اینچهبرون؛ شاهراهی که پشت ناهماهنگی دولت متوقف مانده
اینچهبرون با وجود ظرفیت بالای ترانزیتی، همچنان با ناهماهنگی گمرک، استاندارد و ضعف زیرساخت روبهروست؛ گزارشی از هشدارهای بخش خصوصی.
اینچهبرون این روزها فقط یک مرز رسمی در شمالشرق گلستان نیست؛ این منطقه به یکی از مهمترین گرههای ترانزیتی ایران در مسیر تجارت با روسیه، آسیای میانه و اوراسیا تبدیل شده است.
با این حال، فعالان بخش خصوصی میگویند ناهماهنگی میان گمرک، استاندارد و مدیریت منطقه، در کنار ضعف زیرساخت و هزینههای بالای سرمایهگذاری، باعث شده قطار توسعه اینچهبرون هنوز پشت چراغ تصمیمگیری دولت بماند.
اینچهبرون؛ مرزی فراتر از یک پروژه استانی
منطقه اینچهبرون در شمالشرق استان گلستان، دیگر فقط یک گذرگاه رسمی مرزی نیست. در سالهایی که تحریمها، تنشهای منطقهای و محدودیت در مسیرهای سنتی حملونقل، هزینه تجارت خارجی ایران را افزایش داده، مسیرهای جایگزین بیش از گذشته اهمیت پیدا کردهاند. در این میان، اینچهبرون بهعنوان یکی از نقاط کلیدی در نقشه تازه ترانزیت و تجارت منطقهای ایران مطرح شده است.
اهمیت این منطقه تنها به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمیشود. اتصال اینچهبرون به کریدور ریلی قزاقستان–ترکمنستان–ایران، ظرفیتی ایجاد کرده که بخشی از مبادلات تجاری و ترانزیتی کشور، بدون اتکای مستقیم به بنادر جنوبی انجام شود. همین ویژگی، اینچهبرون را به گزینهای مهم برای تقویت ارتباط ایران با بازارهای روسیه، اوراسیا، آسیای میانه و چین تبدیل کرده است.
قطار روسیه؛ نشانهای از فعال شدن مسیر اینچهبرون
یکی از مهمترین نشانههای فعالتر شدن اینچهبرون، ورود نخستین قطار باری از روسیه در آبان ۱۴۰۴ از این مسیر به ایران بود. این قطار مسیر حدود ۹۰۰ کیلومتری شمال مسکو تا بندر خشک آرین در نزدیکی تهران را در حدود ۱۲ روز طی کرد.
برای فعالان حملونقل، این اتفاق فقط یک جابهجایی معمولی کالا نبود؛ بلکه نشانهای از عملیاتی شدن یک مسیر جایگزین در شبکه لجستیکی منطقه به شمار میرفت. تداوم چنین سرویسهایی میتواند جایگاه اینچهبرون را از یک ظرفیت بالقوه، به یک مسیر قابل اتکا در تجارت منطقهای نزدیکتر کند.
در همین چارچوب، نشست مشترک ایران و ترکمنستان نیز بر افزایش تبادل ریلی از سه نقطه مرزی، از جمله اینچهبرون، تا سطح ۶ تا ۷ میلیون تن در سال تأکید داشت؛ هدفی که اگر محقق شود، میتواند جایگاه این مرز را در معادلات ترانزیتی منطقه تقویت کند.
افزایش ظرفیت بار؛ وعدهها بزرگ است، اما مسیر هنوز ناهموار
برنامههای توسعهای در ایستگاه اینچهبرون نشان میدهد نگاه به این منطقه از مرحله ایده عبور کرده است. طبق برنامه، ظرفیت بارگیری این ایستگاه قرار است از ۶۰۰ هزار تن فعلی به یک میلیون تن و در مرحله بعد به ۳ میلیون تن در سال برسد.
همچنین ایران و ترکمنستان هدفگذاری کردهاند که ترانزیت ریلی سالانه میان دو کشور را به ۴ میلیون تن برسانند. این آمارها، بخشی از یک راهبرد بزرگتر را نشان میدهد؛ راهبردی که در آن ایران میخواهد به هاب ترانزیتی در کریدورهای شمال–جنوب و شرق–غرب تبدیل شود.
با این حال، تجربه تجارت خارجی ایران نشان داده فاصله میان اعلام ظرفیت و تحقق ظرفیت واقعی گاه طولانی، پرهزینه و فرسایشی است. به همین دلیل، ارزیابی آینده اینچهبرون بدون توجه به چالشهای عملیاتی و موانع زیرساختی، کامل نخواهد بود.
اینچهبرون در کریدور شمال–جنوب؛ یک گره راهبردی
مهمترین مزیت اینچهبرون، قرار گرفتن در مسیر شرقی کریدور بینالمللی شمال–جنوب یا INSTC است. این مسیر اکنون فعال است و کالاها از طریق روسیه و قزاقستان وارد ایران میشوند و از اینجا به شبکه ریلی و سپس بنادر جنوبی متصل میشوند.
پیوند این مسیر با ابتکار کمربند و جاده چین نیز به اهمیت اینچهبرون افزوده است. ایران نیز هدفگذاری کرده که با فعالسازی نقاط مرزی ریلی، از جمله اینچهبرون، به ترانزیت ریلی ۴۰ میلیون تن برسد؛ هدفی بلندپروازانه که تحقق آن به سرمایهگذاری، هماهنگی بیندستگاهی و رفع گلوگاههای زیرساختی وابسته است.
حمله به پل آققلا؛ هشداری درباره حساسیت مسیر
اهمیت اینچهبرون زمانی بیش از پیش آشکار شد که پل ریلی آقتکهخان در شهرستان آققلا، در مسیر راهآهن گرگان–اینچهبرون، هدف حمله قرار گرفت و با شلیک هفت پرتابه آسیب دید.
هرچند این حادثه تلفات جانی نداشت، اما نشان داد که این مسیر تا چه اندازه در شبکه حملونقل و زنجیره تأمین کشور حساس شده است. معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری گلستان اعلام کرد با وجود این آسیب، روند صادرات، واردات و تأمین کالاهای اساسی دچار اختلال نخواهد شد و برای انتقال کالا، مسیرهای جایگزین نیز در نظر گرفته شده است.
اما واقعیت این است که تکیه بر مسیرهای جایگزین، جای توسعه زیرساختهای پایدار را نمیگیرد. اگر قرار است اینچهبرون به یک شاهراه ماندگار تجارت خارجی تبدیل شود، باید از نظر امنیت، ظرفیت حمل، سرعت تخلیه و بارگیری و دسترسی مکمل تقویت شود.
رشد فعالیت گمرکی در اینچهبرون
آمارهای گمرکی نیز از افزایش وزن اقتصادی اینچهبرون و استان گلستان حکایت دارد. بر اساس اعلام مدیرکل گمرکات گلستان، در اردیبهشت ۱۴۰۵ بیش از ۱۲۸ هزار تن کالا به ارزش حدود ۵۸ میلیون دلار صادر شده که از نظر وزنی ۶ درصد رشد داشته است.
همچنین ترانزیت خارجی با رشد ۲۷ درصدی وزنی و ۳۷ درصدی ارزشی به ۱۳ هزار تن کالا به ارزش ۳۹ میلیون دلار رسیده است. در کنار این ارقام، رشد ۱۹۴ درصدی درآمد گمرکی استان تا سطح ۲ هزار و ۵۰۷ میلیارد ریال نیز قابل توجه است.
با وجود این، این آمارها بهتنهایی برای اثبات یک جهش پایدار اقتصادی کافی نیستند، زیرا بخشی از رشد درآمدی میتواند ناشی از نوسانات نرخ ارز و تغییرات قیمتی باشد. با این حال، مجموعه این شاخصها نشان میدهد اینچهبرون در حال تبدیل شدن به یکی از مسیرهای جدیتر تجارت خارجی ایران است.
ریل هنوز کامل نیست؛ گره زیرساختی شرق گلستان
در بخش ریلی نیز اقداماتی انجام شده است. مدیرکل راهآهن شمالشرق ۲ از بهرهبرداری از خط ۱۰ عریض ایستگاه اینچهبرون به طول ۸۶۴ متر خبر داده؛ اقدامی که مجموع خطوط عریض این ایستگاه را به ۴ هزار و ۶۲۰ متر رسانده است.
افزون بر این، راهآهن شمالشرق ۲ در سال ۱۴۰۴ افزایش ۳۸ درصدی حملونقل بینالمللی را ثبت کرده است. با این حال، یکی از موانع اصلی همچنان پابرجاست: شرق گلستان هنوز از یک شبکه ریلی کامل، پیوسته و کارآمد برخوردار نیست.
این ضعف فقط یک کمبود فنی نیست؛ بلکه مستقیماً بر رقابتپذیری اینچهبرون اثر میگذارد. هرچه انتقال بار کندتر، پرهزینهتر و پیچیدهتر باشد، تمایل صاحبان کالا به استفاده از مسیرهای دیگر بیشتر میشود.
مزیت محیطزیستی توسعه ریل در اینچهبرون
توسعه شبکه ریلی در شرق گلستان فقط یک مسئله تجاری نیست. مسئولان محیطزیستی استان هم تأکید دارند که تکمیل این شبکه میتواند آثار مثبتی بر کاهش مصرف سوخت، کم شدن فشار بر جادهها و کاهش آلایندهها داشته باشد.
برای استانی مانند گلستان که هم در حوزه کشاورزی اهمیت دارد و هم با مسائل محیطزیستی درگیر است، تقویت ریل در اینچهبرون یک مزیت دوگانه ایجاد میکند:
هم به بهبود تجارت و ترانزیت کمک میکند و هم میتواند بخشی از فشار بر محیطزیست و شبکه جادهای را کاهش دهد.
نهادههای دامی هنوز از جنوب میآیند
یکی از نمونههای روشن ضعف عملیاتی اینچهبرون، در تأمین نهادههای دامی دیده میشود. تولیدکنندگان و مرغداران گلستانی میگویند هنوز ناچارند نهادههای مورد نیاز خود را از بنادر جنوبی مانند بندر امام خمینی یا حتی چابهار تأمین کنند.
این مسیر طولانی، هم هزینه تمامشده تولید را بالا میبرد، هم بار بیشتری بر دوش جادهها میگذارد و هم مصرف سوخت را افزایش میدهد. در حالی که اینچهبرون میتواند بهعنوان دروازه ارتباطی ایران با آسیای میانه، نقش مؤثرتری در واردات نهادههای دامی ایفا کند.
به اعتقاد فعالان تولیدی، اگر واردات نهاده از مسیر اینچهبرون تقویت شود، بخشی از هزینه حمل کاهش مییابد و اقتصاد محلی استان نیز منتفع خواهد شد. این مطالبه فقط صنفی نیست؛ بلکه نشانهای از فاصله میان ظرفیت بالقوه این منطقه و کارکرد فعلی آن است.
منطقه آزاد اینچهبرون؛ اهداف بزرگ، اجرای سخت
استاندار گلستان بر تسریع در راهاندازی منطقه آزاد اینچهبرون تأکید کرده و از اخذ سند تکبرگ برای ۹ هزار هکتار از اراضی آن خبر داده است. بر اساس این برنامهها، این منطقه میتواند ۴۷ هزار فرصت شغلی مستقیم ایجاد کند و میزبان یکهزار و ۶۰۰ واحد صنعتی باشد.
اما تحقق این اهداف، بیش از هر چیز به توان اجرایی دولت، تأمین مالی، تکمیل زیرساخت، اتصال مؤثر به شبکه سراسری و رقابتپذیری منطقه بستگی دارد. در شرایط تحریمی و محدودیت منابع، فاصله میان اهداف اعلامی و اجرا میتواند قابل توجه باشد.
هشدار بخش خصوصی؛ ناهماهنگی دولت، سرمایهگذاری را پرریسک کرده است
بخش خصوصی در کنار خوشبینی محتاطانه، هشدارهای روشنی درباره وضعیت اینچهبرون مطرح میکند. به گفته امیر یوسفی، رئیس اتاق بازرگانی گرگان، اینچهبرون میتواند به شاهراهی مهم برای اتصال ایران به بازارهای آسیای میانه، روسیه و چین تبدیل شود، اما این ظرفیت بدون سرمایهگذاری عملی و هماهنگی دستگاههای دولتی، بالفعل نخواهد شد.
او تأکید میکند که نبود خطوط ریلی فرعی کافی برای تخلیه و بارگیری، یکی از موانع اصلی رونق این منطقه است. اما از نگاه بخش خصوصی، چالش فقط کمبود زیرساخت نیست. مسئله مهمتر، ناهماهنگی میان گمرک، سازمان استاندارد و مدیریت منطقه است؛ ناهماهنگیای که باعث افزایش هزینه مبادله و بالا رفتن ریسک سرمایهگذاری شده است.
سه مطالبه مشخص برای نجات اینچهبرون
رئیس اتاق بازرگانی گرگان برای رونق شهرکهای صنعتی و توسعه اقتصادی اینچهبرون، سه مطالبه روشن را مطرح کرده است:
- قیمتگذاری واقعبینانه زمین
- تأمین زیرساختهای پایه
- ارائه تسهیلات پرداخت بلندمدت
او همچنین ایجاد بازارچههای مرزی با ترکمنستان را یکی از راههای مؤثر برای تقویت اقتصاد محلی و افزایش مبادلات مرزی میداند.
این مطالبات نشان میدهد که توسعه اینچهبرون فقط با ساخت چند خط ریلی یا اعلام چند عدد و هدف محقق نمیشود. این منطقه برای تبدیل شدن به یک گره پایدار در تجارت خارجی ایران، به تصمیمگیری هماهنگ، کاهش بروکراسی، سرمایهگذاری مؤثر و پیوند واقعی میان منافع ملی و اقتصاد محلی نیاز دارد.
اینچهبرون یک فرصت واقعی است، نه یک پروژه نمایشی
اگر امروز نام اینچهبرون بیش از هر زمان دیگری در بحثهای تجارت و ترانزیت ایران شنیده میشود، دلیلش فقط موقعیت مرزی آن نیست. این منطقه حالا به بخشی از تلاش ایران برای یافتن مسیرهای مطمئنتر، کمهزینهتر و ماندگارتر در تجارت خارجی تبدیل شده است.
با این حال، آنچه بخش خصوصی میگوید، نشان میدهد اینچهبرون هنوز میان ظرفیت راهبردی و واقعیت اجرایی گرفتار است. تا زمانی که ناهماهنگی میان دستگاهها، ضعف زیرساخت و هزینههای بالای سرمایهگذاری برطرف نشود، این مرز مهم همچنان بیش از آنکه یک مزیت کامل باشد، یک فرصت نیمهفعال باقی خواهد ماند./ پیام ما