تیمارگری گربهسانان، شغلی ارزشمند ولی فراموششده
گفتوگو با مینا باغانی درباره تیمارگری گربهسانان، چالشهای نگهداری حیاتوحش، وضعیت گربهسانان، مشکلات باغوحشها و ضرورت حمایت از این شغل تخصصی
پشت نجات گربهسانان ایران، شغلی ایستاده که کمتر دیده شده است؛ گفتوگو با مینا باغانی، نخستین بانوی تیمارگر حیاتوحش، روایت مسئولیتی سخت، تخصصی و پرخطر است که با عشق و تعهد ادامه دارد.
اخبار سبز کشاورزی؛ فرصتی دست داد تا با یکی از فعالان و دلسوزان حیوانات و محیطزیست، که عمر و انرژی خود را وقف تیمار و رسیدگی به گربهسانان کرده است، گفتوگویی انجام دهیم. خانم مینا باغانی، جوانی که با شور و اشتیاق فراوان به این کار روی آورده و خطرات آن را به جان خریده است، با هدفی مشخص و در راستای حفظ و صیانت از نسل گربهسانان در کشور، همچنان به تلاش خود ادامه میدهد.

لطفاً کمی در مورد منطقهای که شما مشغول به فعالیت هستید توضیح دهید.
مجموعه پارک حیاتوحش مایا در منطقه گردشگری الیمات، واقع در استان زیبای مازندران، شهرستان نور، در وهله اول برای ارتقا و بهبود کیفیت نگهداری گونههای در اسارت و با هدف رشد صنعت گردشگری در کشور عزیزمان، همچنین اشتغالزایی، با طرح و مدیریت جناب آقای طیرانی و سرمایهگذاری هلدینگ جوانمرد ایجاد شده است. بنده بهعنوان نخستین بانوی تیمارگر حیاتوحش مشغول فعالیت هستم. حضور من و تیم کوچکم بیشتر برای پایش سلامت حیوانات، رسیدگی به آسیبدیدگان و کمک به بازتوانی آنهاست.
چه تفاوتی مابین مربی حیوانات و تیمارگر وجود دارد؟
مربی حیوانات بیشتر بر آموزش و یادگیری تمرکز دارد؛ اما تیمارگر کسی است که بررسی رفتار و رفتارشناسی، سلامت، بهداشت، تغذیه و مراقبت مستقیم روزانه را بر عهده دارد. تیمارگر نخستین کسی است که بیماری، استرس، بیاشتهایی یا رفتار غیرطبیعی حیوان را تشخیص میدهد و نقش حیاتی در نجات جان آنها دارد.
در ارتباط با نوع کارتان با چه مشکلاتی روبهرو هستید؟
مشکلات بسیارند:
- نبود پروتکلهای استاندارد برای تیمارگری در کشور؛
- خطرهای مستقیم کار با گربهسانان وحشی؛
- فشار روحی و عاطفی زیاد؛ چون وقت زیادی را در کنار حیوانات هستم و دلبستگیها زیاد است و گاه شرایطی پیش میآید که باعث میشود از آنها جدا شوم و این دلتنگیها آزاردهنده است؛
- کمبود نیروی متخصص و آموزشدیده.
آیا تا به حال از سازمان یا نهادی کمک یا حمایتی دریافت کردهاید؟
حمایتهایی بوده، اما بسیار محدود. بیشتر فعالیتهای من بر پایه عشق، تلاش شخصی و همراهی داوطلبان پیش رفته است. امیدوارم روزی این شغل به رسمیت شناخته شود و حمایت سازمانیِ ادامهدار و جدیتری دریافت کند و همچون کشورهای دیگر، که برای رسیدن به جایگاه تیمارگر نیاز به تحصیلات دانشگاهی و گذراندن سالها کارآموزی است، مورد توجه قرار گیرد.
وضعیت گربهسانان در ایران از نظر شما چگونه است؟
صادقانه بگویم، وضعیت حساس و شکننده است. برخی گونهها بهشدت در معرض تهدید هستند و اگر مراقبت و برنامهریزی هدفمند وجود نداشته باشد، ممکن است در سالهای آینده بخشی از این گونههای ارزشمند را از دست بدهیم.
تغییرات اقلیمی، شکارهای غیرمجاز، عدم حمایت سازمانهای مربوطه را چگونه ارزیابی میکنید؟
این سه عامل مانند سه فشار از جهات مختلف، حیوانات را تهدید میکنند. تغییرات اقلیمی زیستگاهها را از بین میبرد، شکار غیرمجاز جمعیت را کاهش میدهد و نبود حمایت سازمانی باعث میشود اقدامات حفاظتی همیشه عقبتر از بحرانها باشند. ترکیب این عوامل، شرایط امروز گربهسانان را پیچیدهتر کرده است؛ تا جایی که امروز نظارهگر انقراض گونههای ارزشمند هستیم.
به نظر شما شغل تیمارگری حیوانات نیاز به تبلیغات دارد؟
بیش از تبلیغ، نیاز به معرفی درست دارد. مردم باید بدانند تیمارگری صرفاً محبت به حیوانات نیست؛ بلکه کاری کاملاً تخصصی، پرخطر و علمی است. آگاهیبخشی باعث میشود جامعه بیشتر از این حوزه حمایت کند.
وضعیت باغوحشهای کشور را چگونه میبینید؟
برخی پیشرفت کردهاند، اما بسیاری همچنان از استانداردهای جهانی فاصله دارند. نبود امکانات، کمبود دانش تیمارگری و مدیریت نادرست، شرایط را برای حیوانات دشوار کرده است. امیدوارم نگاه حرفهایتر، علمیتر و اخلاقیتری بر باغوحشها حاکم شود.
در پایان اگر صحبتی با مردم و کسانی که میخواهند شغل تیمارگری را داشته باشند بفرمایید؟
تیمارگری و دامپزشکی، کارِ قلبهای قوی است. اگر عشق واقعی به طبیعت، صبر زیاد و مسئولیتپذیری بالا دارید، وارد این مسیر شوید. این کار سختیهای فراوانی دارد، اما لحظهای که یک حیوان دوباره روی پا میایستد، تمام خستگیها از یاد میرود.
و به مردم عزیز:
لطفاً برای حفظ محیطزیست و گربهسانانی که بخشی از هویت سرزمین ما هستند، همراه ما باشید. کوچکترین رفتار شما میتواند جان یک حیوان را نجات دهد.

