خبر فوری
شناسه خبر: 53798

از کنترل تا فرسودگی: تحلیل سه مرحله‌ای محدودیت اینترنت در ایران

چگونه قطع اینترنت به فرسودگی اجتماعی منجر می‌شود؟

تحلیل سه مرحله محدودیت اینترنت در ایران: چگونه این ابزار از کنترل مستقیم به سلاحی برای فرسودگی اجتماعی تبدیل شد؟

چگونه قطع اینترنت به فرسودگی اجتماعی منجر می‌شود؟

وقتی دسترسی به اینترنت مسدود می‌شود، چه چیزی به‌جز «ارتباط» از دست می‌رود؟ تحلیلی عمیق نشان می‌دهد محدودیت اینترنت در ایران طی دو دهه گذشته، از یک ابزار کنترل مقطعی به سلاحی برای «فرسودگی اجتماعی» سیستماتیک تبدیل شده است.

اخبار سبز کشاورزی؛ این روند، پیوندهای جمعی را سست و جامعه را از توان یادگیری و کنش پایدار تهی کرده است.

 

تحول کیفی: از کنترل بحران تا مدیریت فرسودگی

برخلاف تصور رایج، قطع و محدودیت اینترنت در ایران صرفاً یک واکنش تکنیکی به ناآرامی‌ها نیست. داده‌های دو دهه گذشته حاکی از تحولی کیفی در منطق حکمرانی است؛ حرکتی آرام از «سرکوب مستقیم بحران» به سمت «مدیریت فرسودگی اجتماعی».

در این پارادایم جدید، اینترنت به ابزاری برای جامعیت‌زدایی و تضعیف حافظه جمعی بدل شده است. این فرآیند را می‌توان در سه مرحله تاریخی تحلیل کرد.

 

مرحله اول: عصر کنترل مستقیم و جامعهٔ با جامعیت

در دهه ۷۰ و پیش از آن، اینترنت نقش محوری در بسیج اجتماعی نداشت. پاسخ حکومت به بحران‌هایی مانند سال ۱۳۷۸، مبتنی بر کنترل مستقیم و فیزیکی بود: حضور نیروها در خیابان، مدیریت رسانه‌های متمرکز و خاموش کردن فوری اعتراضات. در این مرحله، اگرچه سرکوب وجود داشت، اما «جامعه» به عنوان یک کلیت منسجم پابرجا بود. حافظه مشترک شکل می‌گرفت و امکان روایت‌سازی، هرچند محدود، وجود داشت.

 

مرحله دوم: اختلال در ارتباط و تضعیف هماهنگی

با گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، ابزار کنترل نیز تکامل یافت. در رویدادهای سال ۱۳۸۸، برای اولین بار اختلال هدفمند ارتباطات به میدان آمد: کندسازی اینترنت، قطع پیامک و فیلترینگ مقطعی.

این روند در سال ۱۳۹۶ پیچیده‌تر شد و اختلال لایه‌ای، برای متفرق کردن کنش جمعی و مختل کردن روایت‌سازی به‌کار گرفته شد. در این مرحله، جامعه هنوز وجود داشت، اما نشانه‌های اولیه پراکندگی و کوتاه‌شدن عمر کنش‌های جمعی پدیدار شد.

 

مرحله سوم: فرسایش سیستماتیک و جامعیت‌زدایی

از سال ۱۳۹۸ به بعد، محدودیت اینترنت وارد فاز جدیدی شد. قطع‌های سراسری طولانی‌مدت (مثل آبان ۹۸) و سپس الگوی ناپایدار و مکرر محدودسازی پهنای باند (به ویژه از ۱۴۰۱ به بعد)، به هنجاری فرسایشی تبدیل شد.

در این مرحله، اینترنت دیگر یک کانال ارتباطی ساده نیست، بلکه زیرساخت «جامعه‌بودن» است. قطع آن، به معنای از کار انداختن مکانیسم‌های شکل‌دهی حافظه مشترک، افق جمعی و توان بازتولید اجتماعی است. نتیجه، ظهور «جامعه‌ای از جامعیت افتاده» است.

 

پیامد اصلی: چرخه معیوب و فرسودگی ساختاری

پیامد نهایی این روند سه‌مرحله‌ای، فرسودگی اجتماعی است. این فرسودگی یک خستگی روانی ساده نیست، بلکه پیامد ساختاری ناتوانی جامعه در «یادگیری جمعی» است.

وقتی تجربه‌ها ثبت نمی‌شوند، روایت‌ها پایدار نمی‌مانند و کنش‌ها به نتیجه مشهود نمی‌رسند، چرخه معیوبی شکل می‌گیرد: هر کنش بدون پشتوانه حافظه گذشته و بدون افق آینده، مصرف می‌شود. تکرار محدودیت اینترنت، هزینه کنش را به دوش فرد می‌اندازد، در حالی که امکان تاثیرگذاری جمعی را نابود می‌کند.

 

آیندهٔ مبهم و جنگ روایت‌ها

در شرایط جامعیت‌زدایی، جامعه نه تنها در عرصه کنش، که در «جنگ روایت‌ها» نیز ناتوان می‌شود. روایت‌های پراکنده و کوتاه‌عمر، جایگزین روایت‌سازی جمعی پایدار می‌شوند.

در چنین فضایی، حتی مقاومت‌های شجاعانه نیز در غیاب حافظه و تداوم جمعی، به سادگی به فرسودگی می‌انجامند. آینده، به حفظ حداقلی از پیوندها، ثبت خرد جمعی و جست‌وجو برای تداوم در سایه همین محدودیت‌های ساختاری گره خورده است.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای