پیامی که ارسال نشد
نشست عمان با محوریت ایران، کشورهای خلیجفارس و تنگه هرمز، در شرایط افزایش تنشهای منطقهای و تغییر رویکرد عربستان به تعامل با تهران بررسی میشود.
پس از آنکه بحرین بهعنوان یکی از کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس اعلام کرد حاضر نیست بر سر یک میز با ایرانیها بنشیند و گفتوگو کند، عربستان نیز به آن پیوست و نشست وزیران امور خارجه ایران، عراق و شش کشور عضو شورای همکاری خلیجفارس که قرار بود امروز در عمان برگزار شود، برگزار نشد.
در بیانیه وزارت خارجه بحرین، حضور در مذاکراتی که ایران در آن مشارکت میکند، به برقراری روابط دیپلماتیک و ازسرگیری مناسبات تهران ـ منامه منوط دانسته شده است. به همین دلیل، آنچه امروز و در عمان برگزار میشود، نشست مشترک ایران، عراق و پنج کشور عضو شورای همکاری خلیجفارس است که قرار است به موضوع مسدود بودن تنگه هرمز و بررسی راههای بازگشایی آن بپردازد.
تلاشی برای همگرایی کشورهای خلیجفارس
این نشست ـ اگر برگزار میشد ـ را میتوان اولین تلاش مشترک کشورهای حاشیه خلیجفارس دانست که براساس اراده جمعی شکل گرفته است.
تاکنون ایران موضوع بازگشایی و رژیم حقوقی ـ دریایی این تنگه را فقط به دو کشور ایران و عمان محدود میدانست و تأکید میکرد که سایر کشورها، از جمله همسایگان جنوبی ایران، باید از ترتیبات توافقشده میان ایران و عمان تبعیت و پیروی کنند.
البته پیش از برگزاری این دیدار چندجانبه، دیپلماتهای کشورمان تصریح میکردند که این نشست تنها برای گفتوگو و رایزنی است و قرار نیست پس از پایان این دیدار چندجانبه، تنگه هرمز بازگشایی شود.
از این منظر، نباید انتظار داشت نشستی که هفت کشور مهم خلیجفارس آن را برپا میکنند، تأثیر مهم، عملی و بلافاصلهای بر تردد شناورهای مستقر در خلیجفارس داشته باشد.
چرا کشورهای خلیجفارس به فکر گفتوگو افتادند؟
پیش از توافق برای برپایی این نشست، اتفاقهایی در این منطقه رخ داده که خلیجفارسنشینان را به برپایی نشستی برای هماندیشی و تصمیمگیری تشویق کرده است.
در وهله نخست، سردرگمی و ناتوانی ایالات متحده در موضوع جنگ با ایران ادامه پیدا کرده و هیچ چشمانداز روشنی برای توقف بلندمدت یا پایان جنگ مشاهده نمیشود.
اکنون دیگر حتی خوشبینترین تحلیلگران ضدجمهوری اسلامی ایران نیز مطمئن شدهاند که ایالات متحده قدرت و توان شکست دادن جمهوری اسلامی در ایران و براندازی این حکومت را ندارد.
از این بابت، کشورهای شورای همکاری که پیش از این براندازی جمهوری اسلامی در ایران و ضمیمه کردن بخشی از خاک کشورمان به خاک خودشان را در آرزوهایشان بیان میکردند و وقوع آن را نزدیک و حتمی میدانستند، حالا از ایالات متحده فاصله گرفته و تخممرغهایشان را از سبد ترامپ خارج کردهاند.
اعراب حاشیه جنوبی این پهنه دریایی فهمیدهاند که باوجود تمام ادعاهایی که ترامپ و همکارانش، از جمله اسکان بسنت، درباره شکست دادن ایران بیان میکنند، هیچ امیدی به شکست یا تسلیم جمهوری اسلامی، حتی در جنگ اقتصادی، وجود ندارد.
از این بابت، راهحل معقول و در دسترس آن است که این کشورها با همسایه شمالی خود به نتیجه و توافق برسند و از توسل به راههای موهوم پرهیز کنند.
نبردهای اخیر و نگرانی از ناامنی دریایی
واقعیت میدانی دیگر، نبردهای اخیر ایران و آمریکاست که به غرق شدن تعدادی از شناورهای تجاری و نظامی دو طرف انجامید.
در حالی که ایالات متحده تأکید میکند در ازای هر حمله به شناورهای نظامی خود، یک نفتکش ایرانی را غرق خواهد کرد، ایران نیز پابهپای ایالات متحده به حملات خود ادامه داد و ضمن غرق کردن یک شناور بدون سرنشین و به غنیمت گرفتن یک شناور زیرسطحی، نشان داد که حاضر به کوتاه آمدن در مقابل شدت گرفتن حملات علیه خود نیست.
این امر اعراب را به این نتیجه رسانده که با شرایط فعلی، ایالات متحده اراده سیاسی و شاید توان نظامی اشغال خاک ایران و تسلط یافتن بر تنگه هرمز و جزایر راهبردی آن را ندارد و از این منظر، اتکا به واشنگتن برای تجربههای بهتر در خلیجفارس چشماندازی ندارد.
بهویژه آنکه تا همین نقطه نیز میزان سوءتفاهم با ایران بهشدت افزایش یافته و میزان بیاعتمادی میان دو سوی خلیجفارس بهنحو کاملاً ملموسی رشد پیدا کرده است.
دقیقاً به همین دلیل، اینبار عربستان و دیگر کشورهای این شورا مسیر تعامل با کشورمان را انتخاب کردهاند.
نگرانی عربستان از تحولات یمن
در عین حال، حوادث یمن و حملات حوثیها به عربستان و تصرف و تسلط ایشان بر سرزمینهای جنوبغربی یمن که تنگه باریک بابالمندب را در چنگ آنها قرار داده، عربستان را در اینباره که صادرات نفت از بنادر دریای سرخ کاملاً قطع شود، هراسان کرده است.
در واقع، ریاض مشاهده کرده که شاهرگ حیاتیاش برای صادرات نفت از غرب این کشور و دریای سرخ، از طریق عوامل ناشناس در عراق هدف قرار گرفته و صادرات ۴ میلیون بشکه در روز از این خط لوله را متوقف کرده است.
در عین حال، از خلیجفارس نیز صادرات نفت با کندی و محدودیت زیادی مواجه بوده و به همین دلیل، درآمدهای کشورهای بزرگ خلیجفارس و در رأس آنها عربستان، مورد تهدید جدی واقع شده است.
ریاض مشاهده کرده که در مقابل همسویی تهران ـ صنعا علیه عربستان، تنها متحد راهبردیاش، یعنی ایالات متحده، حاضر به همکاری با نیروهای عربستانی و درگیری در جنگ یمن نشد.
پیمان مکه نیز که در ابتدا با تبلیغات فراوان، چشماندازهایی از آن ارائه میشد، در نخستین آزمون جدی خود مردود شده و هیچ چشماندازی وجود ندارد که ترکیه و پاکستان برای عقبراندن و سرکوب حوثیهای یمن، به میدان جنگ وارد شوند.
در واقع، عربستان تنها در میان میدان باقی مانده و هیچ دفاعی در مقابل موفقیتها و تهدیدهای حوثیهای یمن ندارد.
این واقعیت، ریاض را به این نتیجه رسانده که بهجز همکاری با ایران، راه و انتخاب دیگری ندارد.
تنگه هرمز همچنان در مرکز رایزنیها
با اینکه کشورمان اعلام کرده مسیرها و توافق فیمابین ایران و عمان درباره تردد شناورها از تنگه هرمز، امروز در عمان نهایی و امضا خواهد شد، اما مقامات ایرانی بلافاصله تأکید میکنند که حتی امضای این تفاهم و توافق به معنای بازگشایی تنگه نیست و این گشایش تنها به انجام تعهدات ایالات متحده بستگی دارد.
به همین دلیل، کسی انتظار ندارد که پس از پایان نشست عمان، تحول مهمی در منطقه رخ دهد.
با این وجود، نشست عمان گام قابلدرکی در همگرایی منطقهای است و درک متقابل کشورهای دو سوی خلیجفارس از ملاحظات یکدیگر را افزایش میدهد.
در این میان، عدم حضور بحرین در این نشست چندان بااهمیت تلقی نشده، چراکه بحرین هیچگاه نقش مهمی، چه در منطقه خلیجفارس و چه حتی در شورای همکاری این پهنه آبی، بازی نکرده و تأثیر چندانی در مناسبات آن نداشته است.
پیامی که از عمان به واشنگتن میرسد
البته چون برگزاری این نشست، در عین حال موضع ایران و متحدان آن ـ حوثیها ـ را در منطقه تقویت و تثبیت میکند و این امر پیام مهمی به نفع ایران به واشنگتن ارسال میکند، بعید به نظر میرسد در این مقطع زمانی، اعراب و ایالات متحده بر سر برگزاری آن توافق کنند.