شایستهسالاری پیشکش؛ چرا مدیران مسئلهدار وزارت کشاورزی حمایت میشوند؟
انتقاد از تناقض میان شعار شایستهسالاری و انتصاب مدیران مسئلهدار در وزارت جهاد کشاورزی؛ مطالبه شفافیت، پاسخگویی و مبارزه واقعی با فساد.
آقای پزشکیان؛ شایستهسالاری پیشکش! چرا مدیران اختلاسگر، غیرمتخصص و محکوم قضایی همچنان حمایت میشوند؟ مردم پاسخ میخواهند، نه شعار
جناب آقای دکتر پزشکیان،
شما در سخنان اخیر خود از شایستهسالاری، استفاده از مدیران کارآمد، مبارزه با فساد و حفظ امنیت غذایی کشور سخن گفتید؛ اما آنچه امروز در وزارت جهاد کشاورزی و مجموعههای وابسته به آن دیده میشود، با این وعدهها فاصلهای آشکار دارد.
بیشتر بخوانید: آقای وزیر! اگر به کشاورزان کمک نمیکنید، حداقل علیه آنان تصمیم نگیرید+ویدئو
اگر معیار دولت، تخصص، پاکدستی، کارآمدی و قانونمداری است، چرا در رأس وزارت جهاد کشاورزی و بسیاری از سطوح مدیریتی، افرادی قرار گرفتهاند که از نگاه بسیاری از کارشناسان، فعالان این حوزه و بدنه وزارتخانه، فاقد تجربه، تخصص و توان مدیریتی لازم هستند؟ چرا جهادگران و نیروهای متخصص و متعهد در مجموعه جهاد کشاورزی نادیده گرفته شده و مجبور به بازنشستگی اجباری یا ترک مجموعه وزارت شدند، اما در مقابل، افرادی خارج از بدنه تخصصی این بخش، آن هم بدون تجربه، تخصص و سلامت اداری، به حساسترین مسئولیتها رسیدهاند؟
مردم یک سؤال روشن دارند؛ اگر درباره فردی حکم قطعی قضایی و محکومیت قانونی وجود داشته است، چرا زمینه ادامه حضور او در رأس یکی از مهمترین بنگاههای اقتصادی مؤثر بر امنیت غذایی و منابع ارزی کشور فراهم شده است؟ منافع چه کسی یا کسانی در میان است؟ اگر چنین موضوعی صحت ندارد، چرا دولت با شفافیت آن را برای افکار عمومی روشن نمیکند؟ و اگر صحت دارد، این تصمیم چگونه با شعار مبارزه با فساد، قانونمداری و شایستهسالاری قابل جمع است؟
شما و معاون اولتان چگونه از شایستهسالاری سخن میگویید، اما درباره این پرسشهای اساسی، پاسخی شفاف و قانعکننده ارائه نمیشود؟
چرا شائبه قومگرایی، همشهریگرایی و ترجیح روابط بر شایستگی در برخی انتصابها به وجود آمده است؟ چرا باید منافع ملی، امنیت غذایی و سفره مردم، تحت تأثیر تصمیمهایی قرار گیرد که چنین ابهاماتی درباره آنها مطرح است؟
چرا بیش از ۸۰ هزار نیروی متخصص، متعهد و باتجربه جهاد کشاورزی نادیده گرفته شدهاند و فرصت خدمت و مدیریت از آنان سلب شده است؟ آیا در میان این سرمایه عظیم انسانی، حتی یک مدیر شایسته برای اداره بخشهای کلیدی کشور وجود نداشت؟
چرا میان وعدههای دولت درباره اجرای قانون، مبارزه با فساد و شایستهسالاری با آنچه مردم در عرصه انتصابها مشاهده میکنند، چنین شکاف عمیقی ایجاد شده است؟
چرا وزیری که از نگاه بسیاری از کارشناسان و منتقدان، کارنامه موفق و قابل دفاعی ارائه نکرده، همچنان در رأس وزارتخانه باقی مانده و مسئولیت وضعیت نابسامان بخش کشاورزی، تولید، بازار و معیشت مردم را بر عهده نمیگیرد؟
آقای پزشکیان، چرا برای حفظ وزیری که به اعتقاد بسیاری از منتقدان، عملکردی ضعیف و ناکارآمد داشته است، حاضر شدید هزینه این تصمیم را مردم بپردازند؟ چرا تصمیمی اتخاذ شد که منتقدان معتقدند نتیجه آن، کوچکتر شدن سفره مردم، افزایش فشار بر تولیدکنندگان و آسیب به امنیت غذایی کشور بوده است؟ آیا حفظ یک وزیر، از معیشت میلیونها ایرانی، امنیت غذایی کشور و اعتماد عمومی مهمتر است؟ اگر پاسخ منفی است، چرا با وجود این حجم از انتقادها، همچنان بر ادامه این مسیر اصرار میشود و پاسخی روشن به افکار عمومی داده نمیشود؟
دولت اگر خود را دولت قانون، عدالت، شفافیت و پاسخگویی میداند، باید به این پرسشها پاسخ دهد؛ نه با شعار، بلکه با اسناد، شفافسازی و اقدام عملی.
اعتماد عمومی با سخنرانی و وعده ساخته نمیشود؛ اعتماد، محصول اجرای قانون، پاسخگویی صریح، مبارزه بیتعارف با فساد و انتخاب مدیران متخصص، سالم و شایسته است.
امروز مردم بیش از هر زمان دیگری، پاسخ میخواهند؛ پاسخ به انتصابها، پاسخ به تناقضها و پاسخ به تصمیمهایی که به باور بسیاری از منتقدان، مستقیماً بر امنیت غذایی، تولید ملی و معیشت میلیونها ایرانی اثر گذاشته است. سکوت در برابر این پرسشها، نه ابهامها را از بین میبرد و نه اعتماد ازدسترفته را بازمیگرداند.