تحلیل تأثیر قطعی اینترنت و بحران اقتصادی بر صنعت سفر؛ حرفی برای گفتن نیست!
صنعت گردشگری ایران فراتر از رکود، در آستانه انجماد کامل
صنعت گردشگری ایران در سایه بحرانهای پیدرپی سقوط کرد. تحلیل میکنیم چگونه قطعی اینترنت و گرانی دلار، تورهای داخلی و خارجی را متوقف ساخت و فعالان این بخش در سکوت مطلق فرو رفتند.
وقتی صدای فعالان اقتصادی در میان بحرانها خاموش میشود! قطعی ۱۱ روزه اینترنت، آخرین میخ را بر تابوت نحیف صنعت گردشگری ایران کوبید؛ صنعتی که پیش از این نیز از رکود شدید اقتصادی و بیثباتیهای منطقهای آسیب دیده بود و حالا فعالان آن میگویند: دیگر حرفی برای گفتن باقی نمانده است.
اخبار سبز کشاورزی؛ اعتراضات گسترده دیماه و تصمیمات امنیتی متعاقب آن، بهویژه قطعی بیسابقه اینترنت، ضربه مهلکی بر پیکر نحیف کسبوکارهای مختلف وارد کرد.
در این میان، بخش گردشگری که پیش از این نیز با شرایط شکننده دست و پنجه نرم میکرد، با آسیبهایی مواجه شد که جبران آن در کوتاهمدت غیرممکن به نظر میرسد.
فعالان این حوزه، از راهنمایان گردشگری گرفته تا صاحبان اقامتگاهها، به دلیل تداوم بحرانها و عدم شنیده شدن صدایشان، سکوت را ترجیح دادهاند.
تعطیلی کامل تورها در فصل طلایی سفر
در هفتههای اخیر، که فصل سفر به جزایر و شهرهای جنوبی کشور محسوب میشود، بیثباتی عمومی کشور تمام برنامهریزیها را به هم ریخت. اقامتگاهها شاهد سیل لغو رزروها بودند و کارکنان حملونقل و راهنمایان، چارهای جز پذیرش درخواست مسافرانی نداشتند که بهدلیل شرایط موجود، سفر را موقتاً حذف کرده بودند.
این لغو گسترده برنامهها، شوک عظیمی به زنجیره ارزش گردشگری وارد کرده است؛ شوکی که آمار دقیقی از آن در دست نیست، زیرا نه نظام آماری منسجمی وجود دارد و نه متولی مشخصی برای جبران خسارات. این روند، سرمایه انسانی این صنعت را فراری میدهد و آن را نحیفتر میسازد.
اثرات پیشدستانه افزایش نرخ دلار بر تورهای خروجی
جالب است بدانیم که بحران اخیر تنها معلول قطعی اینترنت نبود؛ افزایش افسارگسیخته نرخ دلار مدتها بود که صنعت سفر را هدف گرفته بود.
«مسعود سلمانزاده»، عضو هیئتمدیره انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران، تأکید میکند که پیش از اعتراضات، افزایش قیمت ارز بهقدری شدید بود که بسیاری از متقاضیان تورهای خروجی، برنامههای سفر خود را لغو کردند، زیرا هزینهها از توان خریدشان خارج شده بود.
از ۲۰ تور تنها یک مورد اجرا شد
با آغاز اعتراضات، وضعیت تورهای داخلی نیز بحرانی شد. ساماندهی سفرهای جنوب کشور که با امید به درآمدزایی در این فصل آغاز شده بود، متوقف شد.
سلمانزاده آماری تلخ ارائه میدهد: «تقریباً تمام تورها به مقصد قشم و دیگر جزایر جنوبی کنسل شدهاند. شاید از هر ۲۰ تور، یک تور در این چند هفته اخیر اجرا شده باشد.»
در بخش گردشگری ورودی نیز وضعیت مطلوب نیست. هشدارهای سفر از سوی کشورهای مختلف (حتی هند) علیه ایران، بر کاهش بیشتر تعداد مسافران خارجی تأثیر منفی گذاشته است.
او افزود: «در این دو هفته، راهنمایان برنامهای نداشتند و عملاً بیکار بودند.»
او همچنین اشاره کرد که قیمتهای داخلی نیز سرسامآور شده؛ برای مثال، یک تور یکروزه کاشان از مبدأ تهران، کمتر از ۲.۵ میلیون تومان نیست که پرداخت چنین مبلغی برای یک سفر کوتاه، با توجه به اولویتبندی هزینهها در شرایط کنونی، برای درصد بالایی از جامعه ممکن نیست.
فرار سرمایه انسانی و ناامیدی از آینده
بخش گردشگری در ایران همواره با بیمهریها و بحرانهای متعددی دست و پنجه نرم کرده است. در مورد حمایت از آسیبدیدگان، فعالان این حوزه انتظاری ندارند؛ زیرا در بحرانهای قبلی نیز حمایتهای وعده داده شده محقق نشد.
سلمانزاده به فرار سرمایه انسانی اشاره میکند: «راهنما حقوق ثابت ندارد. بسیاری از همکاران ما شغل دوم پیدا کردهاند یا بهطور کلی از این بخش خارج شدهاند.»
تنها پیشرفت نسبی در این حوزه، اجرای بیمه راهنمایان بوده، اما حتی این مزیت نیز با مشکل روبرو است؛ زیرا مبنای محاسبه حق بیمه بر اساس دهکبندی درآمدی قرار میگیرد که سفرهای خارجی راهنمایان (که لازمه شغلشان است) آنها را در دهکهای بالا قرار داده و حق بیمه را به بالاترین میزان ممکن میرساند. در جمعبندی، چشمانداز فعلی برای صنعت گردشگری ایران مبهم است؛ تا زمانی که ثبات به کشور بازنگردد، این بخش همچنان فراتر از رکود و در سراشیبی سقوط خواهد بود.