واقعیت گرانی مواد غذایی؛ سهم جنگ کمتر از ۵ درصد است!+ویدئو
سهم جنگ در تورم مواد غذایی زیر ۵ درصد است! تحلیل معاون اسبق وزیر کشاورزی از گرانیهای کاذب، سوءاستفاده بنگاهها و لزوم اصلاح بستهبندی را بخوانید.
در روزهایی که فشارهای روانی و تنشهای منطقهای بهانهای برای جهش قیمت اقلام خوراکی شده است، تحلیلهای کارشناسی تصویر متفاوتی از واقعیت بازار ارائه میدهند.
برخلاف باور عمومی و ادعای برخی تولیدکنندگان، کارشناسان ارشد اقتصادی تأکید میکنند که محرک اصلی گرانیهای اخیر، بحرانهای نظامی نیست، بلکه ضعف در مدیریت هزینه و نظارت ناکافی است.
بررسیهای تخصصی نشان میدهد که تورم مواد غذایی در شرایط جنگی بیش از آنکه متأثر از میدان نبرد باشد، ریشه در رفتارهای سودجویانه و ساختار غیراقتصادی تولید دارد؛ جایی که سهم مستقیم جنگ در افزایش قیمتها حتی به ۵ درصد هم نمیرسد.
سوءاستفاده بنگاهها از سایه جنگ و خلاء نظارتی
محمد قربانی، معاون اسبق برنامهریزی و امور اقتصادی وزارت جهاد کشاورزی، در گفتگو با «خانه اقتصاد» با واکاوی عوامل اثرگذار بر گرانی خوراکیها اظهار داشت: «واقعیتهای اقتصادی نشان میدهد سهم مستقیم شرایط جنگی در تورم سبد غذایی خانوار بسیار ناچیز بوده و به ۵ درصد هم نمیرسد. متأسفانه فضای روانی بحران سبب تغییر رفتار در برخی بنگاههای تولیدی میشود تا در سایه ضعف نظارت و عدم پایش دقیق، کالاهای خود را بدون توجیه منطقی گران کنند.»
این کارشناس ارشد اقتصاد کشاورزی تأکید کرد که موجسواری بر فضای روانی ناشی از تهدیدات خارجی، پوششی برای توجیه ناکارآمدی و افزایش دلبخواهی قیمتها شده است.
غفلت از پدافند غیرعامل در صنایع غذایی کشور
یکی از چالشهای بنیادین در مواجهه با بحرانها، آماده نبودن ساختار تولید برای شرایط اضطراری است. به گفته این مقام مسئول سابق:
- نبود آمادگی استراتژیک: اصول پدافند غیرعامل هنوز در بسیاری از بنگاههای تولیدی و صنایع تبدیلی کشور عملیاتی نشده است.
- آسیبپذیری زنجیره تأمین: خطوط تولید و زنجیرههای توزیع، سناریوی مشخصی برای تعدیل هزینهها و تابآوری در شرایط جنگی ندارند و بار این ناهماهنگی مستقیماً به مصرفکننده تحمیل میشود.
ضرورت تغییر رویکرد تولید؛ بستهبندی اقتصادی به جای هزینههای لوکس
چرا ماست یککیلویی و هزینههای اضافه؟
قربانی با اشاره به تجربه موفق کشورهای توسعهیافته در مهار تورم مواد غذایی در شرایط جنگی و بحرانهای مشابه تصریح کرد:
«در هیچ کجای دنیا در شرایط ویژه و بحرانی، محصولاتی مانند ماستهای کوچک یککیلویی را با هزینههای سنگین بستهبندی و ظروف گرانقیمت روانه بازار نمیکنند. باید هزینههای تمامشده تولید را با الگوهای اقتصاد بحران بهطور چشمگیری کاهش دهیم.»
الگوبرداری از استانداردهای عرضه اقتصادی
وی در ادامه افزود: «کشورهای پیشرفته در زمان مواجهه با فشارهای اقتصادی، تمرکز خود را بر عرضه اقلام اساسی در قالب بستهبندیهای حجیم و اقتصادی—مانند شیرهای ۴ لیتری با حداقل هزینه جانبی—میگذارند تا فشار تورمی از روی دوش جامعه برداشته شود؛ رویکردی حیاتی که متأسفانه در ساختار توزیع و تولید ایران کمتر به آن توجه میشود.»
مهار جهش قیمت اقلام خوراکی پیش از آنکه نیازمند تصمیمهای مقطعی باشد، مستلزم اصلاح الگوی تولید، الزام کارخانهها به کاهش هزینههای بستهبندی غیرضروری و تشدید نظارت بر بازار است تا بهای روانی بحرانها از جیب معیشت مردم پرداخت نشود.