کودتای واژگان؛ چگونه زبان دیجیتال اقتدار سنتی را خلع سلاح کرد؟
زبان دیجیتال چگونه بدون خشونت، اقتدار سنتی را به چالش کشیده است؟ تحلیلی عمیق از کودتای واژگان، نبرد پلتفرم و منبر و فروپاشی رژیم حقیقت در ایران.
زبان صرفاً ابزاری برای بیان نیست؛ زبان، معمار واقعیت است. ویتگنشتاین مرزهای زبان را مرزهای جهان میدانست و فوکو نشان داد که قدرت، نه فقط از طریق زور، بلکه از مسیر «گفتمان» اعمال میشود.
اخبار سبز کشاورزی؛ بر همین اساس، آنچه امروز در ایران جریان دارد، نه یک شکاف نسلی ساده، بلکه دگرگونی بنیادین در بازی زبانی و در نتیجه، فروپاشی «رژیم حقیقت» پیشین است.
نسلهای جدید (دهههای ۷۰، ۸۰ و ۹۰) بدون خونریزی و تنها با تغییر زبان، ساختار حاکمیتی متکی بر فقه و خطابه را به چالش کشیده و در بسیاری موارد، مقهور کردهاند.
نبرد پلتفرم علیه منبر
زبان دیجیتال در حال قربانیکردن زبان فقهی است؛ نه با شمشیر، بلکه با الگوریتم و فرمت. روحانیت سنتی قرنها بر «منبر» بهعنوان رسانهای یکسویه تسلط داشت، اما اکنون در برابر «پلتفرم» بهعنوان رسانهای تعاملی، خلع سلاح شده است.
این شکست معرفتی را میتوان در سه محور اساسی مشاهده کرد:
۱. مرگ تکگویی (Monologue)
زبان سنتی بر پایه سکوت مخاطب بنا شده است؛ یک نفر «بالا» مینشیند و دیگران میپذیرند. اما ذات فضای دیجیتال، گفتوگو است.
در اینستاگرام بالا و پایینی وجود ندارد. وقتی یک روحانی ویدئویی منتشر میکند، اولین کامنت میتواند با طنز یا یک فکت علمی، کل استدلال او را فروبپاشد. تقدس در برابر کامنت دوام نمیآورد.
۲. تقابل تکلیف با لذت
زبان فقهی بر «تکلیف» (حرام و واجب) استوار است و مخاطب را در جایگاه «بنده» تعریف میکند. در مقابل، زبان دیجیتال نسل جدید بر حقوق، انتخاب و لذت (سبک زندگی و آزادی فردی) بنا شده است.
وقتی ادبیات «باید و نباید» وارد فیدی (Feed) میشود که ذات آن سرگرمی، سرعت و انتخاب آزاد است، سیستم آن را پس میزند. زبان دیجیتال، زبان تکلیف را هضم نمیکند.
۳. پایان اقتدار ابهام
بخشی از قدرت زبان سنتی، وامدار پیچیدگی، ابهام و عربیمآبی بود. اما شعار نسل دیجیتال، سادگی و سرعت است (TL;DR).
گوگل انحصار دانش را شکسته و «راز» را از میان برده است. وقتی راز بمیرد، جادوی کلام نیز باطل میشود.
زیستن در حقیقت و تخریب خلاق
این نسل با تغییر زبان، دقیقاً در حال «زیستن در حقیقت» است. واتسلاو هاول در تمثیل «سبزیفروش» توضیح میدهد که نظامهای تمامیتخواه تا زمانی دوام میآورند که همگان در بازی دروغ مشارکت کنند. اما نسل جدید، پوسترها را کنده است.
آنها در خیابان همانگونه رفتار میکنند که در خلوت خود هستند. این صداقت عریان، سازوکار ریاکاری سیستم را فلج میکند.
از سوی دیگر، به تعبیر دارون عجماوغلو، این روند نوعی تخریب خلاق علیه نهادهای بهرهکش است. حاکمیتی که به انحصار زبانی خو گرفته، توان جذب تکثر نسل جدید را ندارد. این نسل با واژگان جهانی و سبک زندگی مدرن، دیوارهای بسته را فرو میریزد.
نتیجهگیری
چرخش قدرت از «متن مقدس» به «میم مقدس» کامل شده است. حاکمیت شاید همچنان بر ابزارهای فیزیکی قدرت، مانند پلیس و قانون، تسلط داشته باشد؛ اما ذهنها را در فضای دیجیتال از دست داده است.
در عصر پسا-منبر، این الگوریتم است که پادشاهی میکند، نه فتوا.
واقعیت فیزیکی، دیر یا زود تسلیم واقعیتی خواهد شد که زبان جدید آن را ساخته است.
نویسنده: حسن غریبزاده