تغییرات پیدرپی و بیحاصل نوری قزلجه؛ با چه هدفی؟
بررسی پشتپرده تغییرات پیدرپی و شتابزده مدیریتی غلامرضا نوری قزلجه در وزارت جهاد کشاورزی، همزمان با کلید خوردن طرح استیضاح در مجلس؛ اصلاح ساختار یا بازآرایی پیش از پاسخگویی؟
قزلجه طی دو سال گذشته تغییرات پیدرپی و بیحاصلی صورت داده که موجب بیثباتی در مدیریت وزارتخانه شده است (دویدن بر تردمیل) و حاصلی برای مردم و بخش کشاورزی نداشته است؛ از جمله:
معاونت بازرگانی: ۴ مرتبه (خانی، نوذری، خانم مشیری، هومن فتحی و طلایی).
سازمان حراست: ۴ مرتبه (عمار خسروی، مرتضی اردستانی، محسن نایبی، محمد محمدی).
سازمان جنگلها و آبخیزداری: ۳ مرتبه (وحید، علی تیموری، افلاطونی).
معاونت توسعه منابع انسانی: ۳ مرتبه (محمدی، علاییمقدم، علی تیموری).
امور مجلس: ۳ مرتبه (علی تیموری، دهدشتی، قربانی).
درست در روزهایی که طرح استیضاح غلامرضا نوری قزلجه در سامانه مجلس بارگذاری شده و عملکرد ضعیف و پُرانتقاد او وارد مرحله تازهای از نظارت پارلمانی شده است، ناگهان نوری قزلجه دست به جابهجاییها در برخی شرکتها و مجموعههای مهم وزارت جهاد کشاورزی زده است.
اصل تغییر مدیران حق هر وزیری است؛ اما زمان، کیفیت و علت تغییر، موضوعی نیست که بتوان بهسادگی از کنار آن گذشت.
وقتی مدیری باسابقه کنار گذاشته میشود، مدیری جدید منصوب میشود و همزمان چند جابهجایی در مجموعههای اقتصادی و تخصصی وزارتخانه اتفاق میافتد، سؤال طبیعی این است:
آیا این تغییرات از مدتها قبل طراحی شده بود یا استیضاح، اجرای آن را سرعت بخشید؟
چرا اینهمه عجله؟
شرکتها و مؤسسات تخصصی تابعه وزارت جهاد کشاورزی صرفاً چند اداره تشریفاتی نیستند. بخشی از مهمترین مأموریتهای اجرایی، مالی، طرح و برنامه، بیمهای، تأمین نهاده و خدمات کشاورزی در همین مجموعهها جریان دارد.
بنابراین تغییر مدیران آنها باید بر اساس یک منطق روشن مدیریتی صورت بگیرد؛ نه اینکه افکار عمومی بعد از صدور حکم تازه شروع کند به حدس زدن درباره چرایی و علت آنها.
اگر عملکرد مدیران جابهجا شده قابل قبول بوده، سؤال دیگری مطرح میشود:
چه اتفاقی افتاده که درست در این مقطع، چنین تغییراتی ضروری شده است؟
ماجرای «حلقه نزدیکان قزلجه» چیست؟
در سوی دیگر، حضور و جابهجایی افرادی که از نزدیکان و اطرافیان نوری قزلجه، بهرنگ نجاتی و اکبر فتحی هستند، حساسیتها را بیشتر میکند.
اینجا هم مسئله، الزاماً شخص افراد نیست؛ مسئله معیار انتخاب آنان است.
آیا وزارتخانه میتواند رزومه، تخصص، عملکرد، کارنامه و برنامه هر یک از مدیران جدید را منتشر کند تا مشخص شود انتخابها بر مبنای شایستگی حرفهای و نه ارتباط بوده است؟
اگر پاسخ مثبت است، چه چیزی برای پنهان کردن وجود دارد؟
زیرا شفافیت، سادهترین راه برای پایان دادن به شائبههاست.
اما یک سؤال مهمتر:
نوری قزلجه بهعنوان وزیر جهاد کشاورزی در ماههای گذشته با پروندهها، ابهامات و پرسشهای سنگینی درباره تخلف در نهادهها، شرکتهای تابعه، خالیفروشی، فساد کمیته استثنائات، واردات، ذخایر، مرغهای تاریخ مصرف گذشته و مدیریت زنجیره تأمین مواجه بوده است.
مجلس نیز پس از ماهها پرسش، تذکر، فرصت و خویشتنداری و همراهی برای اصلاح یا ترمیم کابینه، اکنون بهصورت جدی وارد مسیر استیضاح نوری قزلجه شده است.
در چنین شرایطی، تغییر همزمان و فلهای مدیران مجموعههای مهم میتواند دو برداشت کاملاً متفاوت ایجاد کند:
یک برداشت خوشبینانه این است که نوری قزلجه تصمیم گرفته ساختار مدیریتی وزارت را اصلاح کند.
برداشت دوم این است که نوری قزلجه با این تغییرات فلهای و انتصاب نزدیکان در شرکتها و مجموعههای مهم وزارت جهاد کشاورزی، در حال بازآرایی و تحرکات پیش از ورود به مرحله پاسخگویی و استیضاح است.
کدامیک درست است؟
پاسخ این سؤال را نه شعارهای اطرافیان و بلندگوهای اجیرشده نوری قزلجه، بلکه تاریخ احکام، سوابق مدیران، دلایل نصب یا برکناریها، برنامه مدیران جدید و نتایج عملکرد آنها مشخص خواهد کرد.
مسئله دقیقاً همین «همزمانی» است.
اگر این تغییرات کاملاً مستقل و بیارتباط با استیضاح است و از ماهها قبل در دستور کار قرار داشته، چرا نوری قزلجه جدول زمانی، مستندات و دلایل آن را اعلام نمیکند؟
اگر این تغییرات، تصمیم مدیریتی جدیدی بوده، چه مسئلهای ناگهان ضرورت این تغییرات گسترده را ایجاد کرده است؟
و اگر هدف، اصلاح واقعی است، چرا این اصلاحات درست در مقطعی انجام میشود که نوری قزلجه باید بیش از هر زمان دیگری درباره کارنامه و عملکرد خود به مجلس پاسخ بدهد؟
هیچکدام از این پرسشها اتهام نیست.
اما بیپاسخ گذاشتن آنها میتواند بر شائبهها و ابهامات اضافه کند.
نوری قزلجه باید یک بار برای همیشه پاسخگوی اقدامات زیانبار و ویرانگر خود باشد.
نوری قزلجه نمیتواند همزمان از یک سو استیضاح را سیاسی بداند و از سوی دیگر، در آستانه همان استیضاح، دست به تغییرات گسترده مدیریتی بزند و اطرافیان و نزدیکان خود را در شرکتها و مجموعههای مهم وزارت جهاد کشاورزی بگمارد، اما درباره منطق آنها توضیح روشن و شفافی ارائه نکند.
اگر مدیران قبلی ضعیف بودهاند، اعلام کنید چرا.
اگر مدیران جدید شایستهترند، رزومه و برنامهشان را منتشر کنید.
اگر این جابهجاییها ماهها قبل طراحی شده، زمانبندی آن را توضیح دهید.
و اگر هیچ ارتباطی با فضای استیضاح ندارد، نوری قزلجه باید این ارتباط را برای افکار عمومی روشن کند.
در غیر این صورت، یک سؤال همچنان روی میز خواهد ماند:
«انتصابهای فلهای و دقیقهنودی نوری قزلجه؛ تلاشی برای اصلاح مدیریت و حل مشکلات وزارت جهاد کشاورزی است یا آرایش و تحرکات پیش از ورود به میدان پاسخگویی و استیضاح؟»
این سؤال را نه منتقدان نوری قزلجه، بلکه منطق زمانبندی تصمیمات مدیریتی ایجاد کرده است.
و شاید امروز مهمتر از اینکه بدانیم «چه کسی آمد و چه کسی رفت»، این باشد که بدانیم:
چه کسی چرا رفت، چه کسی چرا آمد و چرا دقیقاً در این مقطع؟