اقتصاد پسماند در کشاورزی؛ چرا ایران از ضایعات مزرعه، سوخت زیستی و خوراک دام نمیسازد؟
ایران با ضعف زیرساخت و مشوقها هنوز نتوانسته است ضایعات کشاورزی را به سوخت زیستی و خوراک دام تبدیل کند.
سالانه میلیونها تن بقایای کشاورزی، ضایعات باغی و پسماند صنایع غذایی در ایران یا سوزانده میشود، یا بدون استفاده مؤثر از چرخه تولید خارج میماند. این در حالی است که همین مواد میتوانند به خوراک دام، کمپوست، بیوگاز، بیواتانول و دیگر فرآوردههای ارزشمند تبدیل شوند. پرسش اصلی این است که چرا اقتصاد پسماند در کشاورزی ایران هنوز به یک صنعت سودآور و پایدار تبدیل نشده است؟
ضایعات کشاورزی؛ از هزینه پنهان تا فرصت اقتصادی
پسماند کشاورزی فقط به معنای دورریز نیست. کاه و کلش، بقایای ذرت، تفاله چغندر، ملاس، ضایعات میوه و سبزی، سبوس، تفاله مرکبات و حتی فضولات دامی، همگی بخشی از زنجیرهای هستند که در بسیاری از کشورها به مواد اولیه صنایع تبدیلی تبدیل میشوند. در ایران اما بخش بزرگی از این ظرفیت یا در مزرعه رها میشود یا به شکل غیراصولی از بین میرود.
نتیجه این وضعیت، هم افزایش آلودگی محیطزیست و هم از دست رفتن ارزش افزوده است. سوزاندن بقایای گیاهی، فرسایش خاک، اتلاف مواد آلی و تشدید آلودگی هوا را در پی دارد؛ در حالی که بازیافت همین مواد میتواند هزینه تولید را کاهش دهد و درآمد جدیدی برای کشاورزان ایجاد کند.
چرا زنجیره تبدیل ضایعات در ایران شکل نگرفته است؟
یکی از مهمترین موانع، نبود زیرساخت صنعتی و لجستیکی است. ضایعات کشاورزی پراکنده، فصلی و حجیم هستند و جمعآوری، حمل و فرآوری آنها بدون شبکه منسجم، صرفه اقتصادی ندارد. بسیاری از واحدهای کوچک نیز توان سرمایهگذاری در تجهیزات خشککردن، سیلو، تخمیر یا فرآوری را ندارند.
مانع دوم، ضعف سیاستگذاری و نبود مشوق اقتصادی است. در شرایطی که تولید سوخت زیستی یا خوراک دام از پسماند نیازمند حمایت اولیه، تسهیلات ارزان و تضمین خرید است، سرمایهگذار با بازار نامطمئن و مقررات پراکنده مواجه میشود. نبود استانداردهای شفاف برای خوراک دام تولیدشده از ضایعات نیز ریسک فعالیت را بالا برده است.
عامل سوم، فاصله فناوری با مزرعه است. بسیاری از فناوریهای تبدیل پسماند، از تولید بیوگاز تا فرآوری ضایعات لیگنوسلولزی، نیازمند دانش فنی، تجهیزات مناسب و آموزش بهرهبرداران است. در ایران، ارتباط میان دانشگاه، بخش خصوصی و کشاورز هنوز به اندازه کافی عملیاتی نشده است.
سوخت زیستی و خوراک دام؛ دو بازار مغفول
در شرایط کمبود نهادههای دامی و وابستگی به واردات، تبدیل بخشی از ضایعات کشاورزی و صنایع غذایی به خوراک دام میتواند بخشی از فشار بازار را کاهش دهد. همچنین تولید بیوگاز از فضولات دامی و پسماند تر، نهتنها به تأمین انرژی محلی کمک میکند، بلکه برای واحدهای دامداری و گلخانهای نیز مزیت اقتصادی دارد.
با این حال، نبود زنجیره تأمین پایدار، استانداردسازی ناکافی، قیمتگذاری نامشخص و ضعف سرمایهگذاری، باعث شده است تا این بازارها هنوز در مقیاس محدود باقی بمانند.
راه خروج چیست؟
برای فعال شدن اقتصاد پسماند در کشاورزی، ایران به چند اقدام همزمان نیاز دارد: ایجاد مشوق برای سرمایهگذاری در صنایع تبدیلی، توسعه شبکه جمعآوری محلی، تدوین استانداردهای فنی، حمایت از شرکتهای دانشبنیان و آموزش کشاورزان. بدون چنین رویکردی، ضایعات کشاورزی همچنان بهجای آن که منبع ثروت باشد، به یک هزینه زیستمحیطی و اقتصادی تبدیل خواهد شد.