کشاورز در قامت کارآفرین؛ گذار از اقتصاد حمایتی به مدلهای نوین توسعه پایدار
این گزارش به تحلیل مدلهای موفق دنیا در جایگزینی یارانههای مستقیم با مشوقهای کارآفرینی میپردازد.
در حالی که دهههاست چتر حمایتی دولتها بر سر بخش کشاورزی با رویکرد «یارانههای نقدی» سنگینی میکند، تجربههای جهانی نشان میدهد که این مدل، نهتنها ضامن امنیت غذایی نیست، بلکه انگیزه نوآوری را در کشاورز از بین میبرد.
تبدیل کشاورز از یک «دریافتکننده مستمری» به یک «کارآفرین هوشمند»، نیازمند بازطراحی الگوهای حمایتی با تمرکز بر زیرساختهای غیرنقدی، انتقال تکنولوژی و مدیریت زنجیره ارزش است. این گزارش به تحلیل مدلهای موفق دنیا در جایگزینی یارانههای مستقیم با مشوقهای کارآفرینی میپردازد.
تحول در نگرش: کشاورزی به مثابه یک استارتاپ تولیدی
برای دهههای متمادی، نگاه به بخش کشاورزی در ایران و بسیاری از کشورهای در حال توسعه، نگاهی معطوف به «معیشت» بوده است. در این دیدگاه، کشاورز عاملی آسیبپذیر تلقی میشود که برای بقا به تزریق نقدینگی دولت وابسته است. اما در ادبیات نوین اقتصاد کشاورزی، مزرعه یک واحد تولیدی صنعتی و کشاورز یک «مدیر عملیاتی» است.
تفاوت بنیادین کشاورز کارآفرین با کشاورز سنتی، در نحوه مواجهه با ریسک و منابع است. کارآفرین کشاورز، به جای درخواست یارانه برای جبران خسارت، به دنبال ابزارهایی برای مدیریت ریسک و بهرهوری است. کشورهای پیشرو با درک این تفاوت، بودجههای حمایتی خود را از «پرداخت مستقیم» به سمت «ایجاد اکوسیستم کارآفرینی» سوق دادهاند.
مدلهای موفق جهانی؛ از آموزشهای مهارتی تا زیرساختهای دیجیتال
کشورهای توسعهیافته، بهرغم حفظ برخی حمایتها، بخش بزرگی از بودجههای کشاورزی را به «خدمات ترویجی» و «توسعه زیرساخت» اختصاص دادهاند.
1- سرمایهگذاری بر دانش و تکنولوژی:
هلند به عنوان دومین صادرکننده محصولات کشاورزی جهان، به جای پرداخت یارانه بابت محصول، بر روی تحقیق و توسعه (R&D) سرمایهگذاری میکند. دولت با ایجاد مثلث طلایی «دانشگاه، دولت و صنعت»، هزینههای تحقیق بر روی بذرهای مقاوم و سیستمهای گلخانهای پیشرفته را پوشش میدهد. در این مدل، حمایت غیرنقدی به معنای دسترسی رایگان یا ارزان کشاورز به آخرین دستاوردهای علمی است که منجر به کاهش هزینههای تولید و افزایش رقابتپذیری میشود.
2-بیمههای درآمدی به جای خرید تضمینی:
در سیستم کارآفرینمحور نیز کشورهای پیشرفته، تمرکز از خرید تضمینی محصول (که قیمت را مصنوعی نگه میدارد) به سمت «بیمه درآمدی» تغییر دادهاند. در این مدل، دولت بخشی از حقبیمه کشاورز را پرداخت میکند تا او با اطمینان خاطر در تکنولوژیهای نوین سرمایهگذاری کند. این رویکرد، کشاورز را ترغیب میکند تا به جای تولید انبوه محصولی کمکیفیت صرفاً برای فروش به دولت، محصولی بازارپسند تولید نماید.
حمایت غیرنقدی؛ ابزاری برای ارتقای زنجیره ارزش
یکی از بزرگترین چالشهای کشاورزان در ایران، حذف واسطهها و دسترسی به بازار است. در مدلهای نوین، دولتها به جای پرداخت پول به کشاورز، زیرساختهای لجستیکی و بازاریابی را فراهم میکنند. ایجاد پایانههای صادراتی، سردخانههای نوین و پلتفرمهای فروش مستقیم، نوعی حمایت غیرنقدی است که قدرت چانهزنی کشاورز را در بازار افزایش میدهد.
در کشورهایی مانند هند و برزیل، استفاده از «یارانههای هوشمند تکنولوژیک» مرسوم شده است. به این معنا که دولت، هزینهی تجهیز مزارع به آبیاری تحت فشار یا سنسورهای پایش خاک را تقبل میکند. این اقدام نهتنها هزینههای جاری کشاورز را کاهش میدهد، بلکه او را در مدیریت منابع آبی (که خود یک سرمایه ملی است) به یک شریک استراتژیک تبدیل میکند.
ضرورت اصلاحات ساختاری در سیاستهای حمایتی ایران
برای گذار به مدل کارآفرینی در کشاورزی ایران، اولین گام «اعتبارسنجی هوشمند» است. سیستمهای بانکی باید به جای وثایق ملکی سنگین، «طرحهای کسبوکار کشاورزی» و «قراردادهای پیشفروش» را به عنوان وثیقه بپذیرند.
همچنین، توسعه تعاونیهای تولیدی نسل نو که بر پایه اشتراکگذاری ماشینآلات سنگین و دانش مدیریت برند فعالیت میکنند، میتواند هزینههای ثابت هر کشاورز را به شدت کاهش دهد. در این شرایط، دولت به جای آن که هر سال مبالغ کلانی را صرف خرید تضمینی گندم با کیفیت متوسط کند، میتواند این بودجه را صرف نوسازی ناوگان مکانیزاسیون و ایجاد شبکههای توزیع مویرگی کند.
سخن نهایی
حمایت از کشاورز نباید به معنای نگه داشتن او در وضعیت وابستگی باشد. تبدیل سوژه کشاورز به کارآفرین، مستلزم جایگزینی «یارانههای معیشتی» با «مشوقهای بهرهوری» است. با الگوبرداری از مدلهای موفق جهانی و تمرکز بر آموزش، تکنولوژی و بیمههای پیشرفته، میتوان کشاورزی را از بخش مصرفکننده بودجه به پیشران توسعه اقتصادی و ارزآوری تبدیل کرد. آینده امنیت غذایی نه در دست یارانهبگیران، بلکه در اختیار کارآفرینانی است که زمین را با دانش و ابزار نوین مدیریت میکنند.