خبر فوری
شناسه خبر: 57508

فرش قرمز برای طالبان در چابهار؛ حقابه هیرمند چه شد؟

در ازای دسترسی کابل به چابهار، تضمین حقابه هیرمند کجاست؟ بررسی پشت‌پرده امتیازهای یک‌سویه به طالبان و ضرورت بازنگری در دیپلماسی آب کشور.

فرش قرمز برای طالبان در چابهار؛ حقابه هیرمند چه شد؟

انتشار اخباری درباره واگذاری ده‌ها هکتار زمین در بندر استراتژیک چابهار به حکومت سرپرست افغانستان، بار دیگر پرونده پیچیده و پرتناقض روابط تهران با کابل را به صدر اخبار کشانده است. هرچند مقام‌های محلی واگذاری ۱۱۰ هکتار از اراضی این بندر اقیانوسی را تکذیب کرده‌اند، اما اصل ماجرا فراتر از یک تکذیبیه اداری است: چرا دستگاه دیپلماسی در سال‌های اخیر زنجیره‌ای از امتیازات دیپلماتیک و فرصت‌های حیاتی ترانزیتی را در اختیار طالبان گذاشته، اما هنوز موفق به گرفتن کمترین تضمین اجرایی برای تأمین حقابه ایران از طالبان در دو شریان حیاتی هیرمند و هریرود نشده است؟

 

امتیازات بی‌پایان به کابل؛ از سفارت تهران تا بارانداز چابهار

نگاهی به مسیر تعاملات ایران پس از بازگشت دوباره طالبان به ارگ کابل، الگویی یک‌سویه از امتیازدهی را نشان می‌دهد. تحویل رسمی سفارت افغانستان در تهران، واگذاری سرکنسولگری این کشور در مشهد، به رسمیت شناختن دوفاکتو (عملی) هیئت حاکمه و گشودن دفاتر تجاری در حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیک کشور، گام‌هایی بود که تهران بدون دریافت ماابه‌ازای ملموس برداشت.

این رویکرد منفعلانه در شرایطی ادامه دارد که افکار عمومی و حافظه تاریخی مردم ایران، نه تراژدی شهادت دیپلمات‌ها در مزارشریف را از یاد برده و نه چشم بر سرکوب اقوام، اقلیت‌ها و رفتارهای تمامیت‌خواهانه این گروه بسته است. با این حال، امتیازها یکی پس از دیگری داده شد، بی‌آنکه در بزنگاه‌های امنیتی و حقوقی، کارت برنده‌ای برای مطالبات کشور باقی بماند.

 

جدایی اقتصاد از دیپلماسی آب؛ گره اصلی کجاست؟

ریشه این بن‌بست دیپلماتیک، در خطای تفکیک پرونده‌های استراتژیک نهفته است. در عرف بین‌الملل، دسترسی به آبراه‌ها و مسیرهای تجاری ارزان‌قیمت، نیرومندترین برگ برنده در مذاکرات به شمار می‌رود.

در حال حاضر که روابط کابل و اسلام‌آباد به تیرگی گراییده و عملاً کریدورهای سنتی ترانزیت پاکستان بر روی تجار افغانستانی مسدود یا ناامن شده است، بندر چابهار تنها تنفس‌گاه مطمئن، ارزان و بی‌رقیب برای تأمین کالاهای اساسی افغانستان است. پرسش خبرنگاران و کارشناسان بی‌طرف امنیت ملی دقیقاً همین‌جا شکل می‌گیرد: چرا چنین دست بالا و اهرم ژئوپلیتیکی نیرومندی، با پرونده حقابه ایران از طالبان گره نخورد تا سدبندهای کمال‌خان و کجکی به اهرمی علیه زیست‌بوم سیستان و بلوچستان و خراسان تبدیل نشوند؟

 

چرا طرح‌های انتقال آب جایگزین حقابه هیرمند نمی‌شوند؟

  • هزینه‌های هنگفت ملی: پروژه‌های فرسایشی شیرین‌سازی و انتقال آب از دریای عمان، بار مالی فوق‌العاده سنگینی به بودجه عمومی تحمیل می‌کند.
  • پیشنهادهای غیرکارشناسی: طرح‌هایی نظیر «خرید آب» از کشور همسایه، نه‌تنها از نظر حقوقی حق تاریخی ایران بر اساس معاهده ۱۳۵۱ را زیر سؤال می‌برد، بلکه وابستگی مطلق زیست‌محیطی ایجاد می‌کند.
  • مرگ اکوسیستم هامون: جریان نیافتن آب طبیعی در حوزه هیرمند، کانون‌های ریزگرد شرق کشور را غیرقابل مهار کرده و امنیت غذایی و سکونتی منطقه را مستقیماً تهدید می‌کند.

 

خط قرمز منافع ملی در برابر دیپلماسی انفعالی

گسترش مبادلات تجاری با همسایگان در دوران فشارهای تحریمی تصمیمی عقلانی است، اما این تجارت زمانی مشروعیت دارد که به مسلخ بردن منافع حیاتی و زیست‌بوم ملی تمام نشود. اگر بنادر، بازارها و گشایش‌های کنسولی ایران نتوانند تضمینی پایدار برای دریافت حقابه ایران از طالبان ایجاد کنند، تردیدی باقی نمی‌ماند که ترجیح منافع سازمانی و بخشی بر امنیت سرزمینی حاکم شده است؛ رویه‌ای که اصلاح فوری آن تنها راه نجات دشت‌های تشنه شرق کشور خواهد بود.

 

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای