روایتی گمراهکننده و تبلیغاتی
ادعای نوری قزلجه درباره «خودکفایی مرغ»؛ دستاوردی واقعی یا بازی با واژهها و آمار؟
بررسی ادعای نوری قزلجه درباره خودکفایی مرغ، صادرات و افزایش تولید؛ آیا این ادعا دستاوردی واقعی است یا حاصل بازی با واژهها و آمار؟
نوری قزلجه، وزیر جهاد کشاورزی، بار دیگر و برای چندمین بار، در ادعایی اثباتنشده، کذب و بحثبرانگیز، در تلویزیون اعلام کرده است که ایران «برای نخستین بار» در تولید گوشت مرغ خودکفا شده، در مسیر صادرات قرار گرفته و همچنین از افزایش تولید گوشت قرمز سخن گفته است.
اما مسئله تأسفبار و تکاندهنده اینجاست که نوری قزلجه، بهعنوان وزیر، واقعاً هنوز نمیداند و نمیفهمد، یا تعمداً نمیخواهد بداند که «افزایش تولید» الزاماً با «خودکفایی» یکی نیست و «خودکفایی در محصول نهایی» نیز الزاماً به معنای خودکفایی در زنجیره تولید نیست.
بیشتر بخوانید: نسلکشی سالمونلا، همسو با جنایات آمریکا+نامه
اول؛ خودکفایی مرغ دقیقاً یعنی چه؟
اگر منظور قزلجه این است که تولید داخلی گوشت مرغ، آنهم به دلیل کاهش سرانه مصرف خانوار ناشی از گرانیهای بیسابقه، دستپخت قزلجه و دوستان، توانسته است نیاز مصرف داخلی را پوشش دهد، این ادعا نیازمند ارائه عدد دقیق تولید، مصرف، صادرات و واردات در یک دوره زمانی مشخص است؛ نه صرفاً اعلام پرسروصدای یک عنوان کلی، فریبنده و اثباتنشده به نام «خودکفایی»!
حتی آمارهای منتشرشده از سوی خود وزارت جهاد کشاورزی نشان میدهد صنعت طیور برای تداوم تولید، همچنان به نهادههای وارداتی و زنجیره تأمین خارجی وابستگی جدی دارد. در یک گزارش رسمی وزارت جهاد کشاورزی نیز تصریح شده است که حدود ۹۰ درصد واردات نهادههای دامی در اختیار بخش خصوصی است و واردکنندگان، بهطور متوسط، ماهها در صف تخصیص ارز قرار میگیرند.
بنابراین، اگر «خودکفایی» صرفاً به معنای تولید مرغ زنده یا گوشت مرغ در داخل باشد، این تعریفی نسبی، محدود و ناقص از خودکفایی است. صنعتی که خوراک، ذرت، کنجاله و بخشهایی از زنجیره ژنتیکی آن به خارج وابسته است، نمیتواند با یک عدد تولید و البته کاهش شدید مصرف ناشی از گرانی و کاهش قدرت خرید مردم، تصویری از یک «خودکفایی کامل» ارائه کند.
بیشتر بخوانید: نامهای با امضای پژمانفر درباره مرغهای منجمد در برابر تکذیبیه او
دوم؛ صادرات مرغ، دلیل خودکفایی نیست
قزلجه از حرکت به سمت صادرات مرغ سخن گفته است. اما صادرات محدود یا مقطعی یک محصول، بهتنهایی اثباتکننده خودکفایی پایدار در آن محصول نیست.
گزارشهای رسمی گذشته نشان میدهد ایران در سالهای گذشته و درست پیش از حضور خسارتبار نوری قزلجه در وزارت جهاد کشاورزی نیز صادرات مرغ داشته است؛ یعنی «صادرات مرغ» پدیدهای نیست که برای نخستین بار و آنهم با معجزه مدیریت نوری قزلجه اتفاق افتاده باشد.
پس اگر قرار است این موضوع به دستاویزی برای دستاوردسازی نوری قزلجه تبدیل شود، باید مشخص شود حجم صادرات، ارزش صادرات، استمرار آن و نسبت صادرات به تولید داخلی دقیقاً چقدر بوده است.
مسئله اصلی؛ «دستاوردسازی» با آمارسازی و جابهجایی مفاهیم است
مشکل زمانی آغاز میشود که یک وزیر بیدستاورد سعی میکند برای جبران کارنامه ضعیف و خسارتبارش، با آمارسازی و بازی با مفاهیم و اعداد، رشد موقتی یک شاخص را معادل موفقیت کامل مدیریت خود و یک افزایش تولید مقطعی را معادل خودکفایی جا بزند.
برای بررسی و ارزیابی دقیق عملکرد وزیر جهاد کشاورزی، باید مجموعهای از شاخصها و آمار معتبر و قابل اتکا در کنار هم قرار گیرد: تولید، واردات، صادرات، مصرف سرانه، قیمت، هزینه نهاده، وابستگی ارزی، بهرهوری، درآمد تولیدکننده و قدرت خرید مصرفکننده.
اگر، برخلاف ادعای اثباتنشده قزلجه که آمارهای رسمی خلاف آن را نشان میدهد، تولید مرغ افزایش یافته اما نهاده همچنان به واردات وابسته است، اگر صادرات موقت و مقطعی وجود دارد، اگر مصرف سرانه پروتئین به دلیل سیاست گرانسازی امثال قزلجه کاهش پیدا کرده و اگر فشار کمرشکن قیمت، به دلیل حضور امثال قزلجه، بر خانوارها افزایش یافته است، نمیتوان و نباید تنها با استناد به یک درصد رشد اثباتنشده تولید، برای کل زنجیره عنوان «خودکفایی» صادر کرد.
دستاورد واقعی باید در سفره مردم، همراه با پایداری تولید و کاهش وابستگی، دیده شود؛ نه در نمودارهای سفارشی و گزینشی و آمارهای اثباتنشده و ساختگی برای مصاحبههای هماهنگشده تلویزیونی.
بنابراین مطالبه ساده است: وزیر جهاد کشاورزی بهتر است بهجای دستاوردسازی از طریق ادعاهای پوشالی مانند «خودکفایی»، جداول کامل تولید، مصرف، واردات، صادرات، نهادههای وارداتی و هزینه ارزی زنجیره مرغ را منتشر کند.
آنوقت افکار عمومی و کارشناسان میتوانند قضاوت کنند که با یک «جهش واقعی در امنیت غذایی» مواجهیم یا با روایتی گمراهکننده و تبلیغاتی که با آمارسازی، ادعای رشد تولید را به «خودکفایی تاریخی» تبدیل کرده است.
در اقتصاد کشاورزی، عدد زمانی ارزش دارد که تعریف، مبنا، دوره زمانی و منبع آن روشن باشد؛ وگرنه حتی یک عدد واقعی هم میتواند برای ساختن روایتی ساختگی و تبلیغاتی و تصویری غیرواقعی و دروغین از عملکرد یک مدیریت به کار گرفته شود.