حشرات مهاجم چقدر برای کشاورزی و جامعه هزینه دارند؟
ضربالمثلی هست که میگوید پول روی درخت رشد نمیکند
ضربالمثلی هست که میگوید پول روی درخت رشد نمیکند. البته مگر اینکه محصولات کشاورزی تولید کنید - که در این صورت، بیشتر پول شما روی درختان (یا درختچهها یا علفها) رشد میکند. اگر محصولات کشاورزی تولید کنید، میزان پولی که به دست میآورید به میزان رشد و فروش آنها بستگی دارد.
اما، ناگزیر، شما در یک محیط پویا با آفات و بیماریها رقابت میکنید، جایی که ممکن است مهاجمان جدید مستقر شوند، یا تغییر شرایط غیرزیستی ممکن است باعث انفجار جمعیت آفات شود. در نتیجه، با کاهش بازده محصولات کشاورزی مواجه میشوید. اکنون شاید شما آفتکشهای بیشتری نیز میخرید، در کنترل بیولوژیکی سرمایهگذاری بیشتری میکنید و برای بررسی شیوههای زراعی خود با مروجان مشورت میکنید.
نمیتوان انکار کرد که کشاورزی کار سخت و نامطمئنی است. با این حال، تولید کشاورزی (پولی که از درختان حاصل میشود) برای بقای ما بسیار حیاتی است، به طوری که مطمئناً جامعه باید هزینههای اقتصادی مرتبط با آفات و بیماریهای مهاجم را به دقت زیر نظر داشته باشد.
درست است؟
بیایید ضررهای تولید ناشی از حشرات گیاهخوار را در نظر بگیریم. چه به طور مستقیم، از طریق گیاهخواری، و چه به طور غیرمستقیم، از طریق انتقال بیماری، حشرات مهاجم مسئول رقابت شدید بر سر منابع و خسارات قابل توجه به تولیدات کشاورزی هستند. به عنوان مثال، به صنعت مرکبات فلوریدا و کاهش چشمگیر ۷۹ درصدی تولید در سالهای اخیر، نسبت به اوایل دهه ۲۰۰۰ نگاه کنید. این امر عمدتاً به دلیل بیماری سبز شدن مرکبات، که با نام هوانگ لونگ بینگ نیز شناخته میشود، است، بیماریای که توسط گونه مهاجمی از پسیل، Diaphorina citri، که حدود سال ۲۰۰۵ در فلوریدا مستقر شد، منتقل میشود (Singerman and Rogers 2020; Cruz et al. 2023). ضربه به صنعت مرکبات فلوریدا بالغ بر میلیاردها دلار و از دست دادن هزاران شغل است.
خب، پس، چه مقدار ضرر مالی به تولیدات کشاورزی، به تولیدکنندگان و مصرفکنندگان در سیستم، هر ساله میتواند به حشرات مهاجم نسبت داده شود؟ آیا تعجب خواهید کرد که بدانید هیچ کس پاسخ خوبی برای این سوال ندارد؟ میلیاردها دلار، شاید صدها میلیارد دلار؛ این کاملاً واضح است (Pimentel و همکاران. 2005; Bradshaw و همکاران. 2016; Naranjo و همکاران. 2019). اما محققانی که قصد دارند به قلب این موضوع برسند و ارقام دلاری خاصی را گزارش دهند، در نهایت متوجه میشوند که اطلاعات کمی برای استفاده در هنگام تدوین تخمینها وجود دارد.
در گردآوری مقاله خود که در ماه مارس در Biological Invasions در مورد تأثیر حشرات مهاجم فلسدار بر کشاورزی منتشر شد، به سختی توانستیم مستنداتی از ارقام اقتصادی مربوط به سطح گونهها، چه رسد به خانواده، ابرخانواده یا حتی راسته، پیدا کنیم. و ما برای شناسایی آژانسهایی (در سطح فدرال، ایالتی یا محلی) که وظیفه جمعآوری، تعیین کمیت و گزارش چنین تأثیراتی را با جزئیات دارند، تلاش کردیم. از اطلاعات کمیابی که توانستیم پیدا کنیم، مشخص است که حشرات فلسدار تأثیر قابل توجهی بر کشاورزی و مصرفکنندگان دارند. حداقل تخمین ما این است که سالانه 4 تا 8 میلیارد دلار به دلیل آفات مهاجم فلسدار فقط در ایالات متحده از دست میرود. برای کل جهان، فقط میتوان حدس زد.
مطالعه ما همچنین نشان داد که تلاشهای امنیت زیستی در ایالات متحده در جهت کاهش میزان ورود غیرعمدی گونهها مؤثر است. با افزایش حجم واردات باغبانی به ایالات متحده بین سالهای ۱۹۶۷ تا ۲۰۲۴ به میزان ۱۰۰۵ درصد، میزان ورود گونههای جدید حشرات فلسدار ثابت مانده است. با این حال، این شیوهها بینقص نیستند. در طول ۲۰ سال گذشته، سالانه حدود یک گونه جدید از حشرات فلسدار در ایالات متحده ایجاد شده است؛ با نگاهی به گذشته، این الگو از حدود دهه ۱۹۳۰ تاکنون حفظ شده است.
چرا تمرکز بر حشرات فلسدار؟ این گروه کوچک توجه کمی را به خود جلب میکند، اما با وجود داشتن تنها حدود ۸۶۰۰ گونه توصیفشده (بسیار کمتر از ۱٪ از کل گونههای حشرات توصیفشده)، ۱۲٪ نامتناسب از کل حشرات شناساییشده در بنادر ورودی در سالهای اخیر توسط سرویس بازرسی سلامت حیوانات و گیاهان وزارت کشاورزی ایالات متحده را تشکیل میدهد. بیش از نیمی از گونههای حشرات فلسدار غیربومی، چندخوار هستند که این موضوع صنعت کشاورزی ملی متنوع ما را نگران میکند. علاوه بر این، برخی از گونههای مهاجم متخصص، مانند Heliococcus summervillei، که گاهی اوقات به عنوان شپشک آردآلود مرتع شناخته میشود، که در پاییز 2025 به تازگی در ایالات متحده گزارش شده است، و باعث خشک شدن چشمگیر علفهای مرتعی و نیشکر در تگزاس و لوئیزیانا شده است، نگرانکننده هستند.
اغلب از حشرهشناسان پرسیده میشود که [رده کانونی شما] چقدر برای کشاورزی هزینه دارد یا چقدر برای کشاورزی مهم هستند؟ آیا میتوانید برای گروه خود پاسخ دهید؟ وقتی تخمینهای ناکافی و دیدگاه محدودی از هزینههای واقعی آنها داریم، برقراری ارتباط مؤثر و توجیه سرمایهگذاری در تحقیقات یا اقدامات گیاهپزشکی برای کاهش جریان گونههای مهاجم دشوار است. چگونه میتوانیم صرف هزینه بیشتر برای صرفهجویی در هزینه را توجیه کنیم؟ و اگر حتی اعداد مربوط به هزینه گونههای مهاجم برای کشاورزی را بررسی نمیکنیم، آیا به ثبت هزینههای اکولوژیکی آنها نزدیک شدهایم؟
مطالعه ما تأثیر حشرات فلسدار بر کشاورزی ایالات متحده را برجسته میکند، اما به نکته مهمتری نیز اشاره دارد:
فقدان مطلق و نیاز مبرم به گزارشدهی بهتر و برآوردهای مبتنی بر داده از تأثیر اقتصادی آفات مهاجم.