جوجههایی که قربانی سیاست شدند؛ وقتی سرکوب قیمت، تولید را به چاه میاندازد
معدومسازی جوجههای یکروزه فقط یک اتفاق تلخ نیست؛ نشانه شکست سیاستی است که تولید را سرکوب و بازار را به سمت کمبود و گرانی هل میدهد
بحران از کجا شروع شد؟
اظهارات اخیر حاجیپور و محمدرضا صدیقپور درباره ریختن جوجههای یکروزه در چاه، یک هشدار جدی است؛ هشداری که اگر بهدرستی فهم نشود، چند ماه بعد در قالب کمبود مرغ و جهش قیمتها خود را نشان خواهد داد.
اخبار سبز کشاورزی به نقل از ایلنا؛مساله ساده است اما تلخ: تولیدکننده جوجه یکروزه محصولی دارد که باید ظرف چند ساعت جذب واحدهای مرغداری شود. وقتی مرغدار بهدلیل گرانی نهاده و زیان قطعی، انگیزه جوجهریزی ندارد، جوجه روی دست تولیدکننده میماند و ناچار معدوم میشود. این یک «اتلاف تصادفی» نیست؛ نتیجه یک زنجیره سیاستگذاری ناهماهنگ است.
نهاده گران و قیمت سرکوبشده
پس از حذف ارز ترجیحی، قیمت ذرت و کنجاله سویا جهش چندبرابری داشت. اما قیمت مرغ متناسب با هزینه تولید آزاد نشد. نتیجه چه شد؟
مرغ زنده پایینتر از قیمت تمامشده فروخته میشود؛ یعنی تولیدکننده با هر کیلو فروش، ضرر میدهد. در چنین شرایطی، طبیعی است که جوجهریزی کاهش یابد.
این همان نقطهای است که سیاست «کنترل قیمت برای حمایت از مصرفکننده» به ضد خود تبدیل میشود. وقتی تولید صرفه اقتصادی نداشته باشد، عرضه کم میشود و بازار با تاخیر چندماهه، با کمبود و گرانی شدیدتری مواجه خواهد شد.
تکرار چرخه خطرناک: امروز امحا و فردا واردات
ایران طی دو سال اخیر به خودکفایی نسبی در تولید جوجه یکروزه رسیده و حتی ظرفیت صادرات ایجاد کرده بود. اما اگر واحدهای مرغ مادر بهدلیل زیان مداوم از چرخه تولید خارج شوند، بازسازی آنها زمانبر و پرهزینه است.
تاریخ اقتصاد کشاورزی ایران نشان داده هرگاه تولید داخلی تضعیف شده، کشور ناچار به واردات با هزینه ارزی بالا شده است. این چرخه، نه به نفع تولیدکننده است، نه مصرفکننده، و نه امنیت غذایی.
مساله اصلی سکوت سیاست گذار است
نقد اصلی متوجه وزارت جهاد کشاورزی است؛ نه بهخاطر گرانی نهاده بهتنهایی، بلکه بهخاطر نبود یک سیاست هماهنگ. اگر نهاده آزاد میشود، قیمت محصول هم باید واقعی شود یا یارانه بهصورت هدفمند به مصرفکننده نهایی برسد. سرکوب قیمت در مبدا زنجیره، سادهترین و البته مخربترین راهحل است.بیتفاوتی در برابر زیان تولیدکننده، در واقع انتقال بحران به آینده است. امروز جوجه در چاه ریخته میشود؛ چند ماه بعد مردم در صف مرغ خواهند ایستاد.
راهحل چیست؟
۱. واقعیسازی تدریجی قیمت همراه با حمایت مستقیم از دهکهای پایین.
۲. تامین پایدار و شفاف نهاده از طریق سامانههای رسمی.
۳. قراردادهای تضمینی بین مرغدار و زنجیره توزیع برای کاهش ریسک تولید.
اگر تصمیمگیران اکنون مداخله هوشمندانه نکنند، بحران فعلی از یک تراژدی تولید به یک بحران امنیت غذایی تبدیل خواهد شد. اقتصاد با دستور اداره نمیشود؛ با منطق هزینه و فایده حرکت میکند. نادیده گرفتن این منطق، هزینهای بهمراتب سنگینتر از اصلاح امروز خواهد داشت.