انحصار غذا؛ پشت پرده تسلط غولهای تجاری بر سفره مردم
ذات تمرکز گرای حکمرانی تجاری غذا
بررسی روند تمرکزگرایی و ادغام ابرشرکتها در زنجیره تأمین غذا و نهادههای کشاورزی که چگونه انتخابهای آزادانه و امنیت غذایی جهان را تهدید میکند.
بازارهای متمرکز در سیستمهای غذایی پدیده جدیدی نیستند. برخی از بخشهای زنجیرههای تأمین مواد غذایی به مدت یک قرن یا بیشتر متمرکز بودهاند. به عنوان مثال، از اواخر دهه 1800 کمتر از 10 شرکت بر تجارت جهانی غلات تسلط داشتهاند. بازار ماشینآلات کشاورزی از اوایل دهه 1900 شامل کمتر از 10 شرکت بزرگ بوده است و صنایع بذر هیبریدی و شیمیایی حداقل از دهه 1930 تحت سلطه تعداد کمی از شرکتها بودهاند.
بنابراین، اگرچه تمرکز یک مسئله دیرینه در بخش کشاورزی و مواد غذایی است، اما در دهههای اخیر پس از افزایش ادغام شرکتها، در بسیاری از بخشهای زنجیرههای تأمین مواد غذایی تشدید شده است. این ادغامهای شرکتی شامل ادغام شرکتهایی میشود که از قبل بزرگ و مسلط بودهاند، از جمله معاملاتی که شرکتهای فرآوری مواد غذایی کرافت و هاینز، شرکتهای نهادههای کشاورزی داو و دوپونت و همچنین شرکتهای نوشیدنی آنهوزر بوش این-بو و سابمیلر را گرد هم آورد، که هر کدام منجر به ایجاد شرکتهای غولپیکر جدیدی به ارزش بیش از 100 میلیارد دلار آمریکا شد.
در هر مورد، این ادغامها شرکتهای حاصل را در میان شرکتهای برتر کشاورزی-غذایی جهان از نظر درآمد قرار داد. این ها تنها برخی از بزرگترین ادغام ها در دریایی از ادغام های شرکتی در این بخش در دهههای اخیر هستند. برای مثال، در بخش نهادههای کشاورزی، پس از سال ۲۰۱۵ یک تغییر ساختار اساسی رخ داد: علاوه بر ادغام داو و دوپونت که منجر به ایجاد شرکت جدید بذر و مواد شیمیایی کورتوا شد، بایر مونسانتو و چمچاینا سینجنتا را خریداری کردند، در حالی که یک شرکت بزرگ دیگر، BASF، بخشهایی از این شرکتهای ادغامشده را که نهادهای نظارتی آنها را مجبور به فروش برای بستن معاملات کرده بودند، خریداری کرد. چنانکه پس از فروکش کردن گرد و غبار این ادغامها، تنها چهار شرکت غولپیکر بر بخش بذر و مواد شیمیایی کشاورزی جهانی تسلط داشتند. وقتی ادغام بین شرکتهایی که از قبل بزرگ و مسلط هستند، رخ میدهد، شرکتهای تازه ادغامشده معمولاً سهم بازار بیشتری را در اختیار دارند. این شرکتها اغلب کنترل بیشتری بر معاملات در این بخش به دست میآورند که به آنها قدرت و منابع لازم برای تأثیرگذاری بر خطوط بازار را میدهد. این نوع اثر به ویژه در ادغامهای افقی محتمل است - یعنی ادغام بین شرکتهایی که عملکردهای مشابهی دارند، مانند زمانی که دو شرکت نوشیدنی ادغام میشوند.
ماهیت افقی تملک و ادغامهای سیستمهای کشاورزی-غذایی
تحقیقات اخیر نشان میدهد که اکثر ادغامها در سیستمهای کشاورزی-غذایی ماهیت افقی دارند. با این حال، ادغامها میتوانند غیرافقی نیز باشند - مانند ادغام بین شرکتهایی در مراحل مختلف زنجیرههای تأمین - که اغلب منجر به سازماندهی فعالیتهای متفاوت اما مکمل تحت یک هولدینگ واحد میشوند. چنین ادغامهایی میتوانند با گسترش کنترل شرکتهای حاصل در بازارهای بالادستی و پاییندستی، قدرت و نفوذ آنها را به طور یکسان افزایش دهند. مثلا، ادغامهایی که در دهه 1990 بین شرکتهای تولیدکننده بذر و مواد شیمیایی کشاورزی و ادغامهای جدیدتر بین بازوهای خرده فروشی و تولیدی صنعت کود رخ داد، نمونههایی از ادغامهایی با عناصر غیر افقی هستند. اندازهگیری تمرکز بازار دشوار است زیرا بازارها همیشه به خوبی تعریف نشدهاند. در غیاب معیارهای قویتر، سطح تمرکز در یک بازار معمولاً با جمع کردن سهم بازار چهار شرکت پیشرو در یک بخش اندازهگیری میشود - که معمولاً به عنوان CR4 یا «نسبت تمرکز» چهار شرکت برتر شناخته میشود. گاهی اوقات نسبتهای تمرکز به صورت درصد بازاری که تحت سلطه تعداد کمی کمتر یا بیشتر از شرکتها، مانند CR3 یا CR5 است، بسته به ماهیت بازار و دادههای موجود، بیان میشوند.
اندازهگیری نسبت تمرکز به دانستن اندازه کلی بازار بستگی دارد که همیشه به راحتی در دسترس نیست و اغلب یک تخمین است. از آنجا که CR4 یک معیار خاص صنعت یا بازار است، همیشه اثرات تمرکز ادغام غیر افقی را در بر نمیگیرد، حتی اگر ادغام در بازارهای مختلف در سیستمهای غذایی نیز بتواند رقابت را کاهش دهد. همچنین معیارهای دیگری برای سنجش تمرکز بازار وجود دارد، مانند شاخص هیرشمن هرفیندال (HHI)، که مجذور سهم بازار هر شرکت در بازار را جمع میکند و عددی بین ۱ تا ۱۰۰۰۰ را به دست میدهد.
از آنجایی که HHI بر اساس سهم بازار همه شرکتهای یک بخش محاسبه میشود، معیار دقیقتری برای سنجش تمرکز بازار نسبت به CR4 است. با این حال، از آنجا که این شاخص نیاز به دانش دقیق از سهم بازار هر شرکتکننده در بازار دارد، اندازهگیری HHI در بسیاری از موارد آسان نیست - به ویژه در کشورهای در حال توسعه که چنین دادههایی اغلب در دسترس نیستند.
سطوح مختلف تمرکز در سیستمهای غذایی
وقتی بخشهای اصلی زنجیرههای تأمین تحت سلطه تنها چند شرکت باشند - چیزی که اقتصاددانان از آن به عنوان انحصار چندجانبه یاد میکنند - این بازارها میتوانند تا حدی تحریف شوند که رقابت و حق انتخاب را برای مصرفکنندگان و تأمینکنندگان کاهش دهند، که میتواند منجر به ناکارآمدی و هزینههای خارجی برای مصرفکنندگان و جامعه به طور کلی شود. وقتی CR4 از ۴۰درصد بیشتر شود، بازارها اغلب به عنوان بازار با تمرکز متوسط در نظر گرفته میشوند. وقتی این نسبت از ۶۰درصد بیشتر شود، بازارها اغلب به عنوان بازار با تمرکز بالا در نظر گرفته میشوند. بازارهایی که HHI آنها بین ۱۰۰۰ تا ۱۸۰۰ است، توسط تنظیم کنندگان ایالات متحده به عنوان بازار با تمرکز متوسط در نظر گرفته میشوند و بازارهایی که بیش از ۱۸۰۰ هستند، بازار با تمرکز بالا در نظر گرفته میشوند. با نگاهی خاص به زنجیرههای تأمین مواد غذایی، تمرکز بازار اغلب از این حد نصابها فراتر میرود. دادههای نسبت غلظت، نشاندهنده ی تقریبی مناطقی در سیستمهای غذایی است که غلظت یا تمرکز در آنها بالاست و بررسی بیشتر در مورد میزان و تأثیرات آن ضروری است.
مروری بر دادههای موجود ارائه شده نشان میدهند که سطوح متوسط تا بالایی از تمرکز در سیستمهای غذایی و در مقیاسهای مختلف، از منطقهای گرفته تا ملی و جهانی، وجود دارد. تمرکز CR4 در سطح جهانی به ویژه در صنایع بذر و مواد شیمیایی کشاورزی مشهود است. در بازار جهانی تجارت بذر در سال ۲۰۲۱ حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد بود؛ همین چهار شرکت همچنین ۷۰ درصد از بازار جهانی آفت کشها را کنترل میکردند در بخش تجهیزات کشاورزی، CR4 برابر با ۴۵ درصد در سال 2023 بود. آکسفام در سال 2024 گزارش داده که تمرکز بازار در بازارهای جهانی سایر کالاهای غذایی نیز متوسط تا زیاد است. شش شرکت برتر تجارت و آسیاب کاکائو حداقل 60 درصد از این بازارها را کنترل میکنند.
این شاخص برای تجارت موز جهان در سال 2019 کمی بیش از 40 درصد بود. اگرچه بخش فرآوری مواد غذایی به طور کلی در مقایسه با سایر جنبههای زنجیرههای ارزش کشاورزی-غذایی در سطح جهانی کمتر متمرکز است، اما بازارهای برخی محصولات، از جمله بازارهای غلات صبحانه، نوشیدنیهای غیرالکلی و آبجو، به شدت متمرکز هستند. به عنوان مثال، طبق گزارشهای سال 2025، ۸۰ درصد از فروشگاههای مواد غذایی توسط ۵ شرکت غذایی چندملیتی کنترل میشوند. در صنعت نوشیدنیهای گازدار، تنها دو شرکت، پپسی و کوکاکولا، بیش از 65 درصد از بازار جهانی را در سال 2022 در اختیار داشتند.
در پرورش دام نیز، تمرکز شدید است بگونه ای که تنها دو شرکت چندملیتی بیش از 95 درصد از ذخایر پرورش طیور جهان را کنترل میکنند. تمرکز شرکتها در سیستمهای غذایی اغلب در سطوح بازار جهانی و برای محصولات خاص برجسته تر است. به عنوان مثال، اگرچه چهار شرکت بزرگ بذر تقریباً 50 تا 60 درصد از بازار جهانی را تشکیل میدهند، در برزیل، CR4 در سطح ملی برای بذر ذرت در سال 2016، 97 درصد بود. علاوه بر این، در حداقل 15 کشور دیگر، CR4 برای بذر ذرت از 80 درصد فراتر رفته است. بستهبندی گوشت بخش دیگری است که در سطح ملی بسیار متمرکز است.
در ایالات متحده، چهار شرکت بزرگ بستهبندی گوشت، 85 درصد از گوسالههای نر و ماده و 67 درصد از خوکها را خریداری میکنند. در کانادا، تنها سه شرکت بیش از 95 درصد از بستهبندی گوشت گاو را کنترل میکنند. بازارهای غلات نیز در سطح ملی متمرکز هستند. به عنوان مثال، در چین، سه شرکت برتر واردکننده سویا، 94 درصد از بازار را کنترل میکنند. بازارهای نوشیدنیهای گازدار در دوازده کشور آسیایی، متمرکزترین بازارها برای غذاهای فوق فرآوری شده (UPF) بودند، به طوری که مقادیر CR4 در سال 2013 از کمی بیش از 78درصد در ژاپن تا بیش از 98درصد در فیلیپین متغیر بود.
بازارهای خردهفروشی مواد غذایی نیز بسیار متمرکز هستند. پس از موجهای ادغام در بخش خردهفروشی مواد غذایی از دهه 1980، تمرکز، از جمله در برخی از کشورهای در حال توسعه، برجستهتر شده است CR4 برای خردهفروشی مواد غذایی در بسیاری از کشورها، از جمله ایالات متحده (تقریباً 40درصد)، آفریقای جنوبی (تقریباً 54درصد) و فرانسه (50درصد) بیش از 40درصد است. در کانادا، پنج زنجیره بزرگ مواد غذایی تقریباً 80درصد از بازار خردهفروشی مواد غذایی را در اختیار دارند. در استرالیا، دو شرکت با هم 67درصد از بازار خردهفروشی مواد غذایی داخلی را کنترل میکنند. در برزیل، دو شرکت برتر مواد غذایی به تنهایی تقریباً تمام بازار خردهفروشی مواد غذایی را از سال 2009 کنترل میکردند. علیرغم نقاط ضعف بالقوه در دادههای موجود، ما شاهد الگوی ثابتی از تمرکز در تمام بخشهای زنجیرههای تأمین مواد غذایی هستیم.
در سیستمهای غذایی در سطح جهانی - و در طیف وسیعی از کشورها در سطوح ملی و منطقهای - به نظر میرسد که تنها تعداد انگشتشماری از شرکتهای غولپیکر، سهم بازاری را که به طور متوسط یا زیاد متمرکز در نظر گرفته میشوند، کنترل میکنند. در بسیاری از موارد، این تمرکز در طول چند دهه گذشته بیشتر مشهود شده است
دیالکتیک قدرت متمرکز یا غلظت حداکثری شرکتها و عاملیت حداقلی مردم
تجارب جهانی نشان داده که سطوح بالای تمرکز و انواع قدرتی که به شرکتهای برتر این بخش میدهد، میتواند خطر عواقب نامطلوبی را برای نقش مردم در سیستمهای غذایی به همراه داشته باشد. افزایش تمرکز و قدرت شرکتها در سیستمهای غذایی، ظرفیت تضعیف عاملیت مردم - یعنی توانایی آنها در انتخاب و اعمال صدای خود - را به دنبال دارد. رابطه بین قدرت متمرکز شرکتها و عاملیت مردم در سیستمهای غذایی از سه بعد قابل بررسی است. اول، شرکتهای غالب در بخشهای بسیار متمرکز سیستم غذایی میتوانند "قدرت بازاری" را اعمال کنند که آنها را قادر میسازد سود اضافی کسب کنند این قدرت اغلب با اعمال قیمتهای بالاتر، سرکوب دستمزدها و تضعیف فرصتهای معیشتی بدست می آید.
به عنوان مثال، حاشیه سود خردهفروشی مواد غذایی در برخی از بخشهای بسیار متمرکز در دوره 2020-2022 افزایش یافته است، که نشان میدهد شرکتها از قدرت بازار استفاده کردهاند. اگرچه این دوره همچنین دوره اختلال در زنجیره تأمین به دلیل کووید-19 و حمله روسیه به اوکراین بود که هر دو باعث افزایش هزینهها در بخش کشاورزی و مواد غذایی شدند، برخی مطالعات نشان میدهند که شرکتهای بزرگ خردهفروشی مواد غذایی در چندین کشور ممکن است قیمتها را بیش از افزایش هزینههای خود افزایش داده و سود اضافی ایجاد کرده باشند. برای مثال، در ایالات متحده، دادههای نیلسون نشان میدهد که حاشیه سود شرکتهای مواد غذایی از ۱درصد در سال ۲۰۱۹ به تقریباً ۳درصد در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ افزایش یافته و در سال ۲۰۲۲ به ۲.۳درصد و در سال ۲۰۲۳ به ۱.۶درصد کاهش یافته است که نشان میدهد شرکتهای این بخش توانستهاند حاشیه سود خود را در دوره آشفتگی بازار افزایش دهند. دوم، شرکتهای غالب در زمینه محصولات کشاورزی-غذایی ظرفیت شکلدهی به شرایط مادی در سیستمهای غذایی - تعیین فناوریهای غالب مورد استفاده در تولید مواد غذایی، شرایط کاری، سطوح فرآوری اقلام غذایی بستهبندی شده و محیطهای غذایی - را به روشهایی که میتواند بر انتخابهای مردم تأثیر بگذارد، دارند.
به عنوان مثال، چهار شرکت برتر تولیدکننده محصولات سیبزمینی منجمد در آمریکای شمالی که در مجموع 97 درصد از بازار را کنترل میکنند، اخیراً به دلیل اداره یک "کارتل سیبزمینی" که در آن ظاهراً برای تعیین قیمتها تبانی کردهاند و منجر به افزایش 47 درصدی قیمت در دوره 2022-2024 شده است، با دعاوی ضد انحصار مواجه شدهاند. سوم، شرکتهای غالب در زمینه محصولات کشاورزی-غذایی میتوانند با پیگیری فعال استراتژیهایی برای تأثیرگذاری بر فرآیندهای سیاستگذاری و حاکمیت مواد غذایی از طریق لابیگری و سایر اقدامات غیرمستقیمتر، قدرت سیاسی را اعمال کنند و فرصتهای مشارکت دموکراتیک گستردهتر در حاکمیت سیستمهای غذایی را تضعیف کنند. با توجه به این پیامدهای بالقوه، باید توجه بیشتری به تمرکز شرکتها و پیامدهای آن برای عاملیت در سیستمهای غذایی شود. مثلا در کانادا، مشخص شد که چهار شرکت از پنج شرکت بزرگ مواد غذایی مخفیانه با هم همکاری کردهاند تا قیمت نان را در سطوح بالا در فروشگاههای خردهفروشی مواد غذایی در طول سالهای 2001-2015 تعیین کنند و در بریتانیا، خردهفروشان بزرگ نیز توسط نهادهای نظارتی در اوایل دهه 2000 در حال هماهنگی افزایش قیمت محصولات لبنی بودند. در هر یک از این موارد، تبانی قیمت - که احتمال وقوع آن در بازارهای متمرکز با شرکتهای کمتر بیشتر است - منجر به افزایش قیمت مواد غذایی مصرفی شد که تأثیر منفی بر هزینههای غذایی مصرفکنندگان و دسترسی به آن غذاها گذاشت. حتی در غیاب شواهد تبانی آشکار، برخی مطالعات نشان میدهند که افزایش تمرکز شرکتها میتواند منجر به پیامدهای مضری مانند افزایش قیمت مواد غذایی شود.
نگرانی کلیدی در رابطه با زنجیرههای تأمین محصولات کشاورزی این است که تمرکز بیش از حد بازار و انواع قدرت مرتبط با آن که به شرکتهای بزرگ و مسلط اعطا میشود، میتواند نابرابریها را به گونهای تشدید کند که امنیت غذایی و معیشت سیستم غذایی را به خطر بیندازد. به عنوان مثال، تمرکز شرکتی میتواند منجر به تحریف بازار و قیمت شود این پدیده میتواند به مصرفکنندگان، تولیدکنندگان و کارگران مواد غذایی آسیب برساند. از سویی این تأثیرات میتواند فراتر از اثرات قیمت و دستمزد باشد و نگرانیهای گستردهتری را در مورد تأثیرات منفی بالقوه قدرت و تسلط شرکتها بر ویژگیهای روزمره سیستمهای غذایی و همچنین حاکمیت آن سیستمها در بر گیرد. نابرابریها و پویاییهای قدرت ناهموار که میتوانند از افزایش تمرکز و قدرت شرکتها در سیستمهای غذایی ناشی شوند، همیشه به راحتی قابل اندازهگیری نیستند، اما تشخیص آنها مهم است زیرا بر توانایی افراد در تعامل با سیستمهای غذایی به شیوه خودشان تأثیر میگذارند و به همین ترتیب، میتوانند منجر به نتایج زیانآوری شوند.
توهم انتخاب آزادانه غذا
تأثیر انحصار شرکتهای بزرگ غذایی و برندهای هژمون بسیار فراتر از انتخابهای غذایی ماست. با وجود اینکه در اکثر فروشگاههای مواد غذایی با گزینه های زیادی روبرو هستیم، این ایده که ما آزادانه انتخابهای غذایی خود را انجام میدهیم «عمدتاً یک توهم» است. گزارشات نشان میدهد که تقریباً ۸۰درصد از دهها قلم کالایی که آمریکاییها مرتباً خریداری میکنند، از چند شرکت معدود تهیه میشوند. این نامها عبارت بودند از کرافت هاینز، جنرال میلز، کوناگرا، یونیلیور و دلمونته. پس چهار شرکت، ۴۰درصد از سبد خرید شما را کنترل میکنند. این تحقیق که در ایالات متحده انجام شده، ۶۱ مورد از محبوبترین محصولات سوپرمارکتها را بررسی کرده و نشان داده است که شرکتهای بزرگ مواد غذایی به طور متوسط ۶۴ درصد از کل فروش را در اختیار دارند. از ۸۵ درصد خواربارفروشیهای مورد بررسی در یک تحقیق، تنها چهار شرکت ۴۰ درصد از سهم بازار را در اختیار داشتند. برای تقریباً یک سوم از کل محصولات، بزرگترین شرکتها حدود ۷۵ درصد از سهم بازار را در اختیار داشتند. این اثرات در کل زنجیره تأمین مواد غذایی طنینانداز میشود.
اینکه شرکتهای بزرگ غذایی چگونه توانستند چنین کنترل عظیمی بر بازار ایجاد کنند، به لابیهای سیاسی گسترده و مقررات اندک بستگی دارد. تنها در چرخه انتخابات ۲۰۲۰ ایالات متحده، این صنعت ۱۷۵ میلیون دلار برای لابیگری هزینه کرد که دو سوم آن به جمهوریخواهان رسید. برای مثال، کرافت هاینز همه چیز را از خامه ترش گرفته تا گوشت و قهوه منجمد وگان در اختیار دارد. این شرکت نه تنها دامنه فعالیت خود را در دسته بندیهای مختلف گسترده است، بلکه ممکن است دهها برند را نیز در یک فروشگاه داشته باشد. پپسیکو را در نظر بگیرید که هر پنج سس محبوب بازار، از جمله لی، فریتوس و توستیتوس را در اختیار دارد. این شرکتهای بزرگ حتی با خردهفروشان همکاری میکنند - و مبالغ هنگفتی به آنها بابت جاگذاری محصولاتشان در بهترین مکانهای سوپرمارکتها پرداخت میکنند. شرکتهای بزرگ مواد غذایی همچنین برچسبهای خصوصی دارند که محصولات برند خودشان هستند.
الیگارش ها و انحصارات بین المللی کشاورزی
الیگارش ها به یاری سهم بالا و قدرت بازار معمولاً به این شکل عمل میکند که اگر یکی از تعداد کمی از شرکتهای مسلط، قیمتها را بسیار بالاتر از هزینه های تولید خود افزایش دهد، سایر شرکتهای برتر معمولاً از این روند پیروی میکنند زیرا رقابت کمتری از سوی شرکتهای کوچک تر برای پایین نگه داشتن قیمتها وجود دارد. افزایش قیمت از این نوع میتواند از طریق هماهنگی، صریح یا ضمنی، بین شرکتهای مسلط رخ دهد. اگرچه نهادههای کشاورزی بخش عظیمی از اقتصاد جهانی را تشکیل میدهند، اما تعداد نسبتاً کمی از شرکتهای بسیار بزرگ در مجموع سهم عمدهای از بازار را در اختیار دارند.
برای کشاورزان جهان، نام این شرکتها بسیار آشناست. در زمینه بذرها و آفتکشهای کشاورزی، این شرکتها عبارتند از بایر، کورتوا (که در سال ۲۰۱۸، یک سال پس از ادغام داو و دوپونت تشکیل شد)، گروه سینجنتا وBASF
نامهای آشنا در زمینه ماشینآلات کشاورزی - مانند تراکتور و کمباین - عبارتند از جان دیر، CNH Industrial، AGCO و Kubota. وقتی کشاورزان به کود نیاز دارند، اغلب از Nutrien، Mosaic، Yara و CF Industries خرید میکنند. سایر شرکتهای بزرگ در این بخشها نیز برای سهم بازار رقابت میکنند، اما اینها بزرگترینها هستند. قابل توجه است که این بخش امروزه به شکلی که هست، به نظر میرسد - تنها تعداد انگشتشماری از شرکتهای جهانی چنین سهم بزرگی از نهادههای کشاورزی جهان را تأمین میکنند. با توجه به اینکه تنها چند صد سال پیش، نهادههای کشاورزی معمولاً کالاهای رایج بازار نبودند.
کشاورزان معمولاً بذرهای خود را برای کاشت فصل بعدی ذخیره میکردند؛ از مواد زائد موجود و تناوب زراعی استفاده میکردند تا مطمئن شوند که گیاهان مواد مغذی کافی دریافت میکنند؛ گیاهان را با هم کشت میکردند تا از آفات دور نگه دارند؛ و از ابزارهای دستی یا گاوی-اسبی استفاده میکردند که میتوانستند خودشان برای شخم زدن خاک و برداشت محصولات بسازند.
اما امروزه چگونه تنها چند کسبوکار کشاورزی با قدرت شکلدهی و تسلط بر بازارهای ماشین آلات کشاورزی، کودها، بذرها و آفتکشها به "غولهای کشاورزی صنعتی " تبدیل شدند، هر یک از این چهار صنعت تاریخچه خاصی دارند، و سعی داریم تا از روند کالایی شدن گسترده اولیه در اوایل تا اواسط دهه ۱۸۰۰ تا تسلط تنها چند شرکت بسیار بزرگ در اوایل تا اواسط دهه ۱۹۰۰ تحلیل مجملی ارایه دهیم. ردیابی این مسیرهای جداگانه نشان میدهد که آنها در روند تکامل شان شباهتهای گستردهای دارند.
شرکتهایی که به اوج رسیدند، از مزایای متمایز بازار، فناوری و سیاستگذاری بهره مند شدند که آنها را قادر به کسب قدرت و ثروت کرد. هنگامی که این شرکتها بزرگ و مسلط شدند، از ابعاد مختلف قدرت و ثروت خود برای شکل دادن به بازارها، نوآوریهای تکنولوژیکی و فرآیندهای سیاستگذاری دولت به روشهایی استفاده کردند که آنها را قادر ساخت با تصاحب رقبای خود، حتی بزرگتر شوند، برخی نیز اغلب در حین ادغام نام خود را تغییر میدادند. اما جدیدترین دور ادغام در دهه گذشته رخ داده است و نگرانیهای فوری بسیاری از محافل، از جمله سازمانهای کشاورزی، گروههای جامعه مدنی، سازمانهای مردم نهاد زیست محیطی، سیاست گذاران و دانشگاهیان را برانگیخته است. نکته مهم این است که نگرانی آنها فقط مربوط به تسلط تعداد انگشت شماری از شرکتهای بزرگ کشاورزی تجاری بر بازار پس از ادغام های بزرگ دهه های گذشته نبود، اگرچه این قطعاً نگرانی بزرگی است بلکه نگرانی آنها از ترویج یک مدل فناوری مرتبط با هزینههای اجتماعی و زیست محیطی گسترده تر توسط این شرکتها و همچنین قدرت سیاسی رو به رشد آنها برای شکلدهی به سیاستها و قوانین برمی خیزد.
اگر به فحوای کلام مدیران شرکتهایی که در اجلاس جهانی نوآوری فناوری کشاورزی ۲۰۲۵ در سانفرانسیسکو، تحت عنوان یک «گفتگوی بر سر سرمایه گذاری» برگزار کردند توجه کنیم. متوجه نوع نگاه آنها خواهیم شد با این توضیح که "بایر، کورتوا، سینجنتا و BASF " همگی شرکای پلاتینیوم این رویداد هستند - و در کنار هم «سهم بزرگی» از بازار جهانی بذر و آفتکشها را در اختیار دارند.
همانگونه که گفتیم اقتصاددانان معمولاً تصاحب ۴۰درصد سهم بازار در بین چهار شرکت برتر را آستانه ای میدانند که فراتر از آن، احتمال وقوع انحرافات بازار به دلیل قدرت بازار وجود دارد. اگر ادغام احتمالاً منجر به ۶۰درصد یا بیشتر سهم بازار در بین چهار شرکت برتر شود، تنظیمکنندگان معمولاً بررسیهای بیشتری را اعمال میکنند. بلافاصله پس از ادغامهای بزرگ بعد از سال ۲۰۱۵، چندین سازمان گزارشهایی در مورد میزان تمرکزی که در بخش نهادههای کشاورزی ایجاد شده بود، منتشر کردند. طبق برآوردهای این گزارشها، نسبتهای تمرکز چهار شرکت برتر (CR4) همچنان بالا باقی مانده و پس از تکمیل ادغامها تشدید شده است.
از سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰، چهار شرکت برتر بذر و مواد شیمیایی کشاورزی - بایر، گروه سینجنتا، کورتوا و BASF - ۶۰ تا ۷۰ درصد از بازار جهانی آفت کشها و ۵۰ تا ۶۰ درصد از بازار جهانی بذر ۴۵ میلیارد دلاری را کنترل میکردند. ارقام تمرکز برای این بخشها بالاتر از دهه های قبل است. طبق گزارش وزارت کشاورزی ایالات متحده (USDA)، CR4 جهانی در بذرهای زراعی و بیوتکنولوژی تقریباً 20درصد در سال 1994، 30درصد در سال 2000 و حدود 50درصد در سال 2009 بوده است. برای آفتکشها، CR4 جهانی در همان سالها تقریباً 30درصد، 40درصد و 50درصد بوده است. در بخش کود، اگرچه شرکتهای جهانی به طور فزایندهای بر بازار تسلط دارند، اما بیشتر دادههای موجود در مورد تمرکز در سطح ملی است. در سال ۲۰۱۹ در ایالات متحده، چهار شرکت - CF Industries، Nutrien، Koch و Yara-USA - ۷۵درصد از کودهای مبتنی بر نیتروژن و تنها دو شرکت - Nutrien و Mosaic - ۱۰۰درصد از کود پتاس آمریکای شمالی را تأمین میکردند. تخمین زده شد که یک شرکت، Mosaic، تقریباً ۹۰درصد از بازار کودهای مبتنی بر فسفر ایالات متحده را تأمین میکند. در بخش ماشینآلات کشاورزی، چهار شرکت برتر - دیر، کوبوتا، سیاناچ اینداستریال و ایجیاو - حدود ۴۵درصد از بازار جهانی را در اختیار داشته و شش شرکت برتر تقریباً ۵۰درصد از بازار جهانی را در اختیار داشتند. در بازارهای ملی ایالات متحده و کانادا، هولدینگ دیر حدود ۶۰درصد از فروش تراکتورهای سنگین را به خود اختصاص داده است. البته نسبتهای تمرکز بسته به بازار انواع خاص نهادهها متفاوت است چون وقتی بازارهای خاصتر در نظر گرفته شوند، سطح تمرکز اغلب بسیار بالاتر است زیرا برخی از آنها فقط توسط چند شرکت ارائه میشوند. به عنوان مثال، بذرهای اصلاحشده ژنتیکی (GM) حدود نیمی از بازار جهانی بذر را تشکیل میدهند و حتی قبل از ادغامهای اخیر، تقریباً تمام بازار برای صفات اصلاحشده ژنتیکی تحت سلطه شش شرکت برتر بود.
در کشورهایی که زمینهای قابل توجهی از محصولات تراریخته کشت میکنند، تمرکز در بخش بذر کاملاً مشهود است در ایالات متحده، جایی که بذرهای اصلاحشده ژنتیکی بخش عمدهای از ذرت و سویای کاشتهشده را تشکیل میدهند، تمرکز در این بازارها به ویژه بالاست. در سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰، چهار شرکت برتر تولید کننده بذر، ۸۴درصد از بازار بذر ذرت ایالات متحده و ۷۸درصد از بازار بذر سویای ایالات متحده را در اختیار داشتند.
دو شرکت - بایر و کورتوا اگریساینس - به تنهایی ۷۲درصد از بازار بذر ذرت ایالات متحده و ۶۶درصد از بازار بذر سویای ایالات متحده را در اختیار داشتند. این نوع تمرکز وقتی تعجب آور نیست که سه شرکت - بایر، کورتوا و سینجنتا - ۹۵درصد از حق ثبت اختراعات ذرت تراریخته، ۷۸درصد از حق ثبت اختراعات سویای تراریخته و ۹۳درصد از حق ثبت اختراعات کانولای تراریخته صادر شده بین سالهای ۱۹۷۶ تا ۲۰۲۱ را در اختیار دارند. در سال ۲۰۲۳، سینجنتا متعهد شد که ظرف سه سال، بذر گندم هیبریدی در مقیاس تجاری را برای کشاورزان آمریکایی در دسترس قرار دهد.
تحلیلگران نگرانیهایی را مطرح کردهاند مبنی بر اینکه شرکتهای غالب در یک بخش ممکن است قدرت بازار بیشتری نسبت به آنچه که حتی این معیارها نشان میدهند، داشته باشند، زیرا ساختار مالکیت مشترک سهامداران آنها در نسبتهای تمرکز منعکس نمیشود. مالکیت مشترک الگویی برای بسیاری از شرکتهای موجود در سیستم کشاورزی-غذایی است که در آن بخش قابل توجهی از سهام هر یک از شرکت ها متعلق به همان شرکتهای بزرگ مدیریت دارایی است.
شرکتهای مدیریت دارایی غولپیکر مانند بلک راک، استیت استریت و ونگارد، به عنوان سهامدار، در موقعیتی هستند که میتوانند به مدیران عامل این شرکتها فشار بیاورند تا بازده بالاتری ارائه دهند، که میتواند منجر به افزایش قیمتها در تمام شرکتهایی شود که در آنها سهام دارند.
تسلط چهار شرکت برتر بر بازار میتواند به جایگاه قدرت بازار در اقتصاد اشاره کند، اما همیشه معیار کاملی برای اعمال آن قدرت نیست. اندازه گیری تمرکز نه تنها دشوار است، بلکه ظرفیتی که به طور بالقوه به شرکتها میدهد تا قیمتها را بسیار بالاتر از هزینههای تولید خود افزایش دهند، لزوماً به این معنی نیست که شرکتها در عمل این کار را انجام میدهند.
برای تعیین اینکه آیا شرکتهای غالب، قدرت بازار خود را به کار میگیرند یا خیر، اقتصاددانان به معیارهای دیگری مانند افزایش قیمت (مبلغی که شرکتها برای محصولات خود بالاتر از هزینههای نهایی خود دریافت میکنند) و نسبت سود شرکتها نیز توجه میکنند.
این معیارهای دیگر، نشانه خوبی از این هستند که آیا شرکتهایی که در بخشهای متمرکز تسلط دارند، قدرت بازار خود را به شیوههایی که بیش از حد یا از نظر اجتماعی مضر هستند، اعمال میکنند یا خیر. تحقیقات اخیر مشخص کرده است که با متمرکزتر شدن بازارها، افزایش قیمتها و سود در واقع در حال افزایش است. اقتصاددانان، جان اکهوت و جان د لوکر، نشان دادهاند که در سطح جهانی، میانگین افزایش قیمتی که شرکتها دریافت میکنند به طور قابل توجهی افزایش یافته است. قیمتها در سال ۱۹۸۰ حدود ۱.۱ برابر بیشتر از هزینه های نهایی بود و در سال ۲۰۱۹ به تقریباً ۱.۶ برابر بیشتر از هزینه های نهایی افزایش یافت - نرخها در آمریکای شمالی (۱.۷۶) و اروپا (۱.۶۴) بیش از سایر نقاط جهان افزایش یافته است. افزایش سود شرکتها به ویژه در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ و دوباره پس از سال ۲۰۱۰ - دورههایی که موجهای ادغام و تملک گسترده در بسیاری از اقتصادها وجود داشت - بسیار شدید بود. تحقیقات جدید نشان میدهد که سود شرکتها به عنوان سهمی از فروش بین دهه ۱۹۸۰ و اواسط ۲۰۱۰ افزایش یافته است، از حدود ۱-۲ درصد فروش در سال ۱۹۸۰ به حدود ۷-۸ درصد فروش در سال ۲۰۱۶. تا سال ۲۰۲۱، سود شرکتها و سود آنها در ایالات متحده به بالاترین سطح ثبت شده خود از دهه ۱۹۵۰ رسیده است.
نمونه مصرح تمرکز در صنعت بین المللی بذر
به عنوان نمونه بخش بذر یکی از متمرکزترین صنایع نهادهها است، به خصوص وقتی بذرهای اصلاحشده ژنتیکی را در بازارهای خاص در نظر میگیریم. نسبتهای تمرکز تنها یکی از جنبههای این موضوع هستند. فراتر از بازار خود بذرها، مالکیت مالکیت معنوی (IP) برای ویژگیهای بذر نیز در دست تنها چند شرکت متمرکز است. وزارت کشاورزی ایالات متحده دریافت که در سال ۱۹۹۰، چهار شرکت برتر، ۴۱درصد از حفاظت از مالکیت معنوی ذرت در ایالات متحده را در اختیار داشتند و تنها یک شرکت، پایونیر، ۳۸درصد از آن را در اختیار داشت تا سال ۲۰۱۰، مالکیت مالکیت معنوی چهار شرکت برتر به رقم باورنکردنی ۹۳درصد افزایش یافته بود تا سال ۲۰۲۲، چهار شرکت برتر، ۹۵درصد از مالکیت معنوی ذرت، ۹۷درصد از کلزا، ۸۴درصد از سویا و ۷۴درصد از پنبه را در اختیار داشتند. این سطوح بسیار بالای تمرکز مالکیت معنوی، بسیار فراتر از گندم - یک محصول غیرتراریخته که بخش عمدهای از پرورش آن در مؤسسات بخش دولتی انجام میشود - است که تمرکز مالکیت معنوی آن در بین چهار شرکت برتر ۵۱درصد است.
در این رابطه نگرانی زیادی وجود دارد که تمرکز شرکتها در بخش بذر - برای بذر فروخته شده و در مالکیت معنوی برای صفات اصلاح شده ژنتیکی - به شرکتهای غالب این قدرت را میدهد که قیمتها را بالاتر از سطوحی که در یک بازار رقابتی تر حاکم است، تعیین کنند. وزارت کشاورزی ایالات متحده گزارش داد که قیمت بذرهای مهندسی ژنتیک شده بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۳، ۷۰۰ درصد افزایش یافته است، در حالی که قیمت سایر محصولات زراعی ۲۱۸ درصد افزایش یافته است. تشخیص اینکه آیا این افزایش قیمتها محصول تمرکز است یا عوامل دیگری مانند هزینههای صدور مجوز فناوری، دشوار است زیرا بیشتر دادههای مورد نیاز به صورت عمومی در دسترس نیستند. در عوض، دادهها اغلب توسط شرکتهای داده بخش خصوصی پشت دیوارهای پرداخت نگه داشته میشوند.
در زمانی که ادغامهای بزرگ در بخش بذر و مواد شیمیایی در حال وقوع بود، مطالعات پیشبینی میکردند که به دلیل تمرکز حاصل، قیمتها احتمالاً حدود ۲ تا ۶ درصد افزایش یابد. تأثیر پیشبینیشده ادغام بایر-مونسانتو بر قیمت بذر پنبه بسیار برجسته تر بود و افزایش ۱۷.۴ تا ۱۹.۲ درصدی پیشبینی میشد. علاوه بر این، آشفتگی بازارهای جهانی کشاورزی ناشی از بیماری همهگیر کووید-۱۹ و حمله روسیه به اوکراین، تجزیه و تحلیل اثرات مختلف غلظت بر قیمت بذر در سالهای اخیر را به ویژه دشوار کرده است.
شرکتهای کود و بویژه بذر اصرار دارند که محصولاتشان کشاورزان را قادر میسازد تا به بهره وری کلی کشاورزی بیشتری دست یابند، که این امر باید هرگونه افزایش قیمت را جبران کند. با این حال، اکثریت قریب به اتفاق ویژگیهای بیوتکنولوژی کشاورزی که توسط شرکتهای برتر به بازار عرضه میشوند، برای افزایش عملکرد طراحی نشدهاند بلکه تقریباً تمام ویژگیهایی که توسط شرکتهای بذر به بازار عرضه میشوند، برای تحمل علفکشها یا مقاومت در برابر حشرات هستند.
البته، محافظت از بذرها در برابر علفهای هرز و حشرات میتواند منجر به تولید بیشتر در هر مزرعه شود، اما شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد بذرهای اصلاحشده ژنتیکی نسبت به بذرهای معمولی، تا حدی که هزینه اضافی را پوشش دهد، عملکرد بهتری دارند. دادههای وزارت کشاورزی ایالات متحده نشان میدهد که قیمت نهادههای کشاورزی، به ویژه بذر، در دهههای اخیر با سرعت بیشتری نسبت به قیمتی که کشاورزان برای محصولات خود دریافت کردهاند، افزایش یافته است.
همانطور که موسسه ضد انحصار آمریکا خاطرنشان میکند، " افزایش قیمت بذر در طول زمان از افزایش عملکرد پیشی گرفته است - همان مشکلی که ظاهراً بیوتکنولوژی برای حل آن طراحی شده است". فراتر از تأثیرات قیمتگذاری، منتقدان به رویههایی در میان شرکتهای بخش بیوتکنولوژی کشاورزی اشاره کردهاند که ورود شرکتهای جدید به بازار را دشوار میکند، مانند صدور مجوز و صدور مجوز متقابل برای صفات و گونههای بذر. شرکتهای بزرگ قادرند شرایط نامطلوبی را به فروشندگان بذر در مقیاس کوچک تر تحمیل کنند، که چارهای جز رعایت آن ندارند زیرا هیچ منبع جایگزینی برای صفات خاص ندارند.
شرکتهای بزرگ بذر بیوتکنولوژی نیز در اظهارات خود در همان جلسه مشورتی به دلیل تلاشهایشان برای جلوگیری از تولید نسخههای ژنریک محصولاتشان توسط سایر شرکتها پس از انقضای حق ثبت اختراعشان، مورد انتقاد قرار گرفتند. در یکی از نظرات ثبت شده در جلسه مشورتی اشاره شده است که BASF اجازه داده است مجوز مربوط به صفت بذر LibertyLink خود چندین سال قبل از انقضای حق ثبت اختراع منقضی شود و از این طریق اطمینان حاصل شود که این صفت از مالکیت عمومی حذف شده است. معیشت کشاورزان مستقیماً تحت تأثیر قدرت بازار شرکتهای تولیدکننده نهادههای کشاورزی قرار دارد. به عنوان مثال، وقتی قیمت کود به طور ناگهانی و شدید افزایش مییابد، سودآوری خود کشاورزان را کاهش میدهد، به خصوص زمانی که قیمت کود بیشتر از قیمت محصولات کشاورزی افزایش یابد. در دوره قبل از ادغامهای اخیر (1990-2015)، هزینه نهادههای کشاورزی، به ویژه بذر، سریعتر از قیمتی که کشاورزان برای محصولات خود دریافت میکردند، افزایش یافت. اگرچه محاسبه دقیق هزینه های تجمعی این افزایش قیمت دشوار است، از سال ۲۰۲۰، کشاورزان در کشورهای در حال توسعه به ویژه از افزایش قیمت کود آسیب دیدهاند. در شش ماه اول سال ۲۰۲۳، قیمتها در کشورهای شرق و مرکز آفریقا تا سه برابر قیمتهای جهانی افزایش یافت. به ویژه کشاورزان خرده پا در کشورهای جنوب صحرای آفریقا به دلیل هزینههای بالاتر و سطح بالای بدهی در این کشورها که توانایی بازیگران ملی را برای وام گرفتن بودجه برای خرید واردات کود محدود میکند، در دسترسی به کود وارداتی مشکل داشتهاند. تأثیرات افزایش قیمت نهاده های کشاورزی بر مصرف کنندگان مواد غذایی در سراسر جهان نیز تأثیر میگذارد، زیرا افزایش هزینه های کشاورزی به افزایش قیمت مواد غذایی منجر میشود. منتقدان جامعه مدنی استدلال کردهاند که ادغامهای بزرگ اخیر احتمالاً با کاهش قیمت مواد غذایی، تأثیر نامطلوبی بر کسانی که در حال حاضر در فقر هستند، خواهد داشت. افزایش ۱ درصدی قیمت کود به افزایش ۰.۴۵ درصدی قیمت کالاهای غذایی منجر میشود.
گران سازی هزینه یک رژیم غذایی سالم
پس از حمله غیر قانونی آمریکا و اسراییل به ایران، گرانی کود در کشورهای در حال توسعه منجر به کاهش مصرف و تولید کمتر شده است که این امر دسترسی به غذا را محدودتر کرده و به نوبه خود فشار رو به بالایی بر قیمت مواد غذایی وارد میکند. هزینه یک رژیم غذایی سالم از سال ۲۰۱۹ در تمام مناطق جهان افزایش یافته است و در سال ۲۰۲۰،حدود ۳.۱ میلیارد نفر توانایی خرید یک رژیم غذایی سالم را نداشتند – (افزایشی ۱۱۲ میلیون نفری در مقایسه با سال ۲۰۱۹). افزایش شدید تورم قیمت مواد غذایی در سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ تنها این روند را تشدید کرد و این روند با جنگ خلیج فارس و بستن تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران ادامه دارد. این تأثیرات با کاهش عاملیت فردی در سیستمهای تولید مواد غذایی و محدود کردن فرصتهای تنوع که برای سیستمهای غذایی مقاوم تر ضروری هستند، هزینه های هنگفتی را تحمیل میکنند. اعمال قدرت بازار توسط شرکتهای غالب تولیدکننده نهاده ها، نابرابری را در جامعه به طور گسترده تری تشدید میکند. این درک رو به رشد وجود دارد که با اعمال قدرت بازار توسط شرکتهای برتر در اقتصاد، نابرابری افزایش یافته است. یکی از عواملی که نگرانی ها را برانگیخته است این است که همزمان با افزایش قیمتها و سود شرکتهای برتر، سهم کارگران از درآمد ملی از تقریباً ۶۵ درصد در دهه ۱۹۷۰ به حدود ۵۹ درصد در سال ۲۰۱۷ کاهش یافته است.
این نوع نابرابریهای گسترده تر که از اعمال قدرت بازار، از جمله در میان شرکتهای تولیدکننده نهاده های کشاورزی، ناشی میشوند، مدیران شرکتها و سرمایهگذاران مالی را نسبت به سایر افراد جامعه در اولویت قرار میدهند افزایش بیشتر و عظیم سود شرکتهای غالب نهاده های کشاورزی در دوره ۲۰۲۰-۲۰۲۳، سوالات جدیدی را در مورد قدرت بازار این شرکتها در شرایط آشفتگی بازار ناشی از بیماری همهگیر کووید-۱۹ و به دنبال آن حمله روسیه به اوکراین و جنگ خلیج فارس مطرح میکند. نگرانی اصلی این است که شرکتهای غالب از وضعیت نامشخص برای افزایش قیمتهای خود بیش از افزایش هزینههای خود استفاده کردهاند، که خود شرکتها در صورتهای مالی خود آن را تأیید کردهاند. این شرکتها با اعمال این جنبههای مختلف قدرت بازار خود، هزینههای هنگفتی را بر سیستمهای غذایی جهان تحمیل کردهاند و هم غذا و هم کشاورزی را گرانتر و دسترسی به آنها را دشوارتر کردهاند.
نویسنده: دکتر حسین شیرزاد، تحلیلگر و دکترای توسعه کشاورزی