بازار ارز و شکست مدیریت انتظارات؛ چرا دلار به شایعه حساستر است تا واقعیت ؟
نوسانات اخیر ارز بیش از آنکه حاصل کمبود واقعی منابع باشد، بازتاب اقتصادِ بیاعتماد، سیاستهای چندپاره و انتظارات تورمی رهاشده است
بازار ارز؛ آینه بیاعتمادی ساختاری
نرخ ارز در ایران سالهاست فقط یک متغیر اقتصادی نیست؛ شاخصی از اعتماد عمومی به سیاستگذاری است. اظهارات حسن گلمرادی، کارشناس اقتصادی، بار دیگر این واقعیت را برجسته میکند که در شرایط تحریم و فشار سیاسی، «روان بازار» سریعتر از متغیرهای بنیادین واکنش نشان میدهد. ضعف در شفافیت، پیامهای متناقض و نبود روایت رسمی منسجم، انتظارات تورمی را به بازیگر اصلی بازار ارز تبدیل کرده است.
اقتصاد شایعهمحور؛ وقتی روایت رسمی عقب میماند
اخبار سبز کشاورزی به نقل از خبرگزاری مهر؛ در غیاب ارتباط مؤثر دولت و بانک مرکزی با افکار عمومی، شایعه جای تحلیل را میگیرد. شبکههای اجتماعی با بازتولید اخبار منفی از تحریم، جنگ و کاهش درآمدهای ارزی، رفتار تودهوار را تشدید میکنند. نتیجه روشن است: افزایش تقاضای غیرمولد ارز، فرار سرمایه و تعمیق شکاف میان اقتصاد واقعی و بازارهای دارایی.
تقاضای احتیاطی؛ واکنش عقلانی به سیاستهای پرریسک
آنچه «تقاضای احتیاطی» نامیده میشود، الزاماً رفتار غیرعقلانی مردم نیست؛ بلکه پاسخ طبیعی به اقتصادی است که افق قابل پیشبینی ندارد. وقتی بنگاه و خانوار نسبت به آینده ارزش پول ملی اطمینان ندارند، نگهداری ارز خارجی به یک ابزار بقا تبدیل میشود. بدون اصلاحات ساختاری، مهار این تقاضا با ابزارهای دستوری عملاً ناممکن است.
ارز صادراتی؛ منافع خصوصی در برابر ثبات عمومی
بازنگشتن ارزهای صادراتی، بهویژه از مسیر کارتهای بازرگانی اجارهای، یکی از نقاط کور سیاست ارزی است. اختلاف معنادار نرخ رسمی و آزاد، فرصت آربیتراژی ایجاد کرده که منافع فردی صادرکننده را بر منافع کلان اقتصاد ترجیح میدهد. پیامد آن، کمبود ارز برای واردات، افزایش هزینه تولید و انتقال مستقیم شوک ارزی به تورم مصرفکننده است.
چندصدایی نهادی؛ بحران مدیریت در بحران ارزی
گلمرادی به درستی بر چنددستگی نهادی تأکید میکند. در شرایط تحریم و جنگ اقتصادی، نبود فرماندهی واحد در سیاست ارزی، هزینه تصمیمگیری را بالا میبرد. بانک مرکزی، دولت و نهادهای نظارتی هرکدام سیاستی میگویند، اما بازار فقط یک پیام میگیرد: نااطمینانی.
راه خروج؛ از اجبار کور تا سیاست هوشمند
الزام بازگشت کامل ارز صادراتی، بدون بستن شکاف قیمتی و اصلاح انگیزهها، به فرار بیشتر سرمایه منجر میشود. در مقابل، ترکیب نظارت سختگیرانه، شفافیت نهادی و ابزارهایی مانند پیشفروش ارز میتواند هم ریسک بنگاهها را کاهش دهد و هم انتظارات تورمی را مهار کند.
جمعبندی
بازار ارز بیش از تزریق دلار، به بازسازی اعتماد نیاز دارد. تا زمانی که سیاستگذار نتواند انتظارات را مدیریت و منافع خصوصی را با ثبات عمومی همراستا کند، هر آرامشی در بازار ارز، موقتی و شکننده خواهد بود.