خبر فوری
شناسه خبر: 55208

چین متحد ایران است یا فقط یک واسطه استراتژیک؟

آیا چین متحد استراتژیک ایران است یا فقط نقش واسطه را ایفا می‌کند؟ بررسی دیدگاه تحلیلگران درباره ماهیت واقعی روابط ایران و چین و آینده این همکاری.

چین متحد ایران است یا فقط یک واسطه استراتژیک؟

در حالی که روابط تهران و پکن در سال‌های اخیر بارها به‌عنوان یک «شراکت راهبردی» توصیف شده، برخی تحلیلگران معتقدند چین هنوز در جایگاه یک متحد استراتژیک ایران قرار نگرفته و بیشتر نقش واسطه استراتژیک را ایفا می‌کند؛ نقشی که می‌تواند در بزنگاه‌های مهم، اولویت را به منافع خود بدهد.

 

تفاوت مهم میان «متحد استراتژیک» و «واسطه استراتژیک»

کیومرث اشتریان در سرمقاله‌ای در روزنامه شرق به یک تمایز مهم در روابط بین‌الملل اشاره می‌کند: تفاوت میان متحد و واسطه استراتژیک.

به گفته او، واسطه استراتژیک کشوری است که در برخی بحران‌ها می‌تواند نقش میانجی یا تسهیل‌کننده داشته باشد، اما الزاماً منافع عمیقی برای حمایت پایدار از طرف مقابل ندارد. در چنین شرایطی، این کشور تا جایی وارد حمایت می‌شود که منافع ملی خود به خطر نیفتد.

در مقابل، متحد استراتژیک روابطی عمیق و پایدار در حوزه‌های ژئوپلیتیک، اقتصادی، نظامی و فرهنگی دارد؛ روابطی که باعث می‌شود طرفین در تصمیمات مهم بین‌المللی، ملاحظات یکدیگر را در نظر بگیرند.

 

چرا برخی تحلیلگران چین را «واسطه استراتژیک» می‌دانند؟

برخی کارشناسان معتقدند روابط ایران و چین هنوز به سطح اتحاد استراتژیک کامل نرسیده است. از نگاه آنان، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد پکن در مواردی منافع خود را بر روابط با ایران ترجیح داده است.

از جمله این موارد می‌توان به:

  • مواضع چین در برخی قطعنامه‌های شورای امنیت
  • موضع‌گیری‌ها درباره ادعاهای امارات بر جزایر سه‌گانه
  • و کندی در اجرای تفاهم‌نامه همکاری ۲۵ ساله ایران و چین

اشاره کرد.

در همین حال، چین بارها تأکید کرده است که گسترش روابط اقتصادی با ایران تا حدی به حل تنش‌ها با آمریکا وابسته است؛ موضوعی که از نگاه برخی تحلیلگران نشان‌دهنده فاصله میان «اتحاد» و «واسطه‌گری» در روابط دو کشور است.

 

اولویت روابط چین با کشورهای خلیج فارس

یکی دیگر از نشانه‌هایی که در این تحلیل مطرح می‌شود، گسترش روابط اقتصادی چین با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس است.

پکن طی سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای در منطقه انجام داده و در بسیاری موارد توسعه روابط با کشورهای عربی خلیج فارس را با سرعت بیشتری نسبت به ایران پیش برده است.

این موضوع نشان می‌دهد که چین در سیاست منطقه‌ای خود تلاش می‌کند تعادل میان بازیگران مختلف منطقه را حفظ کند.

 

خطر وابستگی به یک واسطه استراتژیک

از نگاه برخی تحلیلگران، تکیه بیش از حد به یک واسطه استراتژیک می‌تواند در بلندمدت به وابستگی سیاسی یا اقتصادی منجر شود.

در چنین شرایطی ممکن است همان کشور در بزنگاه‌های حساس، در راستای منافع خود حتی با رقبای شما نیز همکاری کند. برای نمونه، در موضوعاتی مانند امنیت انرژی یا تنگه هرمز، منافع اقتصادی چین ممکن است بر هر ملاحظه دیگری اولویت پیدا کند.

 

آیا امکان تبدیل چین به متحد استراتژیک وجود دارد؟

با وجود این چالش‌ها، برخی کارشناسان معتقدند روابط ایران و چین هنوز قابلیت ارتقا به اتحاد استراتژیک را دارد.

برای تحقق چنین تغییری، چند عامل مهم مطرح می‌شود:

  • درک دقیق تفاوت میان واسطه‌گری و اتحاد استراتژیک
  • تقویت استقلال عمل ایران در سیاست منطقه‌ای
  • تعریف منافع مشترک اقتصادی و ژئوپلیتیک بلندمدت

به باور این تحلیلگران، اگر منافع اقتصادی و امنیتی دو کشور بیش از پیش به یکدیگر گره بخورد، چین می‌تواند به جای یک واسطه استراتژیک، به یک شریک و متحد راهبردی پایدار برای ایران تبدیل شود.

 

نقش ایران در معادلات منطقه‌ای

در این تحلیل همچنین تأکید می‌شود که ایران در معادلات انرژی و امنیت خلیج فارس نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. به همین دلیل بسیاری از پروژه‌های بزرگ اقتصادی و انرژی در منطقه بدون در نظر گرفتن جایگاه ایران با چالش روبه‌رو می‌شوند.

بر همین اساس، برخی معتقدند اگر ایران بتواند جایگاه خود را در معادلات منطقه‌ای تقویت کند، کشورهایی مانند چین نیز ناگزیر خواهند شد روابط خود با تهران را در سطحی عمیق‌تر و راهبردی‌تر تعریف کنند.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای