پنج مساله مهم برای رهبر جدید؛ اقتصاد، سیاست خارجی و بحرانهای پیشروی ایران
پنج چالش مهم پیشروی رهبر جدید ایران چیست؟ از بحران اقتصاد و انرژی تا سیاست خارجی و سرمایه اجتماعی؛ بررسی اولویتهایی که میتواند مسیر آینده کشور را تعیین کند.
با اعلام انتخاب رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران، نگاهها بیش از هر زمان دیگری به چالشهای بزرگ پیشروی کشور دوخته شده است. کارشناسان معتقدند تصمیمهای کلان در سطح رهبری میتواند مسیر اقتصاد و سیاست ایران را در سالهای آینده تعیین کند؛ مسیری که اکنون با مجموعهای از بحرانها و ابرچالشها روبهرو است.
چرا اولویتهای رهبر جدید اهمیت دارد؟
بررسیهای اقتصادی نشان میدهد مسیر توسعه یا عقبماندگی کشورها تا حد زیادی به خطمشیهای سیاستگذاری رهبران سیاسی وابسته است. هرچند عواملی مانند جغرافیا، فرهنگ و ساختار اجتماعی نیز اثرگذارند، اما جهتگیری کلان سیاستگذاری میتواند اقتصاد یک کشور را به سمت شکوفایی یا رکود هدایت کند.
در شرایطی که اقتصاد ایران با مجموعهای از بحرانهای ساختاری روبهرو است، کارشناسان معتقدند تعیین اولویتهای رهبر جدید میتواند در تعیین مسیر اصلاحات اقتصادی و سیاسی نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
۱. بحران محیط زیست و ناترازی انرژی
یکی از مهمترین چالشهایی که در اولویتهای رهبر جدید قرار میگیرد، بحران انرژی و محیط زیست است. در سالهای اخیر قطعی گسترده برق در فصلهای مختلف، آسیبهای جدی به صنایع کشور وارد کرده است.
در کنار آن، مشکلاتی مانند:
- کمبود گاز در فصل سرد
- آلودگی شدید هوا در کلانشهرها
- بحران آب در بسیاری از استانها
- خشک شدن منابع آبی مانند دریاچه ارومیه
همگی نشانههایی از ناترازی در مدیریت منابع انرژی و آب هستند. اقتصاددانان معتقدند بخش مهمی از این بحران به سیاستهای قیمتگذاری دستوری در حوزه انرژی و آب بازمیگردد؛ سیاستی که اصلاح آن برای بهبود پایدار ضروری دانسته میشود.
۲. سیاست خارجی و پروندههای پیچیده بینالمللی
دومین چالش مهم برای رهبر جدید، تعیین مسیر سیاست خارجی ایران است. پرونده هستهای ایران که بیش از دو دهه ادامه دارد، همچنان یکی از اصلیترین مسائل سیاست خارجی کشور محسوب میشود.
کارشناسان میگویند جهتگیری سیاست خارجی میتواند بهطور مستقیم بر اقتصاد اثر بگذارد. تجربه کشورهایی مانند چین، ویتنام و مالزی نشان میدهد عادیسازی روابط خارجی و حضور فعال در اقتصاد جهانی میتواند زمینه جذب سرمایه خارجی و رشد اقتصادی را فراهم کند.
بر اساس برنامه هفتم توسعه، ایران برای دستیابی به اهداف اقتصادی خود باید حدود ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی جذب کند؛ هدفی که بدون تغییر رویکرد در سیاست خارجی، دستیابی به آن دشوار ارزیابی میشود.
۳. بحران ناترازی بودجه و نظام بانکی
از دیگر اولویتهای مهم برای رهبر جدید، اصلاح ساختار بودجه و نظام بانکی کشور است. در سالهای گذشته افزایش هزینههای دولت در کنار کاهش درآمدهای نفتی، فشار قابلتوجهی بر اقتصاد وارد کرده است.
این وضعیت باعث شده:
- رشد نقدینگی افزایش یابد
- تورم به سطوح بیسابقه برسد
- نابرابری اقتصادی گسترش پیدا کند
بر اساس آمارها، اقتصاد ایران سالهاست تورمی کمتر از ۳۰ درصد را تجربه نکرده و حتی رکوردهای چند دههای تورم نیز شکسته شده است. کارشناسان معتقدند بدون انضباط مالی دولت و اصلاح نظام بانکی مهار تورم امکانپذیر نخواهد بود.
۴. بحران سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی
اجرای اصلاحات اقتصادی بدون سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی بسیار دشوار خواهد بود. تجربه برخی تصمیمات اقتصادی در سالهای گذشته نشان داده که سیاستهای اصلاحی اگر بدون گفتوگو با جامعه اجرا شوند، ممکن است پیامدهای اجتماعی گستردهای به همراه داشته باشند.
در چنین شرایطی، بسیاری از تحلیلگران معتقدند هرگونه اصلاح اقتصادی نیازمند:
- گفتوگوی شفاف با جامعه
- کاهش محدودیتهای اجتماعی
- ایجاد شبکه حمایت اجتماعی برای اقشار آسیبپذیر
است؛ چراکه در حال حاضر بخش قابلتوجهی از جامعه با مشکلات معیشتی و افزایش نرخ فقر روبهرو است.
۵. اصلاح حکمرانی اقتصادی؛ نقطه آغاز تحول
برخی اقتصاددانان معتقدند مهمترین اولویت رهبر جدید میتواند تغییر در رویکرد حکمرانی اقتصادی باشد. تجربه کشورهای در حال توسعه مانند ویتنام، بنگلادش و تایلند نشان میدهد آغاز تحول اقتصادی در این کشورها از اصلاح ساختار حکمرانی و تغییر راهبردهای کلان شروع شده است.
در این کشورها، تغییر جهت سیاستگذاری در حوزههایی مانند:
- اقتصاد بازار
- تعامل بینالمللی
- اصلاح ساختار دولت
توانسته مسیر رشد اقتصادی را هموار کند و میلیونها نفر را از فقر خارج کند.
اقتصاد ایران در نقطه تصمیم
تحلیلگران معتقدند ایران در یکی از حساسترین مقاطع اقتصادی خود قرار دارد. مجموعهای از بحرانهای محیط زیستی، اقتصادی، اجتماعی و بینالمللی باعث شده تصمیمهای کلان سیاسی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کند.
در چنین شرایطی، تعیین اولویتهای رهبر جدید و نحوه مواجهه با این چالشها میتواند نقش مهمی در آینده اقتصاد ایران و مسیر توسعه کشور ایفا کند.