بنبست خودساخته در زنجیره تأمین غذایی کشور
سیاستهای وزارت جهاد کشاورزی در واردات نهاده دامی؛ تقابل انحصار واردات با راهکارهای تهاتری که امنیت غذایی را تهدید کرده است.
در شرایطی که اقتصاد کشور تحت فشارهای بیسابقهی ناشی از تحریمها و تنگناهای ارزی قرار دارد، مدیریت زنجیره تأمین نهادههای دامی به یکی از پاشنههای آشیل امنیت غذایی تبدیل شده است.
در حالی که انتظار میرود سیاستگذاران کشاورزی با بهرهگیری از ظرفیتهای منطقهای و روشهای نوین تجاری، هزینههای تمامشده تولید را کاهش دهند، شواهد و اظهارات فعالان صنفی حکایت از یک «خودتحریمی» هدفمند در لایههای مدیریتی وزارت جهاد کشاورزی دارد.
انحصار در واردات؛ اولویتبخشی به منافع واسطهها
مجتبی عالی، عضو اتحادیه دامداران کشور، در تازهترین نقد صریح خود نسبت به سیاستهای جاری وزارت جهاد کشاورزی، پرده از یک پارادوکس بزرگ در تأمین نهادههای دامی برداشته است.
بر اساس مستندات ارائه شده توسط وی، در شرایطی که امکان تأمین غلات، ذرت و جو از کشورهای همسایه و شرکای تجاری نظیر روسیه با کمترین هزینه و بدون نیاز به انتقال ارز وجود دارد، بدنه مدیریتی وزارت جهاد کشاورزی بهطور سیستماتیک، این مسیرها را مسدود کرده و عملاً تولیدکنندگان را به سمت خرید انحصاری و گرانقیمت از برزیل سوق داده است.
این رویکرد، آن هم در شرایط جنگ اقتصادی، نه تنها هزینههای لجستیکی و حملونقل را بهصورت غیرضروری افزایش میدهد، بلکه با تحمیل خروج ارز در زمانِ کمبود منابع، فشار مضاعفی بر ذخایر ارزی کشور وارد میکند.
تهاتر؛ ظرفیتی که نادیده گرفته شد
طبق گفته این فعال صنفی، یکی از راهکارهای طلایی که در دولت سیزدهم با موفقیت اجرا شد، بهرهگیری از مکانیسم «تهاتر کالا به کالا» بود. این مدل که نیاز کشور به تخصیص ارز را به صفر میرساند، اجازه میداد نهادههای اساسی از مسیرهای شمال و حتی کشورهای همسایه شرقی مانند هند و پاکستان وارد شود.
مجتبی عالی با اشاره به این دستاورد، تأکید میکند که چرا مسیرهایی که قبلاً امتحان خود را پس دادهاند و بستر آن کاملاً فراهم بود، اکنون به بهانههای نامعلوم دچار انسداد شدهاند؟!
سؤالی که افکار عمومی و فعالان بخش خصوصی مطرح میکنند این است: آیا اولویت مدیران فعلی وزارت جهاد کشاورزی، کاهش هزینه تولید و رفاه دامداران است یا حفظ ساختارهای وارداتی پرهزینه که سود کلان آن به جیب واسطهها میرود؟
انتقاد از انتصابات در وزارت جهاد کشاورزی
بخش دیگری از تحلیل انتقادی مجتبی عالی، به ضعفهای مدیریتی در بدنه وزارت جهاد کشاورزی بازمیگردد. او با صراحت از «آقای نوری» به دلیل شیوهی انتصابات مدیریتی گلایه میکند.
به گفتهی این فعال صنفی، در یک چرخه معیوب، مدیران ضعیف به کار گرفته میشوند و این مدیران نیز بهجای استفاده از نیروهای متخصص و بدنه کارشناسی کشاورزی، افرادی با توانمندی کمتر از خود را به کار میگمارند.
این سبک مدیریتی، در نهایت به فلج شدن تصمیمگیریهای کلان و حذف تدریجی نظرات نخبگان بخش خصوصی منجر شده است.
شعار «سپردن مدیریت به خودِ کشاورزان و دامداران» که توسط عالی مطرح شد، در واقع فریاد یک بخش آسیبدیده است که معتقد است اگر زنجیره تأمین و تجارت نهادهها بهدست تولیدکنندگان واقعی سپرده شود، هزینههای واسطهگری حذف شده و امنیت غذایی کشور با ثبات بیشتری تأمین خواهد شد.
تقابل انحصار و تولید؛ هزینهای که از سفره مردم پرداخت میشود
آن چه امروز در حوزه تأمین نهادههای دامی میگذرد، فراتر از یک بحث کارشناسی ساده است. این یک تقابل میان «رویکرد انحصارگرا» و «رویکرد جهادی و تولیدمحور» است.
اگر وزارت جهاد کشاورزی نخواهد مسیرهای کمهزینه و تهاتری را جایگزین انحصار واردات کند، فاصله میان تولیدکنندگان و سیاستگذاران، بیش از پیش شده و تبعات این تصمیمات، در قیمت نهایی محصولات پروتئینی و سفره مردم نمود پیدا خواهد کرد.
برای خروج از این بنبست، تغییر ریلگذاری به نفع تشکلهای تخصصی و حذف واسطههای غیرضرور، ضرورتی اجتنابناپذیر است.