیت پیدا کرده است. (بابا نخورید.)» یکی از مسئولین ساواک نیز در ذیل این گزارش که به دروغگویی ولیان در مصاحبه تلویزیونی اشاره دارد مینویسد: «در مورد دکتر ولیان در گزارشات قبلی اعلام شد که مشارالیه به هیچوجه صلاحیت سخنگویی دولت را ندارد، زیرا این شخص به کلی آبروی وزرا و مسئولین را هم برده است».
با افزایش انتقادات عمومی نسبت به مصاحبههای ولیان به تدریج مخالفتهای هویدا نیز با پخش اخبار مربوط به او در رادیو و تلویزیون آغاز میگردد. در یکی از این موارد خبرگزاری پارس گزارشی از یکی از سخنرانی ولیان تهیه کرده و قرار بود از رادیو و تلویزیون پخش شود که هویدا با انتشار آن مخالفت کرده بود. سازمان اطلاعات و امنیت کشور نیز به بررسی موضوع پرداخته و مسئول مربوطه در ساواک که از علت اصلی مخالفت هویدا اطلاع نداشت در گزارش خود مینویسد: «با تحقیق از خبرگزاری پارس خبر صحت دارد و برابر اظهار آقای جوانشیر رئیس خبرگزاری پارس در نطق ولیان مطلب غیرمجاز و سیاسی دیده نمیشود و علت دستور نخستوزیر روشن نیست.»
با این سیاست هویدا به مرور از حضور سیاسی ولیان در جلسات و مأموریتهای دولتی نیز کاسته شد. 21 خرداد 1351 ساواک گزارش میدهد «در وزارت تعاون و امور روستاها موضوع عدم شرکت نامبرده در شورایعالی اجتماعی که در حضور شاهنشاه آریامهر و شهبانوی گرامی تشکیل گردید و همچنین عدم حضور ایشان در مسافرت کرمان در التزام شهبانو و نیز مسئله مریضی و عدم حضور مرتب آقای ولیان در وزارتخانه و نداشتن مصاحبات مطبوعاتی و کمتر دیده شدن عکس ایشان در روزنامهها و مجلات به میان میآید».
مهندسین مشاور اف-ام-سی و مهندسین مشاور بوکرز هانگتینگ
با آغاز سال 1351 مباحث مربوط به آمایش سرزمین، فرآیند مداخله دولت در انتظام فضایی در چارچوب عدالت فضایی، عدالت توزیعی و توازن در توسعه سرزمینی که جزء وظایف حاکمیتی محسوب میشد از جلسات کارشناسی تحصلکردگان اروپا دیده سازمان برنامه و بودجه به هیات دولت کشیده شد. از این روی در ابتدای دهه پنجاه، دولت مبادرت به تهیه سند آمایش سرزمین نموده "ستیران فرانسه"و همزمان دو پروژه مکمل آمایشی،طرح جامع کشت توسط مشاورین هانتینگ و بوکرز و طرح جامع دامپروری FMC تهیه شد. در اسناد آمده که برنامه ارائه شده دو هدف اصلی را ارائه می کند: تعیین امکانات افزایش تولیدات کشاورزی تا سال ۱۳۷۱(۱۹۹۲) وارائه یک الگوی تولید که به گمان مهندس مشاور، باید هدف دولت ایران باشد.مهندسین مشاور بوکرز هانگتینگ از راههای زیر به دو هدف فوق دست خواهند یافت:
۱) ارزیابی تقاضای احتمالی ایران برای مواد غذایی در سال ۱۳۷۱ با توجه به نرخ های احتمالی رشد جمعیت ودرآمدها،۲)مطالعه منابع طبیعی-زمین وآب-موجود وامکان توسعه آنها ،۳) بررسی امکان بهبود دامپروری وکشاورزی،۴) نتیجه گیری در مورد میزان موفقیت دربرآوردن تقاضاهای پیش بینی شده،۵)ارائه دلایلی که براساس آنها ترکیب کلی تولیدات زراعی کشور توسط مهندس مشاور پیشنهاد شده است و۶)نشان دادن تغییرات سازمانی و عملیات ضروری برای تحقق برنامه در سال ۱۳۵۱ مهندسین مشاور اف-ام-سی طرف قرارداد وزارت کشاورزی به منظورتهیه طرح جامع تامین وتوسعه پروتئین کشور را به ۱۴ منطقه تقسیم نمود . هدف کلی طرح، تولید حداکثر پروتئین ممکن با توجه به عوامل زمین، آب، مرتع در دسترس، تولید علوفه وخوراک دام بوده است.
در این طرح برای ارزیابی وتعیین استراتژی مطلوب توسعه وتولید پروتئین حیوانی یک مدل برنامه ریزی خطی کامپیوتری به کارگرفته شده است. در این طرح ایران به چهارده منطقه تقسیم شده است ،دوره برنامه ریزی ۲۰ساله وبه سه دوره برنامه ریزی یعنی دو دوره پنج ساله ویک دوره ده ساله تقسیم شده است در طرح جامع پروتئین تولید مطلوب برای سالهای ۱۳۵۹ ،۱۳۶۴،۱۳۷۴ تعیین گردید وپس از به دست آوردن نتایج تحلیل کامپیوتری یک طرح نهایی برای سالهای ۱۳۶۰تا۱۳۶۴ ویک طرح کلی برای سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۴ بسط داده شده است. در سال ۱۳۵۳قراردادی بین وزارت کشاورزی وشرکت «بوکرز» (خدمات فنی کشاورزی ) و”شرکت هانتینگ” (خدمات فنی ) منعقدگردید. دوره این طرح ۱۵ ساله وافق آن در ۱۳۷۱ بود است .این منطقه بندی شباهت زیادی به کار بتل دارد اما تقسیمات آن اندکی بیشتر است در سال ۱۳۵۱ موسسه بتل طی قراردادی با سازمان برنامه وبودجه ایران متعهد شد تا نخستین برنامه منطقه ای سراسری را در کشور تهیه کند.
تغییرات در دولت هویدا با برکناری ولیان
پس از مدت ها کشمکش، سرانجام امیرعباس هویدا با عزل تعدادی از وزرا و جایگزینی افرادی جدید در 7 اردیبهشت 1353 تغییراتی در دولت ایجاد کرد. ولیان نیز جزء وزرای برکنار شده بود و بعد از هفت سال حضور در دولتهای مختلف به عنوان وزیر بالاخره جای خود را به رضا صدقیانی داد . وی مدت شش سال و نیم در رأس این وزارتخانه قرار داشت. ولیان در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۳ از وزارت تعاون و امور روستاها کنار رفت. عزل ولیان از وزارت تعاون و امور روستاها موجب رضایت کارمندان آن وزارتخانه و عموم مردم شد. در تحلیل ساواک از تغییرات اخیر دولت و بررسی واکنشهای مختلف به آن آمده بود: «از رفتن دکتر ولیان و دکتر [منوچهر] شاهقلی [وزیر علوم و از اعضای تشکیلات بهائیت] کسی نیست که ناراضی باشد. در مورد جانشین دکتر ولیان اظهار خوشنودی میشود و در مجلس هم موقع معرفی صدقیانی جانشین دکتر ولیان ابراز احساسات نمایندگان نشان داد که وی مورد تأیید است».
در جمعبندی کلی پیامدهای اصلاحت ارضی که عبدالعظیم ولیان در دهه ۴۰ نقش محوری را به عهده داشت، باید گفت ابتدا دولت برای مقابله با برخی مالکین و ترساندن آنان از انقلاب دهقانی تا حدی به کشاورزان میدان داد و مدتی بعد نقش آنان در امر اصلاحات تا به حد صفر تنزل داده شد زمین در بین کشاورزان به شکل نامتعادلی توزیع شد و زارعین فقیرتر شدند و با توجه به تاثیرات امور کشاورزی در اقتصاد کشور در این امر خلل ایجاد شد.
ولیان در دوره وزارت اصلاحات ارضی کارهای غیر قابل قبولی انجام میداد؛ به طور مثال ارائه آمار غلط در مطبوعات و گزارش خلاف درباره شرکت سهامی زراعی آریامهر و دیگر شرکتهای تحت پوشش وزارتخانه به دولت و مردم در اسناد موجود است. با وجود ارتباط نزدیکی که ولیان با حکومت داشت، مانع اعتراضات مردمی نشد و به دنبال مصاحبه تلوزیونی ولیان درباره اصلاحات ارضی مردم به شدت به او اعتراض کردند و با بخش اعلامیههایی علیه او با عنوانهای ولیان و لایحه موسوم به "از کجا آوردهای؟" اعتراضات خود را علنی کردند که تمام اینها و از سوی دیگر افشاگریهای دیگری نظیر اختلاس در دوران هفت ساله وزارتش موجب عزل او از کابینه هویدا شد. بعد از عزل ولیان از پست وزارت تعاون و امور روستایی ؛ وزیر بعد از او "رضا صدقیانی" در نطقی اعلام کرد، در مملکت اصلاحات ارضی انجام نگرفته است و ۱۱ سال است که به شاهنشاه آریامهر دروغ گفته شده است. برکناری ولیان، کمی افکار عمومی را تسکین داد؛ ولی ولیان بعد از برکناری از وزارت در خانه ی "امیرهوشنگ دولو" متحصن شد تا شغل دیگری برای او در نظر گرفته شود "دولو" سرانجام توانست رضایت شاه را با انتصاب او به مقام نیابت تولیت آستان قدس رضوی و استانداری خراسان که به مراتب مهمتر از وزارت تعاون امور روستاها بود جلب کند.
نویسنده: دکتر حسین شیرزاد