خبر فوری
شناسه خبر: 53045

​نقش مهندسان، متخصصان و اساتید ایرانی در فاجعه‌های امروز آبی و محیط‌زیستی

یادآوری نقش مهندسان، اساتید و متخصصان ایرانی در شکل‌گیری بحران‌های امروز آبی و محیط‌زیستی، با مرور تجربه‌های میدانی، ساختارهای قدرت و فقدان کنش جمعی

​نقش مهندسان، متخصصان و اساتید ایرانی در فاجعه‌های امروز آبی و محیط‌زیستی

در سال ۲۰۱۹، زمانی که در کنفرانس «پایداری» انجمن مهندسان عمران آمریکا (ASCE) شرکت کردم، صحنه‌ای برایم قابل توجه بود: جمع بزرگی از مهندسان از ایالت‌ها و شهرداری‌های مختلف آمریکا طوماری را امضا می‌کردند تا در اعتراض به سیاست‌های ضد‌محیط‌زیستی دولت ترامپ بایستند. پیام‌شان روشن بود:

حتی اگر دولت مسیر غلطی برود، ما متعهد به حفاظت از محیط‌ زیست، آب و پایداری محیط‌زیستی باقی می‌مانیم.

بارها اندیشیده‌ام: چه شد که جامعه مهندسی و دانشگاهی ایران، با این حجم از بحران، به چنین کنش جمعی نرسید؟

 

متخصصان و ساختار قدرت: همراهی به‌جای ایستادن

اخبار سبز کشاورزی؛ دهه‌هاست که بخش بزرگی از مهندسان ایرانی، به‌جای نقد سیاست‌ها، آن‌ها را اجرا و توجیه کرده‌اند. مدیریت آب، سدسازی، انتقال بین‌حوضه‌ای، تخریب تالاب‌ها و موارد مشابه بدون حضور مهندسان ممکن نبود. بسیاری از آن‌ها یا متعهد به «فرموده» بودند یا در چارچوب منافع سازمانی و اداری عمل می‌کردند.

اساتید دانشگاه نیز در بسیاری موارد همین مسیر را رفتند:

همراهی بی‌خطر با سیستم،

مشاوره‌های دوستانه و از بالا،

انتقاداتی که نه هزینه داشت و نه اثر،

در انتظار نان و نام و مقام.

این رفتارها مدیران خودشیفته و ناآگاه را سال‌ها در حبابی از تأیید نگه داشت.

 

تنها نمونه‌های استثنا؛ صدای بلند در میان سکوت

در میان اساتید، معدود کسانی بودند که شجاعانه سخن گفتند. نمونه روشن آن، دکتر غلامرضا انصاری، استاد برجسته حوزه آب و بنادر دانشگاه صنعتی شریف بود. او حتی روی سکو در حضور مدیران، تنها سلامی می‌کرد و وارد بازی «تملق دانشگاهی» نمی‌شد.

نتیجه؟ همان اساتیدی که با ساختار قدرت نان می‌خوردند، او را کنار گذاشتند؛ استادی که نقش بزرگی در بنیان‌گذاری رشته‌ها و ساختارهای مهم دانشگاهی داشت.

 

تجربه میدانی یک نسل

در پروژه‌های سدسازی حدود بیست سال پیش، بارها به مدیران هشدار می‌دادیم که اقدامات‌شان فاجعه‌بار است؛ از لزوم ایجاد مسیر ماهی‌روها تا نابودی سفره‌های آب زیرزمینی و فرسایش شدید خاک.

وقتی جوان بودم و اشک در چشمانم جمع می‌شد از دیدن ماهی‌هایی که نمی‌توانستند مسیر تخم‌گذاری خود را طی کنند و می‌مردند، برایشان مقاله و توضیح ارائه می‌دادم، اما مدیران اصلاح‌طلب با لبخندی از بالا در دلشان می‌گفتند: «این جوان‌ها فانتزی فکر می‌کنند!»

ما می‌دیدیم. می‌گفتیم. می‌نوشتیم. اما نتیجه؟ ترکیبی از غر زدن، مقاله‌نویسی و سکوت ساختاری.

 

فقدان کنش جمعی؛ نقطه کور جامعه متخصص ایران

بزرگ‌ترین خلأ جامعه دانشگاهی و مهندسی ایران این بوده و هست: فقدان مطالبه‌گری جمعی و ایستادن در برابر سیاست‌های مخرب.

اقتصاددانان بارها بیانیه دادند و هشدارهای جمعی منتشر کردند. اما مهندسان و متخصصان محیط‌زیست، حتی کسانی که عمق فاجعه را درک می‌کردند، به نوشتن مقاله و غر زدن اکتفا کردند.

نه اتحادیه‌ای شکل گرفت،

نه طومارهای مداوم امضا شد،

نه نامه‌های مشترک تهیه شد،

نه ایستادنی رخ داد.

 

ریشه رفتار؟ فرهنگ سلسله‌مراتبی و ترس ساختاری

ساختار دانشگاه‌های ایران بر دو اصل قدرت‌محوری و ترس از هزینه دادن بنا شده است.

و مهندسان و اساتید مربوطه بیش از هر گروه تخصصی در چنین نظامی پرورش یافته‌اند: اطاعت، اجرای پروژه و تأمین منافع سازمانی؛ نه نقد، نه کنش‌گری، نه «نه» گفتن.

 

 مسئولیت مهندسان و اساتید سنگین است

امروز که سفره‌های آب زیرزمینی از بین رفته، دریاچه‌ها و تالاب‌ها مرده‌اند، خاک فرسوده شده، شهرها نشست کرده‌اند و کشور با ورشکستگی آبی مواجه است، باید پرسید: اگر مهندسان و اساتید ایران دهه‌ها پیش مطالبه‌گری کرده بودند، آیا امروز این‌جا بودیم؟

جامعه متخصص ایران باید یک بازنگری اخلاقی و حرفه‌ای انجام دهد. بدون کنش جمعی، شجاعت حرفه‌ای و ایستادن در برابر فساد و بی‌دانشی، دیگر نمی‌توان آینده‌ای برای آب و محیط‌زیست تصور کرد.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای