اصلاح ساختاری نشود؛ همه مسئولیم
این مقاله به ضرورت تغییر رویکرد مدیریتی در بخش کشاورزی ایران و تاکید بر شایستهسالاری و حضور متخصصان با تجربه در سطوح مختلف میپردازد
فارغ از اینکه وزیر جهادکشاورزی فردی قدرتمند، توانا، با تجربه، متخصص و مورد قبول بدنه وزارتخانه و بهرهبرداران و تشکلهای مرتبط باشد؛ یا اینکه مدیری وابسته، ضعیف، بله قربانگو؛ در هر صورت، کشاورزی و قوت لایموت مردم از سلولهای دانههای گندم، جو، اسپرم دام، تخممرغ نطفهدار، قوهنامیه بذر، ماشینآلات و مکانیزاسیون، انرژی و ... در مراکز خدمات کشاورزی، مدیریت روستایی یا «مراکز جهادکشاورزی» شروع میشود.
اخبار سبز کشاورزی؛ گام اول: استفاده و بهکارگیری فارغالتحصیلان دیپلمه هنرستانهای کشاورزی، دانشسراهای کشاورزی، افراد تکنسین و مهندسان ساکن در روستا و دهستان است که میتوانند مروج، محقق، آموزشدهنده، ناظر بر کار تولید در روستاها و شهرکهای کشاورزی، نظارتبر توزیع نهادهها و بازخواستکننده روش مصرف، بررسیکننده، آمارگیرنده(نه آمار دستساز) و گزارشدهنده باشند؛ نه آن که مهندس ساکن شهر باشد که معمولا صبح ساعت ۱۰، ۱۱ آغاز کارش است. البته اگر وانت یا خودرو آنان در جاده خراب نشود تا این که بتواند به روستای محل کارش برسد، تا پس از صرف چای و ناهار و بازگشت به شهر روز کاری آن تمام شود و بدون نتیجه در انتظار روز دیگر باشند.
روش صحیح این است که باید حداقل ۳۰ هزار مهندس خانم و آقای شاغل در صف و ستادهای وزارتخانه سازمانهای استانی موسسات و شرکتهای وابسته به وزارتخانه باید به روستاها، شهرکهای کشاورزی و مراکز کشاورزی نقلمکان و در همان محل زندگی کنند تا گامی در مسیر شکوفایی اقتصاد کشاورزی برداشته شود.
گام دوم: شایستهسالاری برای انتخاب سرپرستهای ادارات و مراکز جهادکشاورزی شهر و شهرستان که فعالیت کشاورزی دارند. همچنین، براساس شایستهسالاری، انتخاب معاونان استانی و رئیس سازمانهای جهادکشاورزی استانها باید از بین کارشناسان با تجربه امتحان پسداده و خاک روستا خورده انتخاب؛ و سمتهای مدیریتی و اجرایی به آنان سپرده شود.
زیرا چنانچه انتخاب مدیران تاثیرگذار، براساس روابط قومیتی و هیئتی، تحمیل توسط نمایندگان مجلس، استانداران، فرمانداران و ... انجام شود و اشغال جایگاه مدیران کارآمد و متخصص آن چنان باشد که اکنون بر کشاورزی شهرستان و استان(و شوربختانه بر سر وزارتخانه آمده) و فقط شخصی با مدرک کاغذی مهندس کشاورزی که حتی مدیر استان هم نبوده و در مجلس بهعنوان فردی برای حضور غیاب(اما به نام نماینده ظاهر میشد) بهعنوان وزیر انتخاب شده؛ که بهدلیل ناآگاهی و کارنابلدی، هر فردی را که از طرف بالادست به وی تحمیل میشود را بهعنوان معاونوزیر، مدیرکل و یا رئیس سازمان نصب میکند؛ سرنوشت کشاورزی اینگونه رقم میخورد.
نتیجه این روش ناشایست، ناامنی امنیتغذایی، ناامیدی تولیدکننده و وابستگی بیشتر به واردات، انحصار، رانت و فساد سیستماتیک است که از مرکز وزارتخانه تا سازمانهای جهادکشاورزی استانها، هرکدام به سهم خود ایجاد گردیده است.
اینجا است که شایستهسالاری با هدف گزینش مدیران ملی و توانمند و کارکشته مورد قبول بدنه بهعنوان معاون وزیر معنی پیدا میکند. معاونانی که بتوانند وزارتخانه را سربلند کرده، در سازمانهای برنامه، ریاستجمهوری، کمیسیون کشاورزی مجلس، وزارت صمت، وزارت نیرو،
وزارت نفت، بانک مرکزی و دیگر نهادهای بالادستی، نظارتی، بودجهای و ... با اراده و اقتدار به دفاع از حقوق وزارتخانه بپردازند و حامی حقوق و منافع فعالان اقتصادی و کشاورزان باشند.
باید اینان بتوانند در ارائه طرح و برنامه و دریافت اختیارات و بودجه کامل مورد نیاز وزارتخانه با قدرت عمل کنند.
معاونانی که بنا بر حیطه مسئولیت و حوزه کاری خود، از زمین، آب، دام و طیور، گلخانه، مزرعه، مرغداری، گاوداری و گوسفنداری تجربه کاری قابل استناد همراه با اطلاعات کافی داشته باشند.
این اشخاص باید با تجربه و دانش کافی بهعنوان کارشناسارشد، معاون وزیر، مشاور وزیر یا مدیر اجرایی در سطح ملی فعالیت موثر داشته باشند.
اما حضور مدیران محکوم و مسئلهدار، حاشیهدار پروندهدار در محاکم قضایی، وابسته به جریانات قدرت جناحها، مافیای واردات و ... همان بر سر وزارتخانه خواهند آورد؛ که امروز آوردهاند.
سرمقاله ماهنامه دام و کشت و صنعت-شماره ۳۰۳-آذر ۱۴۰۴