پوتین میانجی جدید تهران و واشنگتن؟ ارزیابی توان و محدودیتهای مسکو
آیا پوتین میتواند گره روابط ایران و آمریکا را باز کند؟ بررسی ابعاد دیپلماتیک، کارت هستهای مسکو و محدودیتهای واقعی کرملین در نقش میانجی جدید.
اعلام آمادگی ولادیمیر پوتین برای کمک به حلوفصل بحران میان تهران و واشنگتن، بار دیگر نگاه تحلیلگران را به سمت نقش کرملین در معادلات پیچیده خاورمیانه جلب کرده است.
پس از رایزنیهای دیپلماتیک اخیر و انتشار گزارشهایی درباره انتقال پیشنهادهای ایران به کاخ سفید از کانال مسکو، این فرضیه قوت گرفته که آیا روسیه قرار است جای میانجیهای سنتی منطقه مانند عمان و قطر را بگیرد؟ شواهد نشان میدهد هرچند مسکو ابزارهای کارآمدی برای باز کردن گرههای فنی دارد، اما منافع متضاد و محدودیتهای ذاتی، مسیر تبدیل کرملین به یک حلکننده نهایی را ناهموار کرده است.
کارتهای برنده مسکو؛ از تجربه برجام تا کانال مستقیم با ترامپ
روسیه بازیگری با ویژگیهای منحصربهفرد در جغرافیای سیاسی منطقه است. مسکو همزمان با داشتن شراکت راهبردی با ایران، خطوط ارتباطی مستقیمی نیز با واشنگتن و پایتختهای غربی دارد. این جایگاه به پوتین اجازه میدهد تا نقش یک فرستاده معتمد را میان دو پایتخت بازی کند؛ مزیتی که بسیاری از بازیگران منطقهای به این وسعت از آن بهرهمند نیستند.
فرمول فنی خروج اورانیوم؛ تکرار مدل ۲۰۱۵؟
شاید ملموسترین اهرم روسیه در روند میانجیگری روسیه بین ایران و آمریکا، سابقه این کشور در حوزه مسائل فنی هستهای باشد. در جریان توافق برجام، مسکو با پذیرش مازاد اورانیوم غنیشده ایران، یکی از گرهکورترین بخشهای مذاکرات را باز کرد. بازتولید چنین پیشنهادی میتواند دوباره روی میز قرار بگیرد و به عنوان راهحلی میانی، به کاهش تنشهای هستهای کمک کند؛ هرچند اجرای آن نیازمند اعتمادسازی فراتر از فرمولهای گذشته است.
بازی روی لبه تیغ؛ معمای توازن روسیه در خلیج فارس
سیاست منطقهای کرملین را میتوان «همراستایی پویا» نامید؛ الگویی که در آن مسکو با حفظ همکاری نزدیک با تهران در پروندههای نظامی و امنیتی، خطوط قرمز اقتصادی خود با کشورهای عربی خلیج فارس را حفظ میکند.
مسکو در سالهای اخیر برای دور زدن فشارهای مالی بینالمللی، به کانالهای بانکی و مبادلات تجاری امارات و عربستان وابستگی بالایی پیدا کرده است. از این رو، ورود پوتین به میدان دیپلماسی باید بهگونهای باشد که روابط اقتصادی مسکو با این شیخنشینها آسیب نبیند. این احتیاط سیاسی، آزادی عمل کرملین را در اتخاذ مواضع قاطع محدود میکند.
خطوط قرمز کرملین؛ فاصله تا توافق نهایی چقدر است؟
برای ارزیابی دقیق شانس موفقیت میانجیگری روسیه بین ایران و آمریکا، باید میان «انتقال پیام» و «حل منازعه» تفاوت قائل شد:
- عدم نفوذ بر تلآویو: روسیه توان بازدارندگی مستقیمی برای مهار سیاستهای نظامی اسرائیل در منطقه ندارد.
- محاسبه ریسک با غرب: مسکو علاقهای به پرداخت هزینههای گزاف سیاسی برای تضمین دادن به تعهدات طرفین ندارد.
- مرز میانجیگری و منافع ملی: روسیه حضور خود در میز مذاکره را بیشتر ابزاری برای تثبیت وزن ژئوپلیتیک خود میداند تا حل فوری یک بحران بدون عایدی مستقیم.
پیامرسان کاربلد یا معمار صلح؟
ولادیمیر پوتین این فرصت را دارد که با تکیه بر ارتباطات دوطرفه با تهران و شخص دونالد ترامپ، زمینه را برای بازگشت به گفتوگوها تسهیل کند. با این حال، سرنوشت این ابتکار در نهایت به اراده واقعی تهران و واشنگتن برای توافق، و همچنین آمادگی مسکو برای پذیرش ریسکهای یک مصالحه تاریخی بستگی خواهد داشت؛ نقشی که فراتر از یک نامهرسان دیپلماتیک، نیازمند ضمانتهای عملی است./ دنیای اقتصاد