امنیت سلامت روی خط باریک «بعید میدانم»
وقتی گفته میشود ذخیره دارویی کشور فقط یک یا دو ماه است، سؤال سادهای شکل میگیرد: اگر بحران طولانیتر شد، نسخه بعدی چیست؟
اظهارنظر اخیر محمدرضا همایون، عضو کمیسیون بهداشت مجلس شورای اسلامی، درباره کفایت ذخایر دارویی برای «یک یا دو ماه» و اینکه بعید است جنگی بیش از دو ماه طول بکشد، شاید در نگاه اول آرامکننده باشد؛ اما برای مردمی که تجربه کمبود سرم، آنتیبیوتیک یا انسولین را داشتهاند، بیشتر شبیه یک جمله امیدوارانه است تا یک اطمینان جدی.
اگرجنگ بیشتر از دو ماه شد چه؟
تاریخ معاصر پر است از بحرانهایی که قرار بود «کوتاه» باشند. جنگها، تحریمها، پاندمیها، حتی جهشهای ارزی. هیچکدام دقیقاً مطابق پیشبینیها جلو نرفتهاند.
اخبار سبز کشاورزی؛ دارو کالای لوکس نیست که نبودش را با صبر و صرفهجویی جبران کنیم. برای بیمار سرطانی، یک وقفه چند هفتهای یعنی عقبگرد درمان. برای بیمار دیابتی، کمبود انسولین یعنی خطر واقعی مرگ. برای خانوادهای که کودک مبتلا به بیماری خاص دارد، حتی یک روز تأخیر هم اضطرابآور است.
جنگ فقط صدای انفجار نیست
جنگ تنها سناریوی بحران نیست. کافی است مسیر واردات مواد اولیه مختل شود، یا یک شوک ارزی هزینه تولید داخلی را بالا ببرد. کافی است یک موج بیماری فصلی شدیدتر از حد معمول باشد. در چنین شرایطی مصرف دارو ناگهان جهش میکند و همان «دو ماه» به سرعت آب میرود.
سؤال مهمتر این است: آیا ما تصویر شفافی از داروهای حیاتی و میزان ذخیره واقعی آنها داریم؟ و اگر داریم، چرا این تصویر با اطمینان عمومی به اشتراک گذاشته نمیشود؟
مردم عدد میخواهند، نه امید
جامعه از مسئولان انتظار پیشگویی ندارد؛ انتظار برنامه دارد. اگر ذخایر محدود است، برنامه افزایش آن چیست؟ اگر تولید داخلی قرار است جایگزین واردات شود، زمانبندیاش کجاست؟ اگر تحریمها تشدید شد، مسیر جایگزین کدام است؟
اطمینانبخشی واقعی با شفافیت میآید، نه با حدس درباره مدت یک جنگ احتمالی.
امنیتی که در دارو خلاصه میشود
امنیت فقط به مرز و موشک مربوط نیست. امنیت یعنی مادری بداند داروی کودک بیمارش فردا هم در دسترس است. یعنی بیمار خاص مجبور نباشد برای چند ویال دارو شهر به شهر بگردد.
گفتن اینکه «بعید است بیش از دو ماه طول بکشد» شاید ساده باشد؛ اما مدیریت سلامت در روزگار بحران، با سادهسازی پیش نمیرود. مردم حق دارند بدانند اگر دو ماه گذشت، بعدش چه؟