شکست پروژههای احیای حیاتوحش در ایران؛ از یوز تا ببر
مروری بر پروژههای شکستخورده احیای حیاتوحش در ایران؛ از ببر سیبری و شیر ایرانی تا درنای سیبری، در حالی که یوزپلنگ آسیایی در آستانه انقراض است.
در حالی که جمعیت یوزپلنگ آسیایی در ایران به کمتر از ۴۰ قلاده رسیده و خطر انقراض کامل این گونه بیش از هر زمان دیگری احساس میشود، مرور پروژههای احیای حیاتوحش در ایران تصویر نگرانکنندهای را نشان میدهد. از پروژه جنجالی ببر سیبری تا تلاش نافرجام برای بازگرداندن شیر ایرانی و حتی احیای مسیر مهاجرت درنای سیبری؛ بسیاری از طرحهایی که قرار بود امید تازهای برای طبیعت ایران باشند، در نهایت با شکست یا توقف روبهرو شدهاند.
پروژههای شکستخورده احیای حیاتوحش در ایران
در سالهای اخیر، موضوع احیای حیاتوحش در ایران بارها در دستور کار برنامههای محیطزیستی قرار گرفته است؛ اما بررسی تجربههای گذشته نشان میدهد که بسیاری از این پروژهها به نتایج مورد انتظار نرسیدهاند. در همین حال، وضعیت یوزپلنگ آسیایی نیز بهعنوان یکی از مهمترین گونههای در معرض خطر، همچنان بحرانی گزارش میشود.
طبق برآوردهای اخیر، جمعیت این گونه ارزشمند در ایران اکنون کمتر از ۴۰ قلاده است؛ رقمی که نشان میدهد خطر انقراض کامل این گربهسان کمنظیر بیش از هر زمان دیگری جدی شده است.
در کنار این وضعیت نگرانکننده، برخی پروژههای مهم احیای گونههای منقرضشده یا در معرض انقراض در ایران نیز سرانجام موفقی نداشتهاند.
روز جهانی گونههای در معرض خطر و واقعیتی تلخ
همزمان با روز جهانی گونههای در معرض خطر انقراض (۱۵ می)، آمارهای جهانی نیز تصویری هشداردهنده ارائه میکنند. بر اساس دادههای منتشرشده، بیش از ۴۸ هزار و ۶۰۰ گونه جانوری و گیاهی در جهان در معرض خطر انقراض قرار دارند.
کارشناسان معتقدند فعالیتهای انسانی، تخریب زیستگاهها و تغییرات اقلیمی باعث شده نرخ انقراض گونهها در جهان بین ۱۰۰ تا هزار برابر بیشتر از نرخ طبیعی باشد. ایران نیز از این روند جهانی مستثنا نیست و نمونههای متعددی از کاهش یا نابودی گونههای ارزشمند حیاتوحش در کشور مشاهده میشود.
داستان تلخ احیای ببر مازندران با ببر سیبری
یکی از پرحاشیهترین نمونههای پروژههای احیای حیاتوحش در ایران به طرح بازگرداندن ببر مازندران مربوط میشود.
پس از آنکه این گونه ارزشمند به دلیل تخریب گسترده زیستگاههای جنگلی جلگهای برای همیشه از طبیعت ایران ناپدید شد، در دهه ۱۳۸۰ طرحی مطرح شد که بر اساس آن قرار بود با استفاده از ببر سیبری این گونه را در ایران احیا کنند.
بر اساس این طرح، ایران دو قلاده پلنگ ایرانی را به روسیه تحویل داد و در مقابل دو ببر سیبری دریافت کرد. قرار بود این ببرها در نهایت در زیستگاه میانکاله مستقر شوند.
اما این پروژه خیلی زود با بحران روبهرو شد. ببر نر مدت کوتاهی پس از ورود به ایران به بیماری مشمشه مبتلا شد و تلف شد. در پی این اتفاق، برای جلوگیری از گسترش بیماری، تعدادی از شیرهای باغوحش نیز معدوم شدند.
ببر ماده نیز سالها در شرایط قرنطینه نگهداری شد و در نهایت پروژه احیای ببر مازندران عملاً متوقف شد؛ پروژهای که بسیاری از کارشناسان از ابتدا نسبت به امکان موفقیت آن تردید داشتند.
رویای نیمهتمام بازگشت شیر ایرانی
یکی دیگر از طرحهای مهم در حوزه احیای حیاتوحش در ایران، پروژه بازگرداندن شیر ایرانی به زیستگاههای تاریخی آن بود؛ گونهای که زمانی از شمال خوزستان تا جنوب فارس و بوشهر در طبیعت ایران زندگی میکرد.
با افزایش شکار گوزن زرد ایرانی و کاهش طعمههای طبیعی، شیرها به دامهای روستایی نزدیک شدند و همین تعارض با انسان بهتدریج زمینه نابودی این گونه را فراهم کرد. آخرین گزارشهای مستند از حضور شیر ایرانی در ایران به اوایل دهه ۱۳۲۰ و حوالی دزفول بازمیگردد.
نخستین تلاش جدی برای احیای شیر ایرانی در دهه ۱۳۵۰ شکل گرفت. در آن زمان برنامهای تدوین شد تا با همکاری هند، زیستگاه مناسبی برای بازگشت این گونه فراهم شود. طبق این طرح، قرار بود در ازای انتقال چند یوزپلنگ ایرانی به هند، تعدادی شیر آسیایی از ایالت گجرات به ایران منتقل شوند.
اما وقوع انقلاب و تغییر شرایط مدیریتی باعث شد این پروژه متوقف شود و زمینهایی که برای احیای زیستگاه در نظر گرفته شده بود، دوباره به مردم واگذار شود.
سالها بعد، در اواخر دهه ۱۳۸۰ دوباره موضوع احیای شیر ایرانی مطرح شد و حتی بودجهای برای بررسی زیستگاههای احتمالی اختصاص یافت؛ با این حال، این پروژه نیز به نتیجه عملی نرسید و در نهایت متوقف شد.
شکست در احیای مسیر مهاجرت درنای سیبری
از دیگر نمونههای ناموفق در پروژههای احیای حیاتوحش در ایران میتوان به تلاش برای بازگرداندن گلههای درنای سیبری اشاره کرد.
در دهههای گذشته، گلههای بزرگی از این پرنده مهاجر برای زمستانگذرانی به تالابهای شمال ایران، بهویژه فریدونکنار مازندران میآمدند. اما با گذشت زمان و به دلیل شکار و تخریب زیستگاهها، این گلهها بهتدریج از بین رفتند.
در سالهای اخیر تنها یک درنا با نام «امید» هر ساله به ایران میآمد و به نمادی از امید برای بازگشت این پرندگان تبدیل شده بود.
برای احیای این مسیر مهاجرت، سازمان محیط زیست در سال ۱۴۰۱ یک درنای ماده به نام «رویا» را از یک باغوحش اروپایی به ایران منتقل کرد تا همراه امید مسیر مهاجرت را طی کند.
این دو پرنده مدتی را در تالاب فریدونکنار سپری کردند، اما هنگام آغاز مهاجرت، رویا نتوانست همراه امید از ایران خارج شود و در نهایت در منطقهای نزدیک به تالاب نگهداری شد. پس از آن نیز امید دیگر به ایران بازنگشت و این پروژه عملاً به نتیجه نرسید.
یوزپلنگ آسیایی؛ آخرین امید حیاتوحش ایران
در میان تمام این پروژهها، وضعیت یوزپلنگ آسیایی شاید مهمترین و حساسترین پرونده احیای حیاتوحش در ایران باشد.
این گونه که زمانی در بخش وسیعی از آسیا زندگی میکرد، اکنون تقریباً تنها در ایران باقی مانده است. با این حال، آمارها نشان میدهد جمعیت آن به کمتر از ۴۰ قلاده رسیده و خطر انقراض کامل آن بسیار جدی است.
کارشناسان معتقدند اگر حفاظت از زیستگاهها، کاهش تصادفات جادهای، مدیریت تعارض با انسان و برنامههای علمی تکثیر با جدیت بیشتری دنبال نشود، ممکن است ایران آخرین زیستگاه این گونه ارزشمند را نیز از دست بدهد.