تراژدی «گندم برای گاو»؛ وقتی بلاتکلیفی کشاورز، نان مردم را تهدید میکند
بلاتکلیفی در اعلام نرخ خرید تضمینی گندم، کشاورزان را به قهر و تغییر کشت سوق داده؛ تصمیمی که امنیت غذایی و نان مردم را تهدید میکند.
در حالی که هزینه تولید گندم با جهش ارز و حذف یارانهها سر به فلک کشیده، سکوت و انفعال وزارت جهاد کشاورزی پیام روشنی به کشاورزان میدهد: «گندم نکارید».
اخبار سبز کشاورزی؛ نتیجه این بیتصمیمی، نه فقط قهر کشاورز، بلکه وابستگی نان مردم به نوسانات دلار است.
بلاتکلیفی در قلب زنجیره گندم، آرد و نان
زنجیره تأمین گندم، آرد و نان این روزها در میانه طوفان حذف ارز ترجیحی و افزایش هزینههای تولید قرار دارد؛ اما وزارت جهاد کشاورزی، بهجای ایستادن در خط مقدم دفاع از تولیدکننده، عملاً به یک ناظر منفعل در جلسات ستاد اقتصادی دولت تبدیل شده است.
واگذاری مرجعیت تصمیمگیری از ساختمان شیشهای وزارت جهاد به کارگروههای اداری، نهتنها کشاورزان را در بلاتکلیفی مطلق رها کرده، بلکه امنیت غذایی کشور را به متغیری وابسته به نوسانات نرخ ارز بدل کرده است.
تصمیمگیریهای دیرهنگام پس از حذف ارز ترجیحی
بر اساس مصوبه ستاد اقتصادی دولت در ۱۲ بهمنماه، ساماندهی زنجیره گندم، آرد و نان ـ از جمله خرید تضمینی گندم، اصلاحات قیمتی و شیوه پرداخت یارانه ـ به کارگروه ماده ۱۳ آییننامه تضمین امنیت غذایی ارجاع شد.
این در حالی است که دولت ارز ۲۸۵۰۰ تومانی را از دیماه حذف کرده، اما تازه در اواسط بهمن به فکر اصلاح نرخها افتاده است. در این فاصله، قیمت کود، سم، بذر و ادوات کشاورزی جهش چشمگیر داشته، اما نرخ خرید تضمینی گندم همچنان بر پایه معادلات پیشین باقی مانده است.
آیا وزارت جهاد کشاورزی به «اداره آمار» تبدیل شده است؟
بهطور سنتی، نرخ خرید تضمینی گندم باید تا پایان تیر یا مرداد هر سال زراعی اعلام شود. حتی پیش از حذف ارز ترجیحی نیز انتظار میرفت وزارت جهاد بسته حمایتی جدید را نهایی کند؛ اما خروجی این تعلل، چیزی جز سکوت و انفعال نبود.
این بیعملی، کشاورزان را در آستانه تصمیمگیری برای کشت سال آینده، در بلاتکلیفی کامل قرار داده و اعتماد آنها به سیاستگذار را بهشدت تضعیف کرده است.
گندمکاران در دوراهی «تغییر کشت» یا «گندم برای گاو»
اعلام دیرهنگام و غیرواقعی نرخ خرید تضمینی، تبعات زنجیرهای خطرناکی دارد. اگر قیمت تضمینی متناسب با هزینههای تولید و قیمت جهانی نباشد، گندم یا به سمت قاچاق معکوس میرود، یا به دلیل گرانی نهادههای دامی، راهی دامداریها میشود؛ همان تراژدی معروف «گندم برای گاو».
از سوی دیگر، کشاورزی که سودی در کشت گندم نمیبیند، به سراغ محصولات غیرراهبردی مانند صیفیجات میرود؛ مسیری که در نهایت به افزایش واردات گندم و وابستگی غذایی منجر خواهد شد.
بدهی دولت به گندمکاران و زنگ خطر نارضایتی روستایی
دولت هنوز در پرداخت مطالبات گندمکاران سال جاری با تأخیر مواجه است. حال، صحبت از افزودن ۱۰۰ هزار میلیارد تومان به بودجه خرید تضمینی گندم در سال ۱۴۰۵ مطرح شده؛ رقمی که روی کاغذ حمایتی است، اما در عمل میتواند به موتور جدید تورم تبدیل شود.
پرسش اساسی اینجاست: دولتی که در تسویه بدهیهای فعلی درمانده، چگونه میخواهد این حفره مالی بزرگ را بدون استقراض یا چاپ پول پر کند؟
امنیت غذایی؛ گروگان دلار یا حاصل دسترنج کشاورز؟
تا زمانی که وزارت جهاد کشاورزی از نقش یک «آمارگیر منفعل» خارج نشود و بهعنوان سنگر اول دفاع از تولید عمل نکند، امنیت غذایی کشور به تصمیمات لحظهای ستادهای اقتصادی و نوسانات ارزی گره خواهد خورد.
در چنین شرایطی، نان مردم بیش از آنکه به باران، خاک و کشاورز وابسته باشد، اسیر دلار و بیتصمیمی سیاستگذار شده است./ تابناک