سبد زندگی هر روز کوچکتر میشود؛ کالابرگ چرا جواب نمیدهد؟
گزارش میدانی از کوچک شدن سبد زندگی خانوارهای ایرانی؛ چرا کالابرگ نتوانسته پاسخگوی گرانیها و هزینه واقعی زندگی باشد؟
تورم، بیوقفه از سفرهها میکاهد. در حالی که دولت با اجرای طرح کالابرگ وعده حمایت معیشتی داده، گزارش میدانی نشان میدهد سبد زندگی خانوارهای ایرانی همچنان در حال کوچکتر شدن است؛ تا جایی که بسیاری از خانوادهها برای بقا، ناچار به حذف اقلام ضروری شدهاند.
سبد زندگی زیر فشار تورم یکساله
اخبار سبز کشاورزی؛ در یک سال گذشته، موج سنگین گرانی، سبد زندگی خانوارهای ایرانی را بهشدت تحت تأثیر قرار داده است. افزایش بیسابقه قیمت کالاهای اساسی از برنج و مرغ گرفته تا لبنیات، تخممرغ و حبوبات، الگوی مصرف میلیونها خانواده را تغییر داده و معیشت آنها را وارد مرحلهای هشداردهنده کرده است.
این گزارش میدانی با بررسی تغییرات قیمتی و گفتوگو با شهروندان، به این پرسش اساسی میپردازد: آیا کالابرگ توانسته تعادل را به سبد زندگی مردم بازگرداند؟
«در محاسبه سبد زندگی، اشتباه ریاضی شده است»
شاید بهترین قاضی، خود مردم باشند؛ کسانی که هر روز آثار تصمیمهای اقتصادی را در سفرهشان میبینند. جمال صالحی، کارمند و پدر دو فرزند،میگوید: «بسته حمایتی را میگیریم، اما انگار یک اشتباه بزرگ در محاسبه نیاز خانوادهها وجود دارد. برای یک خانواده چهارنفره فقط ۴ کیلو برنج در نظر گرفتهاند؛ در حالی که مصرف ماهانه ما حداقل ۱۰ کیلو است.»
او ادامه میدهد: «تنها برای برنج، ماهانه ۲ تا ۳ میلیون تومان باید از بازار آزاد هزینه کنیم. وقتی همه اقلام را جمع میزنید، میبینید کالابرگ نهایتاً ۲۰ تا ۳۰ درصد سبد زندگی واقعی را پوشش میدهد.»
ناچاریم وعدههای غذایی را کم کنیم
سوسن قاسمی، معلم و مادر دو فرزند، کالابرگ را «نوک کوه یخ» توصیف میکند: «کالای اساسی فقط برنج و روغن نیست. هزینه لباس، کفش، شویندهها، دارو و ویزیت پزشک از سبد زندگی حذف نمیشود، اما ما مجبور شدهایم یکییکی این اقلام را کنار بگذاریم.»
او با نگرانی میافزاید: «گاهی میوه حذف میشود، گاهی گوشت. حتی به کاهش وعدههای غذایی فکر میکنیم. این دیگر زندگی نیست؛ فقط تلاش برای زنده ماندن است.»
دولت یک بسته داده، اما هزار بسته از جیب ما رفته
محمد قبادی، کارگر ساختمانی و سرپرست خانوار، نگاه ساده اما دقیقی به ماجرا دارد: «این بسته ۱۱ قلمی شاید برای یک هفته هم کافی نباشد. بعدش چه؟ مشکل این است که کف سبد زندگی سوراخ شده و پول مثل آب از دستمان میرود.»
او میگوید: «قیمت یک جفت کفش مدرسه برای پسرم، معادل حقوق سه روز من است. شامپو و خمیر دندان شده دغدغه. دولت یک بسته داده، اما هزار بسته از سبد زندگی ما حذف شده است.»
اعداد چه میگویند؟ جهش قیمتها در یک نگاه
بررسی میدانی قیمتها در نیمه دوم سال نشان میدهد فشار بر سبد زندگی بسیار فراتر از تورم رسمی است:
- برنج ایرانی: افزایش ۱۷۰٪ (از ۲۰۰ به ۳۷۰ هزار تومان)
- مرغ: افزایش ۲۵۰٪ (از ۹۰ به ۲۱۰–۲۵۰ هزار تومان)
- گوشت گوسفندی: افزایش بیش از ۱۵۰٪ (تا ۱.۵ میلیون تومان)
- تخممرغ (شانه ۳۰تایی): افزایش ۳۰۰ تا ۳۷۰٪
- حبوبات: افزایش تا دو برابر
- روغن مایع: افزایش ۲۳۰٪
- لبنیات: رشد چشمگیر در شیر، ماست و پنیر
سبد حداقلی چقدر هزینه دارد؟
محاسبه حداقلی همین اقلام نشان میدهد که هزینه ماهانه سبد زندگی پایه برای یک خانوار، حدود ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان است.
این در حالی است که کالابرگ یکمیلیونی حتی نیمی از این هزینه را پوشش نمیدهد و خانوادهها باید حداقل ۲.۵ برابر مبلغ حمایتی دولت را از جیب بپردازند؛ آن هم برای حداقلها، نه کیفیت مطلوب.
تأثیر مستقیم گرانی بر سلامت و رفاه
کوچک شدن سبد زندگی فقط به معنای حذف غذا نیست. گزارشهای میدانی نشان میدهد:
- مصرف گوشت و مرغ کاهش یافته یا حذف شده
- هزینههای بهداشت و درمان عقب افتاده
- آموزش، تفریح و سفر تقریباً از سبد خانوار حذف شدهاند
پیامد این روند، تنها فقر غذایی نیست؛ بلکه آسیب به سلامت جسم، روان و سرمایه اجتماعی کشور است.
جمعبندی
گزارش میدانی نشان میدهد سبد زندگی خانوارهای ایرانی زیر فشار تورم، هر روز کوچکتر میشود و کالابرگ، در بهترین حالت، تنها مُسکنی موقت است. تا زمانی که شکاف میان درآمد و هزینه پر نشود، سیاستهای حمایتی نمیتوانند امنیت معیشتی واقعی ایجاد کنند./هفت صبح